تصویر برگزیده

محمدحسین مهدویان، مستندساز:

ویدیوهای داعش حاصل برداشت های متعدد است

آرتنا: سینماگران ایران و در حجم وسیع تر، سینماگران دنیا در برابر این اقدامات، موضعی کاملا منفعلانه گرفته اند.

zoom
ویدیوهای داعش حاصل برداشت های متعدد است

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، در ادامه گفت وگوها با سینماگران در مورد فیلم های داعش، محمدحسین مهدویان، مستندساز تحلیل های خود را از ویدیوهای داعش و نحوه کار آنها ارائه داده است. او با وارد کردن شبهه هایی نسبت به واقعی بودن این فیلم ها و نظری قطعی در مورد برداشت های سینمایی بخش هایی از آنها می گوید: من این رویکرد را در نهایت به نفع داعش نمی دانم. مهدویان درباره دلایل عدم واکنش سینماگران به اقدامات داعش اعتقاد دارد که سینماگران ایران و در حجم وسیع تر، سینماگران دنیا در برابر این اقدامات، موضعی کاملا منفعلانه گرفته اند.

از زمان ظهور پدیده ای به نام داعش، آنچه این گروه را از سایر گروه های مشابه خود نظیر طالبان، بوکوحرام و دیگر گروه های افراطی متمایز می کرد، توجه ویژه آنها به ویدیو، تلویزیون یا به تعبیر بسیار دقیق تر و فنی تر آن «سینما» بود. به این معنا که خشونت خود را با کمک سینما به جهان مخابره می کردند. اولین روزهایی که این ویدیوها منتشر شد، به عنوان یک سینمایی از دیدن آنها چه برداشتی درباره این گروه داشتید و فکر می کنید چرا داعش برای رساندن پیام خود، سراغ ویدیو  و سینما آمد؟
مهدویان: روزهای اول باور نمی کردم و تصور من این بود که احتمالا بخش فراوانی از این ویدیوها ساختگی است. جنبه های فنی کارها تا حدی بالا و همه چیز طراحی شده بود که حقیقتا فکر می کردم این یک نوع سینماست. به این معنا که این فیلم ها بیشتر با هدف تاثیرگذاری در حال ساخته شدن است و احتمالا چندان هم واقعی نیست و جلوه های ویژه سینمایی و مشابه آن استفاده می شود. البته در اصل قضیه فرق چندانی ندارد، یعنی اگر هدف ایجاد رعب باشد، کشته شدن واقعی شخص یا تظاهر به کشته شدن او در اصل ماجرا تفاوت چندانی ایجاد نمی کند. چرا که به هر حال این ویدیوها به یک پدیده اصیل عرضه می شوند؛ می گویند ما چنین افرادی هستیم و فیلمی برای سرگرمی نیست. آنها با این فیلم ها می گویند که ما سر می بریم، آتش می زنیم، اگر با ما طرف شوید به این شکل تنبیه خواهید شد. هر چه گذشت به نظر آمد که با پدیده ای بسیار ترسناک طرف هستیم؛ نه تنها به این دلیل که خشونت به خرج می دهد، بلکه به این خاطر که نقش این خشونت برای او اهمیت دارد و این دقیقا همان چهره ایست که می خواهد از خود نشان دهد. در صورت پذیرش این امر که این گروه در صدد برقراری یک نوع حکومت اسلامی است، به نظر می رسد که هیچ وجه ایجابی در رفتار رسانه ای آنها وجود ندارد یعنی تصویری از این حکومت اسلامی نشان نمی دهند. در حقیقت بیشتر در حال مخابره این پیام به دنیا هستند که چه افراد خطرناکی هستند و کسی با آنها طرف نشود و احتمالا نوعی برتری جویی در این ویدیوها می بینند.

چرا سینما را برای انتقال این پیام انتخاب کردند؟
مهدویان: سینما یکی از موثرترین هنر رسانه های امروز دنیاست. در دنیا، سینما موثرترین زبان و شبیه ترین هنر به واقعیت است یعنی برای قبولاندن مفهومی به عنوان یک پدیده واقعی به مردم دنیا، سینما بهترین وسیله است و می توان گفت داعش با هوشمندی بسیار سینما را انتخاب کرده است.

اینکه داعش از عناصر رنگ، نور، تدوین و تمام تکنیک های سینمایی استفاده می کند، برای من جنبه پرسش دارد، وگرنه طبیعتا تصویر خود به خود موثر است. پرسش من از این جهت است که به طور مثال القاعده فقط و فقط برای پیام دادن به دنیا از عنصر ویدیو استفاده می کرد، آن هم بدون هیچگونه جذابیت بصری اما در گروه داعش حتی انتخاب رنگ لباس جلاد، لباس مقتول و همه اینها انتخاب شده است و همه آنها کنتراستی ایجاد می کند. چه شده است که داعش به این سمت آمده است؟
مهدویان: منظور شما این است که چرا به شیوه های هالیوودی این کار را انجام می دهند. به این دلیل که مخاطب آنها، مخاطب سینمای هالیوود است. به این معنا که داعش همان دامنه مخاطبی را در نظر گرفته اند که تماشاگر سینمای هالیوود است. به نظر می رسد تعبیر آنها جنگیدن با غرب و دشمن اصلی آنها غرب است. بر این اساس مخاطب غربی را هم هدف قرار داده اند و زبانی که مخاطب غربی با آن آشناست، این زبان است یعنی زبان سینمای روایی و داستان گو و سینمای پر طمطراق و پر از رنگ و نور هالیوود است. آنها این شویه روایی را انتخاب می کنند تا تاثیر بیشتری برمخاطب بگذارند. البته این حدس و تحلیل من است که آنها با خود فکر می کنند این زبان و این مدل روایت، مخاطب هایی دارد که آنها هم با همان مخاطب کار دارند. به نظر می رسد که تکنسین ها و فیلمسازهای آنها نیز از غرب می آیند. در طالبان و القاعده چندان با این پدیده مواجه نبودیم، هر چند ممکن است مواردی انگشت شمار بوده باشد، اما برای اولین بار است که این گروه ها نیروهای کنشگر خود را از اروپا و آمریکا می آورند و طبیعتا در بین اینها کسانی هستند که در غرب متولد شده و تربیت یافته اند. به طور مثال به تازگی سه دختری که متولد انگلیس بودند، در مدارس انگلیس و در آن نظام آموزش و پرورش تربیت شده اند، رفتند و به داعش پیوستند. به احتمال فراوان فیلمسازهایی که این کارها را انجام می دهند، نیز احتمالا فیلمسازهایی هستند که در مدارس غربی درس خوانده اند، سینما را در غرب یاد گرفته اند و به همان شیوه ای که یاد گرفته اند و بلندند، کار می کنند.

شما اشاره کردید اوایل که ویدیوهای داعش منتشر شد،  احساس می کردید که آنها  از حقه های سینمایی استفاده می کنند، امروز بعد از این همه مدت فکر می کنید که این فیلم ها چقدر واقعی است؟
مهدویان: به عنوان کسی که کار فیلم انجام می دهم، به شما می گویم که مثلا قطعا بخش هایی از صحنه سوزاندن سرباز اردنی در روزهای متعدد فیلمبرداری شده است و حاصل برداشت های متعدد است. به دلیل اینکه منابع رسمی، اصالت صحنه سوختن سرباز اردنی را تایید کرده اند، این را با احتیاط می گویم، به این دلیل که نمی خواهم متهم به داشتن توهم توطئه یا امثال آن شوم. حتی اگر آن لحظه سوختن، واقعی باشد، به طور قطع مقدمه ای که برای آن طراحی شده در روزهای قبل از آن برداشت شده است. به این معنا که فرض کنید این صحنه را چند بار برای فردی انجام می دهند، به گونه ای که خود قربانی نیز اصلا نمی داند کدام اجرا، اجرای اصلی است. به نظر می رسد در اجراهایی که اجرای اصلی نیست، ورود قربانی، نگاه کردن او به دسته سربازها و همه آن تصاویر قبلا فیلمبرداری شده است. حتما به این شکل است. اولین بار که من این احساس را کردم، زمانی بود که فیلم کشتن آن خبرنگار آمریکایی را به عنوان اولین فیلم سر بریدن پخش کردند. جلاد در حال توضیح برای او بود و خبرنگار هم با غرور بسیار نشسته بود، انگار نه انگار که لحظاتی دیگر قرار است سر او بریده شود. همانجا به این ایده رسیدم که حتی اگر این صحنه کشتن واقعی باشد، پلان های مقدمه ای که برای آن طراحی می کنند، قبلا فیلمبرداری شده است. به این دلیل که حالات این افراد، حالت انسان هایی نیست که قرار  است تا لحظاتی دیگر به شنیع ترین شکل ممکن کشته شوند. علاوه بر آن آنجایی که این سرباز اردنی ایستاده است و آتش در حال نزدیک شدن به اوست، به گونه ای به استقبال آتش می رود و گویی باور ندارد که این دیگر همان برداشت و اجرای نهایی است. نکته مورد تاکید من این است که اگر اصالت این فیلم ها تایید شده و واقعا این اتفاق افتاده باشد، به نظرمی رسد که قربانی ها در حالت طبیعی نیستند یعنی احتمالا داروهایی به آنها تزریق شده و در خلسه و گیجی قرار دارند که متوجه اتفاقی که در اطرافشان می افتد، نیستند. روان گردان یا مخدرهای خاصی مصرف کرده اند و صحنه به شکلی است که کاملا طراحی شده است. تمایل ندارم از لفظ مقدس هنر استفاده کنم، اما صحنه بسیار هنرمندانه چیده شده است. صحنه ای که سرباز اردنی وارد می شود و نگاه می کند و ... واقعا باشکوه و عجیب است. گویی افرادی که این فیلم ها را می سازند، در حال لذت بردن از کار خود هستند. نوعی لذت، کیف و شعف در کار فیلمساز مشاهده می شود که با وسواس و حساسیت کار خود را انجام می دهد و طراحی می کند و به اندازه کافی وقت می گذارد، تا اینکه طراحی اش به اثری کامل تبدیل شود. تصور من این است که هفت، هشت و شاید ده بار این صحنه اجرا شده است تا به چنین محصول نهایی برسد. آن صحنه سوختن احتمالا در برداشت نهایی است که خود قربانی بیچاره هم خبر ندارد که آن روز موعود چه زمانی است.

این ویدیوها یک تاثیر کوتاه مدت دارد که کار اطلاع رسانی را انجام می دهد. با این هنرنمایی که داعش در فیلمسازی خود به نمایش می گذارد، تاثیرات میان مدت و درازمدت این ویدیوها را چه می بینید؟
مهدویان: من این رویکرد را در نهایت به نفع داعش نمی دانم یعنی اگر باهوش باشند تداوم این وضعیت به سود آنها نیست.

چرا؟
مهدویان: مگر اینکه شیوه های خود را به طور جدی عوض کنند و این نوع روایت پردازی داستانی را به سبک دیگری تغییر دهند. به این دلیل که اغلب افراد در اولین مواجهات خود با این پدیده ویدیوها حتی می ترسیدند نگاه کنند و احساس می کردند با پدیده ای بسیار مهارنشدنی و عجیب روبه رو هستند که حتی تحمل نگاه به آن هم وجود ندارد؛ اما کم کم با دیدن فیلم های متعدد در این زمینه آن رعب ابتدایی وجود نخواهد داشت.

یعنی معتقدید به رغم همه تکنیک های سینمایی که به کار می برند، جذابیت خود را از دست داده است؟
مهدویان: کمک کم از دست می دهد و آن وحشتی که در ابتدای امر ایجاد می کرد، را به تدریج از دست خواهد داد، زیرا به یک تکنیک تکراری تبدیل می شود.

اگر جذابیت خود را از دست می دهد و تکراری می شود، چرا هر روز در حال جذب افرادی به گروه خود است به طور مثال آخرین نمونه ای که اعلام شده است، سه دختر نوجوان انگلیسی هستند که به داعش پیوستند.
مهدویان:خیر! اشتباه نکنید. تاثیر خود را بر کسی که می خواهد بترسد، از دست می دهد. تاثیر رعب آمیز خود را از دست می دهد، اما ممکن است آن احساس قهرمانی که در طرفداران خود ایجاد می کند و بر کسانی که زمینه آن را دارند، همچنان پایدار بماند. به طور مثال فیلم های جنگی که در دهه شصت در ایران ساخته می شد، تاثیر فراگیری بر مردم داشت، در حالی که امروز دیگر آن تکنیک ها برای ایجاد اشتیاق جواب نمی دهد. البته کسانی هستند که هنوز دهه شصتی فکر می کنند و هنوز ممکن است با این مدل فیلم ها تهییج شوند، اما آن تاثیر ماندگار خود را کم کم از دست می دهد. آنهایی هم که همچنان از آن تاثیر می گیرند، افرادی هستند که نسبت به موضوع سمپاتی دارند، اما به نظر می رسد که این فیلم ها بیشتر با هدف ایجاد رعب تهیه می شود. در حالی که می توان گفت داعش در روزهای اول بسیار ترسناک تر از امرو بود و اتفاقاتی که در سوریه رخ می داد، واقعا رعب انگیز به نظر می رسید. حتی با تعدادی از کسانی که در این مدت به سوریه رفته اند، گاهی صحبت کردم. کسانی از جمله یکی از دوستان که خود او فیلمساز است. نکته ای که اشاره می کرد، این بود که در صحبت های خود با مردم دیده است که آنها در روزهای اول از این ماجرا بسیار می ترسیدند، چرا که سر بریدن اصلا پدیده قابل باوری در این عصر نبود، اما کم کم انگار با همدیگر کنار آمدند و گفتند که اگر قرار است کشته شویم، دیگر چه فرقی می کند که سوزانده شویم، خفه شویم، تیر بخوریم یا با شیوه ای دیگر. به هر حال مرگ است و ما در حال مواجهه با مرگ هستیم. در حقیقت داعش، شکل کشتن را ترسناک جلوه می دهد، برای اینکه لرزه ای در دل کسانی که در برابرشان می ایستند، قرار دهد. کما اینکه مشاهده شد داعش در عراق با همین ایجاد رعب توانست وارد شود و مقاومتی در مقابل خود نبیند، زیرا نیرویی که در برابر آن ایستاده است با خود می گوید که من با مشتی جانی خونخوار طرف هستم که انسان ها را آتش می زنند و سر می برند، اما امروز با وجود نوع درگیر شدن با داعش از جمله اتفاقی که در کوبانی افتاد یا در چند شهر عراق رخ داد و ترتیبی که داده می شود برای اتفاقی که قرار است در آینده در موصل اتفاق بیفتد، به نظر می رسد بخش فراوانی از آن وحشت کم شده است. نمونه های اخیر این حرکات داعش این بود که در جایی 21 و در جایی دیگر 45 نفر را سر بریدند. به نظر می رسد اثر رعب آوری که در فیلم اول وجود داشت، بیشتر بود یعنی کشتن آن خبرنگار آمریکایی که زانو زده و جلادی بالای سرش ایستاده بود که پیامی می دهد و بعد او را می کشد. این ویدیو به خاطر بدیع و تازه بودن و نمونه قبلی نداشتن، بسیار موثرتر و ترسناک تر از صحنه سر بریدن 45  و 21 نفر اخیر بود. می توان گفت اینکه داعش از کشتن یک نفر در فیلم به کشتن چندین نفر رسیده است، نشان می دهد که  خودشان هم فهمیده اند که دیگر آن فیلم قبلی جواب نمی دهد و باید کاری جدیدتر نشان دهند. نکته این است که داعش به جای تغییر شیوه و تغییر زبان در این فیلم ها تنها در حال افزایش تعداد انسان های قربانی است. بر این اساس مشاهده می شود خود داعش نیز کمابیش به این رسیده است که این فیلم ها اثر خود را از دست می دهد و به  دنبال انجام کاری جدید هستند. سوزاندن سرباز اردن نیز تاییدی بر همین مطلب است که به دنبال شیوه های جدید ایجاد رعب در فیلم های خود هستند.

به سینما بازگردیم. سینما تا کجا و چه مدت می تواند به عنوان ابزار کار این گروه باشد؟
مهدویان: سینما تا زمانی طولانی پتانسیل و امکان برای این ماجرا را دارد. سینما وسیله شگفت انگیزی است و به شیوه های متعددی می تواند تاثیر ایجاد کند. آنها هنوز امکانات بسیار دیگری می توانند در سینما پیدا کنند و اگر واقعا یک نخبگی در سینماگران آنها باشد قطعا می توان منتظر پدیده های جدید سینمایی از این گروه بود. ظرفیت های سینما بسیار بیش از این حرف هاست. داعشی ها شروع کرده اند و اولین کارهایی که با سینما ممکن بود را به شکل جدی ارائه دادند. داعش ساده ترین شیوه ها را در سینما پیش گرفته است و هنوز بسیاری شیوه های پیچیده تری وجود دارد که انجام آن برای آنها مقدور است. باید دید که آیا واقعا به چنین وضعیتی روی می آورند یا خیر!

کسی از سینماگران این سوی میز، کسانی که چه بالقوه و چه بالفعل در حقیقت دشمنان داعش هستند، نمی خواهد کاری کند؟
مهدویان: پرسش خوب و مهمی است، اما من پاسخ چندان روشنی برای شما ندارم. این موضوع بسیار تامل برانگیز است. آنها از زبان سینما (که به هر حال یک هنر است و هنر امری ارزشمند و انسانی است) برای یک روش غیر انسانی و متوحش خدمت می گیرند. اینکه چرا در این سو کسانی که در برابر داعش ایستاده اند، هیچ کاری انجام نمی دهند، کمی کوتاهی سینماگران است. شاید هم هنوز فکری به ذهنشان نمی رسد و راهی پیدا نکرده اند.

خود شما به عنوان یک مستندساز ایرانی که بیخ گوشتان این اتفاقات رخ می دهد، تا به حال ایده ای داشته اید که کاری انجام دهید و حداقل از نظر سینمایی بتوانید واکنشی نسبت به این جریان نشان دهید؟
مهدویان: راستش را بخواهید خیر! چند باری در خلوت خودم گاهی به آن فکر کرده ام که می شود کاری کرد یا نه، اما در مورد سینماگران ایرانی که چرا اقدامی در این مورد انجام نداده اند، تحلیل من این است که شاید هنوز خطر را به آن معنایی که واقعا هست، احساس نکرده اند. درست است که داعش در عراق و بیخ گوش ماست، اما هنوز عملا پیه داعش به تن ما نخورده است و با همه وجود این خطر را احساس نکرده ایم. خود من شخصا اینگونه هستم و با اینکه احساس می کنم وضعیت اقدامات داعش، نگران کننده است، اما در عین حال احساس دور بودن و امنیت دارم. این احساس چند دلیل می تواند داشته باشد؛ یکی از دلایل این است که تا به حال هیچکدام از قربانی های خشونت های رسانه ای داعش، ایرانی نبوده اند. در همین راستا به نظر می رسد یک آمریکایی با اینکه از نظر جغرافیایی بسیار دور از داعش است، اما شاید بیش از من ایرانی این وحشت را احساس می کند. اینکه چرا آنها هم کاری نکرده اند، جای سوال است. به هر حال آنها صاحب سینما هستند و کاری نمی کنند. اینها سوالاتی است که باید بیشتر به آن فکر کرد که چرا هیچ اتفاقی در آن طرف نمی افتد و هیچ تبلیغی انجام نمی شود. شاید همین دختران انگلیسی که به تازگی به داعش پیوسته اند، می توانستند با قرار گرفتن در معرض تبلیغات سینمایی به این نپیوندند اما این تولیدات وجود ندارد. در مورد سینماگران غربی بیشتر جای سوال است که چرا کاری نکرده اند تا ایرانی ها زیرا آنها در این ماجرا قربانی داده اند. بر این اساس یک دلیل این است که شاید هنوز آن احساس همدلی که باید در سینماگران ایجاد شود، به خاطر اینکه خدا را شکر این ماجرا قربانی ایرانی نداشته است، ایجاد نشده و احساس نشده است. دلیل دیگر این است که از دید ما ایران به لحاظ استراتژیک در عراق و سوریه جبهه ای در مقابل داعش ایجاد کرده است که باز احساس امنیتی به من ایرانی می دهد. مدت ها پیش ویدیویی از داعش دیدم که بیش از همه ویدیوهای کشتاری که تا امروز منتشر کرده اند،برایم تکان دهنده بود. این فیلم، صحنه کوتاهی از یک فیلم مستند بود که مستندسازی از داعشی ها در شهر می رود و با مجاهدان! داعش مصاحبه می کند. به یکی از اینها می رسد و خسته نباشیدی می گوید، او هم در مقابل بعد از پاسخ و آرزوی موفقیت و پیروزی می گوید که انشاالله در تهران با هم مصاحبه کنیم. آن لحظه با تمام وجود احساس کردم هدف غایی و آرمان نهایی داعشی ها این است که پرچم خود را در تهران بزنند. شاید بیشترین جایی که من احساس خطر کردم بیش از این فیلم های سر بریدن، آتش زدن و اینها، دیدن آن مصاحبه بود.

به نظر شما منفعل بودن سینما -چه در هالیوود، چه در بالیوود و چه در سینمای ایران یا خاورمیانه-  به خاطر منفعل شدن سینماگران و ایده نداشتن و سر در گم بودن آنها نیست؟
مهدویان: این هست. من گفتم که حتی خودم هم فکر کردم چه کاری می شود انجام داد، چیزی به ذهنم نرسید. گویی ماجرای استفاده داعش از سینما این مثل را که «چاقو دسته خود را نمی برد» نقض کرده است. گویی این ماجرا کاری کرده است که دیگران را به انفعال کشانده است.

اصطلاحا غرب را خلع سلاح کرده است؟
مهدویان: بله! همینطور است. آدم نمی داند در برابر آنچه اینها انجام می دهند، چه پدیده ای را باید ایجاد کند. شما که نمی توانید به همان شیوه ای که آنها عمل می کنند، عمل کنید، یعنی شما باید به شیوه پیچیده تری متوسل شوید، نمی توانید برای ایجاد رعب و وحشت در آنها کاری مانند آنها انجام دهید. به همین دلیل تا حدی آنچه می گویید وجود دارد یعنی سینماگران ایران و در حجم وسیع تر، سینماگران دنیا در برابر این اقدامات، موضعی کاملا منفعلانه گرفته اند و هیچ ایده ای ندارند برای اینکه عملی در مقابل این حرکت سینمایی انجام دهند.

۱۸:۱۹ ::: ۲۴ / ۱۲ / ۱۳۹۳

ARTNA آرتنا-> بین الملل - روز نما - وب نما - سینما -

منبع خبر : شفقنا

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید