ماه رمضان
تصویر برگزیده

مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید؛

بیستمین رمان قرن بیستم منتشر شد

آرتنا: «مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید» نوشته‌ی ویلا کاتر، با ترجمه‌ی سلما رضوان‌جو و از سوی نشر «شورآفرین» منتشر شد.

zoom
بیستمین رمان قرن بیستم منتشر شد

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، ویلا کاتر (1873 -۱۹۴۷)، نویسنده‌ی بزرگ آمریکایی و برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر 1923، که ستايشگر غم و نوميدي نامیده‌اندش، بیش‌ترِ شهرت خود را از طریق خلقِ رمان‌هایی به دست آورد، که به زندگی نخستین مهاجران اروپایی ساکن در ایالات غربی آمریکا می‌پرداخت، و از شیوه‌های زندگی در دشت‌های بزرگ حکایت داشت.
«مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید» آن‌طور که هارولد بلوم، منتقد بزرگ آمریکایی می‌گوید، جاه‌طلبانه‌ترین اثر ویلا کاتر است. بلوم، کاتر را همتای نویسندگان هم‌عصر خود، ارنست همینگوی و اسکات فیتس‌جرالد می‌داند. «مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید» در نظرسنجی مجله‌ی «تایم» در سال 2005، عنوان بیستمین رمان بزرگ قرن بیستم را به خود اختصاص داد، و در نظرسنجی دیگری که موسسه‌ی انتشاراتی «رندم‌هاوس» در سال 1999 انجام داد، این رمان عنوان شصت‌ویکمین رمان بزرگ قرن بیستم را از آن خود کرد.
«مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید» داستان نخستین اسقف نیومکزیکو، ژان ماریه لاتور و دستیارش ژوزف ویان در دهه‌ی 1850 میلادی است، که با دو قاطرشان، آنجلیکا و کانتنو، سراسر سرزمین‌های غربی آمریکا – نیومکزیکو- را برای تبلیغ و گسترش آیین مسیحت جست‌وجو می‌کنند. کاتر، این رمان را بر اساس زندگی واقعی دو مبلغ مذهبی کاتولیک، اسقف لامی و دستیارش نوشته؛ این دو اسقف و پدر فرانسوی، به نوعی یادآور مبلغ مذهبی فیلم «ماموریت» (برنده‌ی نخل طلای کن) با بازی رابرت ‌دنیرو است، که فیلم‌نامه‌اش را رابرت بولت، خالق فیلم‌نامه‌های «مردی برای تمام فصول»، «دکتر ژیواگو» و «لارنس عربستان» نوشته. داستان «ماموریت» نیز سفر مبلغان مذهبی به یکی از قبایل سرخپوستی و حمله‌ی استعمارگران پرتغالی در جنگ‌های آمریکای جنوبی است.
«مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید» متشکل از نُه بخش، و به صورت اپیزودیک نوشته شده، که هر کدام بخشی از زندگی پدر لاتور را نشان می‌دهد. این شکل اپیزودیک مجالی به ارایه‌ی دراماتیک نمی‌دهد، اما در عوض پُر است از توصیفاتی، که به‌خوبی، دوره‌ی تاریخی، شخصیت این دو مرد، و نوع زندگی‌شان را نشان می‌دهد؛ توصیفات کاتر از شهرها و کوهستان‌های سرخپوستی، درست مانند توصیفات او از کلیسای جامع اسقف، بی‌طرفانه و شفاف است؛ نوعی هنر تصویرسازی شفاف از اشیای جداگانه، که به شکلی بطئی و اسرارآمیز در خواننده اثر می‌کند، و نمی‌توان خلاصه‌اش کرد... استفاده موقرانه‌ی کاتر از رمزوراز، دست‌آوردی مهم، نایاب و هنرمندانه است.

نظر مطبوعات و منتقدین درباره‌ی رمان «مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید»:
ربکا وست: ویلا کاتر این پُراحساس‌ترین نویسنده، درست به استواریِ حواس‌ِ پنجگانه‌ی ما که جهان پیرامون‌مان را می‌سازد، عالمِ خیالی‌اش را در «مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید» بنا می‌کند.
نیویورک‌تایمز: «مرگ سراغ اسقف اعظم می‌آید» یک رمان فوق‌العاده و مملو از فضاسازی است. ویلا کاتر از بطنِ تخیلِ پُربار و احساسِ همدلانه‌اش، یک اثرِ نابِ ادبی را بیرون داده، که از تن‌دادن به هرگونه رده‌بندی سر باز می‌زند، و برجستگی و شاخص‌بودن آن نیز به همین دلیل است.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید