تصویر برگزیده

گزارش از کنسرت گروه «چارتار» در جشنواره موسیقی فجر؛

یک بام و چند هوای موسیقایی

آرتنا: موسیقی چارتار در این کنسرت هم مانند دیگر کنسرت‌های این گروه، موسیقی یک بام و چند هوا بود. موسیقی که در مواقعی به نغمه‌ها و رنگواره‌های موسیقی سنتی نزدیک می‌شود و در مواقعی هم طعنه‌هایی به موسیقی راک و حتی آلترناتیو راک می‌زند.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، اسم گروه «چارتار» بلافاصله بعد از آلبوم «باران تویی» به سر زبان‌ها افتاد و توجه بسیاری از علاقه‌مندان به موسیقی را جلب کرد. این آلبوم به آهنگسازی آرش فتحی و خوانندگی آرمان گرشاسبی، اولین اثر رسمی گروه موسیقی «چارتار» است که به تهیه‌کنندگی محمدحسین مقدس تفرشی در بازار موسیقی منتشر شده است. اشعار و ترانه‌های این اثر و نیز لحن خوانندگی آن بر ادبیات و موسیقی کلاسیک ایران استوار است و آهنگساز و تنظیم کننده آن تلاش نموده از ملودی‌های پویا و تنظمیات مدرن برای ایجاد فضایی متفاوت استفاده کند. چارتار سعی می کند به نوعی با بهره گیری از ملودی‌های موسیقی سنتی و تنظیم الکترونیک قطعات، پیوند میان موسیقی سنتی و پاپ ایجاد کند.

اما ضعف اساسی این گروه در اجراهای زنده‌شان است. اجراهایی با صداهایی تنظیم نشده و کم کیفیت که در بسیاری از مواقع شباهتی با قطعات آلبوم ندارد. شاید تنظیم‌های الکترونیک قطعات آلبوم «بارون تویی» چندان مناسب برای اجرای صحنه‌ای نباشند و شاید بهتر می‌بود این قطعات با تنظیمی فکر شده‌تر و مناسب اجرای صحنه‌ای به مخاطبان ارایه می‌شد.
آرمان گرشاسبی که خواننده این گروه است، قطعا خواننده فوق‌العاده و اصطلاحا شش‌دانگی نیست؛ اما حالا او بر خلاف اولین کنسرت‌های چارتار، اندکی پخته‌تر عمل می‌کند و حداقل سعی می‌کند از امکانات صدایش به بهترین نحو استفاده کند. هر چند که تحریر‌ها و نوع پردازش صدایی که ارایه می‌دهد، هنوز هم خام هستند و او کنترل کاملی روی حنجره‌اش ندارد. اما مهمترین ضعفی که صدای گرشاسبی دارد در بم‌خوانی برخی قطعات رخ نمایی می‌کند. بر کسی پوشیده نیست که بسیار از خوانندگان در خواندن نت‌ها و گام‌های بالا مشکل و ضعفی ندارند اما وقتی پای بم‌خوانی به میان می‌آید، ضعف‌ها عیان می‌شود. گرشاسبی در این کنسرت هرجا که بم‌خوانی کرد، تقریبا شعر را بی‌مفهوم بیان می‌کرد و کار را برای مخاطبی که اشعار این گروه را از بر نبود، سخت کرد.

موسیقی چارتار در این کنسرت هم مانند دیگر کنسرت‌های این گروه، موسیقی یک بام و چند هوا بود. موسیقی که در مواقعی به نغمه‌های موسیقی سنتی نزدیک می‌شود و در مواقعی هم طعنه‌هایی به موسیقی راک و حتی آلترناتیو راک می‌زند. در مواقعی صدای نرم کمانچه از میان صداهای عصبی گیتار الکتریک سر بر می‌آورد و رنگ موسیقی را به کل عوض می‌کند. در مواقعی هم افکت‌های صوتی حرف اول و آخر را در اجرای قطعات می‌زدند.

مورد دیگری که در این کنسرت به نظر می‌رسید، خلا ساز و نوازنده بود! اساسا نوازنده و ساز نقش چندانی در کنسرت‌های این گروه بازی نمی‌کنند. البته شاید نتوان در این مورد به کار این گروه خرده گرفت؛ نوازنده و سولیست در خود آلبوم «باران تویی» هم نقش چندان پررنگی ندارند. اما شاید پررنگ کردن این بخش به کنسرت‌های بعدی چارتار بتواند جلوه‌ای متفاوت بدهند و آهنگ‌های یکنواخت و مونوتون را با رنگ‌آمیزی سازی متفاوت، اندکی تغییر دهد.

به هر روی وجود این گروه موسیقی را در حال و هوای نه چندان مطلوب موسیقی پاپ امروز باید غنیمت شمرد. گروهی که حداقل اشعاری که ارایه می‌دهد اندکی سالم و استاندارد هستند. اما به اعتقاد نگارنده مهم‌ترین نکته ای که وجود گروه چارتار را در فضای موسیقی پاپ الزامی می‌کند، آشنایی است که مخاطبان با رنگ‌های و نغمه‌های سنتی هر چند اندک و نصف و نیمه، با شنیدن آثار این گروه پیدا می‌کند. شاید به واسطه شنیدن آثار همین گروه اندکی تغییر در سطح سلیقه طرفداران موسیقی پاپ ایجاد شود و سلیقه شنیداری‌شان را اندکی تغییر دهد. سلیقه‌ عمومی‌ای که در سال‌های گذشته به واسطه نبودن یک موسیقی پاپ سالم که اندکی شباهت به «موسیقی» داشته باشد، دستخوش تغییرات ناخوشایندی شده است.
 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید