تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

«الیور تویست»؛ نمایشی که می‌توانست بهتر باشد

آرتنا: فرزانه رحیمی نوشت: به یاد داشته باشیم که مخاطب می آید تا «الیور تویست» خلیلی را ببینند نه دیکنز. باید سعی کنیم مخاطب را با ظرافت تا به‌انتها پای اجرا نگه داریم.

نوشته: فرزانه رحیمی / خبرگزاری هنر «آرتنا»
نمایش «الیور توریست» که مرداد و شهریور امسال به نويسندگي و کارگرداني «اصغر خلیلی» در تالار حافظ اجرا شده بود، روز هفتم بهمن‌ماه در سالن اصلی تئاتر شهر در دو نوبت، ساعت 18 و 20 در بخش مرور تئاتر به‌روی صحنه رفت.
اصغر خلیلی که با نمایش "الیورتویست" در بخش مهمان و مسابقه بین‌الملل این دوره از جشنواره حضور دارد، درباره تفاوت‌های اجرای تازه این نمایش با اجرای عمومی‌اش گفت: این نمایش در جشنواره با دکوری متفاوت اجرا شد. در اجراهای عمومی‌مان، به دلیل موقعیت جغرافیایی تالار حافظ و دو اجرا بودن، نتوانستیم دکور مورد نظرمان را ایجاد کنیم.
او ادامه داد: تالار حافظ به دلیل شکل سالن و نوع چینش صندلی‌ها، شرایط خاصی را برای‌مان به وجود آورد که نمی‌توانستیم آن طور که می‌خواهیم، عمل کنیم. از سوی دیگر، تالار اصلی مجموعه تئا‌تر شهر نیز به دلیل قاب عکسی بودن، سالن مناسب اجرای این اثر نیست. ما نیازمند یک سالن بزرگ برای این اجرا بودیم که به‌خاطر شرایط جشنواره، سالن اصلی تئاتر شهر را برای اجرا انتخاب کردیم.
خلیلی با اشاره به تغییر دو تن از بازیگران نمایش نیز بیان کرد: دو نفر از بازیگران به دلیل حضور در نمایش‌های دیگر نمی‌توانستند در این اجرا حضور داشته باشند، بنابراین «علیرضا مهران» به جای «تینو صالحی» در این اجرا بازی کرد. هم‌چنین جواد مولانیا دیگر بازیگر نمایش که در این اثر دو نقش متفاوت را ایفا می‌کرد، کنار ما نبود و امیر کربلایی‌زاده و محمد سیاهپوش جای او را گرفتند.
این کارگردان با بیان این‌که پیش‌بینی لازم برای استفاده از بالانویس را در اجرای جشنواره کرده است، افزود: نمایش از ساختار تصویری برخوردار است و هر کسی که با ادبیات جهان آشنا باشد، بدون شک این داستان را نیز می‌شناسد. با این وجود پیش‌بینی لازم برای استفاده از بالانویس را برای مهمانان خارجی داشته‌ایم.
نمایش «الیور تویست» براساس داستان «الیور تویست» اثر معروف "چالز دیکنز" است و فضای کلی نمایش در حال و هوای خود داستان الیورتویست با همان شخصیت‌هاست.
گریم آن‌چنانی و غلیظ بازیگران مناسب کار است حداقل برای اجرا در سالن اصلی تئاتر شهر که فاصله تماشاگر با صحنه زیاد است و در شرایطی که مخاطبین، دوسوم سالن را پر کرده‌اند و حتی بعضی از بالکن مجبور به تماشا هستند که خب عملاً نیمی از نمایش را از دست می‌دهند زیرا قرار است نیمی از صحنه درمیان صندلی‌های تماشاگران طبقه‌ی همکف در جریان باشد و این خود نشان‌دهنده این است که سالن اصلی مناسب کار نیست.
بازی‌ها خوب و درست از آب درآمده‌اند. خسرو شهراز، نوشین تبریزی، الهام شعبانی، منوچهر علیپور و چندتن دیگر که جزو نقش‌های اصلی هستند در نقش جاافتاده‌اند. شاید تجربه‌ی اجرای حافظ هم در این پختگی بی‌تأثیر نبوده باشد اما انتخاب بازیگران نیز هوشمندانه بوده است. برای مثال انتخاب الهام شعبانی با جثه‌ی ظریف و صورت کودکانه‌اش به‌خوبی توانسته از پس نقش پسربچه‌ی معروف دیکنز بربیاید و یا خسرو شهراز که با آن گریم سنگین در نقش فاگین می‌درخشد و به‌خوبی یادآور آقای فاگین داستان الیور تویست است کمااین‌که از بازیگر توانمندی چون شهراز نیز بیش از این انتظار نمی‌رود و بازی‌های خوب او را پیش از این در هملت و ماضی استمراری و... دیده‌ایم. شهراز از بازیگران پیشکسوت و متواضع تئاتر است و در این نمایش نیز حضورش، یکی از نقاط قوت کار به‌حساب می‌آید.
نور و موسیقی کار گرچه کم به‌کار گرفته شده‌اند اما مناسب و به‌اندازه هستند و به‌خوبی یادآور فضای سرد و یخ‌زده لندن هستند. تنها استفاده از دود است که هیچ‌جایی در نمایش ندارد و نمی‌دانم استفاده از آن جز زرق و برق دادن به کار و سرگرم کردن مخاطب در یک نمایش 105 دقیقه‌ای، چه معنای دیگری می‌تواند داشته باشد؟ آن‌هم بعضاً در جاهایی که بازیگران دیالوگ‌های معمولی خود را دارند و دود قرار نیست نماد چیزی باشد.
استفاده از موتورسیکلت، دستگاه کارت‌خوان و صحنه‌ی مربوط به مزایده‌ی الیور که شاید به‌منظور امروزی کردن داستان و به‌نوعی جذاب کردنش از آن استفاده شده نیز کمکی به کار نمی‌کند. جز این‌که مخاطب بگوید: اوه! موتور روی صحنه! (بعد از اسب، مخاطب می‌تواند با موتور هم شوکه شود؟ و این اولین‌بار است؟) در نهایت این اضافات امروزی و مدرن‌گونه‌ی نمایش، یا درست جا نیفتاده و یا از اساس بی‌معنی است و چیز جدیدی برای مخاطب ندارد مگر کنایه‌هایی به تکیه کلام‌ها و داستانک‌های سیاسی روزمره و یا شوخی‌های اروتیکی که مخاطب با آن‌ها بخندد و یادش برود نمایش کمی طولانی است و می‌توانست کوتاه‌تر از این الیور امروزی را زیارت کند و برود.
بالانویسی هم که برای مخاطبین خارجی درنظر گرفته شده بود گاهی معلوم بود و گاهی آن‌قدر نور زیاد بود که خوانده نمی‌شد. گاهی هم انگار لازم نبود که باشد. گویا در جشنواره امسال مسأله بالانویس یا زیرنویس از سوی مسئولین برای هردو دسته مخاطبین (چه میهنی و چه خارجی) ابزاری لوکس و غیرضروری است و چه کاری است حالا مخاطب دیالوگ‌ها را بفهمد؟ که البته باز باید از اصغر خلیلی ممنون بود که تا به همین‌قدر هم به فکر مخاطبین خارجی کارش بود.
در کل «الیور تویست» خلیلی با تعداد زیاد بازیگرانش، نقاط قوت خوبی دارد. بازی‌های خوب، استفاده از داستانی که بی‌ربط به زندگی امروز ما نیست، فضای فانتزی و جذاب کار و استفاده‌ی درست از بازیگران از نقاط مثبت کار هستند و چه خوب بود این ضعف‌ها نیز وارد نبود؛ مثلاً مدت زمان طولانی اجرا (می‌توانست در 60 یا حتی 70 دقیقه پرداخت شود)، زرق و برق‌های بیهوده و بی‌معنی، دیالوگ‌هایی که قابلیت حذف شدن دارند و اگر نبودند نمایش چیزی از دست نمی‌داد و نزدیک نکردن الیور به یک کودک کار ایرانی و تغییرات بسیار کم در متن دیکنز، (به‌جای استفاده از کارت‌خوان و موتورسیکلت و شوخی‌های مذکور) و...
الیور خلیلی می‌توانست بهتر باشد خیلی بهتر؛ حداقل حالا که دست روی کارهای خارجی و کلاسیک می‌گذاریم، مراقب حوصله‌ی مخاطب باشیم و یادمان نرود؛ داستان‌های کلاسیک و قدیمی را همه شنیده، خوانده و یا دیده‌اند‌. آن‌ها می‌آیند «الیور تویست» خلیلی را ببینند نه دیکنز. باید سعی کنیم مخاطب را با ظرافت تا به‌انتها پای اجرا نگه داریم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید