تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

سالن اصلی تئاترشهر برای چنین نمایشی؟!

آرتنا: نمایش «بر فراز شهر» نوشته‌ی «آنوش اسکی بکیان» و «کارنارینه گرگوریان» در روز چهارم و پنجم چشنواره فجر در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه رفت.

نوشته: فرزانه رحیمی/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

در خلاصه این نمایش آمده است: «شخصیت زن نمایش، در کودکی، بینایی خود را از دست داده است؛ داستان از جایی شروع می‌شود که جراحی چشمان او انجام شده و او در افکار ضد و نقیضش غرق شده است. آیا خواهد دید؟ یا این‌که به همین شکل بماند بهتر است؟ دنیایی که 20 سال در آن زندگی کرده است....او جهان خود را همان‌طور که دوست داشته است، به وجود آورده و ....زن در این صداها و رنگ‌های عجیب است که عاشق می‌شود، عاشق دکتر خود و ....»
این نمایش نیز بدون زیرنویس یا بالانویس روی صحنه می‌رود و نکته اساسی اینجاست که پنجاه درصد کار کاملاً دیالوگ‌محور است. گویی تماشاگر بی نوای ایرانی باید زبان ارمنی و انگلیسی و فرانسه و غیره و ذالکه را بداند.
باید از مسولین پرسید چرا سالن اصلی تئاترشهر را برای این نمایش در نظر گرفته‌اند؛ آن هم نمایشی که دو بازیگر بیشتر ندارد و همه نمایش در انتهای صحنه اجرا می‌شود و فضای وسیع سن سالن اصلی خالی مانده و هوا می‌خورد.

نمایش سعی دارد داستانی را نمایش بدهد که اصلاً در نمایش وجود ندارد! نابینا بودن دختر اصلاً قابل لمس نیست! بازی‌ها بسیار ضعیف اند و طراحی صحنه چیز تازه‌ای ندارد. تکنیکی که در تئاترهای دانشجویی ما بسیار قابل مشاهده است؛ استفاده از طناب و ...  برای فضا سازی!
مشکل اساسی نمایش، طراحی لباس آن است! گویی به زور دامن بلندبالایی را چپانده باشند بر تن بازیگر زن! طوری که به هیچ عنوان حرکات موزونش مشخص نیست و گم می‌شود زیر بالاپوش گنگ افتاده روی تنش! لباسی با رنگ و رویی به شدت مصنوعی و اغراق آمیز!
نور نقشی ایفا نمی‌کند و موزیک و افکت سعی دارند به کمک صحنه خالی بیایند اما از آنجایی که ترجمه برای دیالوگ‌ها وجود ندارد بی‌مفهومند! موزیک موزیکی ست که یک سر و گردن بالاتر از نمایش است! میزانس‌ها تکراری هستند و هیچ استفاده خلاقانه و غیرخلاقانه‌ای از فضای وسیع سالن اصلی نمی‌شود!
کارگردان نمایش در گفت‌وگویی درباره کارش می‌گوید:
«به واسطه نمایش‌های ایرانی که در جشنواره تئاتر هایفست کشور ارمنستان دیده‌ام، با تئاتر ایران آشنا هستم. به نظرم با توجه به تنگناها و محدودیت‌هایی که وجود دارد، هنرمندان ایرانی بسیار خوب کار می‌کنند.»
جالب اینجاست در همین فستیوال نمایشی از ایران اجرا می‌شود از فتح‌اله نیازی که از تکنیک چسب برای فضاسازی استفاده می‌کند درست شبیه این نمایش! و این کارگردان به خوبی از این نمایش بهره کافی برده و به عنوان تکنیکی بدیع آن را به خورد تماشاگر ایرانی می‌دهد. نمایش فتح‌اله نیازی در ایران اجرا نمی‌شود اما کپی ناشایانه از تکنیک طراحی صحنه آن در سالن اصلی در فستیوال فجر روی صحنه می‌رود!
نمایش به طور کلی یک سر و گردن پایینتر از تاتر دانشجویی ماست؛ کارگردانی و نوشته هیچ چیزی برای گفتن ندارند و هیچ موضوع قابل بحثی در میان نیست! فقط یک تکنیک تکرای وجود دارد همین باقی ماجرا تکرار مکرارات است بدون هیچ معنایی!
 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید