ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

جامعه چه می شود اگر همه راست نگویند/ تحلیلی بر فیلم "رقابت نقاشی"

آرتنا: ایوب بهرام نوشت: مارکوس اچ روسنمولر در فیلم "رقابت نقاشی" با زیرکی جامعه مدرن امروزی را به چالش کشیده و جامعه شعارزده نازییسم را به سخره می گیرد.

zoom
جامعه چه می شود اگر همه راست نگویند/ تحلیلی بر فیلم "رقابت نقاشی"

نوشته: ایوب بهرام/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

فیلم "رقابت نقاشی" به کارگردانی "مارکوس اچ روسنمولر" و تهیه کنندگی سوفیا آلدنهون، محصول 2009 آلمان می باشد.
فیلم روایت گرزندگی دانش آموزان مدرسه ایی در آلمان است. قرار است مسابقه ایی بین دانش آموزان انجام شود. همه خود را برای مسابقه آماده می کنند. اما در این فاصله اتفاقی می افتد. راینهولد دانش آموزی جدید به مدرسه می آید.اوکه پسر یک بانک دار ورشکسته است با رفتار و هنجارشکنی های خود ریتم درست مدرسه را به هم می زند.
قهرمان فیلم که پسرکی است به نام الکساندر با مادر خود زندگی می کند. او همیشه از مادر شنیده که  پدرش شش سال پیش در یک مسافرت دریایی ناپدید شده ولی یک روز برمی گردد.
در طی فیلم ما با کودکانی مواجه می شویم که دروغ  را بد می دانند ولی کم کم با ورود راینهولد- ضد قهرمان- همه چیز عوض می شود.
راینهولد از همان بدو ورود مدرسه به صورت زیرکانه از موقعیت هایی استفاده می کند و شروع به دسته بندی و یارگیری به نفع خود می نماید. او که از نظر بدنی از دیگران بزرگتر است مورد توجه دیگران قرار می گیرد. در این میان اتفاق هایی می افتد مانند گم شدن رنگ نقاشی  یکی از دانش آموزان- مالوورف- و افتادن آن به صورت اتفاقی در کیف الکساندررنگی که مالوورف خود را مخترع آن معرفی کرده وازبین رفتن اتفاقی کتاب امانتی درنزد الکساندرکه راینهولد به صورت اتفاقی از هر دو مورد آگاه می شود و اهرمی می شود برای سوء استفاده از الکساندر؛ ازجمله انجام تکالیف و کارهای بعدی که ذکر می شود.
راینهولد شروع به یک نوع کودتا می کند با یارگیری و وضع قوانین – مانند رمان  مزرعه حیوانات جرج اورول- عده خاصی را دورخود جمع می کند و شعارهایی مانند «دوست دشمن ما شمن ماست» و«شمن دشمن مادوست ماست» را سرلوحه کارهای گروه قرار می دهد. او قوانینی وضع می کند مانند همه باید  دستمال گردن ببندند، همه باید در هنگام رسیدن به یک دیگر دست خورا بلند کنند و بگویند: ضد کا-ZK- و در ذهن همه جا می اندازد که از همه بهتر هستند و بقیه باید از آنها اطاعت کنند که در غیر اینصورت مستوجب تنبیه می شوند و خیانت یکی از اعضاء وسرپیچی از فرمان موستوجب تنبییه می شود آن هم تنبیه هایی سخت وطاقت فرسا.
وقتی یکی از دانش آموزان از او می پرسد که
مگه کلاس Aوbوc باهم چه فرقی داره شاید یکی از ماها توکلاس b بودیم، راینهولد در پاسخ می گوید: ما با آنها فرق داریم هیچ وقت شک نکن.
او صندوقی مالی برای گروه درست می کند الکساندررا مسئول صنوق می کند واز اعضاء می خواهد که هرکس هرماه به صندوق گروه حق السهم واریز کند ومی گوید که این پول صرف اعضاءگروه می شود!
یکی می پرسد: برا من مداد رنگی می خری؟
-حتما
برامن چی دفتر می خری؟
-شک نکن
اما روز بعد راینهولد پولهارا از دست الکساندر می قاپد. الکساندمی پرسد:چرا پولها رو بردی؟
الکساندر : برای نقشه های محرمانه گروه
-نقشه های محرمانه گروه چیه؟
-اگه به تو بگم دیگه محرمانه است؟!
که در این لحظه الکساندر پولهارا می رباید وکیک می خرد ومی خورد که استحاله آرام قهرمان به ضد قهرمان تصویر می شود.
در این فیلم مدرسه یک ماکت کوچک شده جامعه است با همان فرضیات وتئوری ها که چگونه یک جامعه معصوم وعاری از گناه توسط یک جرثومه و پلیدی به باتلاق و لجن زار تبدیل می شود و چگونه یک عنصر فاسد می تواند افکار و رفتار دیگران را تحت الشعاع و آلوده کند.
در این میان شخصیت های ابزاری ومکمل دیگری مانند ماولوورف دستمایه قرار می گیرند، در برابر خراب کاری های راینهولد ساکت نمی نشینند و با او به مبارزه برمی خیزند. در پایان الکساندر پشیمان می شود ودر مقابل راینهولد می ایستد و گروه را با خود همراه می کند. معصومیت دوباره باز می گردد ولی راینهولد هم به عنوان تهدیدی بالقوه می ماند.
در روز اهدا جوایز مدیر جایزه را به الکساندر می دهد اما او آن را نمی پذیرد و به گناه و دروغ – گم شدن رنگ ونقاشی و خیانت در امانت کتاب- اعتراف می کند و آن را به ماولوورف می دهد. او هم آن را نمی پذیرد و می گوید: من هم دروغ گفته ام رنگ اختراع من نبوده، و آن را پس می زند.
در این صحنه مدیرغضبناک در حالیکه از سالن خارج می شود جایزه را که قلم طلایی است از دست آنها می گیرد و می گوید: شما لایق این جایزه نیستید اگر همه به دروغ های خود اعتراف کنند جامعه چه می شود!!
ولی او که از گاف خود پشیمان شده دوباره باز می گردد و می گوید: اگر همه راست نگویند جامعه چه می شود...
مارکوس اچ روسنمولر با زیرکی در این فیلم جامعه مدرن امروزی را به چالش کشیده. اینکه چگونه تئوری ها شروع می شوند و به کجا ختم می شوند.او در لوای فیلم روند تبدیل یک جامعه شعارزده – نازییسم- را به سخره می گیرد. روسنمولر تیزبینی خاص و نیم نگاهی هم به کمونیسم دارد.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید