ماه رمضان
تصویر برگزیده

کارگردان نمایش «گروفالو»:

گروفالو مخاطب را درگیر می کند

آرتنا: نمایش گروفالو از اردیبهشت ماه سال 1394 برای دومین بار در سالن فرهنگسرای ابن سینا در خیابان ایران زمین(شهرک غرب) به اجرا در امده و به دلیل شکل ویژه اجرایی نوع داستان گونه خود که حول محور تخیل در بچه ها می گذشت اجراهای موفقی داشت و دارد.

zoom
گروفالو مخاطب را درگیر می کند

نوشته: سید آرش شریف زاده

نمایشنامه گروفالو از داستانی به همین نام، اثر جولیا دونالدسون اقتباس شده است که خود در اصل اقتباسی از یک قصه عامیانه چینی بوده است. نمایشنامه دونالسون بیشتر مختص مخاطبان خردسال طراحی شده است و از این رو، نویسنده نمایشنامه، دکتر بهرام جلالی پور، در اقتباس خود از این اثر کوشید مناسبات مربوط به مخاطبان بزرگسال تر را نیز در نظر بگیرد و در عین حال با نگاهی به ساختار قصه حسن کچل و نیز گنجاندن درونمایه مرشد و راهنما در قصه فضای آن را به ساختار قصه گویی ایرانی نزدیک کند. به این ترتیب، در این نمایش، روح پدربزرگ با قهرمان قصه یعنی موشی کوچک همراه می شود و او را در مراحل سفرش راهنمایی و همراهی می کند.

نمایش گروفالو به دلیل نوع ارتباط غیر مستقیم خود با تماشاگران، آنها را تا لحظه آخر و حتی پس از پایان نمایش در گیر می کند، چرا که معتقدم نمایش کودک و نوجوان را در این زمانها باید خیلی جدی تر مورد توجه قرار داد. در مصاحبه ای در روزنامه جوان به این نکته اشاره کردم که نمایش کودک جشن تولد یا جشن عروسی نیست که به تصور دست زدن بچه ها، ما به وجد بیاییم که نمایش خوبی را به اجرا گذاشتیم، کودک و نوجوان خود باید احساس کند باید در صحنه ای بخندد، دست بزند، یا جیغ بکشد و شاید هیچ کاری نکند و نمایش نباید به سمتی برود که برای فهمیدن اینکه مخاطبش خوشش آمده با حرکات شنیع و غیر نمایشی او را وادار به دست زدن یا خندیدن بکند و یا سئوال هایی کلیشه ای از مخاطب بکند تا به این نتیجه برسد بجه ها با نمایش ارتباط برقرار کرده یا خوشش آمده است. نمایش گروفالو از لحاظ داستان گویی اصلا حکم سرگرمی یا بقولی جزو نمایشهای ژورنالیستیک یا (سرگرمی) نیست. نویسنده نمایش؛ کار را خیلی ساده بیان کرده که برای مخاطب بزرگ و کودک راحت و قابل پذیر باشد در صورتی که نمایش به موضوعی خیلی مهم و پیچیده پرداخته است: موضوع اهمیت قائل شدن برای عنصر یا خصیصه تخیل در بچه ها و باورپذیری این موضوع توسط بزرگترها که از نکات مهم و اساسی در روانشناسی کودک است و این امر در نمایشنامه کاملا مشهود است.
اعضاء گروه نمایشی ایلیا اعتقاد دارند که باید از پیشکسوتان این عرصه تجلیل شود و نه تنها جای استادانی چون جواد ذولفقاری، اردشیر کشاورزی، کامبیز صمیمی مفخم، بیژن نعمتی شریف، و دیگر عزیزانی را که در کنار ما نیستند و دیگر بزرگان عرصه تئاتر کودک و نوجوان خالی نیست بلکه سایه آنها برای همیشه بر سر تئاتر کودک و نوجوان بوده و خواهد بود.
با آرزوی اینکه ما نمایشگران تئاتر کودک ونوجوان با اجراهای درست و قوی لایق باشیم که با افتخار بگوییم شاگردان خلف این اساتید هستیم. او یک نجیب زاده بود و عناصر مختلف چنان در وی به هم آمیخته شده بودند که طبیعت می تواند روزی قد علم کند و به تمام دنیا بگوید: او یک مرد بود و هست.
ژولیوس سزار، پرده پنجم،صحنه پنجم
 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید