ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

کپی ناشیانه از سریال‌های ترکیه‌ای سطحی!

آرتنا: نمایش «پپرونی» نوشته سپیده خمسه نژاد و کار مسعود طیبی روز هشتم جشنواره تاتر فجر در سالن چهارسو روی صحنه رفت.

zoom
کپی ناشیانه از سریال‌های ترکیه‌ای سطحی!

نوشته: میم. نون/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

نمایش «پپرونی» نوشته سپیده خمسه نژاد و کار مسعود طیبی روز هشتم جشنواره تاتر فجر در سالن چهارسو ساعت 18:30 و 20 روی صحنه رفت در بخش مسابقه تازه‌های تئاتر ایران و بین‌الملل!
شاید بد نباشد به‌ظاهر نویسنده و کارگردان این نمایش که در ابتدای راه هستند؛ درخصوص فرق تئاتر و زندگی معمولی کمی تحقیق و مطالعه کنند و حتی زندگی معمولی! کارگردانی که با تجاربی بسیار اندک، مدرس تئاتر نیز هست و این فاجعه‌ای‌ست برای هنر ما!
این به ظاهر نمایش که متاسفانه برای بخش مسابقه تازه‌های تئاتر ایران و بین‌الملل! انتخاب شده نه چیز تازه‌ای دارد نه می‌تواند بین‌المللی باشد! نمایشی که حتی در سطح هم نیست! پیشنهاد می‌شود این نمایش در یکی از سالن‌های سینماتئاتری که کارهای کمدی در آن اجرا می‌شود اجرا شود؛ هرچند بعید می‌دانم آنجا هم بتواند موفقیتی کسب کند چرا که تکلیف آن نمایش‌ها با تماشاگرش مشخص است؛ می‌خواهند بخنداند همین!
اما پپرونی حتی در خنداندن تماشاگران نیز عاجز است؛ تا جایی که صدای خنده‌ی مضحکی که یکی از تماشاگران در لحظه مثلاً تراژیک یک بخش از نمایش ایجاد می‌کند باعث خنده دیگر تماشاگران می‌شود آن هم انفجار خنده ولی بازیگران هر چه زور می‌زنند و مزه‌پراکنی و تکه‌پراکنی می‌کنند بی‌فایده است.
متاسفانه به ظاهر نویسنده این نمایشنامه حتی از درک صحیح یک درام نیز عاجز است و شاید بهتر باشد پی کار دیگری را بگیرد؛ استفاده از حرف‌های سطحی که زنان سر کوچه رد و بدل می‌کنند و مردان همه‌جا! دیالوگ که نیست بلکه کپی‌برداری اشتباهی از جامعه است. تا جایی که بدون هیچ معنا و هیچ دلیلی صرفاً بازیگران حرف‌هایشان را در قالب استهزای یکدیگر و تمسخر هم بلغور می‌کنند. آن هم حرف‌هایی که نه شبیه حرف‌های واقعی آدم‌های امروزی ست نه دیالوگ است و هیچ هویت مشخصی ندارد.
کارگردان نیز کاری نکرده؛ صرفاً ادعا دارد و می‌خواهد از لحظاتی ساده، درام بسازد که بی‌شک ناتوان است در این راه؛ کپی‌برداری از آثار محمد یعقوبی و چند تن دیگر! آن هم در سطح، بدون درک صحیحی از رئالیست؛ ناتورالیست و به طور کلی درام!
طراحی صحنه کپی ناشیانه‌ای‌ست از زمستان 66 محمد یعقوبی آن هم یک کپی کاملاً سطحی و مضحک! بازیگران هنوز از نظر بیان و بدن مشکل دارند و پوشش آنها نیز معلوم نیست از کجا آمده! و آیا هیات نظارت اینقدر دست‌شان باز است که می‌توانند از لباس‌های کوتاه و آنچنانی بازیگران بگذرند؛ کاری که در جامعه جلویش گرفته می‌شود و صد البته در فرهنگ ما نیز وجود ندارد؟!
هیچ حرفی برای گفتن نیست؛ ظاهراً گروه پپرونی علاقه‌ی زیادی به موضوع فیلم‌های ترکیه‌ای که در شبکه‌های مضحک آن‌ور مرزی فعالند؛ دارند و از موضوع خیانت که تم مشترک همه این سریال‌هاست و بازیهای سطحی و بی‌خود و کارگردانی که اصلاً وجود ندارد؛ از روی دست ایشان کپی می‌کنند. بهتر است به تماشای چنین سریال‌هایی ادامه دهند ولی ترجیحاً تئاتر و هنر مملکت را به دست صاحبان اصلی‌اش بسپارند و جای بقیه را اشغال نکنند با روابط و غیره‌وذالکه!
حالا دوستان هی تلاش کنند کار فرهنگی کنند و پارازیت بازی و سنگ بیاندازند در کار شبکه‌های آن سوی مرزی؛ آب در کوزه و ما!!!! افسوس و صد افسوس که اینجا باید یک کارت قرمز کامل به هیات داوران بدهیم که حالا کاملاً مشخص است قضاوتشان بر چه اساسی بوده است! چرا که این گروه جوان گناهی ندارند؛ نمی‌دانند ناآگاهند و به قول برشت آنکه نمی‌داند نادان است اما آنکه می‌داند و انکار می‌کند تبهکار است!
بله اینچنین است آنان که نمی‌دانند و نادانند کارشان را می‌کنند و آنان که می‌دانند و آگاه؛ به انکارشان ادامه می‌دهند و همه‌کاره می‌شوند و آنان که می‌دانند و انکار نمی‌کنند یا اعتراف می‌کنند نمی‌دانند خانه‌نشین می‌شوند و کارشان به خودکشی و غیره‌وذالکه می‌رسد! در طول تاریخ تئاترمان کم نداشته‌ایم و همچنان داریم و تمام داوران و ناظران هم در این تبه‌کاری شریکند!

در حاشیه:

وقتی خنده تماشاگری تماشاگران را می‌خنداند اما خود نمایش نه!
پرونی که در ساعت 18:30 در سالن چهارسو به روی صحنه رفت؛ شبه نمایشی بود که بازیگران به هر دری می زدند تماشاگران را بخنداند اما ناتوان بودند. اما در این بین تماشاگری تک‌خنده‌ای در سکوت آن هم در لحظه‌ی دعوای دو بازیگر روی صحنه که از اصطلاحاتی رکیک استفاده می‌کردند؛ داشت که موجب شلیک خنده همه تماشاگران شد.
این تماشاگر بار دیگر به داد تماشاگران رسید تا بتوانند حداقل یک بار دیگر شلیک خنده داشته باشند.
 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید