تصویر برگزیده

در نشست نقد و بررسی مستند «باد بر باغ نظر» مطرح شد:

مستندهای تلویزیونی شبیه کباب قفقازی هستند

آرتنا: فیلم مستند «باد بر باغ نظر» در خانه هنرمندان ایران به نمایش در آمد.

zoom
مستندهای تلویزیونی شبیه کباب قفقازی هستند

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، در ادامه برنامه‌های انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند سه‌شنبه 29 اردیبهشت فیلم مستند «باد بر باغ نظر» ساخته پویان کاظمی در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان ایران به روی پرده رفت و در ادامه نشست نقد و بررسی فیلم با حضور محمدرضا اصلانی، یکی از نویسندگان فیلم، برگزار شد.
در ابتدای این نشست، پویان کاظمی که از طریق تماس تلفنی با حاضران در سالن سخن می‌گفت ضمن اشاره‌ای کوتاه به روند ساخت فیلم گفت: با توجه به اینکه اهل شیراز هستم علاقه داشتم که به موضوعی مرتبط با این شهر بپردازم. از آنجایی که بیشتر المان‌های بصری‌ای که شهر شیراز به‌واسطه آنها در ذهن مردم نقش می‌بندد یادگارهای دوره زندیه و کریم خان زند هستند، پس تصمیم گرفتیم فیلمی در خصوص دوره زندیه بسازیم. تصمیم گرفتیم شخصیت محوری فیلم هم خود کریم خان باشند. از آنجایی که به موضوعی تاریخی پرداخته‌ایم پس به ناچار دست به بازسازی برخی صحنه‌ها نیز زده‌ایم.
در ادامه محمدرضا اصلانی به ایراد توضیحاتی در خصوص روندهای موجود در سینمای مستند پرداخت و گفت: سینمای مستند در حال حاضر گسترش زیادی پیدا کرده و جایگاه خود را در سینمای جهان پیدا کرده است. این امر نه به دلیل ظهور رسانه‌های تصویری جدید، بلکه به دلیل شیوه نگاه در این سینما است. بعد از پدید آمدن رسانه‌های الکترونیک، سرعت اطلاع‌رسانی افزایش پیدا کرد. در این شرایط لازم است بپرسیم نقش سینمای مستند چیست و قرار است چگونه در این فضا عمل کند؟ به نظر می‌رسد دوران اطلاع‌رسانی سینمای مستند به پایان رسیده است.
وی سپس به تفاوت‌های بین تحقیق و اطلاع‌رسانی اشاره کرد و گفت: کار سینمای مستند نه اطلاع‌رسانی بلکه نظریه‌پردازی است و این چیزی است که از عهده رسانه‌ها خارج است. نظریه‌پردازی از این نظر که به دنبال اثبات یا نفی است، به زمان هم نیاز دارد. سوالی که پیش می‌آید این است که سینمای مستند چگونه می‌تواند این زمان را به حافظه تبدیل کند؟ متاسفانه بسیاری از مستندهایی که از جمله در ایران ساخته می‌شوند، در حافظه مخاطب باقی نمی‌مانند. امر دراماتیک به ایجاد این حافظه کمک می‌کند و زندگی کریم خان زند نیز به‌دلیل دراماتیک بودنش در حافظه ما باقی مانده است. وارد شدن امر دراماتیک در فیلم مستند سبب می‌شود از وجه اسنادی فیلم کاسته شده و به وجه داستانی آن اضافه شود. در عین حال شاهد رو آوردن سینمای داستانی به سینمای مستند و تاثیرگذاری متقابل این‌ها بر روی هم هستیم. از این‌رو مرز میان این دو نوع سینما کمرنگ شده و تنها سینمای تجاری است که بر اساس منافع تجاری و سیاسی خود سعی می‌کند این مرزها کماکان پابرجا بماند.
این کارگردان سینمای ایران در پایان گفته‌های خود ضمن اشاره به مشکلات موجود بر سر راه ساخت این فیلم گفت: این فیلم برای تلویزیون ساخته شده است و کارگردان به ناچار نتوانسته است درامای مد نظر خودش را تا انتها پیش ببرد. دلیل آن هم این است که مدیریت تلویزیون کماکان پذیرای چنین درکی از این مستند نیست. مستندهای تلویزیونی ما معمولا شامل یکسری مصاحبه با افراد مختلف، تصاویری در لابلای آن و.. است که بیشتر به کباب قفقازی شبیه است. این قضیه در پرتره‌نگاری شکل وخیم‌تری به خود می‌گیرد و این وضعیت را تلویزیون به سینمای مستند ما تحمیل کرده است. 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید