ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

«لامپ 100»؛ گذری بر وسوسه‌های نَسَخی اعتیاد

آرتنا: شاید «سعید آقاخانی» در فیلم «لامپ 100» می توانست وسوسه ها را به سبکی دیگر به تصویر بکشد تا ملموس تر باشد و شاید هم نام فیلم بیشتر از محتوی برایش مهم بوده باشد.

zoom
«لامپ 100»؛ گذری بر وسوسه‌های نَسَخی اعتیاد

نوشته: هومن بنائی/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

فرزین در دام اعتیاد به شیشه اسیر شده، ناهید زن او نگران آینده دو فرزند و سرنوشت خود است، ترک این اعتیاد لعنتی بارها توسط فرزین امتحان شده و پدر ناهید معتقد است که آزموده را آزمودن خطاست. در شب تولد پسر کوچک خانواده فرزین او غرق در توهمات خود به خانه می آید و رفتارهای زننده ای را از خود نشان می دهد، میهمانان خانه را ترک می‌کنند. ناهید در تلاش است تا غیرت فرزین را بیدار کند و او را از دام اعتیاد نجات دهد، سکه طلایی که هدیه تولد پسر کوچکشان است به او می دهد و از او می خواهد که برود تا دوباره مواد تهیه کند؛ فرزین به خود می آید و متوجه می شود که در چه لجنزاری دست و پا می زند. قول می دهد که ترک کند. توهم‌های بعد از ترک و وسوسه های سیب و ماجرای آدم و هوا در او بیدار می شوند. از سویی عشق به زن و زندگی از طرفی لذت مصرف و توهمات دنیای گیجی و منگی فرزین را دستخوش اتفاقات زیادی میکند که بخشی از این ماجرا ها ساخته توهمات ذهنی اوست و...

«لامپ صد» اولین تجربه کارگردانی و نویسندگی «سعید آقاخانی» در سینما می باشد و باید گفت که او در اولین تجربه کارگردانی خود به سراغ سوژه‌ای فراگیر یعنی (اعتیاد) رفته است؛ سوژه‌ای که در سینمای ایران بارها توسط کارگردانان و نویسندگان زیادی امتحان شده و از نمونه های خوب آن میتوان به (گوزن ها، تاراج، آكواريوم، شمعي در باد، خون بازي، مرهم، قصه پريا، علی سنتوری، به خاطر پونه و...) نام برد.

آقاخانی در «لامپ صد» راویی ماجرایی است که مردم هر روز در حال دست و پنجه نرم کردن با آن هستند و بیشتر از اینکه تاثیر گذار باشد مخاطب خود را سرگرم می کند.

فیلمنامه خوب پیش می‌رود، اما داستان فاقد پیچیدگی است، دیالوگ های مغزداری هم رد و بدل نمی شود. دیتای این فیلم موضوعی تک خطی به حساب می آید. آقاخانی با تکرار توهمات فرزین دقایق خوبی را در فیلم می سازد و مخاطب را در برزخ سرنوشت او تا نتیجه گیری می کشاند.

به تصویر کشیدن نَسَخی‌های فرزینِ غرق در دود چیلیم شده لامپ100 بخشی از روند پیش برنده فیلم بود، اما نکته ای وجود دارد آن هم تاریخ استفاده از لامپ در مصرف مواد شیشه است که حداقل به 10 سال قبل برمی‌گردد. ما شاهد وجود پایپ در دستان فرزین هستیم پس چرا لامپ؟! شاید آقاخانی میتوانست وسوسه ها را به سبکی دیگر به تصویر بکشد تا ملموس تر باشد و شاید هم نام فیلم بیشتر از محتوی برایش مهم بوده باشد.

باید اعتراف کرد که برخی از این صحنه ها زائد هستند و به ضرباهنگ فیلم خدشه وارد کرده اند. حرکت در مسیر بین کمدی و درام یکی دیگر از ایرادات مشخص «لامپ صد» می باشد. زیرا در تولید یک درام اجتماعی کارگردان که خود نقش نویسنده را هم داشته نتوانسته از طنز دل بکند و به همین جهت در بخش هایی از فیلم شاهد موقعیت های کمدی هستیم که ارتباط مشخصی به مسیر اصلی فیلم ندارند.

به طور مثال: صحنه ای از فیلم که در اتوبوس می گذرد فرزین در دقایق طولانی سعی در جلب توجه ناهید دارد، اما این طنز هم نمی‌تواند باعث خنده مخاطب شود چراکه تکلیف فیلم مشخص نیست! دقایقی باید بحران رابطه فرزین و همسرش را جدی بگیریم و دقایق بعد شوخی های سطحی را که مشخصا نیاز به تدوین مجددی داشتند.

پایان بندی فیلم هم چندان چنگی به دل نمی زند؛ کارگردان فرزین را به قلب بیابان می فرستد و در آنجا تنها در بیابان رهایش می کند. قرار است مخاطب شاهد تحول فرزین باشد که... این فصل از داستان که مسلماً قرار بوده تاثیرگذارترین بخش فیلم باشد، به بدترین شکل ممکن به تصویر کشیده شده است. ورود چوپان و در ادامه رستگاری فرزین، پایان بندی شاد و مجلسی آن هم برای اثری که به ظاهر می خواهد آسیب شناسی اجتماعی کند خیلی دور از باور بود.

در پایان می توان به بازی خوب محسن تنابنده در نقش محسن اشاره کرد و این را اضافه کرد که مخاطب تنها به خاطر این شخصیت پا به سالن سینما گذاشت و باید گفت سرگرم کردن تماشاگر با موسیقی همیشه هنر نیست. نشانه حفره های عمیقی است که باید موسیقی آن را پر کند.

هومن بنائی – بهمن 1393

۱۰:۵۲ ::: ۳۰ / ۱۱ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> سینما - یادداشت و مقالات -

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

پر بازدیدترین اخبار