تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

اعتراض پزشکان به "در حاشیه" یک آپارتاید نگری است

آرتنا: این که سریال طنزی اینقدر بتواند یک قشر فرهیخته و آگاه را بهم بریزد به نظر می رسد چیزی جز بیان یک حقیقت تلخ نیست. این درون نگری و حس ناسیونالیسم شغلی برای ارزش گذاری بیش از حد و افراطی یک نوع آپارتايد نگری در کسب و کار است.

نوشته: محسن سلیمانی فاخر/ عضو انجمن منتقدین سینما/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

بی شک یکی از دردآورترین و بیمارترین بخش‌های مدیریتی و درون شغلی، در جامعه به رابطه بین بیمار و پزشک مربوط می شود، حرفه ای  که به مدد سوگند نامه سقراط و شان تقدس گرای آن توقعات را فراتر از یک شغل و یک صنف هم برای پزشک و هم برای بیمار مهیا می کند، بخشی که هر روز بیشتر در جریان سرمایه داری فرو می‌رود تا بیمار و وابستگانش گرفتار رفتار و کیسه‌های ثروت‌های برخی از این پزشک نما ها شوند.  تخلفات جامعه پزشکی و بی عدالتی گسترده در بخش سلامت چنان رو به گسترش است که مردم را از اصلاح وضع موجود نا امید ساخته است."در حاشیه " که به مشکلات و حقایق جامعه ی بیمارِ پزشکی می پردازد، آتشی بر داغ دل انبوه بیمارانی است که از برخی پزشکان عجیب سوخته اند.
اینکه یک  سریال طنز اینقدر بتواند یک قشر فرهیخته و آگاه را بهم بریزد به نظر می رسد چیزی جز بیان یک حقیقت تلخ نیست و آن دسته از پزشکانی که از این سریال دلخور و معترض شده اند به آن دلیل است که مانند یک آیینه حقیقت را می بینند و توان پذیرشش را ندارند و این درون نگری و حس ناسیونالیسم شغلی برای ارزش گذاری بیش از حد و افراطی بر یک شغل ، یک نوع آپارتايد نگری در کسب و کار است .
این همه درمان ها و تشخیص های اشتباه با مطالبات غیر حرفه ای و غیررضایت بخش  انجام می شود حال چرا این پزشکانی که بیانیه می دهند که  این قشر زحمت کش به چالش کشیده شده اند در زمانی که برخی از همکارانشان حتی به امور غیر انسانی دست می یازند به دنبال بیانیه و اعتراض نمی روند.
اگرقدری انصاف باشد و خود بزرگ بینی کنار رود هر قشرو هر شاغلی که کارش را انسانی انجام می دهد از طنز و فکاهه ابایی ندارد .کسانی که پخش اين سريال را هجمه و بي احترامي به حرفه مقدس پزشکي مي دانند معتقدند که رشته هاي پزشکي از سخت ترين  و طولانی ترین رشته هاي دانشگاهي است و چون با جان و تن انسان هاسرکار دارد مقدس است. شان قدسي دارد در مقابل  نیزمردم و بیمار می اندیشند که حال پزشک محرم بيمار است ، اجرت  طبابت نبايد برايش مهم باشدو اگر اینگونه باشد از اين شان برمي آيد.
"در حاشیه" با نماد قراردادن چند پزشک شارلاتان و فرصت طلب و منفعت جو ، پررنگ کردن عرصه سرمایه داری وکاپیتالیسم و دلالی و مهم نبودن درمان بیمار را با نگاهی انتقادی مطرح می کند اما وقتی که این فشارها برای توقف پخش بیشتر می شود نگراني  دو چندان مي شود چرا که این شغل از دانشگاه ومحيط آکادميک بيرون آمده ، فضایی که فکرکردن و اندیشیدن جامع الاکناف را مي آموزاند.حرفه ای که  یک رابطه جامعه شناسانه و دو سو نگر است و کمتر علم و شغلی می تواند به بسامد پزشکي بر مردم و زندگي آنها تاثير بگذارد.
با فاکتور گرفتن از آن عده ازپزشکان قلیلی که جز به نجات جان  بیمار نگرش دیگری ندارند چند درصد از پزشکان مخصوصا از نوع متخصص و جراح  به شان والای شغل شان اعتقاد دارند و انقدر ظاهر بینانه به مضامین اشکار این سریال توجه سحطی  کرده اند که فراموش کرده اند طنز، تفکر و نگرش انتقادي است  که می تواند ناملایمات و کاستی ها را گوشزد و متحمل کند.
ایا همین پزشکان درهمان لحظات ورود به عرصه طبابت پس ازتحصیل با سلطه سرمايه وسرمايه داربرامور پزشکي مواجه نشده اند ؟ ایا با پزشکان معتبر ومشهوری مواجه نشده اند که برای یک جراحی با علم اینکه بیمار حتی ربع ان مبلغ را هم ندارد یکصد میلیون تومان دستمزد طلب میکند و ایا امثال کاراکتر جواد رضویان را که در قالب "مدیران درمان "مراکز درمانی زنجيره اي دائر می کنند وهم پزشک تازه کار وهم بیمار را سرکیسه می کنند را ندیده اند که چنین رگ گردنشان باد می کند ومی گویند این مسائل در این حرفه مقدس یافت نمی شود ؟
"در حاشيه" هر چند يک داستان ساخته شده از ذهن نویسندگان است و برخی از سکانس ها بازنمایی واقعيت نيست- که آن هم شاید دلیلی برای کم کردن شعله خشم معترضان جان برکف باشد- اما اين از ملزومات داستان و درام است که باید داستان باور پذیر باشد و حس همذات پنداری را همراه کند .ایا اقبال مردم نشان از شناخت جامع جامعه از سوی نویسنده وکارگردان این سریال نیست  و بعید است که قشر تحصیل کرده ای هر انچه را می بیند  به خود گیرد و مصداق " تا چه در نظر افتد و چه در نظر اید "تداعی شود.
 اگر اینقدر آستانه تحمل و انتقاد پذیری قشر پزشکی پایین باشد پس یک سریال طنز باید از چه قشری استفاده کند تا اعتراض ها و بیانیه ها صادر نشود و هنرمند بتواند با خیال ارام فقط به بعد تخصصی اثرش فکر کند شاید باید کاراکترها بی زمان و لامکان باشند و بیکار چرا که این حرکت ها  باعث می شود که به هیچ حرفه ای  جز دزدان که بی هویت و بی سایت و بی انجمن هستند نتوان نزدیک شد .
 آنتوان چخوف، نويسنده نامی جهان خود نيز پزشک بود و در قصه هایش هايش پزشکان  راشارلاتان خيانتکار و تبهکار نشان می دهد  چرا که همانگونه هر شغلی از انسانهای فرهیخته و با تهذیب نفس برخوردار است ، ممکن است همان اندازه افراد خطاکار داشته باشد.
نه قصد دفاع مهران مدیری  است نه سلب حق اعتراض از جامعه کم تحمل پزشکان ،اما موضوعی که مهم است یک یاداوری ساده است ، شما هفت هزار پزشک معترض که در سامانه نظام پزشکی برای تجمع ثبت نام کرده اید و پزشکان عزیزی که با پیگیری اعتراض منجر به تعطیلی این سریال شدند یادآوری کنیم ای کاش در سایر مسایل  اجتماعی و بهداشتی هم این گونه اعتراض میکردید. وقتی از آثار مخرب پارازیت ها آگاه بودید اعتراض میکردید. وقتی بنزین های بی کیفیت باعث افزایش آلودگی و در نهایت بالا رفتن بیماری های مختلف از جمله شیوع سرطان شد اعتراض میکردید؛وقتی عفونت بیمارستانی 9 نوزاد را کشت ،وقتی که بیماری را به دلیل نپرداختن هزینه بیمارستان در بیابان ها رها کردند و هزاران موضوع دیگر که در تخصص شماست و مردم از آن اطلاعی ندارند .  جای تاسف است برای این عده پزشک تحصیل کرده ای که منش و رفتار آنها میتوانست الگوی رفتاری مناسبی برای جامعه باشد. مهم ان است که عامه مردم قضاوت خواهند کرد. منتقدان پزشک و وکیل باور کنید مردم همه چیز را خوب میقهمند حتی اگر مانند شما باسواد نباشند.
وفتی تحصیل کردگان جامعه انتقاد پذیر نیستند از عوام چه انتظاری است . موفق شدید یک مجرای دیگر شکوه مردم را کور کنید. پزشکان محترم سریال متوقف شد اما مردم همه روزه شاهد تخلفات و وضعیت کاسب کارانه-برخی -از همکاران شما هستند. ایا می پذیرید مردم برای احقاق حقوق شان اعتراض کنند ایا می دانید وضعیت بهداشت و درمان در ایران چگونه است؟ ایا می دانید کسانی که پشت مطب شما به صف ایستاده اند برای پول ویزیت شما به قرض سختی فرو رفته اند؟

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید