ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

«پروانه‌ها در برف می‌رقصند»؛ رمانی زنانه از جریان جنگ

آرتنا: «نازنین جودت» در رمان زنانه «پروانه‌ها در برف می‌رقصند» توانسته جنگ و مصائب آن را از دریچه یک زن عاشق به خوبی تصویر کند و حس نوستالوژی زنانه اش را در قالب فردی که در رویاهای از دست رفته جوانی اش سپری می کند؛ نقش آفرین باشد.

zoom
«پروانه‌ها در برف می‌رقصند»؛ رمانی زنانه از جریان جنگ

نوشته: حمید رضا اکبری شروه / خبرگزاری هنر «آرتنا»
رمان «پروانه‌ها در برف می‌رقصند» نوشته «نازنین جودت» می باشد. این رمان داستان زندگی زن تنهایی را روایت می‌کند که بعد از جنگ ایران و عراق مهاجرت کرده و در قبرس زندگی می‌کند. این داستان با بحرانی که در زندگی وی رخ داده، آغاز می‌شود، این بحران زن را از نظر روحی و جسمی دچار تزلزل می‌کند. وی که مرگ را در چند قدمی‌اش احساس می‌کند مدام به گذشته و سال‌های جنگ برمی‌گردد و خاطرات آن روزها را با رزمنده‌ای که عاشقش بوده و مفقودالاثر شده، مرور می‌کند.و سپس با یاد او میمیرد .
نازنین جودت می تواند در این رمان زبان گویای ادبیات پس از جنگ ما باشد که دیگران به آن نپرداخته و یا اگر چیزی نوشته اند در این حد نبوده است .رمان در سیر ماهوی خود دارای همبستگی طولی و عرضی در فرم و معماری کلام است .روایت هر چقدر به جلو پیش می رود جذابیت خوانش آن را دو چندان می کند . در این رمان حس نوستالوژی خاصی حاکم می باشد . که مرا یاد تئوری یونگی می اندازد وقتی یونگ اعتراف می‌کند که آثار ادبی می‌توانند از روی‌آورندگی نویسنده ناشی شوند، اشاره می‌کند که آثار ادبی، «که خود را به نویسنده تحمیل می‌کنند»، ماهیت درونی نویسنده را آشکار می‌کنند و ذهن آگاه او را با سیلی از اندیشه‌ها و تصاویری تحت تأثیر قرار می‌دهند که هرگز قصد خلق‌شان را نداشته است: «این‌جا هنرمند با فرآیند خلق همسان نیست، او آگاه است که تحت استیلای اثرش قرار دارد و یا این‌که بیرون از اثر ایستاده است، چنا‌ن‌که گویی شخص دوم است. گاهی ممکن است که یک نویسنده برای مدتی باب دندان مخاطبین نباشد و ناگهان خوانندگان دوباره اثر او را کشف کنند چرا که خواننده در اثر او، سرنمون‌هایی را می‌یابد که از راه احیای وابستگی‌ها، دوباره با آن‌ها سخن می‌گوید. بنابراین ما تنها می‌توانیم درمورد پدیدارشناسی روانی در یک اثر ادبی بحث و گفتگو کنیم.
رمان پروانه ها در برف می رقصند خود گواه این دیدگاه می باشد . سوزان لانگر (1957، 1963) بیان می‌کند، هنر تلاش می‌کند که احساس انسان را صورتی نمادین ببخشد و آن تجربه را به صورت‌هایی که تحلیل و تفسیر می‌شوند، درآورد.و این همان تصویری است که در ذهن جودت نویسنده و زن رمانش سیالیت پیدا می کند . یکی از نظریه‌های مهم درباره این فرایندهای شناختی آمیختگی مفهومی است. طبق این نظریه ذهن انسان می‌تواند ساختارها را از یک قلمرو بگیرد و آن را با عناصری از قلمرو دیگر ترکیب کند و این‌گونه تصاویر ذهنی و مفاهیم جدیدی را شکل دهد. آمیختگی عملکرد ذهنی و بنیادین در انسان است که اصول حاکمیت و ساختار خاص خود را داراست. جریان گذشته زن رمان با گذشته اش  در می آمیزد .تلفیق دوزمان در این مورد و در این رمان می تواد نقش آمیختگی  نویسنده با همراهی زن رمان باشد .
به‌طور کل، از نظر ترنر(2003) دو نوع آمیختگی عمده و خلاق در خلق داستا‌ن‌ها نقش دارند که عبارتند از داستان‌های تک‌ساحتی و داستانهای دوساحتی. از نظرترنر تلفیق دوساحتی پیشرفته‌ترین شکل آمیختگی مفهومی است که دربردارنده فضاهای درونداد بسیار متفاوتی است. ترنر براین نظر است که تمایزهای قدرتمندی که میان عناصر دو درونداد وجود دارد "تصادم تاثیرگذاری   را خلق می کند .ترنر در ادامه می‌گوید که انسان‌ها صرفاً داستان‌هایی را که خلاف واقعیت زمان حال آنهاست مجسم نمی کنند بلکه پا را از این فراتر می گذارند و طی فرایندی با این آمیختگی داستان سومی را تولید می کنند . ورمان پروانه ها در برف می رقصند در این تعریف نوع سومی به شمار می رود که چنر برهه از زمان و مکان را شامل می شود .
از این گذشته در فرایند ارتباطی این رمان ،مولف در ذهنش تصویری از کس دیگری را آفرینش می کند تا با کلیت  رمان همخوانی و هم سوء باشد . جودت با ترفندی توانسته خلاء زمانی مکانهایش را با فضا سازی پر کند .
و آخر اینکه :
جودت در این رمان زنانه توانسته جنگ را و مصائب آن را از دریچه یک زن عاشق به خوبی تصویر کند و این حس نوستالوژی زنانه اش را در قالب فردی که در رویاهای از دست رفته  جوانی اش سپری می کند؛ نقش آفرین باشد.
نویسنده نوشته است که بگوید جنگ را هم می توان با عشق آمیخت و داستان سومی آفرید که ترنر آن را در قالب یک تئوری بیان می کند.

حمید رضا اکبری شروه -1393-اهواز

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید