ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

نقش و جایگاه قصه گویی در نظام تعلیم و تربیت

آرتنا: ملوک هاشمی درباره نقش و جایگاه قصه گویی می گوید: انسان همیشه دلش می خواسته فرزندش راههای رفته را دوباره تجربه نکند، تجربه های خویش را به وی انتقال دهد و او را از حوادث و پیچ و خمهای زندگی آگاه کند.

zoom
نقش و جایگاه قصه گویی در نظام تعلیم و تربیت

نوشته و تدوین: ملوک هاشمی /قصه پژوه و کارشناس فرهنگی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان ایلام/خبرگزاری هنر «آرتنا»

همه ی کارشناسان امور تربیتی اتفاق نظر دارند که کودکان و نوجوانان بیشتر از بزرگسالان تحت تأثیر اندیشه های قصه قرار می گیرند و با توجه به اینکه در همه جوامع، کودکان و نوجوانان بیش از افراد بالغ به قصه رو می آورند، اهمیت وظیفه قصه گویان کودک و نوجوان بیشتر حساس و خطیر می شود. چرا که آنها دنیا قصه را واقعاً حس می کنند و خود را به جای قهرمانان قصه می بینند و بسیار بیشتر از بزرگسالان با آنچه می شنوند ارتباط می یابند.
کودک قضایا را آنطور که عرضه می گردد واقعی می پندارند. برای کودک فی المثل درک ابهام و اشاره و استهزاء یا نتیجه گیری از امثال و شواهد به طور مستقیم با درک و استنباط انسان بزرگسال از همان قضایا متفاوت است. به همین جهت برای قصه گویی، باید زبان و فکر کودک را آموخت و برای طراحی قصه باید ذوق و سلیقه و دید و پسند او را درک کرد تا بتوان ارشادش کرد.
در کشور ما به رغم وجود گنجینه های علم و معرفت و داستان ها و افسانه های زیبا و آموزنده، اولیا و مربیان بیشترین اوقات خود را صرف یادگیری های غیرفعال کرده، از سختی و خشکی دروس و اضطراب امتحان و نمره رنج می برند. بدین ترتیب اغلب اولیا و مربیان از هدف اصلی تعلیم و تربیت که پرورش انسانهای خلاق، مبتکر و کارآمد است ، باز می مانند. در صورتی که غافل از این مسئله کودکان در دنیای قصه بازی می کنند، با قصه ها می خوابند، بیدار می شوند و زندگی می کنند، شلوغ ترین بچه ها با آرامش به قصه ها گوش می دهند ، از قصه ها می آموزند و عبرت  می گیرند و حتی در عالم خواب نیز قصه ها را دنبال می کنند. اگر قصه گو با دنیای بچه ها آشنا باشد و منطق آنها را بپذیرد می تواند با بهره گیری از فنون قصه گویی ، بذر تمام ارزشهای بزرگ و کوچک اخلاقی و انسانی را  در کودکان بکارد . چقدر خوب بود اگر در خانه و مدرسه برای پرورش نیکوتر ، حتی آموزش بهتر درسها به فن قصه گویی توجه بیشتری می شد و آموزش قصه گویی به مدرسان و معلمان جزء برنامه های اصلی تربیت معلم قرار می گرفت. اما متأسفانه غیر از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که به این موضوع اهمیت فراوانی داده و بهترین قصه گوها را در خود پرورش داده و قصه گویی را مناسب ترین ابزار آموزشی غیرمستقیم می داند هیچ ارگان آموزشی دیگر به اهمیت این موضوع پی نبرده و درواقع ارزش ادبیات شفاهی ما را که غنی ترین بعد فرهنگ است کمرنگ کرده اند.
در صورتی که قصه گویی و تعریف قصه کودک را در همه اوقات زندگی پرورش می دهد و باعث مسرت خاطر، وسعت تخیل و قوت تصور او می شود اثری عمیق در فکر و روحیه او می گذارد و ایشان را برای رویارویی با مسائل رشد و معاشرت با دیگران آماده می سازد و نیز در درک و فهم مشکلات زندگی آنها را یاری می کند و نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری ارزش های اخلاقی پی می برد . پایداری ، شجاعت ، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند که هسته مرکزی بسیاری از قصه ها و داستان ها را تشکیل می دهند.
قصه گویی، در طول تاریخ هستی انسان، یکی از مهمترین راههای ایجاد ارتباط و انتقال پیام پدران و مادران با فرزندان شان بوده است.
پدران و مادران همواره در لباس قصه فرصت هایی را آفریده اند، تا با آب و تاب دادن به حوادثی  که بر آنها گذشته ، فرزندان را از پیچ و خمهای زندگی آگاه کنند و تجربه های خویش را به کوچکترها انتقال دهند. انسان همیشه دلش می خواسته تا فرزندش راههای رفته را دوباره تجربه نکند، بزرگترها همیشه فنون زندگی ، کشاورزی، شکار، دامپروری و ... را به کودکان خود آموخته اند و در لباس قصه کم و کیف مبارزات، شکست ها و پیروزی ها و شکست های خود و نیاکان خود، ماجراهای پرشاخ و برگی ساخته اند و به این وسیله انتقال تجربه را با پرکردن اوقات فراغت آمیخته اند و از این رهگذر، افسانه ها، قصه ها و حماسه ها را به فرهنگ انسان ها تقدیم داشته اند.
قصه ها دریچه هایی هستند که چشمان کودک و نوجوان را به روی دنیای بزرگ می گشایند و در بنیانگذاری شخصیت وی اثری عمیق دارند.اگر پدران و مادران و مربیان قصه گو بتوانند قصه های خوب و مناسبی را انتخاب کنند می توانند مطمئن باشند که در پرورش اندیشه و استعداد و ذوق کودکان و نوجوانان مؤثر بوده اند.

اهداف برنامه ی قصه گویی در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان:
- کمک به پرورش قدرت بیان و عواطف و افکار کودکان
-  تقویت و پرورش نیروی تخیل در کودکان
-  تحریک قوه ابتکار و ابداع در کودکان
- رشد اعتماد به نفس کودک و علاقمند ساختن او به آزادی و عدالت اجتماعی
- برآورده کردن نیازهای عاطفی کودک و ساختن او برای دریافت پیام های اخلاقی و انسانی
قصه گویی می تواند به عنوان محرکی قوی مورد استفاده قرار گیرد و سطح کتابخوانی کودکان و نوجوانان را بالا ببرد و حوزه مطالعه آنان را گسترش دهد. قصه گویی می توان فاصله میان قدرت خواندن «کودک» و «قدرت درک» او را از بین ببرد.
از محاسن دیگر قصه گویی این است که کودکان یاد می گیرند چگونه مطالب را از راه گوش بیاموزند. در عصر ما که فرصتهای زیادی وجود دارد، به دست آوردن توانایی شنیدن، فهمیدن و هوشمندانه با کلمات روبرو شدن بسیار حائز اهمیت است و می توان گفت یکی از بهترین شیوه ها برای بالابردن سطح کتابخوانی کودکان و شاید مؤثرترین روش ها برای آشناکردن کودکان با کلمات جدید باشد.
از تقسیم بندی ادبیات کودکان به دو موضوع افسانه ها و قصه های تاریخ مذهبی و تأثیر آنها در تعلیم و تربیت برای کودکان و نوجوانان پرداخته می شود:

قصه های تاریخی مذهبی تعلیم و تربیت
یکی از راههای پرداختن به دین و موضوعات دینی، قصه گویی است. اصول دین را در قالب قصه می توانیم به راحتی برای مخاطبان مورد شناسایی قرار دهیم. قصه هایی که با محوریت توحید، نبوت و معاد گفته شده کم نیستند. در فروع دین نیز موضوعات مناسب قصه گویی وجود دارد که قصه می تواند با تعریف این قصه ها، مباحث دینی– تربیتی مورد نظر خود را به مخاطب انتقال دهد. گفته شده است که قصه های تاریخی به مخاطب کمک می کند تا آنان مفهوم بُعد زمان را بهتر و عمیقتر درک کنند و هم چنین به او کمک می کند تا با تاریخ گذشته زندگی انسان و مردم کشورش، نحوه زیست مردمان گذشته و تفاوت زندگی امروز خود با انها بهتر آشنا شود و دریابد انسان در طول تاریخ دراز زندگی خود چه رنج ها برده و چه تلاش ها کرده تا توانسته است زندگی امروزی برساند.
قصه های تاریخی و تعریف آنها با آگاهی ای که از زندگی گذشتگان و فراز و نشیب های آن به کودک و نوجوان می دهند، می توانند نوعی عبرت ویژه را برای او به ارمغان بیاورند تا در مراحل مختلف عمر از تکرار اشتباهات آنان بپرهیزند و در مسیر زندگی فردی و اجتماعی خود راه را از چاه بازشناسند.
بسیاری از کودکان و نوجوانان ممکن است به مطالعه دین و تاریخ علاقه نشان ندهند اما این وظیفه مربیان، معلمین و اولیاء هست که می تواند آنها را به جامه ی قصه درآورد تا جذابیتی خاص بیابند. به بیان دیگر تعریف قصه تاریخی می تواند به وسیله ای مناسب و دلنشین برای تعمیق آگاهی های کودکان و نوجوانان از تاریخ تبدیل شود.
قصه های تاریخی مذهبی، مملو از قهرمانانی هستند که هریک در وجهی از شخصیت خود، نمونه و مثلی عالی در میان مردمان تمام طول تاریخ هستند.
تقوای حضرت یوسف(ع)در عین آن زیبایی شگفت انگیزش، صبر بی مانند ایوب، و در اوج ابتلا با شکرگذاریش، پاکی حضرت مریم(ع) و مقامش در نزد پروردگار، حسادت قابیل، نخوت فرعون... این گروه قصه ها، علاوه بر آنکه کودک و نوجوان را با یکی از عظیم ترین میراثهای فرهنگی و ادبی بشری و ملی آشنا می کنند خود به منزله کلیدهایی برای گشایش بسیاری از رازهای متون کهن ادب فارسی و درک و فهم هرچه بهتر آن و بردن حظ و فایده هرچه بیشتر از آنها برای این گروههای سنی اند.
با توجه به اهمیت این مقوله در تعلیم و تربیت، متأسفانه تعریف قصه تاریخی مذهبی از طریق قصه گویان بسیار کمرنگ بوده و بدان اهمیت چندانی داده نمی شود که امیدواریم دست اندرکاران تعلیم و تربیت به این مهم پرداخته تا کودکان و نوجوانان از دین و تاریخ اطلاعات بیشتری را به دست آورند.

افسانه ها و تأثیر آنها در تعلیم و تربیت
افسانه های عامیانه آنه تمام نمای تجربه های زندگی، سنتها و رفتارهای مردم در ازای تاریخ هستند. می توان گفت، بیم و امیدها، کشمکش های انسان با طبیعت، با انسانهای دیگر و با خود، در این گونه بازتاب پیدا کرده است. کودکان و نوجوانانش با شنیدن افسانه های عامیانه با فراز و نشیب های اساسی زندگی و راههای روبرو شدن با آنها آشنا می شوند. گرچه امروز افسانه ها را خیال می پندارین، اما روزگاری آنها بخشی از باورهای حقیقی انسان بوده اند که درون مایه این افسانه ها حاوی ریزترین و ژرف ترین مسائل تربیتی است
بارها برای ما مربیان کانون، که قصه گویی را یکی از مهمترین و جذابترین و در عین حال تأثیرگذارترین ابزار تربیتی می دانیم اتفاق افتاده است که وقتی افسانه ها را با رعایت بایدها و نبایدها، انتخاب سوژه های مناسب در انها و سوق دادن آن به سمت و سوی مسائل تربیتی توانسته ایم نتیجه مثبت بگیریم و ره توشه ای مطمئن در اختیار آنها بگذاریم.

افلاطون در این زمینه زیبا می گوید:
« باید مراقب باشیم و قصه های خوب و افسانه های خوب را بگزینیم و افسانه های بد را کنار بگذاریم سپس، باید مادران و دایه ها را با قصه های خوب آشنا سازیم و بر آن داریم که آنها را به کودکان بگویند و از این راه، به روح فرزندان خود خدمتی کنند، بسیار بزرگتر از خدمتی که با دستهای خود، برای آسایش تن آنان می کنند.»

منابع:
1- بنیادهای ادبیات کودکان؛ کمال پولادی، (انتشارات: کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان)
2- قصه گویی و اهمیت و راه و رسم آن، مصطفی رحماندوست، (انتشارات رشد)
3- کودکان و ادبیات رسمی ایران، صدیقه هاشمی نسب،(انتشارات سروش)
4- دنیای قصه گویی، آن، پلووسکی (انتشارات سروش)
5- مبانی ادبیات کودکان و نوجوانان، محمود حکیمی، (انتشارات آرون)
6- تجربیات شخصی در مراکز فرهنگی هنری و واحد کارشناسی کانون پرورش فکری استان

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید