ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

آواز شهرام ناظری در شب تبدیل شدن باباطاهر از افسانه به واقعیت+عکس

آرتنا: رونمایی از آخرین اثر نصرالله پورجوادی به نام «باباطاهر» بهانه ای برای علی دهباشی شد تا "شب باباطاهر" را برگزار کند.

zoom تصاویر ضمیمه شده به خبر
آواز شهرام ناظری در شب تبدیل شدن باباطاهر از افسانه به واقعیت+عکس

به گزارش ابوالفضل نجاری خبرنگار خبرگزاری هنر «آرتنا»، این مراسم که در کانون زبان فارسی برگزار شد با سخنرانی دکتر پرویز اذکایی نویسندۀ کتاب « باباطاهرنامه » آغاز گردید. اذکائی کتابِ پورجوادی را یک کشف بزرگ ادبی دانست چرا که از باباطاهر چیزی جز یک نام نداشتیم و همه چیز تا به امروز یک حدس و گمان بود که سندی برای آنها وجود نداشت.

این استاد همدانی از مطالعاتش در تاریخ همدان و مسلک و کیش باباطاهر سخن به میان کشید و افزود: بابا طاهر مانوی مسلک و از بزرگان مانوی بوده است. او در بخشی از سخنانش اشاره کرد به اینکه باید بپذیریم عرفان نظری و تصوف عملی ما مستقیما میراث مذهب مانویت است و شیعه اثنی عشری نزدیک ترین مذهیب به مذهب مانوی است.
او برای این نظریاتش مستنداتی نیز ارائه کرد از جمله اینکه کلمه امام عربی نیست و از سریانی وارد زبان عربی شده و یک لفظ مانوی است و همچنین مراسم های مانویت وارد مراسم شیعه شده است از جمله رمضان که یک کلمه سریانی می باشد. پرویز اذکائی بسیاری از فرقه های مسیحی را در اصل مانوی و منشعب از مانویت دانست و گفته هایش را به سندهایی از کتاب « هنر مانوی » تألیف یواخیم کلیم کایت، که به فارسی هم ترجمه شده مستند کرد.
 وی عنوان کرد: دنیا به مذهب مانویت سخت مدیون است به ویژه اروپا که هنر نقاشی و تجسمی اش را از مانوی ها دارد و سپس با این جملات سخنانش را به پایان برد که: بابا طاهر گچبر هنرمند و متبحری بوده است و ملقب به جصاص(گچبر) بوده و در جایی گفته است «گچبری هایم همچون نقره می درخشند».
بعد از سخنان دکتر اذکائی مراسم رونمایی کتاب « باباطاهر » برگزار شد و استادان نصرالله پورجوادی و پرویز اذکائی کتابشان را با دستنوشته و امضاء به شهرام ناظری تقدیم کردند. سپس از شهرام ناظری دعوت شد تا برای دوبیتی خوانی روی صحنه بروند اما ناظری که گویا از این ماجرا خبر نداشت شوکه شد و گفت: کاش آقای دهباشی به من می گفت که وظیفه من امشب چیست تا حداقل سه تارم را می آوردم و یک آمادگی نسبی برای برنامه می داشتم.
استاد بزرگ آواز ایران در آغازِسخنانش به موضوع کتاب و کتابخوانی اشاره کرد و عنوان کرد: شاید دوره ای باشد که دیگر این کالاهای فرهنگی ارزش خودش را بر ای مردم نداشته باشد اما باید از آسیب های دوران جدید فرار کرد چرا که این تکنولوژی انسان را از خودش دور کرده است. آیا من هنوز همان آدمم که کتاب برای من بیشترین ارزش را دارد؟  و از آقایان پورجوادی و اذکائی برای اهدای کتابشان تشکر کرد.
ناظری در سخنانش بیان داشت که خوانندگان زیادی باباطاهر خوانده اند اما از میان خوانندگان معاصر، استاد دادبه به بهترین نحو از نظر گویش و حس و حال باباطاهر را اجرا کرده است و اکثر خوانندگان بعد از وی از او تقلید کرده اند که من این کار را نکرده ام و افزود: بنده چون کُردم از زاویه مقام های کردی به باباطاهر نگاه کردم . از نظر مرام هم چون اهل حق در میان کردها بوده اند و جایگاه زیادی دارند من به باباطاهر نزدیک بودم. ما از بچگی که چشم باز کردیم یکی از شعرهایی که زیاد در اطرافمان می شنیدیم بابا طاهر بوده است به همین جهت من از بچگی علاقه خاصی به باباطاهر داشته ام.  شهرام ناظری چند دو بیتی هم از باباطاهر اجرا کرد که مورد تشویق بسیارِ تماشاچیان قرار گرفت.
در ادامه مراسم شبِ باباطاهر دکتر محمد سوری درباره همعصران باباطاهر و شاگردانش سخنرانی کرد و کشفیاتش درباره باباجعفر که کمتر و کوچک تر از باباطاهر هم نبوده است اشاره نمود. او همچنین در مورد کتاب « باباطاهر» نصرالله پورجوادی بیان داشت: قبل از این کتاب هیچ گزارش تاریخی موثقی در مورد زندگی باباطاهر وجود نداشت و در مورد زمان زندگی او تا حدود پانصد سال اختلاف نظر وجود داشت. حتی جا داشت که در اصل وجود او و شعرهایش هم شک کنند.
در ادامه شبِ باباطاهر ، منوچهر انور با صدای پُر طنین و دلنشینش ، چندین دوبیتی را که نصرالله پورجوادی انتخاب کرده بود برای حضار قرائت کرد و جایگاه را به سخنران اصلی و کسی که به خاطر کتابش این برنامه برگزار شده بود واگذار کرد.
نصرالله پورجوادی بزرگان و اولیاء را روح معنوی و فرهنگی شهرهایی که در آن زندگی کرده و مزارشان آنجاست دانست و افزود:
معمولا چند قرن پس از مرگ این شخصیت ها کیش هایی پیرامون نام و اعتقادات آنها شکل می گیرد و مقبره چیزی بوده که در این کیش سازی ها توجه ویژه به آن می شده است. وی اضافه کرد: مشخص شدن تاریخ دقیق مرگ باباطاهر در 418 هجری قمری، اطمینان ما را راجع به سندیت اشعار بیشتر می کند. اشعار مربوط به عشق و عاشقی نمیتواند برای اوایل قرن پنجم باشد اما احتمال اینکه اشعار حکمت آموز و صوفیانه از باباطاهر باشد بیشتر است.
پورجوادی درباره لقب « عریان » باباطاهر هم گفت: من چیزی پیدا نکردم که متوجه بشوم چرا به او می گویند عریان، چون در زمان حیاتش هم چنین لقبی نداشته است و این عریان بر اساس چه سنی است نمی دانم. وی همچنین در مخالفت با نظر دکتر اذکائی گفت: گیاهخوار بودن او دلیل بر مانوی بودن او نیست . البته عده معدودی از اهل تصوف گیاهخوار کامل بوده اند ولی اکثر آنها کمی گوشت می خورده اند. وی سخنانش را اینگونه پایان داد: آنچه ما امروز دربارۀ «ابومحمد طاهر جصاص همدانی» می دانیم فاصله خیلی زیادی با باباطاهری که در گذشته می شناختیم ندارد اما تفاوتش در این است که دیگر افسانه و خیال نیست و به واقعیت تاریخی تبدیل شده است. هر شخصی که حقیقت تاریخی وجودش روشن شود کیش های پیرامون او رنگ می بازند و تنها جنبۀ علمی و تاریخی پیدا می کنند .
شبِ باباطاهر با جشن امضای نصرالله پورجوادی برای دوستداران و کسانی که کتابش را تهیه کرده بودند به پایان رسید.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید