ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

«زن درون آل پاچینو»؛ رمانی روانشناختی همگام با نوستالوژی ایرانی

آرتنا: «حمید رضا اکبری شروه» گفت: در رمان «زن درون آل پاچینو» راوی تصویری از خود و خواننده اش را ارایه می دهد. جالب این جاست که راوی و خواننده در کنار هم به یک پایان می رسند.

zoom
«زن درون آل پاچینو»؛ رمانی روانشناختی همگام با نوستالوژی ایرانی

نوشته: حمید رضا اکبری شروه / خبرگزاری هنر «آرتنا»

رمان «زن درون آل‌پاچینو» اثر «فرید حسینیان تهرانی» نویسنده و شاعر معاصر است که در سال 1392 از سوی موسسه انتشارات کتاب نیستان به زیرچاپ رفت.
دراین رمان روایت بر اساس سه دوره زندگی یک خانواده که در حال حاضر برخی از آنان در خارج از ایران زندگی و یا در رفت و آمد می باشند استوار و همین موضوع بستری برای طرح مرور سه دهه این خانواده می شود .
کنار پیرمرد نشسته بود و آلبوم بزرگ و قدیمی را سر صبر ورق می زد .جلد آلبوم از چرم قهوه ای بود و برگهای کلفتش جا به جا زرد شده بود .عکس های درون آلبوم هر یک قالبی داشتند کنگره دار برخی عکس ها از جایشان بیرون جسته و آن میان رها شده بودند .انگار از کسالت این همه سال خسته و خواسته بودند سرکی بکشند .ص-11
در این رمان راوی هم تصویری از خود و هم خواننده اش را ارایه می دهد. جالب این جاست که راوی و خواننده در کنار هم به یک پایان می رسند. البته در این رمان با توجه به رابطه روشن و صریح روایت و متن و برخی از ابزارهای مشهود بینامتنیت ما تفکر دو اندیشه روان شناسانه فرویدی و یونگی روبرو می باشیم .که هماره  تحت تاثیر و بر پایه تاویل پذیری روایت ها شکل می گیرند. البته نوعی بازسازی متنی که نا خود آگاه نویسنده آن را در روایت داستانی اش بیان می کند اتفاق می افتد و همین خواننده را برای خواندن رمان ترغیب می نماید.
ترس از دست دادن عشق - ترس از دست دادن مادر –ترس از پذیرش مسئولیت و........
هویت و آنچه برای پرسناژها در خارج اتفاق می افتد، تنهایی و ترس در این رمان کاملا روانشناسانه جلو می روند و شخصیت ها با آن در گیرند . ترس رامین از پذیرش مسئولیت دیگاه اختگی فریدی می باشد که تاویل مند به آن در دل رمان  پرداخته شده است . از این گذشته حضور عناصر نمادین در متن ناخودآگاه نویسنده بار همه چیز را به دوش می کشد.
لازم است بدانید غایت تجزیه و تحلیل یونگی فردگردانی کامل من نیست بلکه بیشتر پی بردن به درونیات روانکاوی شونده است. امری که در آن ضمیر آگاه و ناآگاه در ابتدا از راه نمادها و سر نمونه ها پیوند برقرار می سازد .یونگ گونه ای نا آگاه فردی را فرض می گرفت که در این رمان مشهود است.
بحث دوم اینکه :مارتینه بر نقش ارتباطی زبان تاکید دارد از این رو در بیان جملات اثرهای متفاوتی را که بوسیله گوینده انجام می پذیرد را می توان مشاهده کرد .از این رو نظر مارتینه با تاکید بر نقش ارتباطی زبان سعی دارد در گفته ها اثر انتخاب های گوینده را در زبان بیابد .مارتینه ابتدا نقش گرایی را با آواشناسی نقش گرا شروع و بعدا به نحو ه نقش گرا می پردازد .تامسون هم کار دستور نقش گرا را بررسی انتخابهای مختلف می داند .منظور اینکه نوع معنا و انتخاب نحوه ترتیب کلمه ها برای بیان معنا می باشند .در این رمان فرانقش اندیشگانی موجود برای بخشی از مفهوم است که باز نمود جهان پیرامون را شامل می شود و بخش های معناگزاره ای آن بوسیله فرایند و مشارکتها منتقل می شود که سهمی در فرایند دارند و در واقع خود بیان ظرف های مکانی و زمانی فرایند می باشند .
البته باید بگویم هدف نظام مند نقش گرا همانا تحلیل متن است .حال با توجه به این که این رمان، روانشناختی به حساب می آید و نقش جمله ها فرایند حسی دارند. پس حالت های احساسی و عکس العمل ها را در قالب فرایند های ذهنی احساسی باید بررسی نماییم .اصلی که تامسون به آن اعتقاد داشته است. در حوزه فرایند ها بد نیست بدانید سه فرایند ذهنی –شناختی و احساسی  را می توان نام برد. در رمان زن درون آل پا چینو زبان جزء ای از نظام اجتماعی به حساب می آید که در مقوله فرایند ها نقش حساس و قابل تاملی دارد .حسینیان تهرانی در این رمان فعالیت زبانی اش مکانی اجتماعی پیدا می کند که توانسته در گفتمان شخصیت ها درون رمانش برای خواننده معنا تولید کند . لذا با نگاهی اجمالی به رویدادها و حرکاتی که از دنیای بیرون روایت می شود می توانیم به مفهومی بیرونی رهنمون و از بیان گویندگان به معنای درونی برسیم.
در خوانش رمان زن درون آل پاچینو ما به سمت مفهوم سازی نویسنده از یک فرایند روان شناختی سوق پیدا می کنیم .حکایتی تصویری از درون انسانها که روایتی عجیب را در پی دارد.
آب را که پشتش می ریخت با گریه گفته بود :
- رام رام !زود زود برگرد !
در خوانش متن حتی از واژگان آشنا پنداری نیز استفاده می شود .حالتی ذهنی که فرد پس از دیدن صحنه ای احساس می کند آن صحنه را قبلا دیده و در گذشته با آن مواجه شده است .بخش دژاوو.
در آخر باید بیان کنم این رمان نوستالوژی گذسته ایران نیز می باشد .بخش یازدهم خود گواهی بر این نظر من است:
گربه رنجور زرد رنگی از لب دیوار حیاط پایین جست و آمد کنار باغچه ای که نوید بر لب آن نشسته بود .و.....ص-246
بارها  گفتم که دل برگیرم از مهرت ولیک  

بارعشقت بر دلم این بار باری دیگرست    خواجو

حمید رضا اکبری شروه -1393-اهواز

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید