ماه رمضان
تصویر برگزیده

«علی اصغر رستمی» در گفتگو با آرتنا:

مسئولین شهر هیچ کدام به وعده شان عمل نکردند

آرتنا: آمل- در رونمایی از آلبوم «سوی خرابات» مسئولین شهر وعده خرید آلبوم را دادند ولی هیچ کدام به وعده شان عمل نکردند و این موجب متضرر شدنم شد. وقتی در وایبر اطلاع رسانی کردم دوستان در عرض یک هفته 4500 عدد از آلبومم را خریداری کردند.

zoom تصاویر ضمیمه شده به خبر
مسئولین شهر هیچ کدام به وعده شان عمل نکردند

گفتگو: محسن مرعشی /خبرگزاری هنر آرتنا

علی اصغر رستمی متولد 1351 در شهرستان آمل می باشد. فعالیت موسیقی اش  را در بخش محلی از سال 67 شروع کرد. وی موسیقی را از همان کودکی با زمزمه مادرانه، همراه با ملودی هایی مازندران تجربه های تازه های در دل می نواخت. رستمی فعالیت خود را در دبستان سلمان فارسی با خواندن سرود و قرآن آغاز کرد.

با ورو به سن 17 سالگی با استاد مظفری آشنا شد بعد از مدتی نزد آقای مظفری کار موسیقی ایرانی را شروع کرده و به کمک اساتید مختلف ردیف های آوازی محمود کریمی و ردیف طاهرزاده را با موفقیت پشت سرگذاشت.

رستمی اولین کنسرت خود را درسال 72 با عباس شریفی در سالن شهرداری آمل تجربه کرد. از آن پس نیز تا کنون کنسرت های متفاوتی را در ایران بسیاری از کشورها اجرا و به روی صحنه برده است. در این میان فرصتی پیش آمد به بهانه رونمایی از آلبوم جدیدش «مشتی پلوری» با این هنرمند خوش ذوق و صدای آملی به گفتگو بنشینیم.

- جالبه! برخلاف این که خیلی ها معتقدند که برای اوج گرفتن درزمینه هر رشته هنری باید به پایتخت تهران برویم ولی شما اصل پیشرفت را درشهرستان کوچک آمل داشتید.

بله. اوج فعالیت من در آمل بود. با این که شهر کوچکی بود و یکسری مشکلات داشتیم اما به همت بچه های هنرمند به سختی از آن ها گذشتیم و سال75 گروهی هجده نفره را تشکیل دادیم با نام گروه هزار دستان. در این گروه با نوازنده های برجسته ای از بهشهر، ساری، قائم شهر و امل و سرپرستی حبیب شهمیرزادی به روی صحنه می رویم و همچنان به  کار خود ادامه می دهیم.

- به موسیقی مقامی علاقمندید؟

قطعا. موسیقی سنتی ایران دریای بیکرانی است که عمق زیادی دارد، اما موسیقی مقامی و محلی مازندران مرا به یاد گذشته، داستانهای کودکی و خاطرات اجدادی می اندازد و ارتباط عاطفی عجیبی با آن دارم.

ما باید از اساتید بزرگی مثل ابوالحسن خوشرو، نوراله علیزاده، استاد اسحاقی، حسین علمباز و احمد محسن پور که در زنده نگه داشتن موسیقی مازندرانی تلاش کردند ممنون باشیم و بنده مفتخرم که در ادامه این راه سهمی داشته باشم.

- یکسری سازها در موسیقی اصیل مازندارنی مثل للوا ، دو تار یا کمانچه استفاده می شود اما اخیراً دیدیم یا شنیدیم که موسیقی مازندرانی با سازهای غیر اصیل ایرانی یا سازهای غربی هم انجام می شود مثل کاری که مرحوم دنیوی انجام دادند. به نظر شما این کار خوب است و جواب می دهد یا  به موسیقی مازندرانی ضربه می زند؟

به نظرم خیلی خوب است. البته این کار را آقای کبیری با صدای حسن فدایان به شکل ارکسترال ضبط کردند که در جایگاه خودش از سازهای محلی خیلی خوب هم استفاده شده. اخیراً ما هم در کنسرتمان در کنار سنتور، تار یا نی سازهای محلی را درهم قرار داده ایم اما این بستگی به آهنگساز دارد که چطور این ملودی را تنظیم کند و به زیبایی در بیاورد. کارهایی که من در بخش مازندران شنیدم کارهای خوبی بودند و آهنگسازان هم از این سازها در جایگاه خودش خوب استفاده می کنند.

-شما تا الان چندتا البوم کار کرده اید؟

 حدود شش آلبوم کار کردم که دو آلبوم مازندرانی و بقیه ایرانی بوده است.

- در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید؟ شما  به جز موسیقی حرفه دیگری هم دارید؟

من در کنار کار هنری کارمند آموزش و پروش آمل هستم و حدود 24 سال در قسمت فرهنگ هنری آثار سابقه دارم ولی تخصص کار هنری من آواز هست و به آن علاقه دارم.

- درباره کنسرتتان که به زودی برگزار می شود و برنامه هایتان هم توضیح دهید.

کنسرت جدید من سوم اسفند در سالن اریکه آریایی آمل برگزار می شود. بخش اول این کنسرت موسیقی ایرانی است و در بخش دوم موسیقی مازندرانی می باشد که هر کدام  40دقیقه به روی صحنه می روند. 14 اسفند هم آلبوم «مشتی پلوری» در سالن ارشاد رونمایی می شود. 27 اسفند هم عازم تاجیکستان هستیم.

- در تمام این کنسرت ها موسیقی مازندرانی هم اجرا می شود؟

من به هر کشوری که می روم معمولا از  40 دقیقه موسیقی ایرانی که اجرا می کنم حداقل باید20 دقیقه را مازندارنی اجرا کنم و بیشترین لذت را در این بخش می برم.

- ارائه موسیقی به نسل جوان را چطور می بینید با توجه به این که الان در آموزشگاه شما هستیم؟

حدود 30 سال است که در این رشته فعالیت می کنم و هنرجوهای زیادی را تعلیم داده ام که خودشان در شهرهای دیگر تدریس می کنند. من به سهم خودم توانسته ام موسیقی ایرانی را تقریباً در مازندران به بچه های جوان یاد بدهم که خوب هم کار می کنند.

- شما به عنوان هنرمندی که در سطح اول کشور در بخش موسیقی سنتی یا ایرانی فعالیت می کنید درخواستتان از متولیان هنر چیست؟ به نظر شما هم به عنوان یک شهروند و هم به عنوان یک هنرمند چه کاری باید انجام شود که موسیقی درست شناسانده شود؟

این موضوع از ریشه مشکل دارد. مثلاً تا حالا نشده کنسرتی بگذاریم و به راحتی پیش برود، بابت همین کنسرت پیش رو هم دغدغه و استرس زیادی دارم. من را تا  الان چهار بار برده اند که نوازنده خانم باید حذف شود، فلان نوازنده باید حتما از گروه حذف شود. من نمی دانم که این تصمیم را ارشاد باید بگیرد یا اماکن؟ من چرا باید 1 میلیون به اماکن پول بدهم؟!

- الان شما به اماکن پول می دهید؟ در حالی که همه می دانیم موسیقی برای اهل هنر غالبا درآمد ندارد. یعنی دارید از جیب هزینه می کنید؟

ما الان هم به اماکن و هم به شورای موسیقی استانداران پول می دهیم. من بابت این کنسرت 25 میلیون چک کشیده ام، نزدیک پنج میلیون برای تبلیغات و نه میلیون برای سالن اریکه و با  استرس زیاد جلو می روم. الان هم در آموزشگاه هستم که بچه ها بروند پوستر بزنند یا اطلاع رسانی دقیق کنند. اصلن نمی دانم که همشهریانم از هنرمند بومی خودشان چقدر استقبال  می کنند، از هنرمندان دیگری که شهر من را انتخاب می کنند می بینم که استقبال بی نظیری می شود. ما داریم تلاش می کنیم که بلیط ها را با دست خودمان بفروشیم که این روش درستی نیست ولی چون باید حقوق بچه ها را بدهیم مجبوریم که این کار را انجام دهیم.

- هنر به خصوص هنر موسیقی، سینما و تئاتر فرهنگ جامعه را می سازند و در همه جای دنیا برای فرهنگ جامعه پول خرج می کنند ،شما به عنوان فردی که این کار را انجام می دهید، در واقع عدالت این نیست که این بار مالی به دوش شما باشد بلکه باید به دوش متولیان فرهنگ کشور باشد و آن ها باید این کار را انجام بدهند.

متاسفانه یکسری دلالهایی هستند که برای منافع شخصی خودشان کار انجام می دهند ولی برای من اصلاً به صرفه نیست که این کار را انجام بدهم. البته ما خدا را شکر می کنیم که آقای محمدی رئیس ارشاد آمل هستند، انسان فعال و دوست داشتنی که در این بخش هیچ چیز را برای هنرمندان کم نگذاشته اند. ایشاندستشان از لحاظ مالی باز نیست که حمایت کنند ولی در وسع خودشان حمایت می کنند که این کنسرت خوب پیش برود. من فقط از مسئولین گله دارم که در رونمایی از آلبوم «سوی خرابات» که در سال 92 به بازار آمد، از مسئولین شهر دعوت کردم و هر کدام از این مسئولین گفتند ما آلبوم ها را خریداری می کنیم و من حدود 4500 سی دی سفارش دادم ولی هیچ کدام به وعده شان عمل نکردند. فیلم و عکسش هم موجود است. در این ماجرا به من اثبات شد که حواسم جمع باشد و به حرف مسئولین تکیه نکنم و راه خودم را بروم. من حدود یک ماه پیش در وایبر اطلاع رسانی کردم که دوستان در عرض یک هفته 4500 تا از آلبوم من را خریداری کردند و خواستند ثابت کنند که می توانند پشت سر یک هنرمند باشند و با این کاربه من قوت قلب دادند.

- نظرتان درباره ی تدریس و تربیت هنرجو در آموزشگاه موسیقی چیست؟ الان برخی افرادی که آموزشگاه های موسیقی را تأسیس می کنند هیچ سررشته ای از موسیقی ندارند و با ارتباطاتی که دارند این کار را انجام می دهند. به نظر شما این روش درستی است؟

من بارها به بچه های موسیقی گفتم که موسیقی را شغل خود قرار ندهند چون مجبور می شوند به جاهایی بند شوند که پول در بیاورند. در این مدت یک خروجی خوب از فلان آموزشگاه ندیدم. هنرجو با علاقه می آید و هزینه می کند پس کسانی که تدریس می کنند باید مطالب را با شیوه خوب و صحیح بیان کنند. اساتیدی بودند که هنرجویانشان را از دست داده اند. من خیلی دیر مجوز گرفتم ولی با باری از تجربه این آموزشگاه را تأسیس کردم. ما در این جا مثل مدرسه عمل می کنیم. حتی با منزل هنرجویی که خوب درسش را جواب نمی دهد تماس می گیریم که چرا کم کاری می کند. برای اساتید جلسه می گذاریم که باید با جان و دل برای هنرجو کار کنند. این ها بستگی به مدیریت آموزشگاه دارد که چگونه کار کند تا هنرجویان خوبی را تحویل دهد.

- کلام آخر؟

آقای مرعشی از شما ممنونم که این فرصت را فراهم آوردید تا با شما که از هنرمندان خوب کشورمان هستید درد و دل کنیم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید