ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

ساختن زندان بزرگ /نگاهی به نمایش پلیس

آرتنا: رضا آشفته درباره نمایش "پلیس" نوشت: فهم آثار "اسلاومیر مروژک" بستگی به درک عمیق از کمدی سیاه، گروتسک، ابزورد و بلوک شرق اروپایی پس از جنگ جهانی دوم دارد.

zoom
ساختن زندان بزرگ /نگاهی به نمایش پلیس

نوشته: رضا آشفته/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

این روزها نمایش "پلیس" نوشتۀ اسلاومیر مروژک و ترجمۀ بابک تبرایی و کار مهدی صناعتی روی صحنه است.
فهم پلیس اسلاومیر مروژک بسیار سخت است و برای همین هم در زمان اجرا تبدیل به اثری دور از آنچه باید خواهد شد. فهم آثار مروژک بستگی به درک عمیق از کمدی سیاه، گروتسک، ابزورد (شبه ابزورد) و بلوک شرق اروپایی پس از جنگ جهانی دوم دارد.
پلیس میخواهد ما را متوجۀ یک نظام بسته و تحت فشار بودن مردم در شکل افراطی اش نماید و اینکه اگر قرار باشد همه چیز به زور و ستم بر همگان دیکته شود، نتیجه اش این خواهد بود که به ظاهر همه مطیع و فرمانبر هستند اما در باطن دشمن خونی خواهند بود تا اینکه به دنبال امور کورکورانه باشند . وقتی انسان آزاد است پس نمیشود به دست و پایش بنابر وضع قید و بندهای بیهوده و باطل غل و زنجیر زد. با این تعبیر درک پلیس برایمان راحت تر خواهد شد چون درک انسان در طبیعت خودش رمزگشای فهم درستش و به عبارت بهتر یافتن تحلیل درست برای اجرایش در هر نقطه از جهان خواهد بود.
مهدی صناعتی درک درستی از آن وضعیت کاریکاتوروار دارد و بنابر همین رویکرد است که به دنبال بیان یک کمدی و طنز سیاه است که ما را درگیر این وضعیت دوگانه کند که ته بستگیها و وابستگیها به یک نظم ستمگر چگونه خواهد شد. این روایت مروژک از نظام کمونیستی لهستان است که روال درستی در مواجهه با مردم کشورش در پیش نگرفته بود و در نهایت هم این نظم پلیسی و امنیتی فروکش میکند و جایگزینش نظامی مردمسالار بوده است. باید دانست که هر استبدادی تاریخ مصرف دارد به ویژه امروز که رسانه های در دسترس مانع از دوام و بقای زورگویان در جهان خواهد شد.
کارگردان بر آن بوده تا با استقرار رفتارها و روابط قابل استناد و درک در بازیگری و همچنین در ارجاع به تصاویر القاگر و مفهومی در طراحی صحنه و لباس به ارتباطی پویا و مفهوم ساز با مخاطبانش برسد. در اینجا بازیگران دو گونه بازی دارند. یا به آشکار کمدی بازی می کنند مثل گروهبان (مرتضا پورعلی) و ژنرال (محمود نوری) و یا بیان پنهانی از کمدی دارند مثل آخرین زندانی (ابوالفضل محترمی)، کلنل (مهدی صناعتی)، همسر گروهبان (مهسا شاملو) و مامور (رضا شهابی). آن دو نفر بسیار آشکار رفتاری اغراق شده دارند و یا اینکه لحن و بیان کمیکی دارند اما دیگران در ظاهر بازی و شخصیت جدی ای دارند اما در باطن به دنبال ارائه افراد کاریکاتورگونه ای هستند و این دلیلی بر تضاد رفتار در بازیگری است و این صف آرایی به تنوع بازی و چیدمان درستی از بازی ها شده که بشود مراحل غیر قابل پیش بینی را برای درک بهتر و لحظه ای اتفاقات پشت سر نهاد. در این بازی، فراز و نشیبی هم هست که هر یک به نوعی بر روال عادی تاثیرگذارند که بشود در غایت کلیتی طنز و کاریکاتور را جلوه کرد. از سوی دیگر گروتسک هم به واسطۀ ترس و لرز ناشی از اتفاقات و روابط احساس می شود و اینکه فضایی امنیتی ساخته و پرداخته می شود اما می شود به آن لبخند هم زد و ضمن ترسیدن و هولناک بودن از آن لذتی هم برد. این نوع مواجهه است که درک ما را از گروتسکی ویرانگر تشدید خواهد کرد و ظالمانه بودن موقعیت را بر ما گوشزد خواهد کرد.
عناصر بصری هم گویای مطلبی است که بازهم دامنۀ تاثیر را گسترده میسازد. اینکه اتاق رییس پلیس و زندان (اتاق زندانی) تو هم فرو رفته و این فضا تبدیل به خانۀ گروهبان به عنوان یک شهروند میشود، بیانگر بسته بودن تمام شهر و کشور در دوران کمونیستی لهستان می کند. به هر حال این تفکر و ایده مناسب این وضعیت پلیسی و مستبدانه است که فکرش هم تعمیم پذیری وهم میزان پذیرش آنی و درازمدتی خواهد داشت. بنابراین این نوع کار کردن دلالتی آشکار بر درک درست پلیس خواهد کرد.

این نمایش از تاریخ 5 لغایت 29 خرداد ساعت 20 در تماشاخانه فانوس به نشانی: میدان هفت تیر، جنب مجتمع یاس، کوچه آذری، پلاک ۲۵ برای علاقمندان به این عرصه از هنر به روی صحنه خواهد رفت.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید

پر بازدیدترین اخبار