تصویر برگزیده

«حمیده واعظ زاده» در گفتگو با آرتنا:

نوشتن نیازی درونی است؛ رسیدن به من پنهان

آرتنا: «حمیده واعظ زاده» گفت: نوشته اگر صادقانه باشد، برایت آینه ای می شود که نه تنها خود را در آن می بینی، دیگران هم می توانند در آن خود به نگاه کنند.

گفتگو: حمید رضا اکبری شروه / خبرگزاری هنر «آرتنا»

1- سرکار خانم حمیده واعظ زاده؛ اصلاً براي چي داستان می‌نویسی؟ داستاني كه با زحمت و صرف انرژي می‌نویسی و به سرعت خوانده می‌شود می رود  گوشه‌ي كتابخانه. فقط اينكه دوست داري بنويسي، كافيه يا دليل ديگري داري؟
* نوشتن نیازی درونی است. رسیدن به من پنهان است. نوشتن به نوعی والایش روح است. و چه دلیلی می تواند بالاتر از شوق رسیدن به این ها باشد. نوشته اگر صادقانه باشد، برایت آینه ای می شود که نه تنها خود را در آن می بینی، دیگران هم می توانند در آن خود به نگاه کنند.

2- چقدر به مرزبندي داستان، به جدي و عامه پسند معتقدي؟ تفاوت آن‌ها در چيه؟ مگر هر دو به مسائل زندگي انسانها نمی‌پردازند؟ پس تفاوت در چيست؟
* داستان عامه پسند سطحی است و برای گذران وقت؛ داستان های سانتی مانتال ساده انگارانه و آسان یابند و طبعاً با شخصیت های سیاه و سفیدی که ماجراهای رقیق به وجود می آورند اما داستان جدی چندلایه است و به روح انسان و مسائل پیچیده ی آن می پردازد که اغلب از نگاه ما پنهان مانده اند.

3- براي نوشتن يك داستان، كوتاه يا بلند، منتظر الهام می‌نشینی يا می‌گی می‌خواهم يه داستان بنويسم و فكر می‌کنی تا سوژه‌ي مناسب پيدا كني و قصه را بسازي؟
* داستان اتفاقی است که ذهن را درگیر کرده و در لحظه ای خاص مجبور ی آن را بر روی کاغذ بیاوری.

4- اول به مضمون فكر می‌کنی و بعد بر اساس آن داستان می‌سازی يا اول قصه را پيدا می‌کنی و بعد مضمون را در آن می‌گنجانی؟
* فکر نمی کنم مضمون و قصه دو چیز جدا از هم باشند. اگر مضمونی نباشد قصه ای در کار نیست.

5- وقتي قلم را در دست می‌گیری تا بنويسي، چند درصد قصه را توي ذهنت داري؟ اصلاً قصه‌ای داري يا بداهه می‌نویسی تا در حين نوشتن قصه ساخته بشود؟
* طرح کلی در ذهنم است اما گاه در پایان داستان ممکن است چیزی از آن ایده اصلی نماند و شخصیت ها مرا با خود به جایی دیگر ببرند.

6- چقدر حسي می‌نویسی و چقدر تكنيك برایت مهمه؟ اول حسي می‌نویسی و بعد تكنيك را اعمال می‌کنی يا از همان اول تكنيك نوشتنت مشخص است؟
* هر مضمون اصیلی شکلی با خود دارد که توانایی های فنی ما امکان بروز آن را ممکن می کنند. بنابراین بسیاری از مضمون ها به علت عدم تسلط ما بر ابزار کار، از جمله زبان ، در شکل خود متجلی نمی شوند و اثر هنری بی اندام و لاجرم ضعیف ارائه می گردد.

7- آيا يك نفس می‌نویسی و بعد در بازنويسي، داستان را اصلاح می‌کنی؟يا در حين نوشتن، حك و اصلاح را هم اعمال می‌کنی؟
* طرح اولیه را می نویسم و بعد اصلاح می کنم.

8- معمولاً روزي چند كلمه می‌نویسی؟ اصلاً حساسيتي روي تعداد كلماتي كه در روز می‌نویسی داري؟
* حساسیتی روی تعداد کلمات ندارم. همانطور که گفتم فرم اثر با آن است، بنابراین کمیت نوشته متناسب است با مضمون. لذا به هیچ روی در وقت نوشتن و ویرایش به کمیت ها فکر نمی کنم. بنابر این بر خلاف تصور بعضی از ما ایجاز امری کیفی است نه کمی ؛ به این معنا که گاه یک داستان چند سطری با توجه به مضمون آن دچار زیاده گویی است و یک داستان چند صفحه ای به غایت موجز است . این هم بخشی از همان ربط بدون واسطه ی محتوا و شکل یا مظروف و ظرف است .

9- ملاكت در انتخاب زاويه ديد چيه؟ از اول تكليفت را روشن می‌کنی يا اول می‌نویسی و بعد روي آن فكر می‌کنی؟
* معمولاً داستانی که مدتی با تو بوده همه چیز را با خود می آورد اما اغلب در بازنگری متوجه می شوی که شکل و محتوا جفت و جور نیستند و رضایت تو حاصل نشده است. پس مجبوری که برای دست یافتن به شکل ذاتی اثر تلاش کنی.
 

10- حداقل زماني را كه براي نوشتن يك رمان متداول، مثلا 200 صفحه‌ای پيش بيني می‌کنی چندماه است؟
* برای من قابل پیش بینی نیست.

11- بازنويسي چقدر واست مهمه؟ آيا وسواس زيادي در بازنويسي داري و به تمام كلمات و جملات حساسي؟
* گمان می کنم اکثر اوقات تنها با بازنویسی است که شکل درست و اصلی داستان به دست می آید.

12- با كامپيوتر مي‌نويسي يا روي كاغذ؟ زمان و مكان نوشتن چقدر واست مهمه و شرايطش چيه؟
* طرح اولیه با مداد است و بعد با کامپیوتر. و هر روز اصلاح بر روی نسخه چاپ شده و مجدداً حک و اصلاح.
در مورد شرایط نوشتن مسلما هر چه ذهن آزادتر و محیط ساکت و آرام تر باشد بهتر است اما همیشه امکان پذیر نیست و برای نوشتن خود را به مکان و شرایط خاص مقید نمی کنم.

13- وضعیت شعر و یا نویسندگی معاصر فارسی را چگونه می‌بینید؟
در عصر متوسط ها و رانده شدن نخبگان و هنرمندان اصیل به انزواو چاپ انبوه کتاب های زیر متوسط ، توقع زیادی است که آثار چاپ شده ی چشمگیری ببینیم اما باور دارم که هنوز شاعران و نویسندگان فرهیخته ای هستند که آثاری ماندگار خلق کرده و می کنند.آنچه مسلم است اثر ماندنی بالاخره دیده می شود...

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید