ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا؛

سعدی، محبوب‎ترین شاعر و نویسنده ایرانی در ترکیه

آرتنا: روز پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 در کتابفروشی آینده نشستی به حضور دکتر توفیق سبحانی برپا شد. در این نشست جایگاه زبان فارسی و جایگاه و شناخت سعدی در ترکیه مورد بررسی قرار گرفت.

zoom
سعدی، محبوب‎ترین شاعر و نویسنده ایرانی در ترکیه

گزارش:زهرا ناطقیان / خبرگزاری هنر «آرتنا»

در این جلسه دکتر توفیق سبحانی ضمن تشکر از مهمانان و حاضرین جلسه از پروفسور دریا اورس  که ریاست مؤسسه عالی زبان، تاریخ و فرهنگ آتاتورک را بر عهده دارد این نشست را آغاز کرد. ایشان نیز گزارشی از وضعیت زبان پارسی در ترکیه و دانشگاه هایش ارائه داد ، دریا اورس ضمن تشکر از حضار ، از جایگاه زبان فارسی در ترکیه این چنین روایت می کند :

این ضمن تشکر از مهمانان و حاضرین جلسه از پروفسور دریا اورس  که ریاست مؤسسه عالی زبان، تاریخ و فرهنگ آتاتورک را بر عهده دارد این نشست را آغاز کند و ایشان نیز گزارشی از وضعیت زبان پارسی در ترکیه و دانشگاه هایش ارائه داد ، دریا اورس ضمن تشکر از حضار ، از جایگاه زبان فارسی در ترکیه این چنین روایت می کند :
« از اینکه در اینجا در خدمت استاد سبحانی و آقای طرزمی هستم بسیار خوشوقتم ؛ آقای طرزمی به مدت طولانی در ترکیه رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بودند ، و من در آن دوران آکادمیسینی جوان بودم .
استاد سبحانی هم حق استادی بر ما دارند و ما همیشه از آثار گرانقدر ایشان استفاده می کنیم ، ایشان به عنوان شخصیت برجسته زبان و ادبیات فارسی ، هم در ترکیه و هم در محافل ایران شناسی ، شناخته شده اند .
امروز قرار است که من درباره وضعیت ادب و زبان فارسی ، آموزش زبان فارسی و تحقیقات ایران شناسی در ترکیه خدمت شما عرایضی داشته باشم ، بسیاری از شما مستحضرید که ترکیه و ایران جدا از اینکه همسایه ، دوست و برادرند ، در تمام طول تاریخ از نظر تاریخی و جغرافیایی به هم نزدیک بوده اند و مردم این دو کشور کنار هم زندگی کرده اند ؛ من از قبل از تاریخ اسلام چیزی نمی گویم ، ولی بعد از اینکه ترک ها از مرکز آسیای میانه به طرف آسیای صغیر ( آناتولی ) حرکت کردند ، در اولین وهله با فرهنگ و تمدن ایران روبه رو شدند و طی قرون و اعصار طولانی با ایرانیان زندگی کردند . وقتی ترک ها به ویژه سلجوقیان بعد از سال 1071 که از دروازه های آناتولی امروزی وارد ترکیه شدند ، قوم ترک یا اغوز بیزانس را شکست دادند و آناتولی را به خاک اقوام ترک تبدیل کردند ؛ در طول تمام این حوادث از نظر تعامل زبانی و ادبی ، ترکها هم از زبان فارسی و هم از زبان عربی بسیار استفاده کردند و کلمات زیادی وارد زبان خودشان کردند .
زبان ترکی دوره های مختلفی دارد ، مثلاً زبان ترکی که در قرون 12 و 13 میلادی به زبان ترکی آناتولی مشهور است ، کم کم داشت به یک زبان ادبی تبدیل می شد و آثار ادبی جدیدی خلق می شد ؛ ما می دانیم زبان و ادب فارسی با استفاده و الگوگیری از زبان عربی راه خود را قبل از زبان ترکی پیدا کرده بود و آثار گرانقدری در نظم و نثر از خودش به جای گذاشته بود ، ترکها همیشه از زبان و ادب فارسی به عنوان زبان ادبی استفاده کرده اند ، در مدارس دوره ی عثمانی دو زبان اسلام به اضافه زبان ترکی (عربی ، فارسی ، ترکی ) که به آن ها " السنه ثلاثه " می گفتند ، آموزش داده می شد ، و یادگیری این ها از نشانه های روشنفکری یا تحصیل کرده بودن ، بود ؛ افرادی که می خواستند دولتمرد یا سیاست مدار باشند و در سیستم بوروکراسی قرار بگیرند نیز از این مدارس آموزش می دیدند و دربین دروسی که می خواندند حتما زبان فارسی هم وجود داشت . زبان فارسی بیشتر به عنوان زبان ادبی مورد علاقه دوره عثمانی بود و زبان عربی به عنوان زبان دین مبین اسلام مورد استفاده قرار می گرفت و کتب فقهی ، و حتی علمای عثمانی نیز کتب عقایدی و کلامی خود را به زبان عربی می نوشتند .
بعد از قرن 14 یا 15 زبان ترکی رسمی شد و اولین آثار بزرگ خود را به میان آورد ، البته قبل از این ها هم آثار زیادی به زبان ترکی وجود داشت که به زیبایی و پختگی آثار دوره بعدی نبودند . بنا بر این نیازهای دو زبانه ، ترکها کار فرهنگ نویسی دو زبانه و سه زبانه را آغاز کردند ، مثلاً فرهنگ های عربی - ترکی – فارسی ، یا فارسی – ترکی و ... ؛ بعد به مرور این فرهنگ نویسی منجر به نوشته شدن فرهنگ های منظوم شد و که این فرهنگ ها کلمات فارسی را به نظم و شعر یاد می داد ؛ در دوره های بعدی که تحصیلات مردمی شروع شد ، زبان و ادب فارسی به عنوان یک درس وارد مدارس عثمانی شد ، بیشتر از کتاب هایی مانند گلستان ، بوستان ، دیوان حافظ و ... تدریس می شد . چون ترکها نظر مثبتی نسبت به زبان فارسی داشتند ، شرح های بزرگ و ارزنده ای در شرح دیوان حافظ شیرازی ، گلستان و بوستان سعدی ، پندنامه عطّار نیشابوری و بهارستان جامی ارائه می شد ؛ مانند شرح های مسعودی غزنوی که مهمترین شارح حافظ شیرازی در دوره عثمانی به شمار می رود ، ایشان اشعار حافظ را در مجلد های بزرگ و قطوری شرح کرده اند .
تعامل ادبی ترکها با زبان و ادب فارسی ، خودش را بیشتر در ساحت نظم ونثر نشان می داد ، مثلاً با الگوگیری از شاهنامه فردوسی به ویژه در دوره سلطان سلیم اول و سلیمان اول ، شاهنامه نویسی در کاخ های سلطانان عثمانی به یک سنت تبدیل شد ، و نزدیک به دو قرن در زبان فارسی شاهنامه های بسیاری برای باز کردن حقایق حوادث دوران پادشاهان به زبان فارسی و در کنار آن به زبان ترکی تألیف شد ؛ شعرای عثمانی در اوایل کار خودشان از شعرای بزرگ زبان فارسی مانند سعدی ، حافظ ، سلمان ، خواجو ، نظامی و فردوسی الگوگیری و تقلید می کردند و کم کم با استفاده از مضامین مشترک شعر کلاسیک که در ترکیه به آن ادبیات دیوانی می گویند ، زیرا علاقمندان بسیاری در محافل و کاخ های سلاطین عثمانی داشت ، آثاری خلق کردند ؛ ما در اوایل قرن 14 میلادی شعرایی مانند نجاتیگیل و احمد پاشا را داریم که اینها مستقیماً از آثار حافظ و سعدی تأثیر پذیرفته اند و برخی ازمضامین آن ها را در قطعات و اشعار خودشان استفاده کرده اند .
همزمان با دوره سبک هندی در شعر ایرانی ، شعر ترکی به اوج خود رسید ؛ در قرن 15 و 16 ، سلطان الشعرای باقی ، شاعر دربار سلطان سلیمان اول به عنوان بزرگترین شاعر آناتولی شناخته می شد . در دوره های قرن 17 ، 18 ، 19 کم کم ادبیات هر دو کشور به سمت مفاهیم غربی روی آورد و به شکل دیگری راه خودشان را پیدا کردند ؛ در دوره بعد از قرن 19 که ما تنظیمات داشتیم ، امپراتوری عثمانی برای اولین بار مفاهیم غربی را وارد کشورش کرد ، زیرا از حقوق اروپایی ها الگوگیری می کرد و با تقلید از قوانین آنها مجدداً قوانین خود را تنظیم می کرد و به این ترتیب ادبیات غربی در ترکیه شکل گرفت .
با این اوصاف زبان و ادبیات فارسی تا دوره جمهوری در مدارس یعنی آموزش ابتدایی، متوسطه و دبیرستان به عنوان یک واحد درسی قرار می گرفت و همچنان آثار کلاسیک زبان فارسی مانند گلستان ، بوستان و ...در ترکیه مورد علاقه دانشجویان و مردم بود . بعد از دوره جمهوری در سال 1928 ترکیه حروف عربی را ترک کرد و باستفاده از حروف لاتین را آغاز کرد که این برای ترکیه یک انقلاب فرهنگی بزرگ بود ، امروزه افرادی هستند که به این تغییر انتقاد می کنند و می گویند ما می بایست همچنان از حروف عربی استفاده می کردیم ، اما این ها دیگر به تاریخ پیوسته است و حالا نزدیک به 90 سال است که ترکیه از حروف لاتین استفاده می کند و برگشتن به گذشته ممکن نیست .
در دوره جمهوری برای اولین بار تحقیقات ایران شناسی وارد دانشگاه ها شد و در اوایل جمهوری ، اولین دانشگاه هایی که تأسیس می شد ، یکی از گروه هایی که در آنها وجود داشت ، گروه های زبان و ادب فارسی و همچنین گروه های زبان عربی بود ، چون آنها هم متوجه بودند که زبان فارسی به عنوان یکی از سرچشمه هایی که زبان ترکی را پر می کرد و چندین هزار کلمه فارسی وارد زبان ترکی شده بود و همچنین چون دو فرهنگ ترکی و فارسی خیلی بهم نزدیک بودند و عضو تمدن مشترک اسلامی نیز بودند ، حائز اهمیت است . اولین بار در دانشگاه استانبول و دانشگاه آنکارا کرسی های زبان و ادب فارسی دایر شد و برخی از شرق شناسان مشهور آلمانی ، در دانشگاه های ترکیه تدریس می کردند و اولین اساتید بزرگ ما تحت تدریس آنها با اصول و اساس تحقیق متون آشنا شدند و بسیاری از متون نظم یا نثر را با استفاده از اصولی که آموخته بودند ، چاپ کردند ، مثلا استاد احمد آتش .

من فقط نسل دوم آنها را می شناسم که در بین آنها اساتید محترم و پرکاری وجود داشتند که آثار زیادی از زبان فارسی چاپ کردند ، به ویژه نسخ خطی ، که ترکیه از نظر وجود نسخ خطی فارسی ، یکی از غنی ترین کشورهاست و برخی از این نسخ یگانه هستند و فقط در ترکیه وجود دارند و احتمالاً به مناسبت های مختلفی وارد کتابخانه های ترکیه شده اند ؛ مثلاً در کتابخانه سلیمانیه در استانبول شاید فقط نزدیک به ده هزار مجلد نسخ خطی وجود دارد که برخی از این ها از نظر هنری ، تاریخی ، جلد سازی ، مینیاتور، تذهیب و .. خیلی ارزشمند و گران قیمتند .
در کنار دو دانشگاهی که نام بردم به مرور سه دانشگاه جدید هم بعد از سال های 60 میلادی در ترکیه ، گروه های زبان و ادب فارسی را افتتاح  و شروع به کار کردند و هم اکنون در پنج شهر بزرگ ترکیه ؛ استانبول ، آنکارا ، قونیه ، ارزروم و  گروه های زبان فارسی داریم ، هر ساله پنجاه دانشجوی جدید در این گروه ها قبول می شوند و تا کنون روی هم رفته هزار دانشجوی زبان و ادب فارسی داریم ، من خودم هم به عنوان یکی از آن دانشجو الان نزدیک به سی سال است که با زبان و ادب فارسی سر و کار دارم . اگر بخواهم از ویژگی های تدریس این گروه ها کمی صحبت کنم می توان گفت که ما بیشتر بعد از دوره اسلامی ، یعنی زبان فارسی امروزی را یاد می دهیم .

درس هایی از تاریخ ادبیات داریم که تمام تاریخ ادبیات ایران را با استفاده از متون مختلفی که در رأس آنها کتاب مرحوم ذبیح الله  صفا هست استفاده می کنیم  ، با استفاده از کتاب های مختلف در واقع هم ادبیات مدرن و هم ادبیات کلاسیک فارسی تدریس می شود و همچنین آثار زیادی از شعرا و نویسندان زبان فارسی را در کلاس های سوم و چهارم شرح می دهیم ، شرح حافظ ، مثنوی ، گلستان و .. که دانشجویان با مضامین ادبی و آرایه های زبان و ادب فارسی آشنا بشوند ؛ غیر از اینکه در دانشگاه ها این روند ادامه دارد می توان گفت که در ترکیه به طور کلی در بین اشخاص روشنفکر نسبت به زبان فارسی علاقه بسیاری وجود دارد ، زمانی که جناب آقای طرزمی که در ترکیه حضور داشتند یک مرکز آموزش زبان فارسی داشتیم که همچنان رونق خودش را دارد و در آن اوقات دانشجویان گروه های غیر از گروه زبان فارسی مثلاً دانشجویان گروه های تاریخ و ادبیات ترکیه ، تاریخ هنر، فلسفه ، جامعه شناسی ، الهیات و ... و افراد زیاد دیگری به ویژه در استانبول و آنکارا زبان فارسی را یاد می گرفتند ، برخی از این ها که نسبت به دیگران موفق تر می شدند ، کتاب ترجمه می کردند و مقاله  می نوشتند .
در ترکیه مجله ای با عنوان " آشنا " چاپ می شود که ابتکار آن با آقای طرزمی است ، آشنا برای شناسایی متقابل دو کشور ، از نظر فرهنگی و مردمی منتشر می شد ، بسیار موفقی بود و امروز هم جایگاه خودش را دارد ؛ در ترکیه در زمینه شرق شناسی و ایران شناسی می توان از چند مجله صحبت کرد ، یکی از آنها مربوط می شود به دانشگاه استانبول و یکی هم دانشکده زبان و تاریخ وجغرافیای دانشگاه آنکارا به اسم " زبان های شرقی " این مجلات تا سال ها وظایف خود را انجام می دادند و امروزه هم هرازچندگاهی چاپ می شوند و واقعا در آنجا مقاله های بسیار مفید و زیبایی توسط اساتید بزرگ ، چه جوان و چه پیر چاپ شده است . با همکاری برادر عزیزم ، آقای حجابی یک مجله ای به اسم  " نسخه " سالانه چهار بار چاپ می شد ، که فکر کنم امروز به شماره پنجاهم رسیده است و سیزده سال است که مرتب چاپ می شود و یک خلاء بزرگی را در ساحت خودش پر می کند ، البته این مجله مختص به زبان فارسی نیست ولی بسیاری از مقالاتی که در آنجا چاپ شده است درباره مسائل زبان و ادب فارسی است و برخی از شخصیت های معاصر ادبیات فارسی مانند جلال آل احمد و ... اولین بار در آنجا به خواننده ترکیه ای معرفی شده اند .

به طور کلی می توان گفت که در بازار کتاب ترکیه ، کتب فارسی جایگاه خاصی دارند ؛ این کتاب ها را می توانیم به این شکل تقسیم بندی کنیم : کتاب های تألیفی که درباره زبان ، فرهنگ ، ادب ، سیاست ، جامعه شناسی و سایر موضوعات مربوط به ایران چاپ  می شود و تعدادشان بسیار زیاد است به طوری که  اگر این ها را از دوره سال 1928 تا امروز لیست کنیم کتاب قطوری می شود ،  قبل از آثار مدرن ، آثار دوره کلاسیک فارسی از سال 40 میلادی در ترکیه ترجمه می شدند و به فروش چشمگیری می رسیدند .
مثلاً عبدالباقی گلپنارلی مثنوی ، دیوان حافظ ، رباعیات خیام و ... را ترجمه کردند و بعد از ایشان هم به خاطر توجه و علاقه زیادی که نسبت به زبان و ادب فارسی بویژه آثار کلاسیک وجود داشت مجدداً برخی آثار ترجمه شدند و حتی برخی از شعرا آثارشان بارها و بارها توسط مترجمین مختلف ترجمه و چاپ شده است . پروفسور محمد گاناش که دولت ایران هم به خاطر ترجمه هایش به او جایزه ای اهدا کرده بود ، تمام وقتشان را به کار ترجمه اختصاص می دهند و بسیاری از آثار کلاسیک فارسی را یا ترجمه کرده اند و یا در حال ترجمه هستند ، مثلاً ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی را به تازگی ترجمه کرده اند .

ما تعداد زیادی از ترجمه های مثنوی مولوی داریم که برخی به نثر هستند و برخی به نظم ، و من خودم هم یکی از مترجمین مثنوی هستم  ، در کنار مرحوم گلپنارلی ، محمد کانار ، حجابی ، احمد متین شاهین )  یک ترجمه منظوم از مثنوی انجام داده ایم ؛ تمام آثار مولانا ، دیوان حافظ ، اسرار نامه و الهی نامه فریدالدین عطار، رباعیات اوحدالدین کرمانی ، سفرنامه و خوان اخوان ناصرخسرو ، رباعیات ابوسعید ابوخیر و البته آثار محبوب ترین نویسنده و شاعرایرانی در ترکیه ، یعنی سعدی شیرازی نیز همگی به ترکی ترجمه شده است . گلستان و بوستان سعدی به عنوان یک متاع تجاری عده زیادی از ناشرین را پولدار کرده است . در ترکیه مهمترین ترجمه گلستان متعلق به حکمت الاعدین  است که ترجمه بسیار خوبی است و بعد از او هم اساتید بسیاری گلستان و بوستان را ترجمه کرده اند ؛ خیام هم در ترکیه بسیار شناخته شده و محبوب است و رباعیاتش شاید نزدیک به بیست بار توسط مترجمین مختلف ترجمه شده است ؛ بهارستان ، صحبة الابرار و تحفة الاحرار جامی هم به زبان ترکی ترجمه شده است .

آثار مدرن و معاصر زبان فارسی به نسبت آثار کلاسیک فارسی اخیراً و در بیست الی سی سال اخیر وارد بازار کتاب و ترجمه ترکیه شده اند ، برخی از شعرا و نویسندگان معاصر فارسی با اینکه در ترکیه شناخته شده اند ولی هنوز آثارشان به ترکی ترجمه نشده است ؛ آقای محمد کانار تمام آثار صادق هدایت را ترجمه کرده اند ، حتی تحقیقات او مانند ترانه های خیام ، برخی از آثار صمد بهرنگی ، گوهر مراد ، ایرج پزشکزاد ، بزرگ علوی ، صادق چوبک ، محمد حجازی ، مصطفی مستور و ... از ادبیات داستانی معاصر به ترکی ترجمه شده است و این شخصیت های ادبی در ترکیه شناخته شده اند ؛ ما از شعر معاصر ادب فارسی بسیاری از شخصیت های بزرگ را اسماَ می شناسیم ولی به خاطر اینکه ترجمه شعر نسبت به ترجمه آثار نثر کار بسیار مشکل و سختی هست کمتر افرادی هستند که جرئت و جسارت کنند و ترجمه آثار شعر جدید را به بازار کتاب ارائه کنند ، با این حال هشت کتاب سپهری ، دستور زبان عشق قیصر امین پور ، برخی از آثار فروغ فرخزاد ، برخی از آثار احمد شاملو ، فریدون مشیری .... ترجمه شده اند و امید آن است که دوستان ایرانی که ترکی بلدند در این مسئله مارا یاری کنند تا بتوانیم آثار بیشتری ترجمه کنیم ، چون ما هرچقدر زبان فارسی را خوب بدانیم چون زبان مادریمان نیست نمی توانیم به خوبی یک فارسی زبان اشعار فارسی را ترجمه کنیم ، مثلاً برای من ترجمه یک متن ترکی به زبان فارسی مشکل است ، ولی از زبان فارسی به ترکی به نسبت آسان تر است ، چون من زبان خودم را به خوبی می دانم و با استفاده از تمام امکانات زبان خودم متنی را که به فارسی است در زبان ترکی دوباره بوجود می آورم ، ولی در ترجمه اشعار وقتی که ترجمه شوند نیمی از زیبایی و لطافت شعر از دست می رود و به همین خاطر کمتر به ترجمه شعر پرداخته می شود .
ما کتاب های زیادی در زمینه تاریخ ادبیات داریم ، تعدادی از آنها ترجمه و عده ای تألیف شده اند کتاب های مختلفی در زبان کلاسیک و مدرن فارسی نوشته اند ، که برخی از آنها به عنوان کتاب درسی یا کمکی در دانشگاه ها تدریس می شوند. یکی از موضوعاتی که در ترکیه بسیار جذاب است کتاب های علوم دینی ، فقهی ، عقایدی ، تفسیری و کلامی است ودر یک دوره خاص به ویژه سال های بعد از انقلاب کتاب هایی مانند  کتاب های مرحوم علی شریعتی ومرحوم مرتضی مطهری و عده زیادی از افراد شناخته شده دیگر ، در زمینه علوم اسلامی ترجمه شده است ، اما حالا می توان گفت بازار این کتاب ها رونق سابق را ندارند . برخی از کتبی که مربوط به تاریخ سیاسی ، جغرافیایی ، اجتماعی ، فرهنگی وهنری ایران نیز در ترکیه مورد علاقه مخاطبان است ، به ویژه کتاب هایی در مورد مشروطیت ایران در دوره قاجار که کتب زیادی از این دوره ترجمه شده است و حتی در دانشکده های علوم سیاسی ترکیه ، دانشجویان در مورد دوره های مختلف تاریخ سیاسی در ایران ، پایان نامه می نویسند و روی آن ها کار می کنند ، برخی از خاطرات و سیاحت نامه ها نیز خیلی بسیار خوانندگان ترک جالب است .
زمینه مهم دیگری در کارهای علمی که در ترکیه انجام می گیرد ، فرهنگ نویسی است ؛ فرهنگ های دو زبانه از ترکی به فارسی و از فارسی به ترکی . اولین فرهنگ مدرن و جامعی که مورد استفاده ترک و فارسی زبانان قرار می گرفت ، فرهنگ فارسی به ترکی و ترکی به فارسی ابراهیم اولغون و جمشید درخشان بود ؛ به مرور بنا بر نیاز افراد فرهنگ های دو زبانه زیادی تألیف شد ، باز هم محمد كانار با کوشش و تلاش ، فرهنگی نوشتند که منتقدین یک ایراد به آن وارد می کنند و آن این است که تلفظ کلمات مانند تلفظ فارسی زبانان نیست ، ولی ده ها فرهنگی که ایشان نوشتند و آنها را تکمیل کرده اند ، در حال حاضر به دو هزار صفحه و دویست هزار کلمه رسیده است و در ترکیه بیشتر از فرهنگ های ایشان استفاده می شود ، برخی ازفرهنگ های اختصاصی هم وجود دارند مانند فرهنگ امثال و حکم فارسی که  مورد استفاده ماست . در کنار این ها کتب درسی که در گروه های زبان و ادب فارسی تآلیف شده اند و تعدادشان زیاد است و یکی از کتاب هایی که در این زمینه مورد استفاده افراد زیادی قرار می گیرد ، کتاب های دستور زبان است که در این زمینه کتاب های بسیار ذی قیمتی داریم . در آخر می توانیم بگوییم که امروز ترکیه به عنوان یکی از کشورهایی که در آن ایران شناسی قدمت زیادی دارد و واقعا کارهای زیادی درباره ایران ، فرهنگش و هر چه مربوط به ایران است در ترکیه انجام می شود و در تمام زمینه های زبان و ادب فارسی حتی همان طور که گفتم در مورد تاریخ ، فلسفه اسلامی و هنر ایرانی در ترکیه جایگاه خودش را دارد و به حمدالله افراد زیادی در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس و دکتری در زبان و ادب فارسی درس می خوانند و اساتید بسیار محترمی در ترکیه زبان فارسی را تدریس می کنند و در محافل بومی و بین المللی کارهای خودشان را ادامه می دهند اگر چه سخنان من خیلی مختصر و مجمل بود ولی امیدوارم که خطایی از زبان ما نرفته باشد ، از توجه شما تشکر می کنم .
سپس نوبت به سخنرانی پروفسور توران کاراتاش ، رئیس مرکز فرهنگی آتاتورک می رسد ، ایشان درباره ادبیات معاصر ترکیه چنین می‎گویند:
من امروز فقط نکات کوتاه وعمومی درباره ادبیات مدرن ترکیه خواهم گفت ، در وهله اول می خواهم به عنوان پیشگفتار چند نکته را یادآور شوم ، به عقیده من مهمترین سلاحی که امروزه در اختیار انسان است ، کلمات می باشند ، کلماتی که ما آنها را با گوش دادن و اندیشیدن گرد هم آورده ایم ، کلماتی که آنها را دوست خودمان قرار دادیم و دروازه یک زندگی درخشان قطعاً از همین کلمات می گذرد . سوال سختی که اینجا مطرح است این است که انسانی که نتواند سخن بگوید و از کلمات استفاده کند ، ارزشش به چیست ؟! اگر کلمات نباشند پیدا کردن راه صحیح و حقیقت بسیار سخت است ، کشف وجدان و هم حال شدن با آن هم سخت است ، گردآوری چند زندگی در یک بدن از طریق کلمات و کتاب هایی که آن را به ما می بخشد برای ما ممکن است ، امروزه در تمام کشورهای جهان علاقه به خواندن وجود دارد ، اما این توجه و علاقه نسبی است و نسبی بودن قضیه هم در اینجاست که این توجه و علاقه برای مطالعه از طریق انتشارات انجام نمی شود و بسیاری از مطالعات در فضای مجازی انجام می شود و ما نمی دانیم این مطالعاتی که از طریق کتاب های الکترونیکی و در فضای مجازی انجام می شود را تا چه حد می توانیم مطالعه محسوب کنیم ؛ علی رغم اینکه انتشار کتاب در ترکیه افزایش چشمگیری داشته است و این افزایش آنقدر زیاد است  که ما حتی کتاب هایی که در زمینه تخصصی خودمان هست را هم نمی توانیم دنبال کنیم ؛ بر اساس آمار، تعداد کتاب های که در سال 2014 درترکیه چاپ شده است ، چهل و سه هزار جلد است و نیمی از این رقم کتاب های ادبی بزرگسالان است ، شاید برای اینکه بتوانیم مقایسه ای انجام دهیم خوب باشد که این را بگویم که تا 1928 تعداد کتاب هایی که در دویست سال به الفبای عثمانی چاپ شده بود ، سی هزار کتاب بود ، سوالی که بوجود می آید این است که در بین این همه کتاب ، کتاب های ارزشمند را چگونه می توان تشخیص داد ؟! موضوع دیگر مجلات است ، امروزه در ترکیه بیشتر از صد مجله به صورت هفته نامه ، ماهنامه ، دو ماه نامه و یا فصل نامه چاپ می شود ، مجلات علمی دانشگاه ها را در این جا در نظر نگرفتیم ؛ سال گذشته برای سالنامه شعری که روی آن کار می کردیم ، تقریبا نود مجله را بررسی کردم ، خیل عظیمی از آثار وجود دارند ، چاپ مجله هم به اندازه سابق سخت نیست و کسی که کمی از کامپیوتر اطلاعات داشته باشد هم می تواند مجله چاپ کند ، اما نکته مهمی که وجود دارد این است که این مجلات را چه کسانی مطالعه می کنند ؟ و آیا به اندازه مجلات خواننده هم هست ؟ بعضی از این مجلات تعقیب کنندگانشان بیش از صد نفر نیستند و پر خواننده ترین ها هم مخاطبینش بیش از پنج هزار نفر نیستند .
می خواهم در مورد وضعیت رمان ها ، داستان ها و اشعاری که در ترکیه چاپ می شودند صحبت کنم ، وضعیت جهانی این موضوع را نمی دانم ولی در ترکیه می توان گفت بیش از خوانندگان شعر ما نویسنده شعر داریم ، هر ماهه در مجلات صدها شعر چاپ می شود و هزاران شاعر داریم ، حتی براساس اطلاعات یک انجمن ادبی ، در ترکیه نزدیک به شش هزار شاعر ثبت شده داریم ، اما تیراژ مجلاتی که در ترکیه چاپ و فروخته می شوند بین پانصد تا هزار نسخه است ، اینجا تضاد آشکاری وجود دارد ، در جایی که شش هزار شاعر وجود دارد ، تعداد مجلات نیز باید حدااقل شش هزار باشد ؛ شعر هم ترجمه اش سخت است و هم ارزشش به راحتی از طرف مخاطب درک نمی شود و ارزش آن به نسبت اینکه ارزش داستان و یا رمان را بخواهیم تشخیص بدهیم سخت تر است ، شعر هنری است که فهم آن احتیاج به یک درک هنری بالا دارد و به خاطر همین درک یک باره ارزش آن سخت است ؛ کسانی که کمی علاقه دارند و از این سختی آگاه هستند و یا نیستند ، برای کسب شهرت و شناخته شدن اقدام به نوشتن صفحات مکرر شعر می کنند ، حق خوری هم نکنیم کسانی هم هستند که درک هنری از شعر دارند و اشعاری هم که در ترکیه نوشته می شود همین گروه ها دنبال می کنند ؛ من در جوانی علاقه زیادی داشتم که اشعار شعرا را بخوانم ، ولی الان شاعری وجود ندارد که من بخواهم بدانم در ماه های آینده چه خواهد نوشت و می توان گفت در سطح جهان هم وضعیت مشابهی هست ؛ اینکه شعر به عنوان تآثیرگذارترین ابزار بیان احساس بشریت به این وضع افتاده است ، ناراحت کننده است .

همه ما به عنوان ادیب و هنرمند باید در مورد این موضوع فکر کنیم ، امروزه در ترکیه شاعری به نام کاراکوچ وجود دارد که یا شعر نمی نویسد و یا اگر بنویسد چاپ نمی کند .  شعرای نسبتاً مشهوری هم هستند که در قید حیاتند و شعر می گویند و به علاوه این ها شاعران جوانی هستند که هنوز نمی توانیم در مورد کیفیت نوشته هایشان بگوییم ؛ در مورد رمان هم چند نکته را باید بگویم ، مثل جاهای دیگر در دنیا امروزه در ترکیه هم رمان سبکی هست ، که بیشتر از همه خوانده می شود و برای نویسنده کسب درآمد دارد و برای خواننده نیز جذاب واقع می شود ، همانطور که می دانید بعد از جنگ های جهانی رمان سبکی شد که بیشتر از سایر سبک ها زندگی انسان را بیان می کرد ، افشای محرم هم باعث شد بیش از قبل به رمان توجه شود ، درباره عوامل این توجه زیاد هم می توان این عامل را ذکر کرد که رمان برای ترجمه مساعد است ، الان ده سال هست که من این موضوع را پیگیری می کنم و هرساله نزدیک به پانصد رمان جدید چاپ می شود ، که این رقم بسیار بزرگی است واگر از بین این پانصد رمان هر سال فقط پنج رمان برای نسل های آتی باقی بماند ، این موفقیت بسیار بزرگی برای آن زمان به شمار می آید ؛ اما نکته مهم اینجاست که نوشته هایی که تحت عنوان رمان چاپ می شوند بیشتر در غالب کلمه پوپولار می گنجند ، کتاب های پوپولار کتاب هایی هستند که امروز هستند و فردا نیستند و تنه اصلی ادبیات را هم این ها شکل نمی دهند ، به خاطر همین آثاری که از هر دوره باقی می مانند بسیار با ارزشند ؛ نویسندگانی که امروزه ما را در عرصه رمان روسفید کرده اند ، نظیر اورهان پاموک .

در سی سال اخیر تعداد رمان نویسان زن هم افزایش پیدا کرده است و انگار که مساعد ترین و منطبق ترین سبک ادبی با زندگی امروز ما داستان است ، کوتاه است و به راحتی خوانده می شود و منطبق با وضع زندگی امروز ماست ، به خاطر این مشخصات داستان دارد مخاطبین امروز را به خودش جذب می کند و به عقیده شخصی من نویسندگان داستان از نویسندگان رمان معصوم تر هستند اینکه دنبال کسب درآمد و شهرت از این راه نیستند و به دنبال مخاطبین با کیفیت تر هستند ، آنها را از نویسندگان رمان جدا می کند . نویسندگان داستان دقت و حساسیت ادبی بیشتری دارند و در زمینه زبان خیلی دقیق تر هستند ؛ در گذشته داستان ها به دنبال رمان ها حرکت می کردند اما حالا از زیر سایه آن خارج شده اند و داستانی که از رمان دور شده است حالا دارد به شعر نزدیک می شود .

در ترکیه در بین آثار داستانی آثار خیلی مهمی وجود دارند و امروز می توانیم بگوییم که درخشان ترین چهره های ادبیات ترکی در داستان دیده می شوند ، در میان داستان نویس مشهور ترکیه که در قید حیات هستند زن ها اکثریت را تشکیل می دهند ، اما در ترکیه موضوعی ما محققین ادبیات را آزار می دهد ، نمی دانم وضع در ایران چگونه است؟!  ادبیات دارد از زندگی دور می شود ، به اندازه قبل با زندگی انسان ها پیوند نخورده است و با زندگی روبرو نمی شود و بیشتر حالت شخصی گرفته است ، نویسندگانی هم که می خواهند با زندگی روبرو بشوند بیشتر جنبه ادبی داستان را مد نظر قرار می دهند و شاید به خاطر همین است که امروزه مردم زیاد به ادبیات توجه نمی کنند و رفته رفته ادبیات هم دارد مثل اپرا تبدیل به هنری می شود که کمتر توجه مردم را جلب می کند ؛ سبک نثر در ادبیات ترکیه بیشتر با روزنامه نگاری پیشرفت کرده است ، در روزنامه های قدیمی تر اکثر کسانی که مطلب می نوشتند ، نویسنده یا شاعر بودند ولی امروز کسانی که در روزنامه ها مطلب می نویسند بینشان شاعر یا نویسنده خیلی کم است و روزنامه هایی که در ترکیه چاپ می شوند دیگر داستان و یا رمان ها را به صورت بخش بخش چاپ نمی کنند ، سابقاً اکثر نویسندگان و شاعران بزرگ ، در عین حال نویسنده روزنامه هم بودند و آنها در کنار نوشته های خودشان با مطالبی که در روزنامه ها هم چاپ می کردند حیات ادبیشان را نشان می دادند  این نویسندگان بزرگی که نامشان را ذکر کردم در عین حال در روزنامه ها هم مطلب می نوشتند و این هم رو به رویی ادبیات با زندگی را تسهیل می کرد ؛ الان وضعیت معکوس شده است و مقاله نویسانی که در روزنامه ها و مجلات مقاله می نویسند برای کسب شهرت رمان و داستان نیز می نویسند. اگر از من بپرسید مقاله نویسان و مطلب نویسان روزنامه ها چندان افزوده ای برای ادبیات نداشتند . در پایان هم این نکته را بگویم که در کنار همه این نکات منفی یک توده خواننده با کیفیت وجود دارد اما تعدادشان کم است  ، متآسفانه اکثر مردم به دنبال کتاب های بی ارزش هستند و ما باید در اینجا وارد عمل شویم .
در پایان پرسش‎ها و نظریاتی از سوی حاضران مطرح شد که از آن جمله مقایسه شباهت های رمان کلیدر و اینجه ممد بود و سرانجام این نشست با نوای نی مسعود طالش پور به پایان رسید.
 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید