ماه رمضان
تصویر برگزیده

مهرداد ابروان در نشست نمایش «باور کنید من گره گوار سامسا هستم!»:

سیاسی بودن در ذات تئاتر است

آرتنا: «مهرداد ابروان» در نشست «دوشنبه های نقد تئاتر» گفت: تئاتر سیاسی لازم است. سیاسی بودن در ذات تئاتر است. موضع سیاسی نمایش «باور کنید من گره گوار سامسا هستم!» چندان شفاف نیست.

zoom
سیاسی بودن در ذات تئاتر است

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، نشست نقد و بررسی نمایش «باور کنید من گره گوار سامسا هستم!» توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران برگزار شد.
در یازدهمین نشست فصل نوین برنامه های «دوشنبه های نقد تئاتر» کانون ملی منتقدان تئاتر ایران که از مهر 1393 آغاز شده است، نشست نقد و بررسی نمایش « باور کنید من گره گوار سامسا هستم!» نوشته ی «سمیرامیس بابایی» و به کارگردانی «آرش واحدی» دوشنبه 22 دی 1393 پس از اجرای این نمایش در تماشاخانه ی زنده یاد خسرو شکیبایی (سه نقطه) برگزار شد.
در این نشست «مهرداد ابروان» و «عرفان پهلوانی» از منتقدان کانون ملی منتقدان تئاتر ایران، نمایش «باور کنید من گره گوار سامسا هستم!» را نقد و بررسی کردند. این نشست با حضور علاقه مندان به فرهنگ و هنر همراه بود و در آن اعضای گروه نماش باور کنید من گره گوار سامسا هستم! نیز حضور داشتند.  
در آغاز این نشست، عرفان پهلوانی، بازرس کانون ملی منتقدان تئاتر ایران که مدیریت نشست های دوشنبه های نقد تئاتر را بر عهده دارد، گفت: در این چند نشست اخیر نشست های دوشنبه های نقد تئاتر یک دوستی بسیار به من و کانون ملی منتقدان تئاتر ایران محبت کرده است و صادقانه و خالصانه با ما همراه بوده است. این روزها از این جنس مهربانی ها کمتر پیدا می شود. به ویژه آن که او امشب با این که بیمار بود ولی لطف کرد آمد. او بدون کوچکترین چشم داشتی از این نشست ها عکس می گیرد و لحظه-هایی از این نشست ها را ثبت می کند. من وظیفه ی خود می دانم تا از «محمدرضا اکبری» سپاسگزاری کنم.
عرفان پهلوانی در ادامه گفت: کانون ملی منتقدان تئاتر ایران تلاش کرده است تا در این نشست ها تنها به تماشاخانه های دولتی نرود، بلکه از جریان تئاتر خصوصی و تماشاخانه های خصوصی هم حمایت کند. گر چه چه من و چه شماری دیگر از منتقدان هموند کانون، نقدهایی را به این شیوه ی جاری و ساری این روزهای تئاتر خصوصی وارد می دانیم. اما به هر روی با نگاه به شرایط کنونی تئاتر کشور، تلاش کردیم تا از تماشاخانه ی خصوصی و گروه هایی که مانند گروه نمایش باور کنید من گره گوار سامسا هستم! به صورت خصوصی اجرا می روند، حمایت بکنیم.
مهرداد ابروان، از هموندان باپیشینه ی کانون ملی منتقدان تئاتر در این نشست گفت: کار دوستان در نمایش باور کنید من گره گوار سامسا هستم! جای تقدیر دارد. من کار را دیدم و خوشم آمد. کار خوب، دلنشین و صمیمی ای بود. من روی کارگردانی کار صحبتی ندارم. به خاطر این که فکر می کنم با توجه به شرایط کار خوب کارگردانی شده بود. کارگردان باید شرایط را در نظر بگیرد و ممکن شرایط ایده آلی برای هیچ کارگردانی وجود نداشته باشد. اصلا کار خوب ربطی به سالن ندارد. مثلا نمی توان گفت هر کاری سالن اصلی تئاترشهر اجرا می رود کار خوبی است.
مهرداد ابروان، عضو هیات علمی دانشگاه در ادامه گفت: رویکرد مهمی که در درام قرن بیستم و ادبیات قرن بیستم آغاز شد، بحث بازخوانی بود. نام این نمایش تا حدی تکلیف ما را مشخص می کند. وقتی که یک عنوان می آید، این عنوان تا حدی به ما پس زمینه و ارجاع می دهد. یعنی خود عنوان چیزی را در واقع تحمیل می کند. مساله ی مهم در مسخ کافکا و این نمایش، بحث الیناسیون و از خودبیگانگی است.
مهرداد ابروان با اشاره به کتاب تاریخ تئاتر سیاسی (نوشته ی زیگفرید ملشینگر و ترجمه ی سعید فرهودی) گفت: تئاتر سیاسی لازم است. یک گونه ی تئاتر است. سیاسی بودن در ذات تئاتر است. کسی که هنرمند سیاسی است، قرار نیست الزاما اپوزسیون باشد. همان جوری که یک مساله ی خانوادگی را مطرح می کنیم، می توانیم مساله ی سیاسی را مطرح کنیم. می توانیم نقد سیاسی داشته باشیم. نقدی که من به این نمایش دارم این است که موضع سیاسی آن چندان شفاف نیست.
عرفان پهلوانی در ادامه ی این نشست گفت: چرخه ی تولد-مرگ-تولد را در این نمایش می توان دید و ادامه ی نمایش پس از پایان در ذهن تماشاگر شکل می گیرد و این ماجرای نمایش را گویا پایانی نیست. کاراکتر قهرمان این نمایش از تعادل آنیما-آنیموسی برخوردار است. او دارای ویژگی هایی مردانه و نه صرفا نرینه و همچنین دارای ویژگی هایی زنانه و نه صرفا مادینه است. او افزون بر این که یک زن هست، انسانی است که می توان با او همدل شد و با ایجاد این سمپاتی و همدلی، اگر با کاراکتر قهرمان همراه بشویم و مسیر نمایش را بپیماییم، می توانیم به کاتارسیس برسیم؛ البته نه کاتارسی به معنای کلاسیک و نه در اندازه ی اثری مانند ادیپ شهریار، بلکه کاتارسیس در ریختار مدرن آن و در اندازه ی نمایشی که تماشاگر آن بودیم. سه چز مهم درام را ما می توانیم در این اثر مورد بازسنجی و بازشناسی قرار دهیم. تحول، بازشناسی و رنج سه جز اصلی درام هستند که کاراکتر قهرمان این نمایش، این سه مرحله را از سر می-گذراند. در بر داشتن این سه جز در یک اثر دراماتیک و این که تماشاگر بتواند این سه مرحله را همراه با کاراکتر قهرمان از سر بگذارند، بسیار درخور درنگ و اندیشه است.
عرفان پهلوانی بازی «متین فکرآزاد» را در این نمایش ستود و در ادامه ی این نشست مهرداد ابروان و عرفان پهلوانی، نمایشنامه، کارگردانی، بازیگری، موسیقی و طراحی صحنه و لباس نمایش « باور کنید من گره گوار سامسا هستم!» را مورد نقد و بررسی قرار دادند و نشست نقد و بررسی این نمایش با گپ و گفتی چالشی میان منتقدان و عوامل اجرایی این نمایش بیش از شصت دقیقه به درازا انجامید.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید