ماه رمضان
تصویر برگزیده

در گفتگو با سینا رازانی عنوان شد؛

خود نمایشنامه به من می‌گوید، چگونه بازی کنم

آرتنا: سینا رازانی : ریسک اجرای نمایش‌های فانتزی این است که گاهی ناخودآگاه به سمت کمدی گرایش پیدا می‌کنند و تبدیل به اثری دم‌دستی می‌شوند.

zoom
 خود نمایشنامه به من می‌گوید، چگونه بازی کنم

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»،  سینا رازانی از جمله بازیگران جوان و فعالی است که تجربیات بسیاری در ایفای نقش‌های متنوع و همکاری با کارگردانان متفاوت داشته است. او این روز‌ها در نمایش «پرواز ایکار» به کارگردانی محمد حاتمی ایفاگر نقش شخصیت نویسنده‌ای به نام ژان است.
رازانی با اشاره به نمایشنامه «پرواز ایکار» و ویژگی‌های آن گفت: «علت ترغیب اولیه من برای بازی در این نمایش، متن آن بود. یکی از چیزهایی که بسیار دوست داشتم، فضای فانتزی آن و نوع نگرش آقای حسین پاکدل به داستان ایکاروس بود. فکر نمی‌کردم داستان غم‌انگیز ایکاروس، بتواند چنین پایان‌بندی و نگاه امیدوارانه‌ای داشته باشد.»
 او ادامه داد: «رویکرد نویسنده اثر به متن اصلی، کاراکتر‌ها و مجموعه حوادث از نوع دلنشینی بود. پس چون احساس می‌کردم، این معادل فانتزی را درک می‌کنم و می‌خواهم در چنین فضایی حضور داشته باشم، آن را پذیرفتم. از سوی دیگر با کاراکتر ژان که نقش آن را ایفا می‌کنم، توانستم ارتباط بهتری برقرار کنم، اگر نقش‌های دیگر این نمایش را به من پیشنهاد می‌دادند، تمایلی به بازی نداشتم.»
 رازانی با اشاره به رویکرد و حساسیت‌ نمایش‌های فانتزی توضیح داد: «در این نمایش‌ها، مرزهایی وجود دارند، که گاهی با هم تداخل پیدا می‌کنند، مانند رویکرد فانتزی و کمدی. گاهی این شیوه، ناخودآگاه به کمدی گرایش پیدا می‌کند و تبدیل به کمدی دم‌دستی می‌شود. بنابراین ریسک دارد و از ظرافت و سختی‌های خاص خود برخوردار است. می‌توان گفت آثار فانتزی، نمایش‌هایی‌اند که چگونگی کاراکتر‌پردازی، استفاده از موسیقی، طراحی صحنه، لباس و نور خیلی در آن‌ها دخیل است. امکان دارد کاراکتر‌ها به سمت و سویی بروند که اساساً موجه نباشد یا موسیقی، طراحی صحنه و لباس در آن غلوآمیز باشد؛ مسائلی که امکان دارد تماشاگر آن را پس بزند. اگر از مجموعه این موارد درک درستی نداشته باشید، تبدیل به مقوله خطرناکی می‌شود. نکته آخر اینکه گاهی این نمایش‌ها تعداد زیادی کاراکتر دارند که با توجه به شرایط گیشه، برای گروه‌ها مقرون به صرفه نیست.»
  این بازیگر تئا‌تر، با تحلیل شخصیت ژان در نمایش «پرواز ایکار» که نقش آن را ایفا می‌کند، اظهار کرد: «این کاراکتر از آن دسته شخصیت‌هایی است که بدون هم‌بازی‌هایش کامل نیست. در این اثر، چهار نویسنده داریم که هر کدام نماینده یک قشر از نویسندگان‌اند؛ مثلاً اوبر از آن دست نویسندگان پذیرفته شده در جامعه است، آدم‌هایی که بسیار تلاش می‌کنند و اهداف مشخص دارند. شخصیت ژان در کنار کاراکتر ژاک شکل می‌گیرد. دو نویسنده که کار‌هایشان خوب نبوده و ادای روشنفکران را درمی آورند، از سواد کمی برخوردارند و البته مدعی‌اند.»
 او افزود: «در این میان، ژان نگاه سطحی‌تری نسبت به ژاک دارد. او دم را غنیمت می‌شمارد و به بازار کار توجه دارد. از موارد دم دستی استفاده می‌کند، حتی جایی در نمایشنامه می‌گوید: «من دوست دارم افتخار را نکاشته درو کنم». او از درون توخالی است، هیچ استدلالی ندارد. این مسائل خود ایجاد موقعیت کمدی می‌کند.»
 رازانی در واکنش به این استدلال که گویی بار طنز نمایش بر عهده سه شخصیت نویسنده آن قرار دارد، بیان کرد: «بازیگر در مواجه با یک کار نباید بگوید، می‌خواهم این شخصیت را تلخ یا شیرین بازی کنم. کاراکتر طراحی در ذهن نویسنده و بعد از آن خوانشی توسط کارگردان دارد. حالا قرار است فیلتر سوم برای آن بگذارم و نگرش خودم را اضافه کنم و نتیجه نهایی را به تماشاگر نشان دهم. سلیقه من این است که کاراکترهای جدی هم می‌توانند شیرین باشند. معتقدم این اتفاق اگر بیفتد، باعث می‌شود تماشاچیان بیشتر به شما توجه کنند. اما در این نمایش، تعمدی نداشتم، موقعیت‌هایی که این آدم‌ها در آن بودند این بستر را ایجاد می‌کرد. این‌گونه نبوده که بگوییم برویم و مردم را بخندانیم. ما جدی اجرا می‌کنیم، اما تماشاگر می‌خندد. ناخودآگاه موقعیت کمدی ایجاد می‌‌شود.»
 بازیگر نمایش «سیستم گرون هلم» در مورد این‌که این اتفاق به دلیل پذیرش کارهای طنز از سوی مخاطبان است، گفت: «این به رویکرد اثر برمی‌گرد. در نمایش «سیستم گرون هلم» که چندی پیش در آن حضور داشتم هم شرایط ایجاب می‌کرد شخصیت‌ها هر چند دقیقه یک‌بار بازی جدیدی را ارائه دهند. برای مثال در صحنه ماتادور، تماشاچی قهقه می‌زد، اما دو دقیقه بعد زمانی‌که کارلوس از بیماری‌اش حرف می‌زد، تماشاچی نمی‌خندید، بلکه ابراز همدردی می‌کرد. این رویکرد است نه تیپ.»
 رازانی با تاکید بر این‌که هیچ‌گاه تیپ بازی نمی‌کند، ادامه داد: «من هرگز در کار‌هایم این کار را نکرده‌ام. زیرا از جمله بازیگرانی هستم که باید یک چیزی را بسازم و ارائه کنم. از سوی دیگر خود نمایشنامه به من می‌گوید، چگونه بازی کنم. گاهی در یک نمایش مانند کار آقای پورآذری، شخصیتی عبوس را دارم که نمی‌تواند نوع دیگری باشد، گاهی شخصیت کارلوس را دارم که به مخاطب خود با ایفای نقشش می‌گفت دیگر نخند، من دارم حرف جدی می‌زنم.»
 بازیگر نمایش «پرواز ایکار» وضعیت کار بازیگری را با توجه به شرایط اقتصادی دشوار دانست و یادآور شد: «شرایط کار برای بازیگری سخت است، چراکه مسائل اقتصادی تاثیر عمده‌ای بر آن داشته است. بسیاری از کارگردان‌ها مجبور می‌شوند به سمت کارهای کم پرسوناژ بروند یا چند بازیگر گیشه انتخاب کنند. من خوش اقبال و بسیار فعال بودم که کار‌هایم پیوسته بوده است.»
 رازانی تاکید کرد: «گاهی برای بازی در کارهای پربازیگر، دلتنگ می‌شوم، دوست دارم که در آن‌ها باشم. یا کار با کارگردان‌هایی که اکنون دیگر در تئاتر نیستند و بسته به شرایط اقتصادی به سمت سینما و تلویزیون رفته‌اند. درست است طی چند سال گذشته امکانات سخت‌افزاری یک مقدار بهتر شده است، اما همچنان پاسخگو نیست.»

۱۷:۲۹ ::: ۳۱ / ۱ / ۱۳۹۴

ARTNA آرتنا-> تئاتر -

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید