تصویر برگزیده

«فریدون حقیقی» در گفتگو با آرتنا:

نگرش، تفکر و تشعشعات باطنی در صوت ملکوتی تنبور تاثیر دارد

آرتنا: «فریدون حقیقی» گفت: سال 82 سازی را به یاد «سید خلیل عالی نژاد» ساختم که یک طرف سه تار و یک طرف تنبور بود و به خانه موسیقی معرفی کردم که به نام «تن تار خلیل» ثبت شد.

گفتگو: محسن مرعشی /خبرگزاری هنر «آرتنا»

با فریدون حقیقی متولد سال 1339 شهرستان کنگاور در استان کرمانشاه می باشد. با این سازنده و نوازنده ی تنبور به گفتگو نشستیم که می خوانید:

جناب فریدون حقیقی چه مدتی است که با ساز تنبور آشنایی دارید؟

ساز تنبور یک ساز آیینی بین مردم کرد است. من از کودکی با این ساز آشنا شدم. از سال 1363 که با استاد سید خلیل عالی نژاد در شهرستان صحنه روبرو شدم، با تنبور و ساخت آن تخصصی تر آشنا شدم. خیلی دوست داشتم که به این هنرمند بزرگ نزدیک تر بشوم و به همین دلیل ساخت تنبور را شروع کردم تا از دریای کوثر عشق وجودشان بیشتر استفاده کنم. 

چرا هر وقت اسم تنبور می آید در کنارش حرف از سید خلیل عالی نژاد هم هست؟

به دلیل این که در این عصر با همت و کوشش زنده یاد عالی نژاد بود که تنبور از حالت انزوا در آمد و به جامعه ایران و حتی جهانی معرفی شد .ایشان تنها کسی بود که تنبور را درک کرده که چه نهضت و چه اندیشه ای پشت آن هست.

کمی در مورد ساخت تنبور توضیح می دهید.

ساخت تنبور را من از دهه 60 شروع کردم. کارهای مقدماتی را خدمت استاد یدالله اشرفی در شهرستان کنگاور و روستای فش یاد گرفتم و بعد خدمت استاد عالی نژاد رسیدم. تنبور بیشتر از چوب توت یا گردو به دو صورت کاسه ای یا همان کشکولی و یکی هم به صورت ترکه ای یا چمنی ساخته می شود. برای ساخت آن باید ابزار مورد نیاز تهیه شود، در قدیم که با دست و مغار ساخته می شد ولی الان بهتر شده و وسایل برقی آمده است. مثلاً از شاخ قوچ برای سیم گیر و خرک و از روده گوسفند برای پرده استفاده می شود. نوع دیگر هم که کاد گوت یا نوعی نخ بخیه هست که برای دستان بندی استفاده می شود. سیم که معمولا زرد یا فرانسوی است. در قدیم از چسب سریشم استفاده می شد ولی مقاومتش در برابر نور و رطوبت کم بود ولی الان چسب چوب به کار می رود که مقاومتش خیلی بهتر است. از رنگ لاک الکل که با الکل حل می شود یا برای آستر کار از رنگ گردویی که با آب حل می شود نیز استفاده می شود.

تفاوت تنبور کاسه ای با تنبور ترکه ای چیست؟

هر دو از یک نوع چوب ساخته می شوند و از نظر ساخت و قاعده و قوانین تنبور یکی هستند. ولی تفاوت شکل ظاهری آنها در این است که کاسه ای از یک کنده چوب ساخته می شود که به صورت کشکول در می آوریم و در شکل ترکه ای چوب های مختلف را یکی یکی برش می دهیم و به هم می چسبانیم. کشکول از ترکه ای در برابر آب و هوا مقاوم تر است ولی از نظر نوازندگی با ترکه ای فرقی ندارد. فقط ترکه ای از نظر صدا به بم نزدیک تر است و کاسه ای به صدای زیر نزدیک است. نوازنده یا سازنده خودش در در نوع چوب ترکه ای مختار است، دستش بازتر است و می تواند از بهترین نوع چوب استفاده کند، به همین دلیل صدای ترکه بهتر است.

به چه دلیل خیلی وقت ها صدای دلنشینی که از قالب سازهای تنبور درمی آید را حس نمی کنیم. این همان فوت کوزه گری تنبور است که بعضی از سازنده ها با عشقی که دارند آن را می سازند و این طور می شود ، این موضوع را چطور ارزیابی می کنید؟

حدود 30 سال است که بیش از دو هزار تنبور ساخته ام و لیست همه ی آن ها از شماره تا تاریخ و نوع چوب و رنگ را دارم. ولی تا الان نتوانستم بفهمم که چه عاملی باعث می شود بعضی از آن ها سوز خاصی داشته باشند. من عامل ظاهری مثل نوع چوب و نوع ساخت را نتوانستم پیدا کنم، درست که چوب هر چه قدیمی تر باشد و برای مناطق خوب باشد ساز بهتری می شود ولی شاید حال، نوع نگرش، تفکر و تشعشعات باطنی افرادی که در  این ساز دخیل اند چه نوازنده که سفارش داده و چه سازنده موثر باشد. این ها شاید در نوع و صوت ملکوتی ساز تاثیر داشته باشند.

به قول حضرت مولانا که می فرماید:

ای برادر تو همه اندیشه ای

مابقی خود استخوان و ریشه ای

گر بود اندیشه ات گل گلشنی

ور بود خاری تو هیمه گلخنی

یعنی شما ابتدا باید ساز را بسازید و ببنید در چه  شرایطی از نظر صدادهی یا از لحاظ دستان و کار کردن  قرار دارد و بعد نرخ آن را تعیین کنید؟

تا حدی در اول کار معلوم می شود که مثلاً صدایش زیر یا بم باشد. این ها تا حدودی دست سازنده است ولی تا ساخته نشده و کوک نشود معلوم نمی شود. در نهایت مثل انسانی می ماند که متولد می شود تا بزر گ شود و عیار او معلوم شود .تنبور هم شاید روح دارد که مولانا این طور می گوید:  مو به مو در ناله ام گویی که  استاد ازل/  خسته ی جانم به جای تار در تنبور بست.  یعنی مولانا معتقد است که به جای تار و پود بدن انسان در روز ازل آوای تنبور در آن دمیده اند. در جایی گفته اند: بس حکیمان گفته اند این لحن ها / از دوار چرخ بگرفتیم ما/ بانگ گردشهای چرخ است اینکه خلق / می سرایندش به تنبور و به حلق / ما همه اجزای آدم بوده ایم/ در بهشت این لحن ها بشنوده ایم/ ناله ی تنبور و بعضی سازها / اندکی ماند بدان آوازها

لطفا در مورد بزرگان تنبور یعنی نوازندگان مطرح آن در این سال ها و چه سازندگان آن توضیح بدهید.

در حوزه گوران استاد عابدین خادمی، استاد سید بدیع حسینی، طاهر یار ویسی که مقام خوان بوده اند و در حال حاضر هم استاد علی اکبر مرادی و در حوزه صحنه هم درویش امیر حیاتی، بابا غلام همت ابادی، سیدامرالله شاه ابراهیمی و زبده ترین و شاخص ترین فرد هم که استاد خلیل عالی نژاد بوده است. البته  استاد کیخسرو پورناظری هم خانوادگی تنبور کار می کردند و کارهای ارزشمندی انجام داده اند.

در مورد تاریخ  تنبور با توجه به این خیلی ها اعتقاد دارند که قدیمی ترین سازی است که وجود داشته صحبت می کنید.

اگر بخواهیم تنبور را از نظر تاریخی و علمی بررسی کنیم با توجه به مدراک به دست آمده قدمت آن هفت هزار ساله است. مثلاً  مجسمه سنگی تنبور نوازی که در شوش پیدا شده قدمت آن به پنج، شش هزار سال قبل از میلاد مسیح برمی گردد. در تاریخ کشورهایی مثل افغانستان، پاکستان، هندوستان، مصر و شوروی هم با تنبور سرو کار داشته اند. اما بزرگانی مثل حضرت مولانا معتقد بودند که تنبور از روزی که خداوند بشر را خلق کرده، تنبور وجود داشته است. 

ساز جدیدی هم به نام تن تار من دیدم که گویا زنده یاد سید خلیل عالی نژاد آن را ابداع کرده اند در مورد جایگاه آن در موسیقی ایران توضیح می دهید.

طرح اولیه ساز بر می گردد به 25 سال پیش. من آن زمان در کنگاور کارگاه تنبور سازی داشتم و دوست داشتم سازی درست کنم که دو ساز در یک ساز باشد؛ یک طرف سه تار و یک طرف تنبور. صحبتش را هم با آقای ایرج حق دوست کردم. ولی فقط در حد یک فکر باقی ماند.دهه 70 با آقای عالی نژاد مطرح کردم که ایشان توضیحات کامل تر را دادند و فهمیدیم که با هم همفکر بوده ایم. ولی تا زمان حیاتشان فرصتش پیش نیامد که این ساز ساخته شود و من سال 82 این ساز را به یاد ایشان ساختم که به خانه موسیقی معرفی و تأیید و در عرصه موسیقی کشور به نام تن تار خلیل ثبت شد.

در «تن تار» تنبور همان تنبور است و سه تار همان سه تار با یک مقدار ظرافت بیشتر. در بعضی تن تارهایی که من درست کرده ام صدای سه تارش قوی تر است. (درست است که کاسه کتابی است و از ابعاد کمتری برخوردار است ولی از داخل کاسه تنبور و سه تار یکی است و از یکدیگر برای انعکاس صوت کمک می گیرند.) صدایش عالی و لطیف است و چندین برنامه هم پسرم فرشاد و دوستان دیگر حتی در خارج از کشور با آن اجرا کرده اند که از آن ها استقبال هم شده است ولی هنوز ثبت ملی نشده اما ثبت اختراعات کشوری شده است.

از شما ممنونیم که وقتتان را در اختیار خبرگزاری آرتنا قرار دادید.

ممنون از لطف شما. آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما دارم که در این برهه از زمان که موسیقی به نوعی مظلوم واقع شده است قدمی در راستای آن برداشته اید.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید