تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

عشق و انتظار؛ «روایتی تازه از قصه‌ای کهن»

آرتنا: نمایش «روایتی تازه از قصه‌ای کهن» از شهرستان ملایر در بخش مرور سی و سومین جشنوار بین المللی تئا‌تر فجر نهم بهمن‌ماه در تماشاخانه سنگلج به‌روی صحنه رفت.

نوشته: فرزانه رحیمی/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

نمایش «روایتی تازه از قصه‌ای کهن» از جمله آثار پذیرفته شده از شهرستان ملایر در بخش مرور سی و سومین جشنوار بین المللی تئا‌تر فجر نهم بهمن‌ماه ساعت 16 و 19 در تماشاخانه سنگلج به‌روی صحنه رفت.
این نمایش، برگزیده جشنواره بین‌المللی تئاتر مقاومت فتح خرمشهر در خرداد ماه سال جاری توانست 5 جایزه اول این جشنواره؛ از جمله نویسندگی، کارگردانی، موسیقی، بازیگری زن و مرد را از آن خود کند.
پری بارانی کارگردان نمایش «روایتی تازه از قصه‌ای کهن» در ارتباط با این نمایش گفته است:
نمایش با محوریت دفاع مقدس روایت‌گر داستان زندگی زنی است که همسرش در شب اول عروسی به جنگ می‌رود و او سال‌های سال در انتظار بازگشت همسرش است تا این‌که سرانجام پس از انتظارهای طولانی لباس‌های پاره و پلاک شوهرش را برایش می‌آورند.
وی در رابطه با شیوه اجرایی این نمایش نیز توضیح داد: سبک اجرای این نمایش به شیوه گارجنیدزه است که بر اساس این سبک، بازیگران آن حتما باید نوازنده، خواننده و رقصنده خوبی باشند چون اجرای بخش‌های زیادی از این نمایش همراه با موسیقی و فرم و شیوه حرکات بدنی است.
او تأکید کرد: داستان نمایش بیش‌تر به‌وسیله موسیقی و آواهایی که در کار وجود دارد به اجرا درمی‌آید و در نتیجه بیش‌تر بخش‌های نمایش همراه با موسیقی و فرم است.
نخستین چیزی که در نمایش «روایتی تازه از قصه‌ای کهن» به‌چشم می‌خورد نام هماهنگ این کار، با کلیت نمایش است. اشاره به شیرین و فرهاد و تهمینه و رستم و ربط آن با جنگ تحمیلی و محوریت دفاع مقدس به‌خوبی انجام شده است؛ این‌که عشق و انتظار را در داستانی آغشته به جنگ و خون و مرگ ببینیم و بشنویم نه در داستان‌های افسانه‌ای و کتاب‌های شعر.
فرم این‌ اجرا که فرمی روایت‌گونه و به‌نوعی از برخوانی‌ست، و با درام امروزی فاصله دارد، با پخش موسیقی‌های خوب، رقص و بازی‌های بدنی خوب بازیگران و به‌خصوص شخصیت اصلی (پری بارانی، که کارگردانی کار را نیز برعهده دارد) و مدت زمان کوتاه کار، نمایش را جذاب و از حالت یک قصه‌ی صرفاً شنیدنی و به‌دور از جذابیت درمی‌آورد.
نور به‌اندازه و هماهنگ تنظیم شده و با فضای سیاه و غمگین کار هم‌خوانی دارد. دکور و طراحی صحنه‌ی ساده نیز مناسب فضای قصه است و اضافه بر سازمان چیزی دیده نمی‌شود. پوشش و لباس بازیگران نیز ساده است و برای رقصندگی نیز دست‌وپا گیر و نامناسب نیست و از این نظر نیز نظارت و دقت کارگردان شایسته تحسین است.
جاهایی که گویش لری در کار استفاده شده نیز هوشمندانه انتخاب شده؛ نه آن‌قدر زیاد است که شبیه بعضی اجراهای بومی، مخاطب فارسی زبان، نمایش را نفهمد و نه این‌که به‌کل استفاده نشود تا مخاطب یادش برود که به تماشای یک کار از شهرستان ملایر نشسته است. هرچند نوع موسیقی و لباس و رقص‌ها نیز این قومیت را به‌زیبایی خاطرنشان می‌کنند.
شاید اگر شیوه‌ی اجرایی با رقص و نوازندگی و موسیقی همراه نبود کار کسل کننده می‌شد و شخصیت‌ها، ساده و خشک روبه‌روی مخاطب مونولوگ می‌گفتند و می‌رفتند اما استفاده از این فرم در این‌کار به‌نظر نمایش را نجات داده و مخاطب 45 دقیقه‌ی خوبی را سپری می‌کند.
در کارهای این‌چنینی و با این سبک و فرم، باید مراقب طولانی نشدن کار و قوی بودن بازیگران در اجرای موسیقی و رقص و بیان بود که هر دو مورد را پری بارانی به‌خوبی درنظر گرفته و به جرأت می‌توان گفت: در کنار کارهای خارجی ضعیف و داخلی ضعیف‌تر، باز هم شاهد کار خوبی از شهرستان بودیم.
پری بارانی، محمد قاسمی، نیلوفر رضایی، بهنام عبدلی و رضا باغبان بازیگران این اثرند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید