ماه رمضان
تصویر برگزیده

«احمدرضا حجارزاده» در گفتگو با آرتنا:

فیلم «حرف» سیاسی نیست +عکس

آرتنا: «احمدرضا حجارزاده» کارگردان فیلم «حرف» گفت: فیلم «حرف» بیش‌تر برای شنیدن است و کم‌تر برای دیدن. اما متاسفانه تماشاگران به حرف‌های فیلم گوش نمی‌دهند.

zoom تصاویر ضمیمه شده به خبر
فیلم «حرف» سیاسی نیست +عکس

گفت‌وگو: سارا حدادی / خبرگزاری هنر «آرتنا»

«احمدرضا حجارزاده» فعالیتش را در زمینه کارگردانی فیلم‌های کوتاه از اواخر دهه هشتاد شروع کرده و تا کنون چهار عنوان فیلم کوتاه با نام‌های «عشق‌بازی یا چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و مرگ را دوست بدارم»،«برداشت»،«فرشته من» و «حرف» ساخته است.او فیلم‌سازی را به شکلِ تجربی و خودآموز آغاز کرده. فیلم‌های «برداشت» و «فرشته من» در ششمین جشنواره عکس خبری دوربین دات‌نت و چهارمین جشنواره فیلم کوثر نمایش داده شده‌اند.فیلم حرف با مدت‌زمان بیست‌وپنج دقیقه،واپسین ساخته اوست که امسال در چهارمین جشنواره فیلم کوتاه مستقل خورشید شرکت داشت.داستان «حرف» درباره دختر و پسر جوانی است که در یک نشریه هم‌کارند. پسر از دختر خواستگاری می‌کند.دختر پیشنهاد ازدواج را نمی‌پذیرد اما حرف‌هایش مسیر این آشنایی را تغییر می‌دهد. به بهانه حضور «حرف» در بخش مسابقه آثار داستانی جشنواره فیلم کوتاه خورشید، پای حرف‌های این کارگردان جوان نشستیم.

شما به طور معمول، سوژه‌های فیلم‌سازی‌تان را چه‌طور پیدا می‌کنید؟
از آنجا که حرفه اصلی‌ام روزنامه‌نگاری است،خیلی به رویدادهای اطرافم در جامعه و زندگی شخصی توجه می‌کنم و همیشه از مواردی که به نظرم جالب می‌رسند، یادداشت برمی‌دارم تا در فرصت مناسب آنها را پرداخت کنم و فیلم بسازم.این دقت نظر در عرصه فیلم‌سازی هم خیلی به کمکم آمده.در این زمینه خیلی به موضوع‌های اجتماعی و مسائل زنده‌گی زنان علاقه‌مندم. یکی از دغدغه‌های ذهنی‌ام در چند سال گذشته، پرداختن به مساله روابط دختران و پسران و ازدواج آنها بود که در فیلم «حرف» سراغ آن رفتم.


در چهار فیلمی که تا امروز ساخته‌یید،غیر از «فرشته من» ـ که سفارش جشنواره کوثر بود ـ در باقی آثارتان خیلی به زنده‌گی شخصی‌تان پرداخته‌یید.حتا خودتان در نخستین فیلم‌تان بازی داشتید. فیلم دوم‌تان بُرشی از زنده‌گی شما و گردش‌های روزانه‌تان در جامعه بود.آیا فیلم حرف هم یک تجربه شخصی است که به فیلم تبدیل شده؟
در پاسخ شما باید بگویم بله و خیر. می‌گویم بله، چون داستان فیلم حرف،تا حدودی همان ماجرایی است که برای خودم اتفاق افتاده و چند سالی می‌شد ذهنم را درگیر کرده بود.وقتی موضوعی یا حادثه‌یی یا رویداد ناخوشایندی در زنده‌گی به درگیری ذهنی شما تبدیل می‌شود،تا کاری در مورد آن انجام ندهید آرام نمی‌شوید. «حرف» هم در حقیقت واکنشی عملی و هنری است نسبت به یک رابطه ناکام در زنده‌گی‌ام.درست مانند همان کاری که آقای کیومرث پوراحمد با کارگردانی فیلم «شب یلدا» انجام داد و شما می‌توانید پیش‌زمینه ذهنی و شکل‌گیری آن فیلم را در کتاب زنده‌گی‌نامه ایشان به نام «کودکی نیمه‌تمام» بخوانید اما فیلم حرف یک روایت مستند و منطبق بر تمام حقایق نیست.طبیعی است که برای ساخت این فیلم،دخل‌وتصرف‌هایی در اصل ماجرا شکل گرفته و مسیر داستان را به سمت‌وسوی سینمای قصه‌گو و نمایشی برده‌ام. به هر حال،نمی‌توان درباره یک ماجرا همه چیز را همان‌طور که اتفاق افتاده نشان داد. بنابراین پاسخم می‌تواند خیر هم باشد،چون فیلم را به زبان سینمای تماشاگرپسند نیز نزدیک کرده‌ام.


از نقاط قوت فیلم،روایت ساده و سرراست ماجرا بر مبنای حرف‌های دختر است. با وجودی که در تمام طول فیلم دختر در حالِ حرف‌زدن است،تماشاگر خوب گوش می‌دهد و داستان را دنبال می‌کند. در حالی‌که تماشاگر امروز بیش‌تر به دیدن علاقه دارد تا شنیدن. چه‌طور به این زبان در فیلم حرف رسیدید؟
از توجه شما به این موضوع ممنونم. خب برای روشن‌شدن این موضوع باید یک توضیحِ ناگفته و جامانده را بیان بکنم.فیلم‌نامه «حرف» پیش از نگارش و تبدیل‌شدن به فیلم،در حقیقت یک داستان کوتاه بود. چند سالی است مجموعه‌داستان کوتاهی به نام «حرف» را آماده کرده‌ام و قصد دارم به چاپ برسانم. حرف یکی از داستان‌های آن مجموعه بود،ولی یک روز حس کردم آن ماجرا نمی‌تواند و نباید فقط در حد یک داستان باقی بماند. پس تبدیل به فیلم‌نامه و فیلمش کردم.شاید این تاثیرگذاری روایی فیلم از آنجاست اما من برخلاف نظر شما،فکر می‌کنم تماشاگران فیلم حرف،خوب به حرف‌های دختر گوش نمی‌دهند.

چرا؟ مگر از برخورد و نظر تماشاگران حرف خبر دارید؟
بله. ببینید،فیلم حرف دغدغه ذهنی و شخصی‌ام بوده،ولی آن را برای تماشاکردن ساخته‌ام.چون دوست دارم نظر تماشاگرانم را بدانم،در پایان اکران فیلم، یک برگه نظرسنجی آماده و بین آنها پخش کردم یا از چند نفر نظرشان را شفاهی پرسیدم.مخاطبان بسیاری در برگه‌ها نوشته‌اند متوجه پایان فیلم نشدند و نمی‌دانند چرا کار این دختر و پسر به کلانتری و دادگاه کشید.در صورتی‌که اگر خوب به دیالوگ‌ها گوش بدهید،تمام پاسخ‌ها در حرف‌های دختر است.شما مسیر یک آشنایی را از ابراز علاقه پسر تا انزجار دختر می‌بینید.همه چیز مشخص است.دختر ابتدا دوستی و عشق پسر را رد می‌کند اما در سکانس‌های بعد،این دل‌بسته‌گی دوطرفه می‌شود و حالا او هم عاشق پسر شده.منتها رفتار عاشقانه پسر افراطی و به نوعی مزاحم دختر است.دختر در صحنه پایانی می‌گوید «دیگه از این همه مزاحمت خسته شدم. چه‌قدر گفتم گیر نده و پیله نکن؟». خب این دیالوگ یعنی پسر مزاحم دختر بوده و هر انسان عاقلی وقتی مزاحم دارد،می‌رود دادگاه شکایت می‌کند. به نظرم تکلیف فیلم حرف از همان آغاز و نامی که برای آن انتخاب شده،روشن است.این یک فیلم کوتاه بیش‌تر برای شنیدن است و کم‌تر برای دیدن.انگار یک داستان می‌خوانید یا می‌شنوید،ولی کارگردان آمده به داستان وجه تصویری و جنبه دیداری بخشیده.

نظرتان در مورد شرایط فیلم‌سازی جوانان و عرضه فیلم‌های کوتاه چیست؟
شرایط فیلم‌سازی برای جوانان علاقه‌مند و مستعد خیلی سخت و دشوار است. جوانان بسیاری هستند که ایده‌های نو و خلاقانه در روایت و ساختار فیلم و سینما دارند اما نه فضایی برای تولید و اکران آنها وجود دارد و نه حمایت‌کننده‌یی.هر کس پول داشته باشد یا بتواند سرمایه‌گذار خصوصی پیدا بکند،فیلمش را می‌سازد و پس از تولید هم باید به نمایش خارجی آن امیدوار باشد،چون اغلب جشنواره‌های داخلی یا موضوعی‌اند یا ممیزی‌های سفت‌وسخت و غیرکارشناسانه دارند. برای نمونه،وقتی فیلم حرف به جشنواره خورشید راه پیدا کرد،دقیقه نود گفتند حجاب بازیگر فیلم مشکل دارد و باید درستش بکنید.در صورتی‌که امکان‌پذیر نبود.در تمام طول فیلم، حجاب دختر فیلم به همان نوعی است که نمونه‌هاش را در جامعه می‌بینیم.ضمن این‌که در طراحی آن حجاب، عمدی وجود داشته.دختر فیلم بدحجاب نیست.فقط وقتی با خواستگارش ـ که حالا به او اعتماد بیش‌تری دارد ـ قرار می‌گذارد،دلیلی نمی‌بیند حجاب کامل و اداری داشته باشد. با آن‌که فیلم‌های کوتاه جایی برای عرضه و نمایش ندارند،این مشکل و محدودیت‌ها در فیلم‌سازی کوتاه وجود دارد.آن‌وقت مشکل‌های بدتر از این را در سینمای حرفه‌یی و بلند می‌بینیم و کسی به آنها خُرده نمی‌گیرد.در سینمای حرفه‌یی و فیلم‌های بلند،متاسفانه همه فقط به فلان‌دیالوگ و فلان‌صحنه سیاسی اعتراض می‌کنند،ولی بازیگران مرد و زن،مدلِ موهای عجیب و غریب و آرایش‌های غلیظ و لباس‌های آنچنانی و روابط نامتعارف دارند.گرچه هرگز نمی‌گویم باید جلوِ آنها را گرفت.آنها هم حق دارند فضای درست و حقیقی فیلم و شخصیت‌ها را آن‌طور که هست نشان بدهند اما اگر قانونی وجود دارد، باید برای همه باشد.قوانین ممیزی برای فیلم کوتاه و بلند فرقی ندارد.فیلم حرف سیاسی نیست. یک موضوع اجتماعی و نیمه‌مستند است. پس چرا باید حجاب بازیگر خانم فیلم را بهانه بکنند؟ البته باید از آقای مهدی یارمحمدی ـ دبیر محترم جشنواره فیلم کوتاه خورشید ـ نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشم که اگر حمایت و هم‌راهی ایشان نبود، شاید فیلم حرف یا اکران نمی‌شد یا بی‌شک قیچی می‌خورد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید