تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

در «فراموشی» تماشاگر هم فراموش می‌شود

آرتنا: نمایش «فراموشی» از روسیه، نوشته داریوش ربیعی به کارگردانی اسکندر اسکایف با ترجمه نور شرق در سالن تاتر باران روز ششم و هفتم جشنواره تئاتر فجر روی صحنه رفت.

نوشته: میم. نون / خبرگزاری هنر «آرتنا»

گویا در روز اول اجرای نمایش تماشاگران به دلیل عدم وجود زیرنویس برای نمایشی که بر پایه دیالوگ و به زبان روسی اجرا می‌شود سالن را ترک می‌کنند و در روز دوم اجرا زیرنویس برای کار تهیه می‌شود. اما این زیرنویس هم دچار اشکال است هماهنگ نیست با دیالوگ‌ها و در جایی از نمایش همه چیز به هم می‌ریزد و نمایشی که قرار است 90 دقیقه زمانش باشد در 55 دقیقه به پایان می‌رسد.

کارگردان هم پس از اجرای اول توضیح می‌دهد که بالانویس فضای نمایش را به هم می‌زده و این کار چون براساس عناصر بیومکانیک میرهولد انجام شده به زیرنویس نیازی ندارد! اما پس از رفتن تماشاگران روز دوم حرفش را گویی پس می‌گیرد. اخبار هاکی از این است که روشنک گرامی که بازیگر سینماست گویا؛ با همین نمایش به کارگردانی داریوش ربیعی چهاردهم دیماه به جشنواره «مه یرهولد»روسیه می رود.

نمایش تا جایی که زیرنویس‌ها هماهنگی دارند خوب پیش می‌رود اما از دو سوم پایانی نمایش گویی بازیگران و کارگردان و پخش کننده زیرنویس هم دچار فراموشی شده باشند؛ یکباره همه‌چیز به دست فراموشی سپرده می‌شود؛ تماشاگر هم از فراموشی ایشان فراموش می‌شود.

داستان می‌خواهد زندگی خواننده‌اتی مشهور به نام مراد که البته از شهرتش چیزی گفته نمی‌شود را با همسر نویسنده‌اش ریحانه نشان دهد که پس از سالها ننوشتن احساسی برای دست به قلم شدن در او به وجود نمی‌آید. داستان پذی دختری چشم سبز هم به میان می‌آورد. به مرور زن احساس می‌کند مرد به او خیانت می‌کند. داروهاش را مصرف نمی‌کند و آنها را داخل چای ریخته به همسرش می‌دهد.

مرد و زن هر دو دچار فراموشی شده اند مرد نمی‌تواند بخواند و زن نمی‌تواند بنویسید و گویا نمایش قرار است از جسدی بگوید که در حال تعفن است و در کمد قرار دارد. در توضیح نمایش آمده این نمایش مبتنی بر عناصر بیومکانیک میرهولد آماده شده است که بحث در این خصوص در این مجال نمی‌گنجد.

طراحی صحنه ساده است؛ صحنه‌ای خالی که پر است از کاغذهایی که روی صحنه افتاده‌اند و عکس‌های دوتایی زن و مرد در روبه‌رو؛ عکس‌های تکی مرد در گوشه سمت چپ به همراه یک تک عکس زن و برعکس در گوشه سمت راست عکسهای تکی زن و یک تک عکس از مرد...

فضای پشت سر را یک پارچه سیاه پوشانده و در این بین لباس زن هم سیاه است با پوششی کاملاً سرتا پا و غیرواقعی آن هم برای زنی نویسنده! از آن سو مرد کاملاً واقعی در هیات مردی آهنگساز، در فضای تاریک ته صحنه گویی پنجره‌ای فرضی وجود دارد.

نمایش‌نامه تا جایی که زیرنویس همراهی می‌کند؛ نمایش‌نامه‌ای فرم‌گراست که سعی دارد واقعیت و خیال را برپایه اینکه آدمها به خاطر استفاده از قرص دچار فراموشی شده‌اند در هم بیامیزد. دیالوگ‌ها موجز و مینی‌مالیستی‌اند و سعی شده از استعاره‌ها استفاده شود؛ دختر چشم سبز، یاکریم و...

اما این استعاره‌ها بسیار نخ‌نما هستند. دیالوگ‌ها از دست می‌روند اما در اجرا بر پایه حرکات، تا جایی همه‌چیز خوب پیش می‌رود. استفاده صحیح از فضای صحنه و ایجاد حرکاتی که از درون آدم‌ها نشات می‌گیرد و درون‌شان به برون می‌کشاند.

حرکات در بسیاری از جاها در واقع قابل قبولند اما در اره‌ای اوقات بیش از حد روی آنها تاکید می‌شود که می‌تواند تماشاگر را فراری دهد. در این اجرا هم که از زیرنویس استفاده شده تماشاگرانی سالن را ترک می‌کنند. میزانس‌ها نیز در پاره‌ای از بخش‌های نمایش به هر دلیلی کلیشه‌ای هستند که گویی در تمام نمایش‌های خارجی به دلیل وجود سانسور شگردی شده؛ استفاده از شال و یک ابزار برای کشیدن بازیگر زن به سوی بازیگران مرد تا یک حدفاصل مشخص شده و معین!

در واقع نمایش در همه‌چیزش نصفه نیمه عمل می‌کند می‌خواهد اما نمی‌تواند و چرایش مشخص نیست و از دو سوم پایانی همه‌چیز دچار فراموشی می‌شود تماشاگر هم فراموش می‌شود تاتر و جشنواره فراموش می‌شود. گویی از جایی قرار نیست بخشی از نمایش‌نامه اجرا شود و نمی‌شود و یکباره تمام می‌شود همه‌چیز!

ناگفته نماند به گفته نور شرق؛ نمایش "فراموشی" ماحصل پروژه‌ای سه ساله است که توسط مرکز فرهنگ موسیقایی ملل کنسرواتواری مسکو و مرکز تئاتر مایر هولد مسکو انجام شده و در  این پروژه که "نمایشنامه ایرانی" نام دارد و در 6 گام اجرا می‌شود. گام نخست آن اجرای این اثر طی هفته گذشته به دو زبان ایرانی و روسی در مسکو بوده. در گام بعد این پروژه قرار است نمایشنامه‌ای با حضور دو نمایشنامه‌نویس ایرانی و دو نمایشنامه‌نویس روسی نوشته شود و با حضور چند پرسوناژ ایرانی و چند روسی به دو زبان فارسی و  روسی بهار آینده در مسکو به اجرا در آید. در این پروژه از 0 تا 100 مراحل نگارش، تولید و اجرا انجام می‌شود و نمایش "فراموشی تنها پروژه‌ای است که متنش از پیش آماده شده است. متونی که در این پروژه تولید می‌شوند تعریف خاصی دارند و آن هم این است که برخورد فرهنگی است. ایران و روسیه به عنوان فرهنگ‌های هم‌خانواده هستند که مناسبات فرهنگی زیادی دارند ولی  در طول تاریخ به دلیل قرار گرفتن کشورهای غربی در میان دو کشور غرابت فرهنگی کمی داشته‌اند.

“اسکندر اسکایف” کارگردانی نسخه ی روسی نمایشنامه ی فراموشی را در پروژه ی “نمایشنامه های ایرانی” برعهده داشته است . اسکایف در سال ۱۹۹۵ از دپارتمان کارگردانی “UFA STATE INSTITUTE OF ARTS” فارغ التحصیل شد و تا سال ۲۰۰۵  دوره ی کارگردانی را در مرکز آموزشی هنر تئاتر مسکو گذراند . او در نمایش های اوپیدوس و”THE PERSIANS” و …  بازی نیز کرده است . او در این سالها مشغول کارگردانی تئاتر بوده است و در چندین جشنواره نیز شرکت داشته است .

یاکوولو در نقش مراد  ” DENIS YAKOVLEV ” فارغ التحصیل آکادمی هنرهای نمایشی سن پترزبورگ است و هم در سینما و هم در تلویزیون و تئاتر فعالیت دارد .

بخارا  “ANNA BUKHARA ” در نقش ریحانه  نیز در رشته ی بازیگری از “UFA ACADEMY ART ” فارغ التحصیل شد . او در تلویزیون و رادیو UFA تا سال ۲۰۰۳ مشغول کار بود و در تئاتر هایی مانند “۱۲” به کارگردانی الکساندر بلوک و “THUNDERSTORM” به کارگردانی A. KARAJAKIN  و... بازی کرده است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید