تصویر برگزیده

«محسن مرعشی» در گفتگو با آرتنا:

منتظر مجوز آلبوم «روزهای تردید» هستم

آرتنا: محسن مرعشی «شهر آزادگان» را در فضایی پاپ و با اشعاری از شاهنامه فردوسی می خواند.

این روزها محسن مرعشی تنها به انتظار مجوز آلبوم «روزهای تردید» بسنده نکرده و با گروه خود تدارک «شهر آزادگان» را می بیند و این بار متفاوت تر از همیشه؛ تلفیق پاپ و شاهنامه فردوسی. قطعا باید دستی در ادبیات داشته باشی تا حماسه را در فضای موسیقایی پاپ با سلیقه ی مخاطب همگون سازی. شاید اگر شاهنامه در دستان پدر تکرار نمی شد، هرگز اینچنین تفکری هم شکل نمی گرفت. با مرعشی به گفتگو نشستیم تا از شکل گیری «شهر آزادگان» بدانیم:

_ جناب محسن مرعشی؛ به چه دلیل شاهنامه؟ آیا موسیقی پاپ و خصوصا زمان آن گنجایش پذیرش اشعار شاهنامه را دارد؟

قطعا عشق و علاقه به وطن دغدغه هر ایرانی آزاده است. این عرق ملی در ادبیات حماسی ما کاملا مشهود است. و اوج این عشق و حماسه وطنی را در شاهنامه فردوسی بزرگ می بینیم که بی شک شناسنامه ی هر ایرانیست.

بنده هم از دوران کودکی به شاهنامه و داستانهای جذاب آن علاقمند بودم. از دورانی که پدرم برای من و برادرانم شاهنامه می خواند و اشعار آن را برایمان به زبان ساده بازگو می کرد. تا دوران جوانی که بارها این کتاب ارزشمند را می خواندم و با دوستان در مورد پیامهای اجتماعی و فرهنگی و آئینی و حماسی آن گفتگو می کردیم.

و این علاقه به شاهنامه و اسطوره هایش سبب شد که نام تنها فرزندم را نیز از آن انتخاب کنم و پسرم را سیاوش بنامم.

_ اشعار انتخابی شما غالبا پر معنی و پر از استعاره  می باشد، چرا این همه وسواس در انتخاب شعر؟

بنده به عنوان یک شهروند ایرانی اهل موسیقی، همیشه علاقه به ساختن و خواندن ترانه هایی داشتم و دارم که اشعار آن به نوعی با تفکر و علایق شخصی ام، همسان باشد. و به همین دلیل به انتخاب شعر بسیار اهمیت میدهم. این امر در ترانه ها و آلبوم هایی که از بنده منتشر شده، کاملا مشهود است.

_ آیا قبلا تجربه خواندن موسیقی حماسی را داشته اید؟

 سوای اشعار عارفانه ای که از حضرت مولانا و حافظ و خیام و شعرای معاصر ساخته و خوانده ام، و نیز عرض ارادتی که با بضاعت اندکم در ترانه، خدمت حضرت مولای اول و آخر داشته ام، در بخش موسیقی حماسی، ترانه های وطن(با مضمونی بر گرفته از اسطوره های شاهنامه)، خواب (حماسه عاشورا) و قلعه زخم (حماسه خرمشهر در جنگ هشت ساله) با اشعاری از یوسفعلی میرشکاک ارائه کرده ام.

_ آیا بهتر نیست که اشعار موسیقی پاپ، ساده تر و عامه پسند تر باشد؟

گرچه این ایراد بارها به من وارد شده که در موسیقی پاپ از اشعار ساده تر و همه فهم استفاده میشود، اما اشعار و ترانه های مورد استفاده بنده، غالبا نیاز به تفسیر و یا زیرنویس دارد که به گفته منتقدین آثارم در فضای موسیقی پاپ نمی گنجد. و شاید این امر به دلیل استفاده از ساز افسانه ای و پر رمز و راز تنبور در کارهایم و ساخت ملودیها با آن باشد که به من اجازه استفاده از هر شعر و کلامی را نمی دهد و با اینکه ساختار موسیقایی کارهایم و نیز خواندن این حقیر در سبک پاپ می باشد، اما اشعار از وزن بالایی برخوردارند و این واقعیت را درک می کنم، اما به این سبک وفادارم.

_  در مورد ترانه «شهر آزادگان» و ساخت آن توضیح دهید.

علاقه ام به شاهنامه سبب شده بود که همیشه مترصد فرصتی باشم تا بتوانم اشعار فردوسی بزرگ را در قالب موسیقی پاپ بخوانم. اما این کار به راحتی امکان پذیر نبود، چرا که شاهنامه دریایی از داستانها و اشعار گرانبهاست و گنجاندن آنها در یک زمان 5 تا 6 دقیقه ای موسیقی پاپ، کاری بسیار دشوار و دور از ذهن می نمود. و حقیر برای رسیدن به این مهم و ساخت ترانه ((شهر آزادگان))، ابیاتی از شاهنامه را انتخاب کردم که سناریو و مسیری که در ذهنم پرداخته بودم را به درستی طی کند و به نتیجه برساند. که البته در این راه از راهنمایی پدرم و مشاوره استاد میرشکاک نیز بهره بردم.

به دلیل زمان کوتاه در قالب ترانه پاپ و عدم گنجایش این زمان کم برای داستان های شاهنامه، مجبور شدم ابیات را از داستان های مختلف (در دوره پیشدادیان و کیانیان) انتخاب کنم و بر اساس خط داستانی آهنگ، آنها را به دنبال هم قرار دهم که این چیدمان ابیات به ناچار از یک پراکندگی رنج میبرد، اما خط محتوائیه شعر ترانه ((شهر آزادگان))، همانند همه ترانه ها دارای ابتدا و اوج و انتهاست و سعی شد در همین زمان محدود، مطلب ادا شود.

ترانه ((شهرآزادگان)) همانند همه داستانهای فردوسی با ستایش یزدان آغاز خواهد شد. پس از آن به توصیف مازندران همیشه سرسبز به عنوان نگین سبز ایران عزیز و نمادی از جغرافیا و طبیعت کشور می پردازد. سپس برای خروج از این فضای پر از گل و بلبل و ورود به فضای رعب آور حمله دشمن و جنگ، با کمک موسیقی، از دکلمه استفاده شده که به نوعی دکلمه بار کمبود زمان آهنگ را به دوش میکشد. و نیز از حمله افراسیاب به عنوان نماد پلشتی و پلیدی به ایران می گوید. و در ادامه نبرد ایرانیان را با دشمن به همراه اسطوره هایی چون رستم و گودرز و... را بیان میکند. همچنین از سیاوش به عنوان نماد پاکی و آزادگی ایرانیان یاد میکند و در نهایت بیان یزدان شناسی ایرانیان و عشق و علاقه به خاک وطن و نیکوترین مرگها که همانا کشته شدن در کارزار و در راه حفظ ارزشها و شرافت انسانی و کشور است.

انتخاب شعر و ساخت ملودی ((شهرآزادگان)) انجام شده و زحمت تنظیم آن به دوش دوست هنرمندم جناب امین ابراهیمی می باشد که حتم دارم به خواست حق، به بهترین شکل انجام خواهد شد. با چند سرمایه گذار علاقمند به موسیقی و شعر ایرانی هم صحبتهایی شده که در ضبط آن یاریمان کنند، چرا که کار ارکسترال و نسبتا پر هزینه ای خواهد بود.

_ از آلبوم جدید چه خبر؟

در حال حاضر هم منتظرم تا مسئولین محترم دفتر موسیقی، مجوز آلبوم جدیدم به نام «روزهای تردید» را صادر نمایند و حاصل زحمت دو ساله بنده و دوستانم منتشر شود. این آلبوم شامل ده قطعه می باشد با اشعاری از خیام ، شاملو ، فروغ فرخزاد ، عبدالجواد موسوی ، ایرج قنبری، معصومه رضایی زاده و یوسفعلی میرشکاک. این آلبوم هم در سبک پاپ میباشد و بجز ترانه اول که ریتم لاتین و شاد دارد، در باقی کارها از تنبور هم استفاده شده است. امیدوارم تا یکی، دو ماه آینده وارد بازار شود.

_ سخن آخر

سپاس از شما که همیشه حامی هنرمندانید و اخبار هنری و خصوصا موسیقی را به درستی و صداقت به گوش مخاطبین می رسانید. به امید اعتلای موسیقی کشورم که بدون تردید یکی از مهمترین عوامل شکل گیری فرهنگ نوین جامعه می باشد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید