ماه رمضان
تصویر برگزیده

در برنامه سینمایی «نگاه نقره‌ای» مطرح شد؛

فیلمنامه مهم‌ترین بخش در تعیین یک فیلم بومی است

آرتنا: در برنامه سینمایی «نگاه نقره‌ای» مطرح شد: در یک فیلم بومی مهم فیلمنامه است که مغز یک فیلم است. خیلی از موضوعات و سوژه‌ها قابل پیاده کردن در یک کشور دیگر هم قابلیت تصویر سازی دارد و تاریخ و جغرافیا تنها یک روشی از بومی بودن است.

zoom
 فیلمنامه مهم‌ترین بخش در تعیین یک فیلم بومی است

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، برنامه «نگاه نقره‌ای» با موضوع سینمای بومی و با حضوردکتر شهرام خرازی‌ها عضو انجمن منتقدان و از نویسندگان سینمای ایران و علی اصغر کشانی از نویسندگان و منتقدان سینما روانه آنتن رفت.
دکتر شهرام خرازی‌ها عضو انجمن منتقدان واز نویسندگان سینمای ایران با اشاره به سینمای بومی گفت: فکر می‌کنم چه در سینمای قبل از انقلاب و چه بعد از آن، فیلم‌هایی داشته‌ایم که نشان از سینمای بومی بوده است ولی به معنای اینکه یک فیلم به طور کامل و مطلق بومی بوده است، هنوز به آن دست نیافته‌ایم.
علی اصغر کشانی از نویسندگان و منتقدان سینما با بیان اینکه می‌توان به بعضی فیلم‌ها اشاره کرد که مصداق سینمای بومی در ایران بوده‌اند، گفت: آثار متعددی ساخته شده است که خیلی از منتقدان بر آن صحه گذاشته‌اند که از مولفه‌های خالصی جهت معرفی به عنوان یک فیلم بومی برخوردار بوده است.
وی با بیان اینکه سینمای ایران 115 سال قدمت دارد، اظهار داشت: در این سینما می‌توانیم به بعضی از آثار عنوان سینمای بومی را اطلاق کرد. به عنوان مثال قصه‌های مجید به دلیل دغدغه‌هایی که مجید دارد و دقیقا همانند یک پسر ایرانی است، می‌تواند جزو سینمای بومی ایران اطلاق شود و یا فیلم مادر علی حاتمی و به طور کلی، بیشتر فیلم‌های علی حاتمی، جزو مولفه‌های سینمای بومی است، زیرا بسیاری از مولفه‌های زندگی ایرانی که در کشورهای دیگری یافت نمی‌شود، در فیلم‌های او وجود دارد.
در ادامه خرازی‌ها با تاکید بر اینکه هم تاریخ و هم جغرافیا در سینمای بومی وجود دارند، بیان داشت: گاهی در یک فیلم، یک ایرانی در آمریکا به تصویر کشیده می‌شود ولی آن ایرانی به دنبال اجرای مناسک ایرانی و بومی حتی در آمریکا است و این می‌تواند نشانه‌های فیلم بومی را داشته باشد و به همین جهت یک فیلم می‌تواند خارج از تاریخ و جغرافیا باشد ولی متعلق به سینمای بومی باشد ولی اگر در بستری با جغرافیا و تاریخ هویتمند قرار بگیرد، مولفه‌های بومی در فیلم پر رنگ‌تر می‌شود.
در ادامه شهرزاد مجری برنامه اظهار داشت: فیلم از کرخه تا راینکه در آلمان فیلم برداری شده است و اتفاقات آن در این کشور اروپایی گذشته است اما در جای جای آن به یاد ایران می‌افتید مانند پهن کردن سفره بر روی زمین که انسان را به یاد خانواده ایرانی می‌اندازد.
کشانی در ادامه با بیان اینکه می‌توان یکسری مولفه‌ها به فیلم هویتی ایرانی بخشید، بیان داشت: به عنوان مثال سبک و نوع پوشش و همچنین نوع موی آدم‌ها در فیلم‌های دهه 50 آمریکایی، مشخصاً کدهایی را دارد که صد سال بعد هم می‌تواند دوره تاریخی آن زمان را گزارش دهد اما این موضوع در سینمای ایران کمتر دیده شده است.
وی با بیان اینکه تغییر بخشی از تاریخ لزوما به معنی نفی آن نیست، اظهار داشت: این به معنای هنرمندانه کردن تاریخ است یعنی باید در این بحث نیمه پر لیوان را ببینیم و قصد تحریف تاریخ را علی حاتمی نداشته است و اولویت را به پرداخت دراماتیک داده است و به همین جهت میان تاریخ و درام یکی را انتخاب کرده است.
در ادامه خرازی‌ها به موضوع وابستگی یا عدم وابستگی جغرافیا به سینما و هویت دینی اظهار داشت: با وجود آنکه علاقه‌ای نداشتم وارد مصداق شوم، ولی قصه‌های مجید بیشتر سریال است تا سینما هرچند که نسخه‌های سینمایی هم از آن ساخته شده است حتی فیلم‌های سینمایی که از روی قصه‌های مجید هم ساخته شده‌اند، خالص بومی نیست.
وی افزود: در یک فیلم بومی مهم فیلمنامه است که مغز یک فیلم است. خیلی از موضوعات و سوژه‌ها قابل پیاده کردن در یک کشور دیگر هم قابلیت تصویر سازی دارد و تاریخ و جغرافیا تنها یک روشی از بومی بودن است.
کشانی به فیلم خانه دوست کجاست ساخته عباس کیارستمی اشاره کرد و گفت: این فیلم حرف‌هایی که می‌زند و همچنین دکوپاژ آن خیلی جهانی است و همه جای دنیا می‌تواند اتفاق بیافتد ولی در «لورل کان‌تر» مولفه‌ها فقط مخصوص فرانسه و چند کشور اروپایی است و همچنین رابطه‌ای در شرق رخ نمی‌دهد.
این منتقد سینمایی خاطرنشان کرد: فهمی که من به عنوان یک ایرانی از تاریخ و متون کهن دارم با فهمی که یک غربی دارد بسیار متفاوت است.
خرازی‌ها به فیلم‌های شرم و صبح روز بعد اشاره کرد و بیان داشت: هیچ کدام از این دو فیلم، فیلم‌های موفق و پرفروشی نبوده‌اند. خیلی‌ها فکر می‌کنند اگر هنوز هم قصه‌های مجید از تلویزیون پخش شود بیننده دارد و در واقع می‌گویند تاریخ مصرف ندارند در حالی که من معتقد هستم که این فیلم‌ها نیز تاریخ مصرف دارند و تاریخ مصرفشان نیز تمام شده است و فکر می‌کنم که کیارستمی خیلی بومی‌تر کار کرده است!
وی در انتها تاکید کرد: بومی بودن در ظاهر خلاصه نمی‌شود بلکه باید آن را در باطن جستجو کرد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید