تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

«من دیگومارادونا هستم» گروتسکی از ناهنجاری های زیرین اجتماع

آرتنا: «من دیگومارادونا هستم» اثری با گستره معنایی متفاوت است که به رگه های از زندگی اجتماعی می پردازد و تعاریف زیادی را در بر می گیرد.

نوشته: هومن بنائی/خبرگزاری هنر «آرتنا»/

«من دیگو مارادونا هستم» در اصل زندگی نویسنده ای است که تجربه موفقی از دوران نگاشتن خود نداشته و بعد از مدتی شکست دوست دارد طعم شیرین موفقیت را حس کند به خاطر همین، بدون اجازه داستان دوستش را به نام خود چاپ می کند و بر سر یک اتفاق جریان هایی در زندگی او به راه می افتد که سوتفاهم هایی را به همراه می آورد. شیشه خانه می شکند و این موضوع تبدیل می شود به فاجعه ای بزرگ و این اتفاق ساده خانواده اش را با هم بد می کند.
داستان دعواهای بی خود و بی جهت خانواده ها سر هیچ چیز را نشان می دهد. دعواهایی که سر و ته ندارد و همیشه همه دنبال یک مقصر می گردند تا تقصیر ها را به گردن او بیندازند.
تصویری که در این فیلم می بینیم نشانگر جنونی خاص در بتن جامعه است. جنونی پنهان در وجود انسان هایی که هیچ وقت خشونت را تجربه نکرده اند و همیشه تصویری خوب در ذهن نزدیکان خود به جا گذاشته اند.
نویسنده در خیالاتش سیر می کند و به دنبال جبران ناکامی هایش می گردد، پدر خانواده در سخن گفتن ناتوان است، مادر خانواده در پی مقصر می گردد، خواهر بزرگتر دنبال برگزاری شوی لباس، نویسنده ای که از او سرقت ادبی شده می خواهد خودکشی کند و از اول تا آخر فیلم نویسنده سارق را تهدید می کند که اگر نیاید سر قرار خود را می سوزاند و... داستان لابلای همین اتفاقات پیش می رود.
این فیلم هیچ چیز را نفی نمی کند و استخوان بندی محکم و محتوای مغز دار  دارد.
گروتسک، پدیده‌ای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض است.
در فیلم «من دیگومارادونا هستم» گروتسک می‌تواند وضعیت، مکان، شخصیت ها و یا خود داستان باشد. داستانی متناقض، بی‌تناسب و در بیشتر لحظه ها ترسناک. بنابراین، می توان گفت «من دیگومارادونا هستم» اثری با گستره معنایی متفاوت است که به رگه های از زندگی اجتماعی  می پردازد و تعاریف زیادی را در بر می گیرد.
"بهرام توکلی" در حال تجربه جریان متفاوتی  درسینمای ایران است. او این جریان را در شکل های مختلفی تجربه کرده که می توانم از تجربیان او به ( پابرهنه در بهشت، اینجا بدون من، پرسه در مه، آسمان زرد کم عمق و بیگانه ) اشاره کنم.
توکلی تلاش کرد تا با آثاری همچون (پرسه در مه و آسمان زرد کم عمق ) ساختار شکنی کند، اتفاقی که حتی منتقدان هم از آن استقبال کردند. و توکلی خالق ملودرام های مطلوبی در سالهای اخیر سینمای ایران شد.
توکلی با فیلم «من دیگو مارادونا هستم» به مخاطب خود نشان داد که قصد دارد ناهنجاری هایی را در لایه های زیرین اجتماع زمان خود با زبان گروتسک و طنز تلخ به آنها بنمایاند.
از دیگر اتفاق های مثبت فیلم می توان به فیلمبرداری هومن بهمنش، گریم محسن دارسنج، بازی بی نظیر گلاب آدینه و پانته آ پناهی ها اشاره کرد.

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید