ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

رونمایی از «پانزده روز در پاریس» فریده گلبو و دیدار با او

آرتنا: مراسم دیدار و گفت و گو با "فریده گلبو" در کتابفروشی آینده به همت مجلۀ بخارا و با حضور دوستداران این نویسنده، اهالی فرهنگ و پرویز کردوانی برگزار شد و از کتاب «پانزده روز در پاریس» وی که در نشر کتابسرا چاپ شده رونمایی شد.

zoom
رونمایی از «پانزده روز در پاریس» فریده گلبو و دیدار با او

به گزارش ابوالفضل نجاری خبرنگار خبرگزاری هنر «آرتنا»، مراسم دیدار و گفت و گو با فریده گلبو ، صبحِ پنجشنبه هفتِ خرداد در محوطۀ باغِ پشتِ کتابفروشی آینده، به همت مجلۀ بخارا و با حضور دوستداران این نویسنده، اهالی فرهنگ و پرویز کردوانی برگزار شد. در این جلسه همچنین از کتاب «پانزده روز در پاریس» این نویسنده که به تازگی در نشر کتابسرا چاپ شده است رونمایی شد.
فریده گلبو متولد ۱۳1۹ در تهران است . فارغ التحصیل روزنامه نگاری از دانشگاه تهران، دبیر دبیرستانها، پاورقی نویس مجله زن روز در دهه ۱۳۴۰، پس از نوشتن رمان «جاده کور» (۱۳۴۳)، رمان «حکایت روزگار» را درباره نسل بی آرمان امروز نوشت که جز کسب سودِ هرچه بیشتر هدفی ندارد. این رمان برنده جایزه مجله گردون شد. گلبو در «لیلی و مجنون» (۱۳۷۲)، «خسرو و شیرین» (۱۳۷۷) و «هفت پیکر» (۱۳۷۹) به بازنویسی منظومه های نظامی به نثر پرداخت . آنگاه داستان عاشقانه خاطره ای «بعد از عشق» را نوشت. و در رمان «دو غریب» (۱۳۷۸) فرم نامه گاری را تجربه کرد . رمان «تجربه چهارم» (۱۳۸۰) را بر اساس دوستی و روابط سه زن شکل داد. جز چند اثر پژوهشی درباره ماسوله و ابیانه ، رمانهایی نیز با عنوان «جادو» (1381)، « کنتس سلما»( 1382)، « میراث تاماد»( 1383) و « بعد از عشق»( 1383) نوشته است. و در سال 1393 رمان « لغزش ساقی » و در سال 1394 رمان های « پانزده روز در پاریس » و « چهار شب سرنوشتساز » را توسط انتشارات کتابسرا منتشر کرد.
فیلم « نیمه پنهان » تهمینه میلانی اقتباسی است از کتاب « بعد از عشق » او و همچنین فیلم « شیرین » عباس کیارستمی اقتباسی از کتاب دیگر این نویسنده به نام « خسرو و شیرین » است که داستانی را بر اساس منظومه نظامی گنجوی روایت می کند.
در ابتدای این مراسم ، بعد از اجرای موسیقی فریده گلبو به پرسش های مکتوبی که علی دهباشی مطرح می کرد پاسخ داد و سپس حضار و علاقه مندان به آثار این نویسنده، سوالات خودشان را پرسیدند. گلبو در سخنان خود،با اشاره به اینکه  نویسندگان رمان بعد از مشروطه دو دسته اند عنوان کرد: یک دسته نویسندگانِ روشنفکر و دسته ای دیگر  نویسندگان آثار عامیانه و پارورقی هستند. من در میانۀ این دو دسته ام . ذوق بومی مردم ایران در قصه ، قالب هزار و یک شب و در بستر رئالیسم است.
این روزنامه نگار سابق، از فضای حاکم بر رمان نویسی جدید ، به ویژه رمان های سیال ذهن و رئالیسم جادوئی انتقاد کرد و افزود: الان شلخته نویسی مد شده و آن را به نام رمان روشنفکری جا انداخته اند. او افزود: ابتذالِ رمان های روشنفکری کشور ما از رمان های عامیانه کمتر نیست.
دبیر بازنشسته، رمان های زیادی در زبان فارسی خوانده است اما هیچ کدام همچون بوف کور صادق هدایت او را تحت تأثیر قرار نداده است. خانم نویسنده این روزها در حال نوشتن یک رمان به نام « خواب و بیدار » است که بخش خوابش در قرن پنجم و بیداری اش در زمان حال می گذرد. او برای نوشتن رمان هایش ابتدا باید طرح داستان را بنویسد و پایان آن را از پیش بداند . نویسنده رمانِ « پانزده روز در پاریس»، بدون طرح داستان نمی نویسد و این کار را درست و اصولی نمی داند و قبول ندارد.
نویسندۀ « حکایت روزگار » دربارۀ ابزارِ کارش می گوید: اگر درِ کارخانۀ « بیک » را ببندند من دیگر نمی توانم بنویسم و دیگر نویسنده نیستم. همیشه روی کاغذ نوشته و می نویسم . بعضی از این دست نوشته ها را عروس ام نگه داشته است ولی بیشترشان را دور ریخته ام.
در میان سخنان فریده گلبو، پرفسور پرویز کردوانی که همسرِ خانم گلبو است به جمع دوستداران خانم نویسنده پیوست و با مزاح کردن هایش نشان داد که انسان ها را هم همچون طبیعت و محیط زیست شاداب و با طراوت می خواهد. این جغرافی دان بزرگِ گرمساری به حضار جلسه می گوید: رمان« پانرده روز در پاریس » را فریده در 29 روز نوشت و من در این مدت از او پذیرایی می کردم. هر وقت او شروع به نوشتن رمان می کند نفس من و دیگران را می گیرد چرا که باید همۀ اطلاعات رمان مستند باشد و راجع به جزیی ترین چیزها هم سند و راهنمایی می خواهد. من آنقدر سرم شلوغ است که وقت نمی کنم رمان های همسرم را بخوانم ولی کارهای کلاسیک و اقتباسی او را خوانده ام . البته از میان رمان ها « جادو » را خوانده ام و « پانزده روز در پاریس » را هنوز وقت نکرده ام تمام کنم.
فریده گلبو کتاب را یک کالا می داند و اعتقاد دارد کتابی باید نوشت که خواص بپسندند و عوام بفهمند . او اولین نفری بود که با نوشتن دو کتاب، ابیانه و ماسوله را به فرهنگ ایران معرفی کرد. ایشان در مورد نویسندگان زن و تعداد زیاد خانم های داستان نویس در زمانۀ ما می گوید: زمان، نویسندگانِ زیاد را پالایش می کند و از میان آنها بعضی را نگه می دارد. هر چیزی که نوشته می شود نباید به چاپ رساند. من معتاد نوشتن هستم و نمی توانم آن را ترک کنم . این نوشتن حتی به دورانی که من هنوز چیزی چاپ نمی کردم برمی گردد ولی من خیلی از قصه های کوتاه و بلندم را سوزاندم و منتشر نکردم. من هر قصه ای که می نویسم با چندین نفر متخصص از پزشک و حقوقدان و غیره مشورت می کنم.
سخن آخر خانم نویسنده با نویسندگان جوان این است که : آنچه قصه بلند را برای نویسنده می سازد، قریحه، سواد و تجربه است و توصیۀ من این است که پشت کار، پشت کار و پشت کار.
در انتهای برنامه هم حضار جشن امضای کتابهای نویسندۀ محبوبشان را برگزار کردند . آقای کردوانی هم نظریاتش دربارۀ خشک کردن دریاچۀ ارومیه و پاشیدن ریگ برای مشکل گرد و غبار را به عده ای که دورش جمع شده بودند توضیح می داد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید