صلوات خاصه امام رضا علیه السلام
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

نگاهی به رمان «من نوعروس ام زیر درخت سرو»

آرتنا: «حمید رضا اکبری» درباره رمان «من نوعروس ام زیر درخت سرو» اثر «میترا بیات» نوشت: نویسنده از وجهی نگاهی تازه به ظلمی دارد که در جامعه سنتی به زنان می شود.

zoom
نگاهی به رمان «من نوعروس ام زیر درخت سرو»

نوشته: حمید رضا اکبری (شروه) / خبرگزاری هنر «آرتنا»
من نوعروس ام زیر درخت سرو در چند خانه ، از درون آینه ای آغاز می شود تا خانه  آخری که با این جمله به خواننده ضربه می زند : توی آینه سروی نیم سوخته ام و دارم گریه می کنم . ص -167
رمان بر اساس شیوه تک گویی ذهنی نگاشته شده و نویسنده  از چند نماد به  خوبی استفاده کرده است ؛ آینه و دیگری سرو که از همان خانه اول ذکرشان می رود تا پایان رمان .زن در آینه پوست  می اندازد و دوست دارد کبوتری شود تا بتواند پرواز کند . از این سخنان که بگذریم نویسنده از وجهی نگاهی تازه به ظلمی دارد که در جامعه سنتی به زنان می شود.
زجری که فرشته از صفی می کشد و همین امر موجب می گردد تا شخصیت محوری رمان توهم بزند .
صفی مکثی کرد و دوباره گفت: زن مرده است که باشد ، عوضش خونه و ماشین داره ، دوتا پسر مامانی هم داره که خیال تو رو راحت می کند . ص-9
من مثل سگی که دم تکان بدهد ، سر تکان می دادم که یعنی پیدا می کنم . ص-20
البته این موضوع از همان شروع خوانش خانه اول کتاب لو می رود ، ولی تعلیق کار خواننده را با خود می کشاند همراه با بافت ساده نثر کتاب که تاثیری مثبت در خوانش بر جای می گذارد و ما را با ساختار کلاسیک رمان ، در روایتی نو به سوی مدرن شدن پیش می برد و فرمی را پی ریزی می نماید که در گردش روایت تو در تو اش رمان را جان تازه ای می بخشد.

*
مطلب دیگر به بازی گرفتن زمان است و پرش آن که فضایی رو به جلو را برای خواننده خلق می کند و اینجاست که خواننده متوجه می شود هر چقدر به خانه های آخری نزدیک می شود تازه دارد به ابتدای داستان می رسد .و هر آینه موجود در آرایشگاه خود حاوی مطلب تازه ای از زجر این نوعروس می باشد.
همانگونه که گفتم روایت داستانی این رمان بر پایه تک گویی ذهنی می چرخد.
-احساس می کنم ابر وهی من هر لحظه بالا و بالاتر می روند . می خواهند از توی سقف اتاق بیرون بزنند و دوباره مانند خنجر فرو بروند میان دلم . دلم هزار پاره بشود . خون دلمه بسته توی دلم سرریز شوند کف آرایشگاه .ص-72
اما وقتی از تکنیک سیال ذهن استفاده می شود باید لایه های پیش از گفتار بر گفتارهای عقلی برتری تعین کننده ای پیدا کنند ، زیرا چیز هایی که در ذهن شخصیت نوشته ، به صورت کلمه نمود پیدا نمی کند بلکه بایستی نوشته شود و خواننده نیز آن را حس نماید . اینجا نویسنده خوب توانسته گذشته را به صورت در هم ریخته ای در ذهنیت شخصیت رمانش بیاورد ، نویسنده از رجعت خطی دوری جسته و من خواننده با کنار هم گذاشتن این تکه پاره های ذهنی یکجا به کلیت گذشته شخصیت اصلی رمان پی نمی بریم و این از محاسن جریان سیال ذهن می باشد و از این رو ما به علت گسست های مکرر در متن داستان گیج نمی شویم.
هارالد واینریش در جایی می گوید : برای بازنمایی گذشته یک سطح پدید آورید. این سطح صاف یا مواج چه بسا در جریان پیگیری رخدادهای زمان به یک مارپیچ تبدیل شود و خواننده بتواند به اتکای آن موقعیت شخصیت را در زمان های مختلف شناسایی کند. از این رو، رمان خانم بیات بر همین امر اتکا دارد.

**
موضوع دیگری که می توان به آن اشاره داشت ، شخصیت این رمان یک بر ساخت است که خواننده از کنار هم چیدن نشانه های مختلف پراکنده در سر تا سر متن در ذهنش به آن می رسد .چرا که گفتار این ژانر به واسطه محتوا و شکل ، چه در مکالمه و چه در ذهن نشانه ای از خصلت شخصیت است و از این طریق می توانیم به اصالت مکان زندگی ، طبقه اجتماعی یا حرفه شخصیت پی ببریم.

***
موضوع سوم نیز در این رمان ارتباط زبانی می باشد که نقش زیبا شناختی و ادبی پیدا می کند و کارکردی هم سخنانه دارد . در چنین وضعی هدف تنها رساندن اطلاعات و آگاهی به مخاطب نیست . بلکه هدف ایجاد تماس و به جریان انداختن گفتگو می باشد به قول یاکوبسن زبان فقط ابزار و وسیله ای برای ارتباط نیست ، بلکه کارکرد های متفاوتی را می تواند به انجام برساند.
و آخر این که نویسنده این کتاب در رویکردی متفاوت در باب خرده روایت ها طوری عمل کرده است که در خدمت داستان روایت شده و هرکدام کارکردی مستقل برای خود دارند و در مجموع در پلات بعدی روایت ، نقش بسزایی ایفاد می کنند که همانا نقطه اتصال به متن نیز به شمار می آیند که میتواند نوعی ساختار شکنی محسوب گردد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید