تصویر برگزیده

«سعید رمضانی» در گفتگو با آرتنا:

بعضی شعارها واقعاً قشنگه !

آرتنا: کارگردان نمایش «اُم المصائب» گفت: گاهی شعار واقعا جواب می دهد. چه بهتر که شعار بدهیم و عمل کنیم تا نشان دهیم که شعارهای ما الکی نیستند.

گفتگو: حمید سلجوقی/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

نمایش «اُم المصائب» کاری است از گروه تئاتر «هیس ! » با درون مایه عفاف و حجاب که متناسب و مقارن با ایام فاطمیه از سیزدهم اسفند به روی صحنه ی آمفی تئاتر فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان تایباد رفته . به این بهانه نشستیم پای صحبت های سعید رمضانی ، طراح و کارگردان این اثر .
لطفا در ابتدای کلام یک بیوگرافی مختصر و مفید از خودتان بگوئید:
سعید رمضانی فرمان آبادی هستم.متولد 68 . تئاتر حرفه ای رو از سال 86 و با بازی در «دورترین مرغ جهان می خواند » کار محمد مهدی خاتمی شروع کردم و سال های بعد با تجربه های بعد گذشت تا رسیدیم به 93 و «اُم المصائب»
 

تا جایی که می دونم بیشتر به متن های اجتماعی انتقادی علاقه داری مثل کارهای داریوش مودبیان و بعضی کارهای محمد چرمشیر ، چطور شد این بار رفتی سراغ یک متن اعتقادی؟
راستش رو بخوای ، سوژه ی این متن برام مهم بود ، چون خواهر خودم مقیم خارج از کشوره و درگیر همین چالش.اینطور شد که این متن شد دغدغه ی من . وقتی خوندمش احساس کردم می شه به روزش کرد و جای کار داره .

و طبق معمول فرم سورئال رو برای اجرات انتخاب کردی . نمی تونست این کار یک رئال باشه؟
( بلند می خندد ) ... بحث سورئال نیست. ما سعی کردیم همه چیز سورئال نباشه ، المان هایی از رئال هم در کار داریم . سبک های مختلفی هست نمی شه گفت صرفا سورئال .یک سری نمادها و المان هایی در کار هست حتا بعضی قسمت ها کاملا رئاله. می تونه سورئال باشه ولی سورئال تمام نیست.  

قبول داری به لحاظ منطقی ، متن یک جاهایی شعاری ، هندی و باورناپذیره؟
تا شعار رو ما چی تعریف کنیم؟! بعضی جاها بعضی مواقع شعار واقعا جواب می ده . چه بهتر که شعار بدیم و عمل کنیم و نشون بدیم که آقا این شعارهایی که می دیم الکی نیست. من نمی گم این متن شعاری نیست و شعار نداره. می گم شعار داره شعارهایی که هیچکس اجرا نمی کنه و فقط گفته می شه . ما اون گفته رو در این کار عملی کردیم . یعنی به شعار عمل کردیم و نتیجه اش هم یک نتیجه فوق العاده زیبا شد من خودم مخالف شعار دادنم ولی می گم بعضی شعارها واقعا قشنگه و پرداختن به اش می تونه نتیجه خوبی بده .

شما این نمایش رو قبلا در مشهد به صحنه بردید ، تفاوت هایی که بین اون اجرا و این اجراست؟
تفاوت که... می شه گفت بیشتر محدود شدیم از جهات مختلف . از لحاظ بازیگری که بچه ها خیلی خوب انرژی گذاشتند و بهتر از کار مشهد شد ولی خیلی محدود شدیم . نمی خوام گناه رو بندازم گردن مسئولین ولی بخاطر شرایطی که در تایباد هست محدود شدیم و دستمون بسته شد . خیلی از روش های اجرایی رو بخاطر اینکه قابل هضم تر باشه برای تماشاچی عام مجبور شدیم حذف کنیم و می شد خیلی بهتر از این ها کار کرد ولی مجبور به خودزنی شدیم .
 

شمامعمولا اصرار داری میزانسنی بدی که در آن همواره تمام رخ همه ی بازیگرات برای تماشاگر نمایان باشه. درسته؟ این هم کار  خودتو سخت می کنه هم کار بازیگرت...
آره ولی جنبه ی بصری کارهام برام خیلی مهمه . من خودم نقاشی می کشم و مکتب نقاشی اصیل ترکیبیه از چند نمای مختلف که یک قاب کلی می ده . درسته کار بازیگر من سخت می شه کار خودم هم ولی اینجاست که مشخص می شه که بچه ها دارن بازی می کنن و «بازیگر» اند. متن به قول تو در کل شاید یک سری شعار باشه همه هم قبول دارن خودم هم قبول دارم که کار می تونه در کل یک شعار باشه . منم می تونم برم سر کوچه داد بزنم درباره ی مفهوم این کار اما اینجا بازی بچه هاست که به رخ کشیده شده ما سعی کردیم در طول تمرین دو ماهه فقط روی بازی بچه ها تمرکز کنیم و بچه ها متناسب با این قالب از تئاتر جور بشن چون تا جایی که خاطرم هست این شیوه اجرا در تئاتر تایباد تا حالا کار نشده مگر یکی دو مورد مثل «شاید شروع یک پایان» و « دو در و یک نیمکت» داریوش مودبیان کار خودم که ... در موردش حرفی نزنم بهتره چون یک کار کاملا موفق بود که متاسفانه در تایباد مورد استقبال قرار نگرفت و به قول معروف شهید شد .

کمی از اوضاع و احوال تئاتر در تایباد بگو.
تئاتر تایباد ... مشهد کلی داره کار می شه همه دستشون بازه به شیوه ها و قالب ها و اشکال و ... هر جوری که دوس دارن کار کنن ولی در تایباد تئاتر به معنای وافعی نداریم . فقط یک سری جُنگ داریم که مورد خواسته و استقبال مردمه که می آن می بینن و شاد می شن و می رن . تماشاگر تایبادی تئاتر ما ، آشنا نیست .نا دیده است  و اینجا گلایه اصلی رو از اهالی تئاتر تایباد دارم که تلاش نکردن ذهنیت کامل تری از تئاتر به مردم بدن. اینکه توسط گروه های متعدد زحمت کشیده می شه برای خنداندن مردم در تایباد جای تقدیر داره اما امیدوارم از اونچه که اصل و رسالت تئاتره هم غافل نشیم .

در مورد بازی ها کمی صحبت کنیم . جایی گفتی این تجربه ی اول اکثر بچه های گروهت بود ... تا جایی هم که می دونم کار در چیزی حدود دو ماه بسته شده ، از گذراندن تجربه ی فشرده با کار اولی ها بگو.پشیمان نیستی؟
تا بوده همین بوده. من اکثر بچه هایی که رفتم سراغشون تجربه ی اولشون بوده و بهترین بازی ها رو هم کردن چون مثل بطری های خالی ای می مونن که من هر جور دوس دارم پرشون می کنم . کارم به شدت سخت می شه چون باید از الفبا باهاشون شروع کنم اما خدا رو شکر نتیجه اش رو که می بینم از صمیم قلب خوشحال می شم . مثلا در همین گروه که 13 نفر هیچ تجربه ی تئاتر نداشتن می تونم الآن به جرأت بگم 5 تا بازیگر فوق العاده دارم.من همیشه همینطور بودم . به همه بها دادم به هیچکس هم نگفتم نمی تونه و جواب اعتمادم رو هم همیشه گرفتم . بر فرض مثال سر همین کار ، سهیل بهرامی اول استرس داشت و نمی تونست بازی کنه و اصلا نمی تونست قبول کنه که بخواد بازی کنه ، خانم احمدی که اصلا خجالت می کشید از جلوی جمع روی صحنه رفتن و .... هر کس به نوعی.

می دونم مشغله های زیادی داری. این وسط همیشه برام سوال بوده چرا همیشه برای خوب شدن حالت تئاتر رو انتخاب می کنی؟ تئاتر چه سری دارد؟
چون صرفا زمانی که رو صحنه تئاتر هستم به هیچی فکر نمی کنم جز تئاتری که انجام می دم ... تمام !

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید