ماه رمضان
تصویر برگزیده

"امیر قمیشی" در گفتگو با آرتنا:

عاشق شخصیتهای کلاه قرمزی هستم

آرتنا: وقتی گفت به غیر از پدرم هیچ کس برای من نمانده برای یک لحظه خودم را بجای او تصور کردم؛ دیدم نمی شود؛ نمی توانم.

zoom تصاویر ضمیمه شده به خبر
عاشق شخصیتهای کلاه قرمزی هستم

گفتگو: مرتضی سخایی/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

 جایی نوشته بود: (بقول مادرم تنهایی فقط برازنده خداست و بس ... ولی پیش میاید دیگر؛ راضی هستیم به رضای خودش). برای مادر، فرزندی خَلَف و برای برادرش اشکان؛ برادری با وفا. هیچ پنجشنبه غروبی نیست که در صفحه شخصی خود برای مادر و تنها برادر مرحومش طلب فاتحه نکند.
 خودش دهه شصتی است و همان نوستالژیهایی را دارد که همه دهه شصتیها دارند. اما با یک تفاوت و آن اینکه خودش هم برای هم سن و سالانش نوستالژی است. وقتی ده دوازده ساله بود مادرش دستش را گرفت و سپرد به حاج آقا محمدی معلم قرآن تکیه ثارالله. تکیه ای دنج در میدان هفت تیر تهران که می گوید: آنجا را نمی شود از من جدا کرد و من از آنجا جدا شدنی نیستم.
در ساعت 9 صبح 26 تیرماه سال 1360 در بیمارستان پاستور نو تهران متولد شد؛ پدرش بازنشسته سازمان برنامه و بودجه و موسس دانشگاه عالی ساختمان است و مادر مرحومش که می گوید این طَبعَم را از ایشان به یادگار دارم سابقاً مدیر بازرگانی یک نشریه بود به نام "رویش". برادرکوچکش "اشکان" هم که خدا رحمتش کند؛ ده سال قبل از مادر؛ از میانشان پرواز کرده بود؛ حالا دیگر تنها بازمانده‌ی سالهای کودکی و نوجوانی اش فقط پدری است که می گوید عاشقانه دوستش دارم.
امیر قمیشی؛ اسمی که این روزها گره خورده است با "قند پهلو". در زیر نظرتان را به گفتگوی صمیمانه ای که با ایشان داشتم جلب می کنم :

اصولا شما طراح و کارگردان برنامه هایی بوده اید که علاوه بر استقبال عمومی شاخصه های دیگری شامل اولین برنامه بودن در موضوع متبوعه، تفاوت فاحش و البته مقبول در شیوه اجرا و دکور دارند. برای ما بگوئید طرح و ایده  برای طراحی یک برنامه از ابتدا تا زمانیکه به مراحله اجرایی می رسد چه روندی را سپری می کند ؟
هر فردی می تواند برای تولید برنامه به سازمان صدا و سیما طرح بدهد ولی بر اساس رویه موجود برنامه سازان سفارش برنامه ها را بیشتر از سوی صدا و سیما دریافت می کنند و طرح و ایده اصلی از سوی صدا و سیماست. اما گاهاً بر اساس سابقه و تجربه تهیه کننده ای ممکن است این رویه، حالت عکس پیدا کند و اگر مدیران رسانه توانایی لازم را در فردی ببینند که آنهم بستگی به سابقه برنامه سازی و تجربه کافی آن فرد دارد طرح برنامه وی را تصویب می کنند و با در اختیار قرار دادن برخی امکانات، تهیه کننده می تواند برنامه را بسازد.

طرح برنامه قند پهلو توسط چه کسی ارائه شد و چه روندی را تا به امروز سپری کرده است ؟
"قند پهلو" حاصل تدبیر و درایت دکتر قاسمی مدیر پیشین شبکه آموزش است. سال نود بود و ما برنامه ای به نام "هفته نامه" را از شبکه آموزش روی آنتن داشتیم. آقای رضا رفیع مجری فهیم برنامه " قند پهلو" در آن سال به عنوان میهمان، در برنامه حاضر شد و من از همان موقع شیفته شخصیتشان شدم و تصمیم گرفتم که ایشان را از دست ندهم و به همین واسطه بهترین گزینه برای اجرای "قند پهلو" آقای رضا رفیع در نظر گرفته شد. البته در ابتدا من با اسم "قند پهلو" موافق نبودم اما بعداً بنا به ضروریات رسانه ای موافقت کردم. ضمن اینکه حمایت های آقای دکتر قاسمی و آقای اسرافیل علمداری قائم مقام محترم شبکه آموزش در به ثمر نشستن و مورد اقبال قرار گرفتن قند پهلو بی تاثیر نبوده که در همینجا از ایشان تقدیر و تشکر می کنم.
قند پهلو در فاز پنجم  تصمیم به دعوت از شعرای طنز پرداز تاجیک و افغان گرفت که تاکنون این اتفاق در برنامه ای تلویزیونی

سابقه نداشته است. لطفاً پیرامون نحوه شناسایی و دعوت از شعرای طنز پرداز تاجیک و افغان بیشتر برایمان بگویید؟
البته در حوزه جدی موارد مشابه فراوانی قابل ذکر است ولی در حوزه طنز باید بگویم ما اولین بودیم. به جرات می گویم در ایران و کشورهای دیگر شعرای طنز حتی به عدد سه رقمی نمی رسد.در خصوص شناسایی  و دعوت از شعرای تاجیک زحمت عمده را جناب آقای "دکتر علی اصغر شعر دوست" که سابقاً سفیر محترم ایران در کشور تاجیکستان بودند و همچنین در گذشته از مدیران رسانه ملی هم بوده اند متحمل شدند و شعرای افغان هم با نظر و تلاش دوست و همکار ارجمندم آقای رضا رفیع شناسایی و دعوت شدند.

در مدت اقامتشان چه برنامه هایی برایشان در نظر گرفتید ؟
دو هفته ای در تهران ماندند. برنامه هایی نظیر بازدید از ابنیه های تاریخی و نثار فاتحه بر مزار شعرا و طنزپردازان ایرانی برایشان تدارک دیده شد.

شاعرهای طنز پرداز ایرانی را چطور پیدا می کردید؟
باز آقای رضا رفیع که مبدع نوع خاصی از محافل طنز در ایران هستند عمده مسئولیت در این زمینه را به عهده داشتند.هرچند که من خودم هم دستی بر آستین طنز و ادبیات دارم و آشنایی قابل عرضی با این حوزه دارم ولی ترجیح می دهم در این خصوص دخالتی نداشته باشم و معمولا ضمن نظارت دقیق، دخالت نمی کنم .

به نظرتان عامل اصلی اقبال برنامه قند پهلو در چیست؟
برنامه قند پهلو برنامه ارزانی است . این را به این دلیل می گویم که صرفاً گران بودن یک برنامه دلیل بر مورد پسند بودن آن برنامه نیست. درواقع برنامه قند پهلو کمتر از پنح درصد برنامه کلاه قرمزی هزینه در بر داشته است. منظور من این نیست که کلاه قرمزی صرفاً بعلت گران بودن مورد پسند است؛نه، اتفاقاً من کلاه قرمزی و همه شخصیتهایش را دوست دارم و از بیننده های پایه ثابت آن هستم. ببینید؛ درواقع ما روی دو عنصر اساسی در قند پهلو تاکید داشتیم. عنصر اول عشق همه ایرانیها به زبان، شعر و ادب فارسی است. در تمام خانواده های ایرانی لا اقل یک نفر شاعر به زعم بنده وجود دارد و یا حداقل علاقه ذاتی به شعر و ذوق شاعری در تمام خانواده ایرانی دیده می شود. عنصر دوم علاقه ذاتی خانواده های ایرانی به طنز است و درواقع هرکس لطیفه و شوخیهای خاص خودش را دارد. ما با دست گذاشتن روی این دوعنصر و خصلت ایرانیها به سراغ تولید برنامه ای رفتیم که تا به امروز 5 بار به روز رسانی شده و این نشان از موفقیت برنامه دارد. تاکید می کنم اگر بنده بودم تا سری سوم بیشتر قند پهلو را ادامه نمی دادم ولی هربار با مشاهده ابراز لطف مخاطبان و وسیع شدن گستره بینندگان تصمیم به اضافه نمودن بخشهایی به قند پهلو نمودیم. البته جا دارد از زحمات اساتید گرانقدر؛ آقایان ناصر فیض و شهرام شکیبا که بدون شک در موفقیت برنامه تاثیر بسزایی داشته اند نیز تشکر کنم .

زیرکی یک تهیه کننده و کارگردان با سنجیدن ظرفیتها و پر کردن خلاء ها به رخ کشیده می شود برای پر کردن خلاء های برنامه ای در صدا و سیما چه طرح های دیگری در دست اقدام دارید ؟
قند پهلو مثل یک مجله خبری سالها ادامه داشته است. همانطور که گفتم شاید اگر من بودم از سری سوم  به بعد دیگر این برنامه ادامه پیدا نمی کرد اما استقبال مخاطبین به حدی است که ما تا پنج سری "قند پهلو" را با اضافه کردن برخی آیتمها ادامه دادیم. برنامه های دیگری برای ماه مبارک رمضان در دست اقدام است که اگر "قند پهلو" بگذارد تهیه خواهد شد انشاءالله.

شما به عنوان یک تهیه کننده از مجریان و عوامل متنوعی در برنامه های خود استفاده نموده اید. این تنوع طلبی چقدر حاصل طراحی شماست و چقدر تحمیلی؟
صادقانه می گویم تحمیلی در کار نبوده است. شاید به جهت تنوع برنامه ها، چهره هایی هم که استفاده می شد، چهره های متنوعی بوده ولی این موضوع بنا به ضروریات و حال و هوای هر برنامه  بوده است و مجریان و عوامل آن برنامه ها بنا به توانمندی خودشان تعیین می شدند. من به ظرفیتهای هر مجری که در برنامه هایم استفاده کرده ام آشنایی دارم. مثلاً نمی توانم از آقای فرزاد حسنی درخواست کنم برنامه"قند پهلو" را اجرا کند. هرچند که ایشان شاعر هم هستند و در حوزه ترانه سرایی شعرهای قشنگی می سرایند. و همچنین در برنامه ای مثل "تو خوبی من خوبم" نمیتوانم برای مثال از آقای شکیبا یا رفیع استفاده کنم. این بستگی به ظرفیتهای مجریان و البته نوع برنامه دارد.
بعضی برنامه ها نیاز به حامی و اسپانسر مالی دارد. اسپانسر و حامی برای برنامه های خودتان را چگونه  انتخاب می کنید ؟
برای فاز پنجم "قند پهلو" سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران اسپانسر شد. این اسپانسری توسط خود صدا و سیما تعیین می شود و در برخی موارد هم خود سازمانها درخواست اسپانسری می دهند.  

شما به عنوان تهیه کننده و کارگردان در برنامه های خود چگونه رضایت اسپانسر را حاصل می کنید ؟
به عنوان مثال اسپانسر "قند پهلو" که این بار سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران بود؛ برخی موارد نظیر آموزش مبحث ترافیک را اعلام کرده بود و ما با زبان خودمان و به شیوه "قند پهلویی!" به مقوله های مورد نظر آن سازمان پرداختیم. مثلاً از تصویر راننده موتورسیکلتی استفاده کردیم که کلاه ایمنی خودش را روی یخچالی گذاشته بود که در ترکِ خود حمل می کرد. و ما از شرکت کنندگان می خواستیم با زبان طنز در مورد این تصویر، فی البداهه شعر بگویند. درواقع ما با نشان دادن اینگونه تصاویر قصد یک تیر و چندین نشان زدن را داریم و به همین صورت در آیتمهای برنامه موراد درخواستی اسپانسر گنجانده شده است.

چرا رادیو و چرا تلویزیون؟
رادیو را می پسندم چون یک رسانه شنیداری و قابل دسترس است و خود من بزرگ شده رادیو هستم و تلویزیون را هم بواسطه استفاده از ابزارهای دیداری و تصویری دوست دارم. در حال حاضر البته عمده همکاری من با تلویزیون است. مدتی قبل دوباره بنا به پیشنهاد دوستان با برنامه "راه شب" رادیو جوان در خدمت مخاطبان بودم ولی بعلت اینکه زمان "راه شب" مانع از رسیدگی به "قند پهلو" می شد از ادامه همکاری در راه شب معذور شدم .

پیشترها بیشتر جلوی دوربین بودید! اما الان دیگر ما شما را کمتر می بینیم. خودتان تمایلی به اجرای برنامه هایتان ندارید یا دلیل دیگری دارد؟
این علاقه شخصی من است. راستش الان دیگر انتظارها هم از من بالاتر رفته است. من هم احساس می کنم بهتر است یک برنامه سازِ متوسطِ مقبولِ خوب باشم تا یک مجری متوسط با نمره پایین تر.

امیر قمیشی را نقد کنید؟
عجول؛ جدی؛ بد اخلاق!!

و سوال آخر؛ "سیاوش قمیشی" در کلیپ اخیرش "تهران" با پخش تصاویری از پیاده روی زائران امام حسین(ع) در روز اربعین و عزاداری خانواده شهدا بر سر مزارشان، به نوعی مدعی افسردگی جامعه ایرانی شد. شما در همان مقطع موضعگیری درست و بجایی انجام دادید که در رسانه ها هم بازتاب وسیعی داشت. اگر بخواهید در مقام امر به معروف چند جمله ای با سیاوش قمیشی حرف بزنید؛ چه می گوئید؟
به قول حافظ:با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی. همه ما ایرانیها یک تجربه ناب از عزاداری برای سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) داشته ایم. هرچند که این تجربه تحمیل پذیر نیست ولی دلیل نمی شود که سیاوش قمیشی این حس را تجربه کرده باشد. من فقط می توانم دعا می کنم خدای بزرگ، این حس و تجربه ناب را نصیب او کند. ما در زیارت عاشورا می خوانیم: پدر و مادرم به فدایت یا امام حسین(ع). حتی یک تار موی حضرت امام حسین(ع) برابری نمی کند با عشق به پدر و مادر و یا وابستگان دور و نزدیک. خدایا این حس و عشق و تجربه ناب را به او هم بچشان. فقط همین.
 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید