ماه رمضان
تصویر برگزیده

گزارش اجرای نیکوکارانه (خیریه) آرش نامه خوانی؛

بی میهن نه شما خواهید ماند و نه من

آرتنا: اجرای نیکوکارانه (خیریه) «آرش نامه خوانی» به نویسندگی و خوانش «عرفان پهلوانی» همراه با نشست نقد و بررسی با حضور «دکتر محمد شاپوری» و «سیدمحمدامین اصلانی» برگزار شد.

zoom
بی میهن نه شما خواهید ماند و نه من

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، اجرای نیکوکارانه (خیریه) «آرش نامه خوانی» به نویسندگی و خوانش «عرفان پهلوانی» پنجشنبه 2 بهمن 1393 همراه با نشست نقد و بررسی با حضور «دکتر محمد شاپوری» و «سیدمحمدامین اصلانی» برگزار شد. مکان برگزاری این نشست کافه بن خیابان جردن تهران بود و ساعت 19 آغاز گردید. در این نشست شماری از علاقه مندان به فرهنگ و هنر از جمله «دکتر افشین عموزاده لیچایی» و نویسنده و پژوهشگر جوان «آرین منفرد نیک» حضور داشتند. در این نشست خیریه دو قلک موسسه های خیریه ی «محک» و «بهنام دهش پور» وجود داشت.
عرفان پهلوانی، کارشناس ارشد هنرهای نمایشی است و پیشتر به عنوان مدرس، منتقد، پژوهشگر، بازیگر، نمایشنامه نویس، کارگردان و روزنامه نگار فعالیت داشته است. «آرش نامه» نامه ای نمایشی است که عرفان پهلوانی آن را با نگاه بر منابع گوناگون از جمله:
(سپند اوستا.
بیضایی، بهرام، 1385، سه برخوانی (آرش)، چاپ چهارم، تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.
عاشورپور، صادق، 1389، نمایش های ایرانی ( جلد ششم، نمایش های جنگ و دفاع مقدس ) – نمایشنامه ی تیرگان ( حماسه ی آرش کمانگیر ) - ، چاپ اول، تهران انتشارات سوره ی مهر.
فولادوند، مرجان، 1390، آرش – حکایت تیرانداختن مرد قصه گو، چاپ اول، تهران، نشر افق.
کزازی، دکتر میرجلال الدین و نیستان، حسین، سی دی آرش کمانگیر.
کزازی، دکتر میرجلال الدین، 1387، در آسمان جان ( آرش کمانگیر )، چاپ اول، تهران، انتشارات معین.
کسرایی، سیاوش، آرش کمانگیر.
محمدی نیکو، محمدرضا، 1388، آرش کمانگیر، چاپ دوم، تهران، نشر مهاجر. )
نوشته و برای این نوشتار از راهنمایی های «دکتر میرجلال الدین کزازی» و «استاد جواد انصافی» بهره ستانده است.
عرفان پهلوانی در بخشی از «آرش نامه» نوشته است: « چه سود که من و تو تنها شبی دگر را با هم به سپیده رسانیم، اما نیاساییم. چرا که هر دو نیک می دانیم چو هنگام پیمان فرا رسد و آرش کمان بر دوش به دماوند نشود، توران، ایران را از ریشه برخواهد کند و دیگر هیچ دو دلداده ی ایرانی شبی را با هم به سپیده نخواهند رساند ».
و در بخشی دیگر نوشته است: « نخست که آمدی پنداشتم که با نیرنگی زنانه آمده ای تا ز رفتن بازم داری. اما تو یکسره مهر بودی، مهر. زن است و مهر و مهربانی اش. امان از آن دم که زنی از مهرش ابزار بسازد و نیرنگ. بر من ببخش که بر تو بد پنداشتم. بر من ببخش. ببخش و سپاس مهربانوی من ».
و در بخشی دیگر از « آرش نامه » عرفان پهلوانی می خوانیم: « چه کنم که آن پلید شاه تورانی، که سرنوشت، آرش بیچاره را برگزید. کاش هیچ گاه زبان بیگانه نمی آموختم. وای بر روزگاری که دانش، هنر، خرد و اندیشه آفت جان دارندگانشان شوند. مهر شما جانم را می سوزاند و بی میهن نه شما خواهید ماند و نه من ».
اجرای نیکوکارانه (خیریه) آرش نامه خوانی با خوانش نامه ی نمایشی آرش نامه توسط عرفان پهلوانی آغاز شد و با نشست نقد و بررسی ادامه یافت. در نشست نقد و بررسی نامه ی نمایشی آرش نامه، دکتر محمد شاپوری سخنانش را با تحلیل تاثیر اسطوره بر فرهنگ و هویت آغاز کرد و گفت: اسطوره توجیه کننده ی جهان است. در نمایشنامه ی آرش نامه جهان دارد توجیه می شود. جهان دارد معنا می شود. در یک فضای اسطوره ای و قهرمانی به نام آرش این اتفاق می افتد. مسوولیت پذیری مرد و  نقش زن در دیالوگی که بین آرش و همسرش بود کاملا مشهود است. زن دلبسته ی شوهرش است، حمایت کننده است، بسترساز است و در واقع تصمیم نهایی را آرش می گیرد. آرش حرف دیگران را می شنود و گوش می دهد و تحت جریان احساسی قرار می گیرد، ولی بر اساس اندیشه ی خودش قاطعانه عمل می کند. همچنان این مفهوم امروز هم زنده است و شما این مفهوم را می-بینید و این معنای اسطوره است. اسطوره بر فرهنگ تاثیر می گذارد و جهان را معنا می-کند.
دکتر محمد شاپوری، دانش آموخته ی دکتری جامعه شناسی فرهنگی، افزود: نکته ی دیگری که پیرامون نامه-ی نمایشی آرش نامه باید بدان پرداخت، «قَدَرگرایی» است. در آغاز این نمایشنامه دو شعر « ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز » و « اگر ناخدا جامه بر تن درد / خدا کشتی آن جا که خواهد برد » اورده شده است. این یعنی ما بازیچه هستیم و جهان مسیر خودش را خواهد رفت. ما هر سازی که بزنیم، جهان مسیر خودش را خواهد پیمود. همین تفکر در شعر خیام و سعدی تماما در ماجرای آرش نامه تکرار می شود. این یزدان است که آن چه را که اتفاق خواهد افتاد می داند و آن اتفاق خواهد افتاد. سرنوشت کار خودش را خواهد کرد. قدرگرایی هنوز هم در جامعه ی ما هست. ادبیاتش عوض شده است. تسلیم به سرنوشت شدن جایگاه ویژه ای در ادبیات فرهنگی ما دارد. این قدرگرایی در جایی با مسوولیت پذیری حتی در تعارض می نشیند. انتخابی که در اثر روی آن تاکید می شود. بالاخره آرش گریز داشته باشد و فرار کند یا بایستد؟ این انتخاب را شما در جامعه ی امروز هم می بینید.
دکتر محمد شاپوری، مدرس دانشگاه و مدیر انتشارات «بهمن برنا» در ادامه گفت: اسطوره برای ما الگوهایی نمونه می آورد. الگوهای نمونه یعنی رفتار درست فرهنگی را برای ما معنا می-کند؛ مانند نیک رفتاری و مسوولیت پذیری. هر کسی که دانش دارد، تبعاتش را باید پس بدهد. در نمایشنامه ی عرفان پهلوانی داریم که آرش می گوید ای کاش به مراوده ی مرزنشینان نمی رفتم و زبان بیگانه را یاد نمی گرفتم. چون این بساط و این ماجرایی که گرفتارش شد، تاوان یاد گرفتن زبان بیگانه بود. اگر یک چوپانی باقی می ماند که ساده-لوح بود و زبانی هم بلد نبود، کسی هم کاری به او نداشت. الگوهایی در اسطوره توسط فرهنگ بازتولید می شوند و حالا این اسطوره با الگوهایی که می سازد و با آفرینشی که دارد، گروهی را تحت یک هویت ثابتی جمع می کند که ما می توانیم از آن به نام «هویت ایرانی» یاد بکنیم. هویت ایرانی منظور گروهی هستند که در یک محل جغرافیایی مشخصی زندگی می کنند.
دکتر محمد شاپوری پیرامون نامه ی نمایشی آرش نامه ی عرفان پهلوانی همچنین گفت: این اثر صرفا در زمان خودش و در زمان باستان نمانده است. دشمن آن موقع توران بوده است و دشمن امروز پول است که در واقع جامعه را دارد تهدید می کند. بنابراین فضای اسطوره ای دنبال قهرمان و آرش دیگری است که این دفعه نه با توران، بلکه با بت انگاری پول در جامعه برخیزد یا فرار کند. این دو راهی انتخاب هست. میزان قدرگرایی چه قدر است و مسوولیت پذیری نسل امروز کجاست؟ آیا آرش ها و آزادهای امروز در دامان مهربانوها و ایران بانوها نشسته اند یا به مبارزه ی با دشمن خواهند رفت؟ پاسخ و نتیجه ی این پرسش هویت ایرانی را خواهد ساخت. این داستان نمادین به صحنه ی فرهنگی بازمی گردد و با عناصر هویتی ما ارتباط دارد.
گفتنی اجرا و مدیریت این نشست را سید محمدامین اصلانی، که در کارنامه ی خود تدریس، کارگردانی، پژوهش و بازیگری را آزموده است، بر عهده داشت.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید