تصویر برگزیده

"ناصرالدین صاحب‎الزمانی" محقق، مولوی پژوه و روان‎‎پزشک:

کتاب خط سوم یک اثر هنری است +عکس

آرتنا: به گفتۀ صاحب الزمانی کتاب خط سوم برخلاف نوشته ها و کتاب های دیگران هیچ مقدمه ای ندارد و همچون یک اثر هنری و فیلم سینمایی تهیه شده است.

به گزارش ابوالفضل نجاری خبرنگار خبرگزاری هنر «آرتنا»، در ادامۀ سلسله نشست های گفت و گو با نویسندگان ، نشستِ صبحِ پنج شنبه 21 خرداد در کتابفروشی آینده به ناصرالدین صاحب الزمانی اختصاص داشت که با چاپ جدید کتاب «خط سوم» این نویسنده همزمان گردید. علی دهباشی که به همت او این برنامه برگزار می شود موفق شده است صدا و تصویرِ نویسندگان کهنه کار و قدیمی و بزرگ ایران را که بعضی از آنها حدود چهار دهه نه تصویری از آنها دیده شده و نه خبری از آنها شنیده و خوانده می شود  به عرصۀ عمومی برساند. به همین دلیل در این جلسه صاحب الزمانی بارها به شوخی دهباشی را مدیر باشگاهِ دایناسورهای فرهنگی و کسی که این دایناسورها را از زیر خاک در می آورد خطاب کرد. ناصرالدین صاحب الزمانی که متولد سال 1309 در تهران است، فلسفه و منطق را نزد پدرش که روحانی صاحب نامی بود آموخت اما در نهایت روانشناسی انتخاب دلخواهش بود و از همین رو در آلمان همزمان با تحصیل حقوق به آموختنِ علم روانشناسی و روانپزشکی پرداخت . عقب ماندگی های علمی کشورش انگیزه ای بود تا به علم روزِ دنیا مجهز شود . اولین تجربه اش برای مشاوره دادن و برطرف کردن مشکلاتِ هم وطنانش را در بخش فارسی رادیو آلمان به دست آورد و سپس به بخش فارسی بی بی سی راه یافت و در آنجا به نامه ها و تماس های مردم ایران پاسخ می داد.  نویسندۀ « خط سوم» دربارۀ این کتاب گفت: خط سوم سال 1351 برای اولین بار منتشر شد و 25 بار در ایران به چاپ رسید و دو بار هم در آمریکا با چاپ افست و بدون اجازه من به دست مخاطبان رسید. وی با اشاره به نحوۀ شکل گیری این اثر گفت: در سال 1349 توسط یکی از دوستان نسخه ای عکاسی شده از نوشته ها و مقالات شمس  را دیدم که آقایی به نام درویش در قونیه گرفته بود. من تصمیم گرفتم که این کار را تصحیح کنم اما با هر کس که مشورت می کردم می گفتند استاد فروزانفر این کار را کرده و تو این کار را نکن . اما وی از نوشتن کتابی دربارۀ شمس منصرف نمی شود و با مراجعه به مناقب العارفین و نوشته های سلطان ولد و رسالات دیگر مطالبی را دربارۀ زندگی شمس گردآوری می کند و با چینش آنها خط سوم را تهیه می کند. نویسندۀ خط سوم گفت: من یک نگاه هنری به این اثر داشتم و بر خلاف کار دیگران هیچ مقدمه ای برای آن ننوشتم . این اثر یک کار هنری است و من مانند یک فیلم سینمایی آن را تدوین کرده ام.  من همچون باستان شناسانی با این اثر برخورد کردم که اثری از هم پاشیده و به هم ریخته را گردآوری می کند و جملات را به ترتیب زمانی زندگی شمس جابجا کردم. چرا که فکر می کنم مردم دوست دارند یک شخصیت را از خلال روایت و داستان بشناسند تا یک سخنرانی و متن خشک. صاحب الزمانی به اقبال عمومی به این کتاب اشاره کرد و افزود: این کتاب در سال 1351 چاپ شد و به دلیل توجه ویژه به خصوص از طرف دراویش به آن در زمان کوتاهی نایاب شد و به چاپ های متعددی رسید. این کتاب به ویژه در قم و بین روحانیون بیش از هر کتابی مورد توجه قرار گرفت . وی با اشاره به آلبومی دربارۀ خط سوم که توسط شهرام ناظری خوانده شده است، گفت: من تا به حال ناظری را ندیده ام و او هم هیچ اشاره ای به نام من و کتاب نکرده است. این پژوهشگرِ تصوف و عرفان ، ریشۀ نام گذاری این کتاب را نوشته ای از شمس دانست که می گوید:« ...آن خطاط ، سه گونه خط نوشتی، یکی او خواندی، لاغیر، یکی را هم او خواندی هم غیر، یکی نه او خواندی نه غیر او، آن منم». خط سوم تعبیری استنباطی از این متن است. وی دربارۀ انواع تصوف و نوع تصوف خط سوم گفت: ما سه نوع تصوف پرخاش، تصوف زهد و تصوف عشق داریم که خط سوم از نوع تصوف عشق است ولی باید برای دو نوع تصوف دیگر هم کتابی مفصل نوشته شود. نویسندۀ کتاب « دیباچه ای بر رهبری » در موردِ این کتاب که به موضوع مدیریت می پردازد، گفت: من در این کتاب موضوع رهبری را در خلال تاریخ ایران مورد بررسی قرار دادم . اساسِ کار من آسیب شناسی بوده است ؛ چون من کارم را با پزشکی شروع کردم در این اثر هم می خواستم مانند یک پزشک بدانم چه دلیلی برای سقط های فرهنگی و ناسالم بودن فرزند وجود دارد. وی با اشاره به زمان شکل گیری این کتاب افزود: آن زمان که احزاب همه به فکر یارگیری بودند ، من دیدم که کسی به فکر مسائل اصلی ایران نیست . بعد از آماده شدن کار هم از من خواستند که مطالبی را که در مورد مصدق است حذف کنم چرا که شاه نمی خواهد دربارۀ او چیزی نوشته شود و من 25 صفحه از کتاب را که دربارۀ دکتر مصدق بود درآوردم تا اجازه چاپ آن داده شود.  نویسندۀ رسالۀ بلندِ« اقتصاد بیمار کتاب » که به صورت کتابی مستقل به چاپ رسید، دربارۀ شرایط آن زمان و امروز نشر کتاب و مطالعه گفت: من به نویسندگانی که دائم از ناشران گله داشتند و می گفتند که حق آنها را ضایع می کنند می گفتم اینها(ناشران) به جای آنکه بساز و بفروش کنند سرمایه شان را در کار کتاب گذاشته اند که سودش کمتر از آن است ،شما هم که فقط با این پول زندگی نمی کنید ، پس بگذارید کتاب ها منتشر شوند. وی اضافه کرد: فرهنگِ ما فرهنگِ شفاهی بوده و هست . دویست سال طول کشید تا فرهنگ مکتوب و چاپی به ایران برسد و تا آمدیم با این فرهنگ آشنا شویم، تلویزیون پیدایش شد و فرهنگ صدا و سیما فرصتِ ترویج فرهنگ مطالعه را از ما گرفت. البته الان وضع مطالعه بدتر نشده چون مطالعه الکترونیک رواج یافته است . مردم از یک خواندن به خواندن دیگر رفته اند و البته تورم هم مانع خرید کتاب مردم می شود.  به نظر صاحب الزمانی ما در دورۀ گذار از نوشته مکتوب به نوشتۀ الکترونیک هستیم و مستنداتش را هم روزنامه ها و ناشرینی دانست که شکل چاپی آنها تعطیل شده و به صورت الکترونیک منتشر می شوند.  وی سپس در پاسخ به سوالی دربارۀ تحلیلش از شرایط فرهنگی امروز ایران وجهان با ابراز خوش بینی گفت: یک حسِ تعاون در برابر تنازع طبیعت وجود دارد. آنچه در بشر قوی است تنازع است اما حس تعاون یک پادزهر قوی دربرابر تنازع و رقابت است. تاریخ تا قرن ما هیچ سازمان تعاونی را در خود ندیده بود اما سازمان های تنازعی و رقابتی فراوان بودند. مسابقه تسلیحاتی کار را به جایی رسانده که برای انفجار 499 کرۀ زمین تسلیحات وجود دارد که این حاصل ترس بشر است. اولین سازمان بین المللی تعاونی ، پست بود که در اوایل قرن نوزدهم شکل گرفت و بعد صلیب سرخ .  وی با گذری بر تاریخ این سازمانهای تعاونی و همیاری ابراز خوش بینی کرد و افزود: قرن بیستم تنها قرنی است که حس تعاون در آن نهادینه شد. ما تازه مذاکره را یاد گرفته ایم پس من به آینده بشر، فرهنگ و ایران خوش بینم. این نویسندۀ بزرگ که تلاش داشت به تمام سوالات جوابی مفصل و جامع بدهد ، در پاسخ علی دهباشی که پرسید: در این سی و چند سال چه کردید و روی چه موضوعی کار می کردید، پاسخ داد: خطِ سوم یک مونوگراف از شمس بود، من الان وارد حلاج شده ام تا یک مونوگراف از او بنویسم . بعد از هشت سال کار کردن متوجه شده ام مشکلات و سوالات زیادی در مورد حلاج وجود دارد. به هر حال کارهای زمین مانده برای نوشتن زیاد است که به طور مثال ما یک مونوگراف خوب دربارۀ مشروطه نداریم. این زبان شناس در مورد علت رفتن سراغِ زبان اسپرانتو و کار کردن و معرفی این زبان گفت: این کار هم آسیب شناسی زبان های خارجی و تدریس آن در ایران بود. وی به پژوهش هایش  در این زمینه و پیشینۀ آن اشاره کرد و گفت: من محاسبه کردم یک ششم برنامۀ و در نتیجه بودجه مقطع متوسطه صرف آموزش زبان خارجی می شود که نتیجه اش تقریبا صفر است. وی به دوره های مختلف آموزش زبان در ایران وشیوع یک زبان در زمان و از بین رفتن آن اشاره کرد و افزود: شما برای جامعه جهانی و تعاونی باید یک رسانۀ جهانی داشته باشید اما زبان انگلیسی نتوانسته پیشرفت لازم را داشته باشد.  نویسندۀ کتاب « زبان دوم » که دربارۀ زبان اسپرانتو است گفت: جهان یک رسانۀ عمومی می خواهد . اگر نیست باید ساخت و اگر هست باید آن را توسعه داد . من در این کتاب اسپرانتو را توضیح دادم . تمام این زبان در یک صفحه خلاصه و آموخته می شود. این زبان از شاهکارها است و از فاجعه های روزگار است که جهان روشنفکری ما از این زبان اطلاعی ندارد. انسان باید جهانوند شود و این زبان رسالۀ مناسب جهانوندی است.  در پایان این مراسم نویسندۀ ساکت گفت: من اهل مصاحبه و گفت و گو نیستم و به همین دلیل تا به حال با هیچ کس مصاحبه نکرده ام اما به پاس تلاش از زحمات آقای دهباشی که با این بیماری سختش این همه زحمت می کشند به این مراسم آمدم.

 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید