تصویر برگزیده

قباد شیوا:

افسوس می‌خورم که چرا نتوانستم به علاقه‌ام بپردازم

آرتنا: هنوز موسیقی یکی از بزرگ‌ترین علایق من است و همه‌جور موسیقی هم گوش می‌کنم؛ چه آثار کلاسیک و اصیل ایرانی و چه کارهای خوبی که هنرمندان جوان ساخته‌اند. هیچ‌وقت نشده که بگویم کار جوان‌ها را دوست ندارم.

قباد شیوا، طراح و گرافیست، چهارم بهمن‌ماه ۱۳۱۹ متولد شد. او دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی نقاشی در دانشگاه تهران است و پس از سال‌ها تجربه‌ی عملی در زمینه‌ی گرافیک، فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه pratt شهر نیویورک در سال ۱۳۵۹ گرفت.
او از موسسان انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران است و سال‌ها در دانشگاه‌ها تدریس کرده است. شیوا در شاخه‌های طراحی پوستر، آرم، نشانه و تصویرسازی فعالیت کرده و نمایشگاه‌های متعددی از آثارش در داخل و خارج از کشور برگزار شده است. انجمن بین‌المللی طراحان گرافیک (AGI) او را به‌عنوان یکی از ۱۲ طراح گرافیک برتر جهان معرفی کرده است.
قباد شیوا امروز ۷۴ ساله شد. مردی که صدای پرانرژی‌اش ربطی به سن و سالش ندارد. او به‌خاطر اسم خاصش، امضایش، لوگوهایش و پیش‌رو بودنش در هنر گرافیک، نام آشنایی بین هنرمندان است و با این همه تجربه می‌گوید که هنوز بهترین پوسترش را طراحی نکرده است.

- تولدتان مبارک آقای شیوا!
ممنونم. باور می‌کنید من تا ۸-۹ سالگی نمی‌دانستم تولدم چه روزی است! پدرم تولد بچه‌هایش را پشت یک جلد قرآن نوشته بود و من وقتی ۸-۹ ساله بودم و خیلی در کارهای پدرم فضولی می‌کردم، تاریخ تولدم را پشت آن قرآن دیدم و فهمیدم که ساعت ۱۲ نیمه‌شب چهارم بهمن‌ماه ۱۳۱۹ به دنیا آمده‌ام.

- یعنی آن سال‌ها، در خانواده برای شما جشن تولد نمی‌گرفتند؟
خیر. آن موقع‌ها رسم نبود که در خانواده برای کودکان جشن تولد بگیرند. این آیینی بود که به نظرم از غرب آمد، اما بعدها که سنم بالا رفت و ازدواج کردم، دوستان و خانواده‌ام برایم جشن تولد گرفتند. یکی از این جشن تولدها که خیلی خوب یادم مانده، تولدی بود که بچه‌های انجمن صنفی گرافیک برایم گرفتند؛ من در آتلیه نشسته بودم که یک‌دفعه در را باز کردند و ۱۵-۱۶ با کیک وارد شدند و کلی غافل‌گیرم کردند.

- از مسیری که تا اینجا طی کرده‌اید راضی هستید؟ اگر به عقب برگردید باز هم گرافیک را انتخاب می‌کنید؟
فکر می‌کنم بیشتر کسانی که از نسل جدید به رشته‌ی گرافیک وارد می‌شوند، به‌خاطر پول این کار را می‌کنند؛ اما ما واقعا این‌طور نبودیم. من و هم‌نسلانم مثل مرتضی ممیز، عباس کیارستمی و آیدین آغداشلو اگر وارد کار گرافیک شدیم، از روی عشق بود و دوست داشتیم برای فرهنگ کشورمان کار کنیم. اگر یک‌بار دیگر به دنیا بیایم و همین عشق در من وجود داشته باشد، دوباره همین مسیر را طی می‌کنم و از راهی که آمده‌ام راضی هستم.

- آنچه امروز به‌عنوان گرافیک در کشور هست با آنچه شما در آغاز راه وارد آن شدید، چه تفاوتی دارد؟ نگاه‌تان به این رشته‌ی هنری چگونه بوده است؟
من گرافیک را از زمان دانشجویی و در سازمان‌های تبلیغاتی یاد گرفتم؛ اما این نوع کار که در آن فقط رضایت مشتری مد نظر بود، من را راضی نمی‌کرد و به دلم نمی‌نشست. پایه‌های گرافیک را در این سازمان‌ها یاد گرفتم و در سال‌هایی که رشته‌ی گرافیک وجود نداشت، فرم را با تحصیل در رشته‌ی نقاشی فرا گرفتم. مهندس هوشنگ سیحون یکی از کسانی بود که من را خیلی تشویق کرد به سمت گرافیک بروم.

- بهترین کارهای گرافیک‌تان را در چه شاخه‌ای قرار می‌دهید؟
جهت‌گیری من بیشتر به سمت گرافیک فرهنگی بود تا تجاری و هنوز هم در همین مسیر کار می‌کنم. از بین همه‌ی شاخه‌های رشته‌ی گرافیک که در آن‌ها کار کرده‌ام، طراحی پوستر را خیلی دوست دارم و هنوز هم آن را تجربه می‌کنم. خیلی‌ها از من پرسیده‌اند بهترین پوستری که طراحی کرده‌ای، کدام است و من در جواب‌شان گفته‌ام، پوستری است که شاید فردا طراحی کنم.

- علاقه و مهارتی بوده که دوست داشتید آن را دنبال کنید، اما نتوانسته‌اید؟
من موسیقی را خیلی دوست دارم و همیشه دلم می‌خواست بتوانم به موازات گرافیک روی موسیقی هم کار کنم؛ البته به‌جز سوت زدن که این کار را خیلی خوب بلدم!
الان هم افسوس می‌خورم که چرا نتوانستم به علاقه‌ام بپردازم. یادم هست در ۱۲ سالگی من، پدرم که خودش تار می‌زد و علاقه‌ی من را به موسیقی می‌دانست یک آکاردئون برایم خرید که از هیکل خودم بزرگ‌تر بود. او که خودش موسیقی کار می‌کرد، دوست داشت بچه‌هایش هم به این هنر بپردازند؛ اما خب نشد دیگر.

- این علاقه هنوز هم در شما وجود دارد؟
بله. هنوز موسیقی یکی از بزرگ‌ترین علایق من است و همه‌جور موسیقی هم گوش می‌کنم؛ چه آثار کلاسیک و اصیل ایرانی و چه کارهای خوبی که هنرمندان جوان ساخته‌اند. هیچ‌وقت نشده که بگویم کار جوان‌ها را دوست ندارم. کار خوب هرچه باشد، خوب است.

- ادبیات و سینما چطور؟
هر چیزی که تصویر در آن باشد من را به خود جذب می‌کند و ترغیبم می‌کند که آن را تعقیب کنم. نقاشی، مجسمه‌سازی و سینما که سرشار از تصویر هستند، من را جذب می‌کنند. ادبیات را هم دوست دارم و مطالعه می‌کنم، اما آدم ادیبی نیستم.

- این روزها چه کار می‌کنید؟
همچنان کار می‌کنم. هر روز ساعت ۹ صبح به دفترم می‌روم و تا ۵ بعدازظهر مشغول کار هستم. ساعت ۵ که می‌شود، همسرم که حساب و کتاب کلاس‌هایم را دارد، همراهم می‌شود و تا ساعت ۸ شب که در دفترم برای هنرجوها کلاس دارم در کنارم است. بعد هم به خانه می‌رویم.
در این سال‌ها همسرم در کنارم بوده و خیلی از کمبودهای من را تحمل کرده است. از او برای این همراهی سپاسگزارم.

۱۴:۳۵ ::: ۴ / ۱۱ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> تجسمی -

منبع خبر : ایسنا

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید