تصویر برگزیده

«حکیمه ظفری» در گفتگو با آرتنا:

شعر معاصر را شعری سالم، منطقی و هوشیار می دانم

آرتنا: «حکیمه ظفری» گفت: به عقیده من در دهه نود شعر روند شکوفایی خواهد داشت و شاعران با حل کردن مسایلی نظیر فرم و ساختار به ثبات بیشتری می رسند و رفته رفته شعر ما مردمی تر خواهد شد و ما به درک متقابل خواهیم رسید.

گفتگو: حمید رضا اکبری شروه / خبرگزاری هنر «آرتنا»
سری به موزه هنرهای معاصر مرکز استان خوزستان زدم .البته نه برای دیدن او. وقتی یکی از دوستان شاعر را دیدم متوجه شدم قرار است از کتابی رونمایی کنند . بعد مرا به سراغ او برد. «حکیمه ظفری» از تبار ایل بختیاری .حاصلش آن شد که در زیر می خوانید؛ گفتگو با شاعری از نسل دهه 70 :
 

خانم ظفری برای خوانندگان آرتنا کمی از خودتان بگویید:
21فروردین 63 بدنیا آمدم. از سال 79 با حضور در انجمن شعر ایذه با شعر بصورت جدی تر آشنا شدم. کارشناسی روانشناسی از دانشگاه محقق اردبیلی دارم و مسئول روابط عمومی موزه هنرهای معاصراهواز هستم.

شما چه تعریفی از شعر معاصر دارید؟
شعر معاصر از نظر من همان جهان معاصر است با همه ی گیجی ها و ناکامی های انسان خود ، که این فرایند در هنر و از جمله شعر معاصر نمود عینی تری دارد. شعری که از اجتماع خاص خود برخاسته و از درگیری های انسان معاصر با خویشتن به نوعی و با اجتماع و فرهنگ و سیاست به نوعی دیگر روایت می کند و از این رهگذر بحران هایی که شاعر را متاثر می کند قرار است بر جهان اطراف او نیز اثربخش باشد. ما در شعر معاصر از آن کنایه ها و مجازها فاصله بیشتری گرفته ایم و زندگی واقعی تری را روبروی خود می بینیم که تلاش دارد صریح و بی حاشیه به متن برسد و تکلیف خود را با همه چیز روشن کند. اگرچه گاهی ساختار و زبان به سمتی پیش رفته که شاید به زعم خیلی ها از مردم دور افتاده و آن ارتباط تنگاتنگی که بین شعر و زندگی مردم بود از بین رفته ولی فکر می کنم که این هم متاثر از همین عصر است که کم کم هر کس بدنبال درک خود از زندگیست و روابط آن شکل سنتی و تحمیلی گذشته را از دست دادند و در هنر هم قرار است هنرمند این فرایند را طی کرده و تعریف مشخص و منحصر به خود را ارایه دهد و این خصوصی شدن هم  باعث بروز آثاری صادقانه تر می شود و هم آن دورافتاده شدن ازدرک همگانی را ممکن است در مراحلی تجربه کند اما در هر حال این شعر هر مسیری را طی کند حتمن به غایت خود خواهد رسید و آن دریافت عمیق و جامع از حال مردمان معاصر خویش است. من شعر معاصر را شعری سالم ،منطقی و هوشیار می دانم شعری که بقول شاملو زندگیست.

ساده نویسی در شعر چه تعریفی از آن دارید ؟
ساده نویسی  کمال نوشتن است و یک اصل. البته درمفهوم روان بودن و اینکه  شاعر بتواند آن  زبان عمومی  را برای درک بهتر احساسات و نیازهای مشترک خود با مخاطب به اشتراک بگذارد ، البته منظور من از عام و عمومی ،سطحی شدن و سهل انگاری نیست بلکه آن شعری  است که خواننده را از پیچیدگی های غیر ضروری دور کند و با او به درک متقابل برسد. اگرچه خود من تا آن راه زیادی دارم ولی  اعتقاد من این است که این امر تکوینی است و شاید این مراحل گذار ، باید طی شود تا به آن سطح نهایی و عمیق رسید.
 
شعر دهه 90 را چگونه ارزیابی می کنید ؟
فکر می کنم برای ارزیابی شعر دهه نود هنوز زود باشد چون حتی نیمه اول ان را هم هنوز به سر نبرده ایم هرچند شاید بتوان با توجه به شرایط پیش بینی هایی کرد .فکر می کنم با توجه به شعر دهه هشتاد که یک شعر آرام و کم حاشیه یا بهتر بگویم شاید کمی یکنواخت بود  که البته در اواخر دهه یعنی دو سال پایانی بازهم بخاطر شرایط سیاسی اجتماعی کمی شرایط فرق کرد اما در کل از آن جریان سازی ها و نواوری ها ی دهه هفتاد اثری دیده نمی شد و روند خیلی محتاطانه پیش رفت. البته همین روند به عقیده من در دهه نود شکوفایی خواهد داشت و شاعران با جدا شدن یا شاید حل کردن مسایلی نظیر فرم و ساختار به صورت همان جریان هایی که اشاره شد در این زمان به ثبات بیشتری رسیده اند و البته من این روند را مثبت می بینم و به نظرم رفته رفته شعر ما مردمی تر خواهد شد و ما به درک متقابل خواهیم رسید.

شعر استان خوزستان دارای چه مولفه های است؟
شعر خوزستان شعری به شدت اجتماعی است خاصه آنکه بخاطر شرایط اقتصادی و فرهنگی منطقه همواره شعر خوزستان چهره ای مستعد  برای ایجادها و امکان های تازه در ادبیات معاصر بوده است.شعری فهیم که هم مردمی است  و هم مدرن. هرچند که شاید آن زیست مناسب درگیر بی مهری ها و بی اعتنای های زیادی شد ولی احساس می کنم شرایط در این دهه (به خصوص) دارد عوض می شود.
 
نقد شعر چگونه باید باشد از منظر خودتان؟
 نقد یک اثر به آفریننده ی آن خیلی کمک می کند اثری که نقد منصفانه و نه تندروی های شخصی برای هنرمند دارد به او امکان گسترش و نواندیشی می دهد در واقع  نقد زیباتر کردن و دور کردن شعر یا هر اثری از غیر ضروریات است.اما نقدی چند پهلو را می پسندم یعنی  نقدی که اثر را از جنبه های مختلف مورد توجه قرار دهد نه صرفا فرمالیستی و زیبایی شناسی نه صرفا ایدئولوژی و مضمون..به نظر من تمامی عوامل محیطی ،اقتصادی و فرهنگی با کیفیت های مختلف در بروز یک اثر موثرند و چه بسا آثاری که تحلیل آن ها به سیر تاریخ و فرهنگ مردم و جهان بینی خاص آن ها می رسد.

نوستالژی در شعر معاصر چه معنایی دارد؟
نوستالژی چه در روانشناسی چه فلسفه و چه ادبیات به حسرت و رنجی اشاره می کند که حاصل دورماندگی است گاهی از وطن گاهی از آمال و آرزوهایی که به هر طریق ممکن نشده .برای بشر معاصر که با گرفتاری ها و سرعت هول اوری روبرو شده این مفهوم به نظر من تا حد زیادی با ترس آمیخته شده است. ترس از دست دادن فرصت هایی که سرعت و پیچیدگی زمانه اجازه ی بهره بردن از آن را نمی دهد و این همان چیزی است که شاعر معاصر و شعر معاصر به رنج ناشی از آن گرفتار شده است حسرت و ترس از آینده ای موهوم که امروز را از آدمی گرفته است و تنها به جای آن اوقات به سرعت سپری شده را به او بخشیده.و بعد بقول بایرون همین اوقات سپری شده خوش می شوند. فکر میکنم نوستالژی در شعر ما ریشه در همان مهجوری و احساس فقدانی است که به کرات در عرفان خود ما هم به آن اشاره شده است چیزی شبیه غم غربت.اما هرچه هست رنجی است که شاعر معاصر را متالم و متاثر می کند .من خود جز آن دسته هستم که به شدت با آن زندگی می کنم.

و در آخر اگر حرفی دارید؟
ممنونم از خبر گزاری ارتنا و دوستان خوبی که دارند این خبرگزاری را می چرخانند .که واقعا تریبونی برای هنرمندانی شده است که به نگاه پایتخت نشینان نمی آیند.

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 1

فلورا
|
16اسفند ماه 1393
0
0
موفق باشي نا زنین

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید