تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

یک شاعرانه ی خیس / یادداشتی بر فیلم «احتمال باران اسیدی»

آرتنا: «احتمال باران اسیدی» دور از بغض و نفرت وقضاوت تنهایی و پژمردگی نسلهایی را به تصویر می کشد که ایجاد لحظات شاد برایشان چندان هم کار سختی نیست.

zoom
یک شاعرانه ی خیس / یادداشتی بر فیلم «احتمال باران اسیدی»

نوشته: احسان طهماسبی /خبرگزاری هنر «آرتنا»

احتمال باران اسیدی فیلمی عمیق، شاعرانه و دوست داشتنی ست.فیلمی که سرگشتی آدمهای نسلهای مختلف را به خوبی به تصویر کشیده. شمس لنگرودی در نقش منوچهر در مرکز توجه فیلم قرار گرفته و بازی های یک دست و خوب بازیگران جوان فیلم هم نکته ی مثبت دیگری از فیلم شده است.
از سویی دیگر زیباشناسی تصویری خاصی در فیلم ایجاد شده که تنها با میزانس و فضاسازی درست ممکن بود که البته در این فیلم با کارگردانی خوب صناعی ها و بازیهای مینی مال بازیگران، این مهم تحقق یافته است.
احتمال باران اسیدی ساخته شده است که دور از بغض و نفرت و قضاوت، تنهایی و پژمردگی نسلهایی را به تصویر بکشد که ایجاد لحظات شاد برایشان چندان هم کار سختی نیست. منوچهر در زندگی بی هدفش کاری برای انجام دادن ندارد ولی حاضر نمیشود که تنها دلیل سفرش یعنی رفیق قدیمی خود را ملاقات کند چرا که از تفاوت دنیاهایشان واهمه دارد.

جامعه مهسا را مریض و سرخورده کرده ولی لذت درک شدن از سمت پیرمرد تنها و منزوی فیلم هم سرحالش میکند. کاوه مثل هزاران جوان غریب و پرشور شهرمان پژمرده است و دیگر رویایی ندارد که بخواهد برایش تلاشی بکند.
در این بین همه منتظر یک اتفاق هستند: (بارش باران) و جان گرفتن دوباره ی حیات.
صد حیف که احتمال رویش مجدد امید هم اسیدی و کشنده شده است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید