تصویر برگزیده

«حمیدرضا اکبری شروه» در گفت و گو با آرتنا:

وقتی من نان ندارم بخورم چطور می توانم کتاب بخرم؟

آرتنا: حمیدرضا اکبری شروه گفت: در حوزه شعر دیگر کتاب خوان نداریم. من باید کتابم را به صورت ناشر و مولف و در نسخه های معدود چاپ کنم و بدهم دوستانم که اهل هنر هستند یا منتقدینی که می شناسم بخوانند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری هنر «آرتنا»، اختتامیه اولین دوره از مسابقه سراسری کتابخوانی «کتاب و زندگی» با محوریت کتاب «من زنده ام» نوشته معصومه آبادسه شنبه هفته گذشته در حوزه هنری برگزار شد و با شروع دور دوم این مسابقه با کتاب «خانواده» که این روزها در کنار کتاب های پرفروش قرار دارد برآن شدیم تا با حمید رضا اکبری شروه شاعر، نویسنده، محقق و پژوهشگر درباره ترویج کتاب خوانی به شکل مسابقه و تبلیغات گسترده آن با حمایت صدا و سیما و مخاطبان زیادی که توانسته جذب کند گفت و گو کنیم که در ادامه می خوانید:
حمیدرضا اکبری درباره ترویج کتاب خوانی به شکل مسابقه و جشنواره به خبرنگار آرتنا گفت: در واقع این مسابقه یکی از راه های ترویج کتاب خوانی است که ما کتابی را معرفی می کنیم و منتقدین کتاب را مطالعه می کنند و آن را نقد حضوری و یا رونمایی می کنند. ولی بهترین نوع ترویج کتاب خوانی این است که سنین مختلف را شناسایی کنیم ومناسب با رشد فکری آن ها کتاب هدیه بدهیم.
وی افزود: در حال حاضرسرانه کتاب خوانی در کشور بسیار پایین است. می توان گفت اصلاً ما در کشور سرانه کتاب خوانی نداریم. علتش هم این است که به حوزه کتاب رسیدگی نشده است. اگر من بخواهم کتابم را چاپ کنم با چالش های مختلف روبرو هستم. در حوزه شعر دیگر کتاب خوان نداریم. من باید کتابم را به صورت ناشر و مولف و در نسخه های معدود چاپ کنم و بدهم دوستانم که اهل هنر هستند یا منتقدینی که می شناسم بخوانند.
این روزنامه نگار و منتقد اجتماعی عنوان کرد: وزرات ارشاد طرح پایتخت کتاب را ابداع کرده است و امسال خوزستان را به عنوان پایتخت کتاب معرفی کرده که این هم می تواند یکی از روش های ترویج کتابخوانی باشد، ولی این موضوع که استانی را یک سال به عنوان پایتخت کتاب معرفی کنیم باعث می شود کسانی که قبلاً دراین حوزه فعالیت می کردند دیگر فعالیت نکنند و این موضوعی است که به چشم دیده ام. بهتراست که طرح پایتخت کتاب ماهیانه باشد و ما همه امکانات را در حوزه کتاب و کتاب خوانی بسیج کنیم.
او خاطر نشان کرد: فقط دولتی ها پای این قضییه نباشند بلکه باید بخش خصوصی را هم وارد کنیم  از اداره ها  شروع کنیم و به کارمندان کتاب هدیه بدهیم. مثلاً ساعتی که در اداره کاری نداریم کتاب بخوانیم. یا این که بن کتاب به کارمندان بدهیم. این ها باید ترویج داده شود. کار کارشناسی شود. متأسفانه ما به شدت با کمبود فرهنگ مطالعه حتی درحوزه دانشجویی مواجه هستیم. دانشجویان حتی برای پایان نامه هم مطالعه نمی کنند و می دهند دیگران برایشان می نویسند یا از فضای مجازی می گیرند.
اکبری درباره برگزاری این گونه مسابقات در حوزه های دیگر مثل ادبیات داستانی و شناساندن آن به مردم  گفت: یادم هست که دخترم به من گفت کتاب «دا» را یک روزه خواندم و خیلی جذاب بود . جذابیت اثر در حوزه کتاب و کتاب خوانی تأثیر دارد. ما در حوزه نشر باید کتاب را به سمت کتاب های جذاب ببریم. کتاب هایی که حرف برای گفتن داشته باشند. هر کسی می تواند کتاب چاپ کند. ولی ما متولیان این امر بیایم کتاب هایی جذابی را در حوزه کودک و نوجوان، خاطره، شعر، داستان ورمان چاپ کنیم.
وی تأثیر گذارترین نکته روی عدم مطالعه و سرانه پایین مطالعه را غم نان ارزیابی کرد: وقتی من نان ندارم بخورم چطورمی توانم کتاب بخرم و بخوانم. من به عنوان کسی که رشته دانشگاهم آسیب شناسی اجتماعی بوده می توانم به این قضییه به عنوان یک آسیب نگاه کنم. بحث زندگی روزمره ومعیشتی مردم در این حوزه تاثیرگذار است. مثلاً در تهران کارمندی که صبح می رود سر کار و بعد ازظهر هم سرکار دیگری می رود وقتی شب به خانه می رسد دیگر رمقی برای مطالعه ندارد. مگراین که کارش این باشد، استاد دانشگاهی باشد و بخواهد کار پژوهشی کند و باید در آن حوزه حتماً مطالعه داشته باشد. مشکل ما ازطرفی ترویج و ازطرف دیگر چالش هاست. باید برای آن چاره اندیشی کرد وهمین باعث می شود که نتوانیم به پای کشورهای دیگر برسیم. شاید باورتان نشود بعضی از استان های ما واقعا سرانه مطالعه ندارند. مثلاً در کارگاه های ادبی وقتی من از بچه ها می پرسم که بچه ها امروز چی خواندید در جواب من می گویند وقت نداشتیم وباید دنبال یک لقمه نان باشیم.
شاعر کتاب «شنیده بودم جنگ» درباره تأثیر تبلیغات براین گونه مسابقه ها و رشد کتابخوانی و حمایت سازمان هایی مثل صدا و سیما از کتاب های حوزه های دیگرمطرح کرد: اساس کار یک مملکت براساس فرهنگ است. فرهنگ اساس زیر بنای سیاست، اقتصاد، آداب و معاشرت و... است. تبلیغات هم در دل فرهنگ است. اگر راجع یک موضوع تبلیغ شود آن قضییه جایگاه خودش را پیدا می کند. مردم ما مردمی هستند که وقتی راجع به یک چیز تبلیغات شود به دنبال آن می روند حتی برای خود من هم پیش آمده است که اسم کتابی را چند جا شنیده ام و درنهایت خریده و خوانده ام. یکی از اصول اصلی اطلاع رسانی و ترویج موضوعی تبلیغات است،  با تبلیغات می شود انقلاب کرد، یک کتاب را بالا برد یا پایین آورد، شخصیتی را ترور کرد و یا موضع منفی را مثبت یا بالعکس نشان داد.
وی در پایان افزود: در دل مهندسی فرهنگی هم بحث تبلیغات است یک موضوع را تبلیغ و آسیب شناسی می کنیم. نقطه های کوررا شناسایی و آن ها را مرتفع می کنیم، از منظر من تبلیغات یعنی چیزی را شناساندن. تبلیغات صحیح درحوزه فرهنگ و هنر می تواند نقش بسیار بسزایی داشته باشد. باید هوشیار بود که تبلیغات در حوزه فرهنگ و هنر باید براساس معیارهایی باشد که باعث کج فهمی مخاطبین نشود.

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

سلبی ناز رستمی
|
12اسفند ماه 1393
0
0
سلام
بر ارتنا و درود بر جناب حمید رضا اکبری ،شاعر فروتن ایران زمین.
الحق که باید این گونه بود ...چه می شود کرد جز این استاد عزیزم...
ســرم را نــه ظلــم مــی تــواند خــم کنــد،

نــه مــرگ،
نــه تــرس!
ســرم فقــط بــرای بــوسیــدن دســت‌هــای تــو
خــم مــی شــود ...

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید