ماه رمضان
تصویر برگزیده

"سید احمدآبساران" در گفتگو با آرتنا:

هنوز جریانی مستقل به نام «نقد ادبیات دفاع مقدس» نداریم

آرتنا: "سید احمدآبساران" شاعر و پژوهشگر گفت: ملت ها، آرمان های متعالی خود را درحماسه هایشان متبلور می سازند. ملتی که حماسه دارد به خود می بالد و آنکه ندارد به خلق شبه حماسه می پردازد. پرداختن به سوپرمن های هالیوودی توسط نظام سلطه تلاشی در راستای جبران همین کاستی هاست.

zoom
هنوز جریانی مستقل به نام «نقد ادبیات دفاع مقدس» نداریم

 گفت و گو: مرتضی حاتمی/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

آبساران شاعری جان آگاه و اهل مطالعه است و در عرصه های فرهنگی و ادبی و برگزاری نشست ها و انجمن های ادبی در سطح شهرستان آبدانان بسیار فعال. او در زمینه ی تدوین و انتشار مقالات ادبی با نشریات محلی همکاری و در جشن واره ها و سوگ واره ها و مسابقات ادبی هم حضوری پر رنگ دارد.

سیداحمد آبساران،در ادبیات آیینی مجموعه شعر(در مسلخ خورشید) و دفاع مقدس مجموعه هایی برای انتشار دارد و مجموعه شعر آزاد (شکست) را هم به ناشر سپرده.
با این شاعر پر کار و کم ادعای آبدانانی درخصوص ادبیات شعری استان ایلام و...گفت و گو کرده ام، که آن را با هم می خوانیم:

ادبیات شعری استان ایلام در مقایسه با کشوراز نظر کمی کیفی وتاریخی جایگاه و... را چگونه ارزیابی می کنید؟
در مقدمه باید گفت که شعر دراین جغرافیای خاص زبانی وگویشی یکی از دل انگیزترین هنرها بوده وهست وآن چنان در لایه های مختلف این حوزه نفوذ داشته که مردمان این دیار علاوه بر نگاه های حسی وتغزلی ،حتی مباحث اجتماعی را هم به صورت منظوم بیان می کرده اند.
از نظر پیشینه تاریخی همانطور که استحضار دارید زبان کردی گورانی قدمتی کهن تر از ادبیات فارسی دری و فارسی نو دارد. از نظر تاثیرگذاری سیاسی اجتماعی، مناطق  غربی ایران به ویژه ایلام وکرمانشاه درطول تاریخ پناهگاه نحله ها وفرقه هایی بوده اند که گرایش هایی متفاوت عقیدتی ومذهبی  با قرائت رسمی حاکم برایران داشته اند .مهرپرستان و زنادقه وخرم دینان و نیز یارسان در این منطقه ودر پناه کوه های زاگرس از تعرض وآسیب حاکمان وقت درامان مانده اند به عنوان مثال قضیه حمایت شیعه های کرد این مناطق در حمایت از لشکرکشی شاه اسماعیل صفوی مشهور است که شرح مفصل آن به قلم استاد سلطانی در کتاب «قیام علویان زاگرس» آمده است.
اما باید پذیرفت که با وجود پیشینه تاریخی این چنین ، زبان کردی جنوبی(منظور از کردی جنوبی ، استان ایلام ،کرمانشاه و مناطقی از عراق همچون بدره،مندلی وخانقین که باید جمعیت لک نشین ایلام ولرستان وکرمانشاه رابه این شاخه افزود.) حتی با وجود بزرگانی چون ملاپریش[پریشان] دینوری، خان الماس[میرزا الماس خان] کندوله ای، خانای قبادی ،غلامرضاخان ارکوازی و...از نظر نقش وکارکرد در دهه های اخیر  چندان پرتحرک نبوده وآنگونه که بایددر فضای شعری کشور تاثیرگذار نبوده است البته این چراغ هیچگاه خاموش نبوده  وخوشبختانه امروز شاهدیم که شعرای توانای استان در کنار مجموعه های شعر فارسی خود ،اشعار و مجموعه های کردی هم منتشر می کنند که گاهی واقعاً بیش از مجموعه فارسی شان با اقبال عمومی مواجه می شوند. درکناراساتید و پیشکسوتانی چون آقایان: عبدالجبار کاکایی، بهروز یاسمی ،کورس احمدی و...-که اکنون چهره هایی شناخته شده هستند- هم اکنون شاهد موفقیت فرااستانی وکشوری شعرایی چون جلیل صفربیگی، بهروز سپیدنامه،حبیب الله بخشوده، ظاهرسارایی، هم ولایتی گیلانغربی ام! (جلیل آهنگرنژاد) حسین شکربیگی و درحوزه جنوبی استان هم شاعرانی توانا چون: کیومرث مرادی ، محمد پیرانی، نبی و ناصر احمدی و...در معرفی شعر ایلام هستیم.

به نظر شما مولفه های شعر ایلام ازنظر محتوایی چیست ؟
برای درک بهتر پاسخ این سوال ابتدا از نظر سبک شناسی، باید اشعار این مناطق را به پنج بخش، تقسیم نمود :
1- منظومه های حماسی (رزمی): که نمونه جالب آن برزو نامه است که فقط درنام با برزو نامه فارسی یکی می باشد علاوه براین حدود بیست منظومه دیگر در این بخش قرار می گیرند.
2- منظومه های بزمی :که گرچه در سایه منظومه های رزمی کمتر مجال خودنمایی یافته اند، اما بخش قابل توجهی از متون منظوم را شامل می شوند.
3-منظومه های آیینی –عرفانی :که در دو بخش ادبیات یارسیان که معرف حالات این مشرب[مسلک] عرفانی است ودر بخش مهمتر آن شامل اشعار عرفانی خاص تشیع و به ویژه مدح شاه ولایت حضرت علی (ع) می باشد، قابل بررسی است .
4- اشعار تغزلی :که نیازی به توضیح ندارد اما اینجا به یک لایه آن اشاره می کنم وآن بخش« مرثیه »است که غلامرضاخان ارکوازی در مرثیه ای که در سوگ فرزندش «باوه یال»سروده ید طولای خودرا به خوبی نشان می دهد.
5-اشعار اجتماعی: که هرچه سیر تحول شعرکردی امروزی تر می شود اینگونه اشعار بیشتر نمود پیدا می کنند، اما خون تازه ای که هم اکنون در کالبد ادبیات کردی دمیده شده، حاصل نگاه نوگرای شاعران درجریان تحول مثبت شعرکردی است شعری که زلف طبیعت ستای شعر دیروز رابه هیاهوی دنیای امروز گره زده است. این نوع شعر که دردهه 80 به اوج خود رسید غزل را برتر از سایر اوزان می داند و با بهره گیری از اوزان عروضی قالب غزل این شعر رابه شکوهی کم نظیر درتاریخ ادبیات شعر کردی رساندند. به گونه ای که توانستند هم مخاطب عام وهم مخاطب خاص را راضی وهمراه شعر نگه دارند و در نهایت غزل نئوکلاسیک کردی است که با قالب و پوششی متفاوت که لاجرم نگاهی متفاوت تررا طلب می کند و این مهم در کار شاعران مطرح استان، مشهود بوده وبه رشد وبالندگی اش ادامه می دهد.

همواره در کناره ادبیات معیار و ملی، ادبیات فولکلور و محلی وگویش های متعدد وجود داشته. جایگاه مقوله در ادبیات ایلام را چطور ارزیابی می کنید؟
ادبیات عامیانه (فولکلور) در هرقومی گنجینه ای از ترانه ها، قصه ها، اساطیر و ضرب المثل های رایج است که به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد.در این دیار ادبیات عامیانه پیشینه ای به قدمت تاریخ کرد داشته و بخش جدانشدنی زندگی روزمره این دیار بوده و هست. اشعار و ترانه های رایج این مناطق که با نام «فهلویات» شناخته می شوند در وزن وقالب زبان پهلوی سروده می شده است. ازنوشته های مورخین چنین بر می آید که چوپان های کرد با نوعی نی لبک اشعاری را با آهنگ  و آواز می خوانده اند که بسیار شورانگیز ودلنشین بوده است وبا آن گله های خود را جمع می کرده اند.
«هوره» نیز آواز قدیمی ایل[قوم] کرد بوده که خواننده یا «هوره چِر»بدون استفاده از هیچ سازی احساس خود را به شنونده منتقل می کند وبسیار تاثیرگذار می باشد.گفتنی ست که محتوای اشعار وترانه های «هوره» مضامین عشقی واجتماعی است که «هوره تراژدی»نقش مهمی دربازگویی وانتقال وقایع تاریخی داشته و همواره عنصر سوزناک بودنش شنونده را سخت متاثر می کند.«هوره چمری» که هنگام عزا سروده می شده.
 [دکتر]فاروق صفی زاده[مترجم، پژوهشگر و اندیشمند کرد] می گوید :«این آواز(هوره) اصیل ترین موسیقی کردی می باشد که از زمانهای کهن به یادگار مانده است که ویژه ستایش یزدان از اهورامزدا بوده است وکردها هنگام مرگ عزیزان و یارویدادی مهم این آواز سوزناک را می خوانده اند...» و نیز «قتار» که خود ترانه ای رایج درمیان کردها بوده است که طبق نظر محققین از واژه«گات ها» (سرودهاو ادعیه کتاب اوستا) گرفته شده است،از این دسته اند.
وظیفه خطیر ادبیات مکتوب است که عناصری مناسب از ادبیات قومی وعامیانه راجذب وبازآفرینی کند و همان گونه که خودشما بهتر ازبنده می دانید درادبیات فارسی بسیاری از قصه هاو حکایات مکتوب ،موضوع خود را از قصه های عامیانه گرفته اند. درشعرهای کردی شاعران ایلامی هم شاهد استفاده های بجا و زیبا ازاین گنجینه غنی هستیم .برای مثال بنده شاهدبودم که در دومین جشنواره شعرمحلی در آبدانان و یا در جشنواره داستان نویسی-که بنده از داوران جشنواره بودم - به زیبایی شاهد استفاده از درونمایه های ادبیات عامیانه برای خلق آثاری زیبا با پیامی هایی تازه تر بودیم.

جنگ، مشق شب شاعران ایلامی است...
بله، حماسه در روح ملت ها جاری ست و یک ملت هر اندازه باریشه تر ،غنی تر و پویاتر باشد، به همان اندازه نیز دارای حماسه های عظیم تری است . در واقع ملت ها، آرمان های متعالی خود را درحماسه های شان متبلور می سازند. ملتی که حماسه دارد،به خود می بالد و آنکه ندارد در عصر حاضر به خلق شبه حماسه می پردازد. پرداختن به سوپرمن های هالیوودی توسط نظام سلطه تلاشی در راستای جبران همین کاستی هاست.
اما حکایت ملت ایران کاملاً جداست ملتی که علاوه براسطوره های مذهبی جاویدش که چراغ راه همیشه بشریتند ، هرگوشه اش نشان ازحماسه ای کهن وتازه دارد.«ما درجنگ ابهت دو ابرقدرت را شکستیم.»اسطوره رابه تاریخ پیوند زدیم و نمادهایی از رشادت و شهادت را برافراشتیم که تاهمیشه ی تاریخ و چراغ راه همه ملت های آزاده خواهد بود.دفاع مقدس واحیای دوباره فرهنگ شهادت طلبی وجانبازی در راه آرمان های یک ملت به قدری غنی وگران بهاست که خود بهترین فانوس راه طبع لطیف وحقیقت بین شاعران ماخواهد بود.چراکه شاعران امروز این دیار بی واسطه یا باواسطه خود ازنزدیک شاهد این جانفشانی ها بوده اند وبه خوبی بادرک عمیقی از موضوع ،می توانند این میراث ماندگاررابه نسل های آتی منتقل کنند وامروز شاهد کارهای موفقی ازشاعران عزیزمان در این راستا هستیم چه در جشنواره ها ومحافل ادبی وچه بصورت آثارمکتوب.

آسیب های شعر دفاع مقدس و آیینی استان از نگاه شما چیست؟
واقعیت این است که منتقدان شعردفاع مقدس ،پس ازسه دهه هنوز آن را مورد نقد جدی قرارنداده اند و ما هنوز جریانی مستقل به نام «نقد ادبیات دفاع مقدس »نداریم وچیستی این شعر به عنوان یک هویت ادبی مستقل ، شناسانده نشده است.به هزار و یک دلیل شعر دفاع مقدس زنده و پویاست و طبعاً نقد شعری که هنوز درحال رشدوپویایی است به سادگی امکان پذیر نیست. اما قشری نگری و پرداختن به ظواهر امر،عدم بیان اهداف مقدس دفاع و...نکاتی نیستند که از دید مخاطب آگاه دور بمانند.نکته دیگر که یکی از آسیب های جدی محسوب می شود . شبیه سازی ادبیات دفاع مقدس بانوع ادبیات جنگی غرب و بهره گیری ازالگوهای رمان های غربی و علم کردن شبه قهرمانانی است که از فرهنگ واعتقادات مذهبی بدور بوده ویا به گونه ای خواسته یا ناخواسته ضعف وزبونی را القاکنند.
در عین اینکه تلاش های شاعران و نویسندگان مادر این حوزه قابل ستایش است اما باید اذعان کنیم که هنوزظرفیت های دفاع مقدس درشعر ما به خوبی نمود نیافته و هنوز تا تبدیل شدن به حماسه راه زیادی در پیش داریم .چراکه بخش قابل توجهی از آثار درحد ادبیات تبلیغی است ونه بیشتر،اما درخصوص اشعار آیینی ومذهبی ، بایدباورکنیم که ما هرگز آن طور که باید و شاید موشکافانه ونقادانه به این مقوله نپرداخته ایم وهمین امر مجال تحرک وحتی نوعی مشروعیت بخشیدن به انحراف را درفرهنگ غنی وانسان ساز اسلام بطور عام و در شعر عاشورایی بطور خاص را داده است. من به عنوان کسی که تجربه اندکی در زمینه مرثیه سرایی دارم ، جهت درک اهمیت بهتر موضوع ،ابتدا به عواقب این آسیب ها اشاره می کنم تا حساب کار بهتر به دستمان بیاید . بطور خلاصه ،کاهش حس اعتماد دینی، مباح جلوه دادن وسیله ،افسانه واسطوره سازی،اعتبار بخشیدن به خواب ها و رویاها، تحریف تاریخ و...تنها بخشی ازاین آسیب هاست که هرکدام جای ساعت ها بحث دارد اما حتی توجه وتمرکز به این سرفصل ها این ضرورت راآشکار می کند  که واقعا باید کاری کرد. غلو (مبالغه) در معرفی شخصیت های مذهبی ،دروغ، طرح مسائلی مانند عفو گناه ( برای مثال به این بیت توجه کنید:«حاجب اگرحساب حشر با علی ست /  من ضامنم هرآنچه که خواهی گناه کن»!!! حال آنکه حضرت باوجود داشتن مقام عصمت، شب ها تاسحر به درگاه یزدان اشک تقصیر می ریزد. )
بیان مسایل غیر ارزشی، توجه محض به برانگیختن عاطفه به جای تفکر،بیان مطالب غیرمستند ،غفلت از اهداف اصلی قیام عاشورا و... همه وهمه آسیب های شعر آئینی وعاشورایی هستندکه معمولا در اشعار آیینی دیده می شوند.
اما اگر بخواهیم راهکاری ارائه دهیم در میان بهترین راهکارها می توان ازمستندسازی تاریخ عاشورا، تاسیس نهادی پژوهشی درباره عاشورا،بازشناسی فلسفه قیام عاشورا بازنگری شیوه های آموزشی مداحی ، مرثیه سرایی ، روضه و... نام برد.

آیا می توان شعر ایلام را از نظر جغرافیایی ،زبانی و محتوایی تقسیم بندی علمی نمود؟
درنگاه کلی کردهابه چهارشاخه- کردی کرمانجی(کردهای ترکیه وبخشی ازکردهای عراق)،کردی سورانی(کردستان، آذربایجان غربی،کرمانشاه و بخشی از عراق)،کردهای اورامانی که جمعیت کمتری دارند و نهایتاً کردهای جنوبی که ایلام رانیز شامل می شوند،تقسیم می شوند.
در حوزه شمال استان یعنی شهر ایلام و توابع، که لهجه غالب همین کردی متعارف است اما در حوزه جنوبی (دره شهر و دهلران و آبدانان)قضیه کمی فرق می کند چراکه درمنطقه دره شهر وتوابع گویش غالب، لهجه لکی می باشدکه دارای ظرفیت های بسیار قوی درانتقال وبیان احساس می باشد. بی تعارف واغراق ،بنده هرگاه اشعار زیبای لکی شاعرانی چون :«حمزه اولاد» را در جشنواره ها می شنوم، آنچنان به وجد می آیم که قابل وصف نیست.یا اشعار خانم«مریم کولیوندی»و...اما در دهلران گویش غالب لهجه نام آشنا وگسترده لری است از شاعرانی بزرگ و زنده نام چون: میرنوروز، تا شاعرانی خوب و نام آشنا چون: کیومرث مرادی ، سالم پوراحمد، ماندانا ملکی و...
و... اما حکایت آبدانان حکایت شهر هزار فرقه و البته یکرنگ (و نه هزار رنگ!) است،چرا که دارای تنوع گویشی فراوانی است و در اشعار شاعرانی توانا چون: محمد پیرانی، نبی احمدی ، ناصراحمدی و... علاوه بر زبان معیار، همه گویش هایی که اشاره شد به وفور دیده می شود.اما ازنظرمحتوا و درون مایه، انصافاً بایدگفت که تفاوت فاحشی بین مرکز استان وتوابع با حوزه جنوبی وجود ندارد وشعرای استان هوشمندانه بادرک خطر از هم گسیختگی فرهنگی، به دلیل سلطه فرهنگ و زبان معیار،هر یک به نوعی سهم خود را درحفظ اصالت زبان و فرهنگ کردی جنوبی پرداخته و می پردازند که البته جای کار دارد وکافی نیست .

وضعیت نقد و تحلیل های علمی برآثار کردی و فارسی ایلام چه جایگاهی دارد؟
شاید بتوان نقد علمی را برترین میراث ارسطو نامید. هم اوکه درکتاب فن شاعری یا بوطیقای شعر به بحث وبررسی آثار یونان باستان می پردازد و نخستین بارراجع به مفاهیمی چون تقلید ،شگردهاو صناعات ،زبان ،تراژدی، کمدی و...پرداخت.اما نقدکه همان تشخیص سره از ناسره است امروزه خودبه علمی گسترده باشاخ و برگ بسیاربدل شده است که در دو دسته قابل تفکیک می باشد:
1- نقدتخصصی که دراین نوع نقد، منتقد شعر را از زاویه دیدی خاص وبراساس نگرشی خاص نقد می کند مانند: نقد خواننده محور ،نقد ساختارگرا ، نقد روان شناختی، نقد فیمینیستی و...
2-نقد عمومی که منتقد تمام عناصر اصلی شعر(معنا-خیال-زبان –آهنگ-فرم)را بررسی می کند که بحث ما اکنون بیشترروی همین نقد(نقدعمومی) تاکیددارد.
اما کار به همین راحتی نیست چراکه تحرک فکری شاعر و نویسنده ممکن است فراتر و جلوتراز جامعه ومنتقد حاضردرآن جامعه باشد.این تحرک اندیشه شاعر و مدینه فاضله ای که می سازد- ویالااقل می خواهد که باشد-بازکننده فضای مختنق فکری وهنری است که جامعه خواسته یا ناخواسته زهر آن را استنشاق می کند. این جاست که اصطحکاک فکری وتضاد اندیشه ای در نقد، غیرقابل اجتناب است .البته این تضاد در ادبیات دنیا همیشه وجود داشته است (مثلا ژان پل ساتر و آلبرکامو) به صراحت و بیرحمانه در برابر هم می ایستند یادرادبیات بعد از مشروطه صادق هدایت، نیما، آل احمد هر یک به فراخور حال خود و مجال های تنگ جامعه ، با سایر معاصرین خود راه جدل رادرپیش گرفته اند.)
به نظر من عنصری که برای شاعرومنتقد ازهمه گره گشاتر و کارساز تر است تفکر است تفکر شاعر و نویسنده ،نوشته را هم به تفکر وادار می دارد! آن وقت است که ورق برمی گردد واین بار شعراست که شاعر رابه تفکر وامی دارد و او را تسخیر می کند. تحقیق ونقد صرف، اعتیاد وکرختی می آورد وآدم درواقع مترجم آثار دیگران. می شود تا متفکرآثار خود. به قول دکتر رضا براهنی:
«ناقدی که متفکرنباشد، وبال گردن جامعه فکری است وصدمرتبه ازمحقق فروتن درسطح پایین تری قراردارد.»

اما مشکل ملموس تری که در جریان نقدهای شفاهی درکارگاه ها ومحافل نقد به چشم می خورد،معضل سنجش آثاربدون تامل کافی وتنهابراساس اصول یافرمول های ازپیش تعیین  شده است البته هرگز به این معنی نیست که همه نقدهای صورت گرفته ،این گونه اند اما خوب این معضل متاسفانه وجه اشتراک خیلی از نقدهاست ونقاد بدون توجه به سن ،موقعیت وتجربه شاعر،فوراً بانقدی کلیشه ای وسلاخانه شعررا ازعرش به فرش درآورده وشاعرراسرخورده می سازد.
نکته دیگری که گاهی متاسفانه در نقدهای مکتوب به چشم می خورد والبته فقط خاص اینجا نیست، نوعی مماشات واحتیاط توام با نادیده گرفتن کاستی ها ونقاط ضعف اثردرجریان نقد است.شکی نیست که باید نقاط قوت اثربیان وبرجسته شود وبه قول حافظ :«عیب می چون که بگفتی هنرش نیز بگو» اما گاه به ندرت دیده می شود که نقد ،به نوعی- بده بستان ادبی -! وبه قول عوام «نوشابه بازکردن برای هم»! بدل می شودکه این هم ازآفات نقد است وبه نظرمن  منتقد باید وامدار شعر باشد نه شاعراما همه اینها هرگز به معنای عدم وجود نقدها ی خواندنی ،فنی وبسیار زیبا توسط نقادان وصاحبان قلم دراستان نیست وبی تردید افق نقد در ایلام روشن وامیدوارکننده است.

بحران مخاطب درشعر امروز ایلام چه چیزی را نشانه گرفته است؟
خاطرم هست  دهه 70 در آبدانان وقتی شب شعری برگزار می شد،سالن چنان مملواز جمعیت می شد که به معنای واقعی جای سوزن انداختن نبود .اما امروز جزخود شعرا وعده ای بسیاراندک ،کسی در سالن دیده نمی شود.این که چرا مردمان این سرزمین که در جهان به شیفتگی به شعر مشهورند واشتیاق وافر به کاربرد شعر یکی از ویژگی های فراگیر همه لایه های اجتماعی آن است ،و از راننده تاکسی گرفته تا خانه دار وکارگر وکارمند و...هوادار و مصرف کننده شعرند،امروز کمتر در محافل ادبی حاضر می شوند جای بسی تامل دارد و ریشه این پدیده را نباید فقط وفقط در مشکلات اقتصادی وتعارضات اجتماعی جست .توجه به مساله بحران مخاطب بسیار حیاتی است زیراوقتی عطشی برای شنیدن شعر خوب وجود نداشته باشد نمی توان انتظار وضعت مطلوب شعر ازنظر کمی وکیفی راداشت .
متاسفانه درصد بالایی از مخاطبین شعر امروز، دریافت مناسبی از شعر به عنوان یک اثر هنری ندارند و از شعر انتظارات و توقعاتی دارند که حاصلش کنار رفتن عصاره هنری شعر و راضی بودن به مضامین سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و...آن هم درحد لایه های سطحی آنهاست- ومخاطب شعری رامی پسندد که مطابق با میل وسلیقه ودریافت خود باشد.ازسوی دیگربرخی از شاعران نگران ازدست دادن همین مخاطبان عمومی اندواین دغدغه، باعث نحیف شدن وتضعیف بیشتر عنصر اساسی شعر(عنصر هنری شعر) شده و شاعر –به سفارش غیر مستقیم مخاطبش – شعر می سراید و حاصل چیزی جز بازاری شدن شعر نیست .از طرفی به هم ریختگی معیارهای گذشته به نام شعر مدرن وپست مدرن توسط جریان های نوظهور شعری ،عدم نقد این جریان ها توسط منتقدین وصاحب نظران _به دلیل خطر متهم شدن به سنتی وبی سوادبودن-درسردرگمی وبحران شعر بی تاثیر نبوده ونتیجه اش سرخوردگی مخاطبین خاص شعر است که این پدیده (بحران مخاطب )بیش ازهر چیز پویایی ادبیات ما را نشانه رفته است.

 نقش انجمن های ادبی در اشاعه آموزه های ادبی ،تربیت اهل قلم ،و...راچگونه ارزیابی می کنید؟
برای شاعری که می خواهد شعر را به صورت جدی دنبال کند نقش انجمن ادبی همچون نقش آکواریوم برای ماهی است .چرا که شاعر دراین فضا نفس می کشد وبه رشد وبالندگی ادامه می دهد. چند سالی که اصفهان بودم باور کنید تمام روزهای هفته غیر از روهای تعطیل درگیر انجمن های مختلف ادبی بودم (شنبه:کارگاه غزل ،یکشنبه:ترانه دوشنبه:چه وچه و..)حتی توفیقی حاصل شد وبه همراه دوتن از دوستان شاعر(آقای سلحشور و خانم تقی زاده)« انجمن ادبی یسنا» را بنا نهادیم که اکنون ده سال از فعالیت آن می گذرد .البته واقعیت این است که درشهری مثل آبدانان و حتی ایلام باید درسطح امکانات توقع راپایین آورد اما شاعر خوب کسی است که ازحداقل ها نهایت استفاده راببرد. متاسفانه اطلاع دارم در برخی شهرهای استان انجمن های ادبی تعطیل وغیر فعال هستند که واقعاً جای تامل دارد .
مساله مهمتر ازخود تشکیل انجمن های ادبی ،کیفیت کار این انجمن هاست.اگر جو انجمن به گونه ای باشد که اجازه عرض اندام به استعدادهای جوانتر داده نشود وهمنوایی وهمدلی جای خود را به منیت وخودبینی بدهد ،نباید بازده بالایی را ازانجمن انتظار داشت .ومدیران انجمن در ایجاد فضایی صمیمی توام با جدیت ،می توانندنقش اساسی راایفا کنند.

جایگاه شعر آبدانان از نظر تاریخچه ،محتوی ،تنوع قالب های شعری،شاعران واهالی قلم، توفیقات و ناکامی ها و... را چگونه ارزیابی می کنید؟
البته یادآوری می کنم که بنده قبلاً در مقاله ای به عنوان«تاریخچه شعر آبدانان» که  در «هفته نامه ایلام فردا» منتشر شده ، مفصل گفتنی ها را گفته ام واینجا قصد اطاله کلام ندارم .اما باید عرض کنم واژه ای که با نام آبدانان گره خورده که خودشرط لازم وکافی برای پیشرفت ،درهرزمینه اجتماعی ،ادبی و... است واتفاقا به بحث ما ارتباط هم دارد،واژه ظرفیت فرهنگ پذیری بالای این دیار است که واقعاً تحسین برانگیز است.
همان طور که دربالا عرض شد آبدانان دارای تنوع لهجه ای وگویشی خاصی است که این تنوع در کنار ذوق ادبی عجیب مردمانش ، سبب تنوع ادبی خاصی در اشعار می شود (خود بنده به اقتضای شغل معلمی ،دربسیاری از روستاهاتدریس نموده ام بارها از نزدیک شاهد قدرت نمایی عجیب مردم کم سواد و روستانشین در سرودن اشعار تغزلی و بزمی ، هجو و...بوده ام خصوصاً درگویش کردی دو ایل بزرگ زرگوش و ماسبی)
اما فعالیت جدی انجمن ادبی آبدانان به سال 70برمی گردد به همت شاعرانی چون: محمد پیرانی،برادران احمدی(ناصر ونبی)، دکتر ناصرهمتی و... بعدها شاعرانی چون :اسدسبزی،محمد حیدری،رحیم کوچکی،یاسرسهرابی و... که درکنار پیشکسوتانی چون عیسی باقری و مبارک نصیری به فعالیت مشغولند.اما از شاعران کردی سرا باید اززنده یادان سیدفرصت موسوی مقدم و یوسف سرخی و از جوان ترها می توان از تیمور پیری ، محمد عسکری نام برد و درگویش زیبای لکی باید از نیما پیرانی و قاسم عبدالهی نام برد.دوبار جشنواره بزرگ شعر حوزه جنوبی ،جشنواره شعرمحلی داستان نویسی و... ازفعالیت های انجمن ادبی ارشاد اسلامی شهرستان است که همین جا اززحمات مسئول اداره ی فرهنگ و ارشاد شهرستان آقای هوشنگ رحمانی که خوشبختانه خود هنرمند و هنردوست بوده و در راستای اعتلای هنر این شهرستان ازهیچ کوششی دریغ نمی کند،تشکر کنم.

سخن آخر؟
هرگز از خاطرم نمی رود که دکتر میرجلال الدین کزازی درجمع مردم مشتاق آبدانان درباره حفظ میراث کهن زبان کردی گفتند:«هرگاه واژه ای کهن از گفتار روزمره کنارگذاشته و منسوخ شد، باید در مرگ آن واژه خون گریست و سوگوار شد.»

نظرات بینندگان

تعداد نظرات منتشر شده : 24

محمد طاهری
|
18خرداد ماه 1394
0
0
زنده و در پناه خدا باشی استاد آبساران عزیز
اسدالله احمدی
|
20خرداد ماه 1394
0
0
درود بر استاد آبسالان عزیز، عالی بود
محسن اکبری
|
20خرداد ماه 1394
0
0
متن سوالات دقیق و حساب شده است و پاسخ های آقای ابساران هم خواندنی
دستشان درد نکند.
فاضل محمودی آبدانان
|
20خرداد ماه 1394
0
0
نگاه احمد آبساران به شعرهای شاعران شهرستانهای استان ایلام می بایست با دقت و بررسی عمیق و کارشناسانه باشد.همراه با شاهد و نمونه هایی از شعرها.درمجموعه گفتوگوی خوبی است و تشکر می کنم.ازهمه مهمتراینکه شاعران آبدانانی دیده شده اند جای خوشحالی زیاد است.
ازآقای حاتمی و آرتنا تشکر می کنم.
آودونانی
|
20خرداد ماه 1394
0
0
درود بر اودونان
درود بر آبساران
درود بر شاعران
خانم مهری/ایلام
|
20خرداد ماه 1394
0
0
با سلام
من هم با نظر آقای محمودی موافقم.در بررسی اشعار شاعران بایستی جامع تر و گسترده تر اقدام شود.شمن آن که شاعران به گویش ها و زبان هلی مختلف کردب هم در سطح استان فعالند که به انها کمتر اشاره شد.
برای آقای آبساران آرزوی موفقیت دارم.
اهل قلم آبدانانی
|
20خرداد ماه 1394
0
0
مدت ها بود که چنین مصاحبه ای خواندنی و پر مفهوم نخوانده بودم.
این روزها در آبدانان و محافل ادبی آن صحبت از این مصاحبه است.
کیانوش سهرابیان
|
20خرداد ماه 1394
0
0
بابا ای ول!
ترکوندی سید!
مهربان
|
20خرداد ماه 1394
0
0
از خبرگزاری هنر آرتنا ممنونیم که به ادبیات و هنر و فرهنگ شهرستان های استان محروم ایلام می پردازد.
|
20خرداد ماه 1394
0
0
خاطرم هست دهه 70 در آبدانان وقتی شب شعری برگزار می شد،سالن چنان مملواز جمعیت می شد که به معنای واقعی جای سوزن انداختن نبود...
سید احمد آبساران راست میگه.اونوقتها من هم سرسوزن ذوقی داشتم و به انجمن ادبی آبدانان سر می زدم...هنوز آن جمعیت زیاد که برای شنیدن شعرها به سینما آمده بودند را فراموش نمی کنم.
آبدانانی
|
20خرداد ماه 1394
0
0
آبدانان همیشه در تاریخ و هنر و ادبیات و سیاست نام آور بوده است...
سید مجید حسيني زاده/دهلران
|
20خرداد ماه 1394
0
0
سلام گفت و گوی خوبی است.دستتان درد نکنه.استفاده کردم.از گفت وگوکننده هم ممنونم.سوالات خوبی مطرح کرده.
مردان پور ازایلام
|
21خرداد ماه 1394
0
0
درود
درخصوص شعر ایلام(شهر)هم با شاعران گفت وگو کنید.
محسن دولتی/تهران(آبدانانی)
|
21خرداد ماه 1394
0
0
آفرین به سید احمد آبساران گرامی
تو افتخار شعر و ادبیات آبدانانی.
آفرین!
طیبه/ش
|
21خرداد ماه 1394
0
0
با سلام
من هم بعد از اطلاع رسانی جامعه ادبی گفت وگورا خواندم.نکات خوبی با هم بررسی کرده اند.اگر کمی از تاریخ ادبیات معاصر در آن اشاره می کردید بهتر نبود؟
با تشکر و موفق باشید.
اهل گیلان غرب
|
21خرداد ماه 1394
0
0
ايا ايل زرگوش اهل گیلان غرب کرمانشاه هستند؟
عبدالی
|
22خرداد ماه 1394
0
0
نام أفاق شوهاني از سوال اول جا افتاد
محمدعلی پیرانی از تهران
|
22خرداد ماه 1394
0
0
درصورت امکان مقاله تاریخچه شعر آبدانان که توسط آقای آیساران در هفته نامه ی فردا منتشر شده در آرتنا بگدارید.
حتماً چون این مصاحبه خواندنی است.
سیداحمد آبساران
|
23خرداد ماه 1394
0
0
سروران گرامی نظرات محبت آمیزتان رابه دقت خواندم از تک تک تان سپاسگزارم ...

(در باره نظر دوستم بزرگوارم که پرسیده اند :آیا ایل زرگوش اهل گیلانغرب هستند؟!
عرض میکنم که بنده ازطرف مادر گیلانغربی هستم و تا کلاس اول هم آنجا بوده ام اما با شروع جنگ تحمیلی به سرزمین پدری یعنی آبدانان مهاجرت کردیم )
باز هم از همه عزیزان ممنون وسپاسگزارم
پیرانی
|
24خرداد ماه 1394
0
0
درود خدا بر شاعر خوب آبدانانی
سید احمد آبساران عزیز
احمدی
|
25خرداد ماه 1394
0
0
گفتوگوی خوبیه.
میثم
|
25خرداد ماه 1394
0
0
با تشکر از ارتنا
وطنی امامزاده
|
26خرداد ماه 1394
0
0
تشکر از آبساران عزیز و آرزوی موفقیت بیشتر برای ایشان
محسنی
|
9تير ماه 1394
0
0
درود

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید