ماه رمضان
تصویر برگزیده

«ندا عزیزیه» در گفتگو با آرتنا:

تئاتر ایران کج دار و مریض راه می رود+عکس

آرتنا: خوزستان- در فضایی که موزه ندارد و یا فرهنگسرایی که کارکرد قابل گفتگویی در زندگی مردم نداشته باشد یا سالن های مخصوص اجرای تئاتر و موسیقی، می توانیم در مورد اوضاع فرهنگی بگوییم که در حال رشد است؟

zoom تصاویر ضمیمه شده به خبر
تئاتر ایران کج دار و مریض راه می رود+عکس

گفتگو: حمید رضا اکبری شروه / خبرگزاری هنر «آرتنا»

ندا عزیزیه متولد 1362 تئاتر را از مدرسه و کلاسهای بازیگر حوزه هنری اهواز آغاز کرد. وی کارشناس موزه داری و مشاور معاونت میراث فرهنگی در امور موزه های استان خوزستان است. سال گذشته وی موفق شد اولین کار خود را با عنوان " صورت حساب پرداخت نمیشه" اثر "داریو فو" نویسنده ، کارگردان و بازیگر شهیر ایتالیا را در تالار مهتاب اهواز اجرا کند. بعد از آن در نمایش ملاقات با بانوی سالخورده علی اصغر شادروان نقش خانم ایل را بازی کرد.

سرکار خانم عزیزیه؛ چگونه به این نتیجه رسیدید این اثر را به عنوان اولین کار انتخاب کرده و در فضای کم مخاطب اهواز اجرا کنید؟
من زیاد نمایشنامه می خوانم گاهی یک اثر با قسمتی از فکر و اندیشه ام گره می خورد ... از همان ابتدا با این متن احساس نزدیکی می کردم ... اکثر دوستان تئاتری ام معتقد بودند این کار در فضای اهواز ناشدنی است ... ابتدا با گروه کوچکی از افراد علاقه مند تمرین نمایش رو شروع کردیم یکسال این متن را تمرین کردیم و در نهایت نتوانستیم آنرا اجرا کنیم. دوران غم انگیزی بود اما اتفاق جالبی که افتاد این بود که اجرای این نمایشنامه دیگر دغدغه من تنها نبود و دغدغه گروه شده بود برای همین در اردیبهشت سال 93 بار دیگر تمرین کار را شروع کردیم و موفق شدیم در مهر همان سال آنرا در تالار مهتاب اهواز به مدت ده شب به اجرا کردیم.
حتی آن زمان هم به نظر خیلی از دوستان بعید به نظر می آمد یک گروه تازه کار موفق شود این کار را به مرحله اجرا برساند. اما این اتفاق افتاد چون اجرای این کار به یک هدف بزرگ تبدیل شده بود.

استقبال تماشاگر چطور بود؟

فراتر از انتظار ما بود... ما حتی یک بنر یا بیلبورد در سطح شهر نداشتیم و نتوانسته بودیم اسپانسر جذب کنیم... بیشتر تبلیغات ما در فضای مجازی بود اما برخلاف انتظارم تماشاگر به سالن آمد آن هم یک اتفاق باور نکردی برای تئاتر ما بود. کار مورد توجه مردم و رسانه ها قرار گرفت و مطبوعات و رسانه ها درباره ی آن نوشتند.

نظرتان راجع جایگاه تئاتر در جامعه و اینکه چه نقشی می تواند داشته باشد؟
من عادت دارم به زندگی مردم اطرافم نگاه کنم، به مکالمات روزمره ی شان گوش دهم و در مورد احساسشان نسبت به زندگی فکر کنم . این کاری است که من گاهی به خاطر آن بیرون میروم که فقط مردم را نظاره کنم. آنها را می بینم که در نهایت دقت و سلیقه لباس می پوشند و دقت بیشتری در نگهداری و تربیت کودکانشان هم دارند. این روزها ماشین های خارجی اضافه شده است. به نظر می رسد زندگی مردم روز به روز بهتر می شود. اما همین مردم مدام از شیشه پنجره ماشین هایشان را می پایند یا حتی یک لحظه اجازه نمی دهند یک لحظه فرزندشان تنها بماند. مدام سعی دارند کودکشان را سرگرم کنند تا یک لحظه کنجکاوی کودکشان جهت شناخت جهان اطراف تحریک نشود. این چیزهایی است که من می بینم و به آن دقت می کنم. دو پرسش در ذهن من مطرح می شود سوال اول اینکه در فضایی که موزه ندارد و یا فرهنگسرایی که کارکرد قابل گفتگویی در زندگی مردم نداشته باشد یا سالن های مخصوص اجرای تئاتر و موسیقی، می توانیم در مورد اوضاع فرهنگی بگوییم که در حال رشد است؟ زمانی که سالن های تئاتر ما تبدیل به سالن عروسی می شود یا به عنوان مثال پلاتوهای تئاتر حوزه هنری فروخته می شود و تبدیل به سالن دندانپزشکی می شود می توانیم از فرهنگ در حال رشد  حرف بزنیم؟
سوال دومی که در ذهنم ایجاد می شود این است که در جهانی این چنین ناامنی چگونه باید زیست؟ یا چه کاری باید برای مردم انجام داد؟ این همان پرسشی که مرا به سوی تئاتر می برد. و تماشاگری هم که دیدن کار نمایش می اید با همین پرسش مواجه می شود. شاید هم او متوجه جهان ناامن و پر استرس اطراف خود شده اما در مورد آن دقت نکرده در واقع تئاتر تماشاگر به سوی اگاه شدن از جهان اطراف خود می برد و او را به اندیشه وا می دارد که بیشتر به زندگی خود و دیگران فکر کند. در حین اینکه در نمایش به واسطه همذات پنداری با بازیگران به نوعی تزکیه روحی نیز می رسد که اثری مثبت در ذهن و زندگی مردم دارد.

آیا هدفتان از انتخاب یک متن کمدی جذب مخاطب به سالن نمایش بود؟
بله یکی از دلیل هایم این بود به هر حال دوست داشتم وقتی تماشاگر از سالن بیرون می رود شیرینی کار زیر زبانش بماند. اما تمام دلیل من این نیست... دورنمای کمدی را تراژدی مدرن می داند.کمدی تماشاگر را به سطح عالی تری از درک و اندیشه می رساند . من به شخصه برای کمدی ارزشی والا قایلم و دوست دارم فقط در این قالب کار کنم . تئاتر کمدی با پررنگ کردن عیوب بشر باعث می شود تماشاگر به معضلات زندگی خود بخندد، این خنده انسان را در برابر مشکلاتش قوی تر می کند و اورا در سطحی فراتر از زندگی روزمره قرار می دهد و از طرفی دیگر خنده دری است به سوی اگاهی. به طور مثال وقتی لوییجی در نمایش صورت حساب پرداخت نمیشه اشتباهی غذای سگ را می خورد و بعد صدای سگ در می آورد ، تماشاگر می خندد اما تماشاگر متوجه این نکته نیز می شود که  فقر انسانیت فرد را از او می گیرد و او را تبدیل به یک حیوان می کند.

تئاتر امروز ایران را چگونه می بینید؟
تئاتر ایران کج دار و مریض راه می رود و واقعا نمی توان گفت به کدام سوی می رود. به نظرم هر چی هنرمند داد و بیداد بکند فایده ندارد، چه در سطح کلان و مدیریتی جامعه چه در سطوح پایین جامعه باید به این نتیجه برسیم تئاتر لازمه حیات و سلامت روحی جامعه است و همه ما در برابر ما آن مسئولیم و باید برای حفظ آن هزینه بپردازیم. در غیر اینصورت راه به جایی نمی بریم .ما از ظرفیت بالقوه تئاتر غافلیم ، ظرفیت تئاتر در اصلاح ناهنجاری ها ، تعلیم و تربیت، ایجاد نشاط ، ایجاد اشتغال در جامعه غافلیم، فکر جامعه باید به طور کلان نسبت به تئاتر تغییر کند.

چالش ها و آُسیب های تئاتر خوزستان؟
بسیاری ازین حرفا این قدر تکراریست که خودمان هم از گفتن آنها خسته شدیم .جای تاسف است که بسیاری از هنرمندان با تجربه و قدیمی ما هم نیز هنوز مکان ثابتی برای تمرین تئاتر ندارند چه برسد به من که اول راه هستم. هنرمندان تئاتر امنیت مالی ندارند همین مسئله سبب شده به طور مداوم نتوانند فعالیت کنند و برای دراوردن یک لقمه نان هزار راه نرفته را بروند. قصه غم انگیر ماجرا این است بعد از شش ماه تمرین در محیط های گوناگون و گاه نامساعد و گذر از انواع بازبینی ها باید بروی التماس فلان رستوران دار و شرکت تبلیغاتی را بکنید که تورو خدا بیایید اسپانسر ما بشوید تا ما بتوانیم تئاتر مان را اجرا کنیم . این شان هنرمند نیست .چگونه از  هنرمندی که مدام تحقیر می شود انتظار می شود داشت در جهت تعالی جامعه قدم بردارد.

یک بازیگر چگونه باید باشد ؟

بازیگر خوب از نظر شما کیست؟ یک بازیگر اول از همه باید با خودش روراست باشد چون بازیگری آنقدر سخت و پر مشقت است که جای هیچ گونه تعارفی باقی نمی گذارد. بازیگر مدام باید پوست بیاندازد و لباسش را برای نقش های متفاوت عوض کند، برای همین یک بازیگر باید اراده قوی و مقداری شجاعت داشته باشد تا بتواند این مراحل را پشت سر بگذارد. بازیگر خوب بازیگریست که فقط به نقش فکر کند و هدفش اجرای تمام و کمال نقش باشد... گاهی بعضی از بازیگران به جای پرداختن به نقش به فکر نمایاندن خود هستند و گاهی حتی خصایل خود را به نقش تحمیل می کنند. گاهی هم بازیگران به فکر راضی کردن تماشاگر هستند. این ها نکاتی است که همیشه به بازیگرانم می گویم که تمرکزشان را فقط در اجرای نقش خود بگذارند.

به تئاتر درمانی اعتقاد دارید؟

بله مدتی هم در این زمینه کار کردم و در مرکز مشاور به کمک چند از دوستان روانشناس سمینارها و کارگاه هایی هم برگزار کردیم. یک دوره هم آموزش های مهارت های زندگی را با کمک تئاتر برای کودکان پیش دبستانی برگزار کردیم که تجربه های بدیعی برای من بودند. ارسطو در همان ابتدا در رساله فن شعر خودش با اشاره به اینکه تئاتر سبب تزکیه نفس و پالایش روح میشود به جنبه های درمانی تئاتر اشاره کرده بود. تئاتر درمانی در بهبود شخصیت کودکان و یا افرادی که مشکل ارتباط و بیان احساسات دارند بسیار مفید است.

جشنواره های تئاتر را چگونه می بینید؟
شکل جشنواره ها باید عوض شود. جشنواره باید محل هم اندیشی باشد نه هدف. خیلی از افراد در شهرستان ها کار جشنواره ای می کنند یعنی موضوعی مطابق سلیقه جشنواره انتخاب میشود مدت کوتاهی تمرین می شود و به جشنواره می رود. این اتقاق سطح جشنواره را پایین آورده است. جشنواره باید ترکیبی از گروه هایی باشد که در طول یکسال گذشته فعال بوده اند تا بتوانیم تغییر و تحولات تئاتر را در بستر جامعه بررسی کنیم.

از برنامه آینده تان بگوئید.
در حال مطالعه و بررسی چند نمایشنامه هستم که به امید خدا با کمک گروه تمرین یکی از آنها را شروع کنیم. این نمایشنامه هم در قالب کمدی خواهد بود و سعی می کنیم یک موضوع اجتماعی را هدف بگیریم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید