تصویر برگزیده

برای نمایش تاریخی علیمردان خان در مشهد؛

از پروفسور لمن تا رفتگر شهرداری

آرتنا: مشهد -این­روزها اتفاقات خوبی در حوالی تئاتر شهرمان درحال شکل‌گیری است. از پیونددوباره‌ی مخاطب با صحنه وهنرمندان تئاتر گرفته تا احیای سالن خاطره‌انگیز هلال احمر که بخشی از هویت و پیشینه ‍‌ی تئاتر مشهد را در دل خود دارد.

نوشته: عباس جانفدا

این روزها سرمای سرد و استخوان‌سوز زمستان نتوانسته گرمی و طراوت را از سالن‌های متعدد شهرمان بگیرد. این روزها سالن‌های خصوصی هم سر و سامان گرفته‌اند و به مدد اهل هنر آمده‌اند تا اقتصاد در هنر معنای جدیدتری را در خطه‌ی خورشید تجربه کند.
اما این روزها یک اتفاق شیرین در نقطه‌‍ای از شهر بارقه‌های امید را در دل هنرمندان تئاتر این شهر زنده کرده که اگر به باورها و سلیقه‌ی مخاطب احترام بگذاری آن‌ها هم سنت قدرشناسی را خوب می‌دانند ودست یاری تو را بی‌یاور نخواهند گذاشت.
این روزها به بهانه‌ی اجرای نمایش علی‌مردان‌خان که با مراسم رخصت‌طلبی از صاحب‌کسوتان تئاتر مشهد در شبی باشکوه و به یاد ماندنی آغاز شد تا به امروز رکوردها یکی پس از دیگری جا به جا می‌شوند و ان‌چه تا سال‌ها پیش اهالی تئاتر آن را آرزو می‌پنداشتند امروز رنگ عینی و واقعی به خود گرفته. از شکل‌گیری صف‌های طویل و طولانی‌مدت برای خرید بلیط بگیر تا تمام‌شدن بلیط اجرای نمایش در ساعت 11 صبح یعنی نه ساعت پیش از شروع اجرا.
نگاهی گذرا به تماشاچیان این نمایش پرمخاطب ما را به این نتیجه می‌رساند که جامعه‌ی آماری تماشاکنان این اثر کمدی از همه قشری رادربرمی‌گیرد.

از جامعه‌ی پزشکان ومهندسان گرفته تا طبقات پایین‌تر اجتماعی هرکدام به فراخور به تماشای اثر نوشته‌شده توسط عباس جانفدا وبه کارگردانی منصور جهان‌بخش نشسته‌اند و این اتفاقی است که باید آن را به فال نیک گرفت. اتفاقی که پیش از این نیفتاده بود و مخاطبین نمایش محدود به طیف خاصی بودند.

گواه این ادعا تقدیم این اثر در شب‌های مختلف توسط گروه اجرایی است. شبی کودکان معلول ذهنی موسسه‌ی همدم این نمایش را هدیه می‌گیرند و در شبی دیگر پروفسور « لمن» آلمانی فوق تخصص مغز و اعصاب با همراهی دکتر حکاک مهمان این نمایش می‌شوند و جالب این  جاست که پروفسور لمن آلمانی علیمردان ما را هم از پیش می‌شناسد و قصه‌اش را برای پسرش تعریف کرده و بازی بازیگران این نمایش را شگفت‌انگیز توصیف می‌کند.

در شبی هم یک رفتگر زحمتکش که حاضر شده بخش زیادی از حقوقش را برای خرید بلیط نمایش هزینه کند تا فرزندانش دمی را شاد باشند مهمان افتخاری گروه می‌شود و نمایش تقدیمش می‌شود.
یک شب هم دکتر قاضی‌زاده از خانه‌ی ملت (مجلس شورای اسلامی) به خانه‌ی هنرمندان می‌آید و مهمانشان می‌شود.
مردم همچنان می‌آیند و این نمایش هم‌چنان پرفروغ مسیرش را ادامه می‌دهد.این اتفاقات را باید به چشم یک فرصت نگاه کرد که ظرفیت بی‌بدیلی را دل خود نهفته دارد اگر قدرش را بدانیم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید