ماه رمضان
تصویر برگزیده

«معصومه رضازاده» در گفتگو با آرتنا:

ترانه سرایی دستخوش بیزنس شده است

آرتنا: معصومه رضازاده گفت: طرفدار ترانه های احساسی، عاطفی، اجتماعی و معنوی هستم اما اصلا گرایشی به نوشتن ترانه های سیاسی ندارم، چون کلا با دنیای سیاست ارتباط برقرار نمی کنم.

zoom
ترانه سرایی دستخوش بیزنس شده است

گفتگو: حمید رضا اکبری شروه/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

ترانه هایش را دوست دارم .بخصوص ترانه صبوری اش را که آقای قلی پور آن را خواننده است. با وی تماس می گیرم زود مرا می شناسد و از شعرهایم برایم می خواند. رضازاده را سالهاست که می شناسم .حق او این نیست. از فراز و نشیب روزگار می گوید و حرف هایی از بد جامعه ادبی و برخورد هنرمند نماها که همه جا هستند. سوالاتم را می پرسم و او با متانت همیشگی اش جواب می دهد. اول از خودش شروع می کند:

معصومه رضازاده با نام مستعار ادبی "خاکستر" در 4 بهمن ماه سال 1359 در تهران به دنیا آمد. پدرش شاعر بود- از سن کودکی نوشتن اشعار و داستانهای کودکانه را آغاز کرد- از سن 13 سالگی ( سال سوم راهنمایی) به نوشتن اشعار در مقطع سنی نوجوان و جوان کوشش ورزید- از 14 سالگی ( اول دبیرستان) به نوشتن مقاله و شعرهای بزرگسال اقدام کرد و بارها و بارها در سطح منطقه 7 و استان تهران به کسب مقام اول و دریافت لوح تقدیر نایل شد- در سن 16 سالگی ( سال سوم دبیرستان سال تحصیلی 77-76 ) مقام اول شعر را در منطقه 7 و استان تهران در طرحی بنام طرح بنمار کسب کرد و از رئیس جمهور آن زمان لوح تقدیر،سکه بهار آزادی و تندیس بلورین دریافت کرد و شعرش در مجله نیلوفرانه به چاپ رسید و به شکل سرود اجرا شد- بعد از آن به شکل جدی تری پا در عرصه شعر و ترانه گذاشت - در کنار شعر و ترانه به نقاشی رنگ روغن و نواختن گیتار نیز می پرداخت- در سال 1383 اولین مجموعه شعرش با عنوان " در امتداد سکوت " به چاپ رسید-  در تله فیلم باور به ایفای نقش اول پرداخت و در سال 1386 ترانه پرستار که از کارهای این ترانه سراست به صورت کلیپ با صدای عارف محمدی و رضا خدابخش در تلویزیون پخش شد- مدتی خواننده گروه بانوان پلاک 7 به سرپرستی سحر دزواره بوده است – اواخر تیرماه سال 1392 به عنوان همخوان در کنار امیر سینکی و هادی ده پرور در سایت ورزش برج میلاد روی استیج رفت. در آینده نزدیک2 مجموعه شعر و ترانه از این شاعر و ترانه سرای جوان به چاپ خواهد رسید.

-ترانه سراهای معاصر را چگونه می بینید؟
به تمام هنرمندان و ترانه سراها احترام می ذارم ولی اعتقادم اینه که در بعضی شرایط ترانه سرایی دستخوش مسئله ی بیزنس شده و به همین خاطر یه کم از کیفیت و عمق ترانه ها کاسته شده.ترانه باید از جایگاه ارزشمندی مثل قلب و حس انسان برگرفته شده باشه و نمی شه با هیچ مبلغی مورد قیاس قرار بگیره.

-چرا سراغ ترانه سرایی رفتید ؟
من همیشه عاشق بیان احساسات به شکل موزون بودم و همچنین عاشق موسیقی و دلیل انتخاب مسیر ترانه سرایی این بود که با این کار می شد احساس درونیمو با تلفیق یه حس جدید بشنوم.زیرا من ترانه رو بر اساس درونیات خودم می نوشتم و خواننده اون ترانه رو با توجه به حس و حال خودش اجرا می کرد و این یعنی به اشتراک گذاشتن احساسات و تلفیق دو حس در یک اثر که می تونه القا کننده ی یه رویداد بزرگ باشه و تصویر زیبایی از درون دو انسان بسازه.ترانه سرایی برای من شبیه یه خواب آرومه که می تونه روح منو به بلندترین نقطه ی باورهای حتی دست نیافتنی پرواز بده و هر لحظه که ترانه هامو با صدای خواننده ای می شنوم،خودمو در ضمیر ناخودآگاه اون آدم می بینم و این دلیلی می شه برای گرفتن انگیزه ی دوباره و خلق آثار جدید.

- وجه  غالب ترانه  با دیگر قالبهای شعری چیست ؟
ترانه بر وزن نتهای موسیقی حرکت می کنه و حتی در بعضی مواقع تابع موسیقی می شه و در عین حال برخلاف قالبهای شعری به گونه ای باید طراحی بشه که کاملا قابل فهم و تأثیرگذار باشه و از کلمات نامفهوم در این عرصه باید خودداری بشه و حتی بسیاری از صنایع ادبی در ترانه قابل استفاده نیستند،تفاوت ترانه و شعر از دیدگاه من،تفاوت در نوع بیان و چگونگی استفاده از واژه هاست،شاید در شعر و ترانه تفاوت معنایی چندانی قابل لمس نباشه و چگونگی ابراز احساسات در شعر و ترانه کمی دارای تفاوت هست.در ضمن ترانه به زبان عامیانه و محاوره عرضه می شه،در حالیکه در شعر باید زبان کتابت رعایت بشه،همچین در بعضی مواقع در ترانه،ممکنه وزن شکسته بشه و یا با تابعیت از موسیقی همراه ترانه ممکنه نوع قافیه بندی هم تغییر کنه،اما در شعر همیشه تابع یک وزن و قافیه ی خاص هستیم،مگر اشعار نیمایی و سپید که باز هم به سادگی بیان ترانه نیستند.

-چه آلبوم هایی با ترانه های شما منتشر شده است ؟
آلبوم مجاز با 4 خواننده ی بسیار خوش صدا کار کردم به نامهای یاسر نوروزی، علی جهانیان، علی احمدی، محسن نوروزی و چند تا ترانه به صدا و سیما ارائه کردم با صدای شهرام نیک یار،فرشید رهبری،محمد خلیلی.ترانه ای برای استاد حسین خواجه امیری(استاد ایرج) نوشتم بنام درس آخر، با خواننده هایی چون امیر کریمی، مهدی مدرس، محسن مرعشی، محمد قلی پور، حمیدرضا سلیم زاده، حسین پسندیده، محمد پورجعفری، محمدحسین خیامی، حامد تهرانی، هادی مصطفوی، پویا چوپانی، میثم محمدی، مجید جعفری، رضا فضلی، بهروز شایان، مهدی سهیلی، مهدی ملکی، حمیدرضا قلیپور و بسیاری از دوستان هنرمند دیگه کارهای مشترک داشتم

-نظر گاه جامعه و جایگاه ترانه را در این خصوص چگونه می بینید ؟
اگر در اسلوب ترانه به مسئله ی تأثیرگذاری اون توجه کافی بشه،شاید یکی از بهترین راههای انتقال احساس و بیان درونیات باشه،به طوریکه یک ترانه می تونه باعث شادی و مسرت افراد و یا ایجاد حالت غم و بردن افراد به دنیای انتظارات و خواسته هاشون بشه که البته این تأثیر بدون داشتن موزیک مناسب اون ترانه می تونه کمرنگ تر بشه و از شدن اثرگذاری اون کم کنه.چون سه نقطه ی مشترک برای ظهور یک آهنگ خوب وجود داره و در واقع این سه عنصر مهم عبارتند از: صدای خواننده، ترانه، آهنگ که هر کدوم از این آیتمها اگر دارای ویزگی لازم نباشند، هرگز یک آهنگ خوب به گوش نخواهد رسید ولی در بین این سه مسئله ی مهم، ترانه می تونه نقش بسیار کلیدی و مهمی رو ایفا کنه.

-ترانه های اجتماعی یا.... کدام را می پسندید و چرا ؟
من طرفدار ترانه های احساسی و عاطفی هستم، به علت اینکه بهتر می توان حس پیام رو به مردم منتقل کرد  و چیزی که باعث شیوع احساس باشه، برام دارای جایگاه بالاتری خواهد بود، شرایطی که بتونم از نهفته های درونم بگم و نهفته های درون دیگرانو بیدار کنم و به تنش با قلب انسانها، بپردازم. بعد از اون به ترانه هایی که دارای ارزش معنوی باشند، مثل ترانه هایی در مورد خدا و یا ائمه گرایش خاص دارم و با ترانه های اجتماعی هم ارتباط خوبی برقرار می کنم و می تونم احساس نزدیکی کنم، اما نقطه ی مقابل این موضوع گرایش به ترانه های سیاسیه که اصلا با ترانه های سیاسی نمی تونم احساس نزدیکی کنم و هیچگونه گرایشی به خوندن و یا نوشتن ترانه های سیاسی ندارم، چون کلا با دنیای سیاست ارتباط برقرار نمی کنم. اما ترانه های احساسی بیان غمها و شادیهای درونیه و می تونه بدون هیچ محدودیتی از عالم نگفتی درون صحبت کنه و روی نبض مخاطب هم اثر خاص داشته باشه.

و در آخر اگر حرفی باقی مونده بفرمایید ؟
من از شما و دوستان  خبرگزاری آرتنا تشکر می کنم که صدایی شده اید برای انتقال حرفهای ما گمنامان این حرفه ادبی برای جامعه ای که دوست داره همه چیز رو بفهمه.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید