ماه رمضان
تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/نگاهی به مجموعه "شمعدونی"

"اسب تروی" فرهنگی در خانه های ما

آرتنا: "سید محمد جواد معراجی" گفت: معترفیم که خنده، خنداندن و خندیدن لازمه ی جامعه امروزین ما است اما مجموعه "شمعدونی" دانسته یا ندانسته تمام مولفه های استحکام خانواده را نشانه رفته است.

zoom
"اسب تروی" فرهنگی در خانه های ما

نوشته: سید محمد جواد معراجی /خبرگزاری هنر «آرتنا»

همان گونه که خوانندگان عزیز و فرهیخته مستحضر هستند کارشناسان علوم ارتباطات برای پدیده های مختلف ارتباطی تعاریفی را ارائه کرده اند. تعریف این کارشناسان در مورد امپریالیسم فرهنگی بدین مضمون است: امپریالیسم فرهنگی برنامه ای بلند مدت و منسجم است که بدون جنگ و خونریزی به هویت مردم جامعه هدف، هجوم برده، افکار خود را به آنان غالب می نماید و بدین وسیله بر آن کشور تسلط فرهنگی یافته و این تسلط بهترین راه استعمار است، همین کارشناسان، رسانه ها را به طور عام و شبکه های اجتماعی و ماهواره ای را به طور اخص مهمترین ابزار نفوذ امپریالیسم فرهنگی می دانند و در این راستا شبکه های مختلف تلویزیونی را راه اندازی کرده و با استفاده از تکنیک هایی مانند: تمرکز، تکرار و همگرایی به صورت بیست و چهار ساعته فیلم ها و سریال های مختلفی را پخش نموده جوامع مختلف را آماج حملات خود قرار می دهند.
بی شک استحاله فرهنگی کشور ما با این فرهنگ غنی هم یکی از اهداف مهم امپریالیسم فرهنگی است، حال او چقدر موفق شده یا چقدر به اهدافش رسیده و یا ما چقدر به برنامه های آنان تن می دهیم مبحثی است که جای بررسی فراوان دارد، اما هدف نگارنده پرداختن به این موضوع نیست بلکه نگاه گذرایی به مجموعه ی تلویزیونی "شمعدونی" است که در این روزها و شب ها چندین باره از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.
همانگونه که همه ی ما می دانیم یکی از سپرهای قوی فرهنگ ایرانی - اسلامی در مقابل هجمه های فرهنگی، استحکام پیوند خانواده است، احترام و تقدسی که در روابط خانوادگی مردم ایران برقرار است پیوندی محکم و رشته ای به هم تنیده ایجاد کرده که ورود به آن بسیار سخت و نفوذ ناپذیر نشان می دهد اما مجموعه " شمعدونی "  دانسته یا ندانسته تمام مولفه های استحکام خانواده را نشانه رفته است.
در این مجموعه تلویزیونی هیچ کس به هیچ کس احترام نمی گذارد، ارشیا که کوچک ترین عضو خانواده است در بی احترامی به دیگران حتی به پدر بزرگش هم رحم نمی کند و این کوچکترین عضو خانواده که باید به تک تک اعضای خانواده احترام بگذارد گوی سبقت را در بی ادبی و بی احترامی از همه ربوده است، هیچ یک از کاراکتر ها هم - حتی برای یک بار  - بی ادب بودن را به او تذکر نمی دهند که تماشاگر بفهمد این یک الگو نیست، همه با بی خیالی از کنار بی ادبی های او می گذرند تا رفتار او یک رفتار عادی و معمولی نشان داده شود.
پدر بزرگ که همواره در فرهنگ ما رکن رکین خانواده است همیشه مریض و در حال خواب است و هر از گاهی هم که بیدار می شود، حرفی می زند یا رفتاری می کند که لبریز از بی احترامی و باعث تفرقه و درگیری بیشتر در خانواده است.
هیچ پیوند و احترامی بین همسران وجود ندارد، به راحتی به هم توهین می کنند و تهمت می زنند.
دایی خانواده ( عطا ) قبلآ معتاد بوده و در حال حاضر انگل وار به زندگی دامادش چسبیده است و هرگز حرمت خانواده ( حتی خواهران خود ) را حفظ نمی کند، خواهران او هم در صدد احترام به او نیستند، جدایی و قهر، بین او و همسرش چیز بدیهی و پیش پا افتاده ای است.
عروس خانواده همواره در نبردی مشمئز کننده با شوهر و خانواده شوهر است، نه کسی او را قبول دارد و نه او به کسی احترام می گذارد.
داماد خانواده ( هوشنگ ) که صرفآ به منافع خود می اندیشد ( نه منافع خانواده ) از حضور این مهمانان به تنگ آمده خانه خود را به هتل و  بیمارستان تعبیر کرده و خودش را خود پرداز  فامیل معرفی می کند که اگر حق هم با او باشد این شخصیت پردازی و ارتباطات را نویسنده چنان طراحی نموده تا خانواده ایرانی را  این چنین به تصویر بکشد.
خاله خانواده ( زیبا ) که مجرد هم هست صرفآ از سر بی شوهری ازدواج می کند و هیچ علاقه و معنویتی بین او و خواستگارش برقرار نمی شود و ارتباط او  با بقیه اعضای خانواده رابطه ای غیر از آن چیزی است که در خانواده های ایرانی سراغ داریم.
مشاجره های دائمی بچه های خانواده ( سعید و  سارا ) با پدر، مادر، پدربزرگ،  خاله، دایی و زن دایی دیگر بحثی عادی است.
و به این روابط، فال گوش ایستادن، نقطه ضعف یکدیگر را به دست آوردن برای سوء استفاده به نفع خود، بدون اجازه وارد شدن به اتاق دیگران، بدون اجازه به وسایل هم دست زدن، طعنه زدن های مکرر، تحقیر کردن های مداوم و... اضافه کنید.  
تصویر بد و ناهنجاری که از یک خانواده در سریال " شمعدونی " نشان داده می شود در کجای فرهنگ ما عمومیت دارد؟ ( بدیهی است که استثنائات در این بحث جایی ندارد ) رابطه کدام یک از افراد این خانواده رابطه ای معقول، صمیمی و بر اساس محبت و عشقی است که در خانواده های ایرانی موج می زند.
برخی ممکن است بگویند این سریال برای خنداندن مردم است، همین استدلال خود دال بر نوشتن این سطور است چرا که اگر این سریال یک مجموعه انتقادی، اجتماعی و یا حتی سیاسی بود می توانستیم مباحث دیگری را در آن مطرح کنیم که ممکن بود قابل قبول باشد اما همه می دانیم که این مجموعه صرفآ برای خنداندن است و قابلیت دیگری ندارد که وارد آن شویم و صد البته در این راستا معترفیم که خنده، خنداندن و خندیدن لازمه ی جامعه امروزین ما است اما ...  
اما خنده به چه قیمت؟ به قیمت تخریب نهاد خانواده؟ به قیمت نهادینه کردن بی حرمتی و بی احترامی در خانواده؟ به قیمت آموزش مستمر توهین افراد یک خانواده به یکدیگر؟ مگر برنامه سازان، نویسندگان و کارگردانان بسیاری در همین شبکه های داخلی فیلم نساخته اند که هم خنده دار بوده و هم به استحکام و پیوند خانواده و اشاعه و تآیید فرهنگ غنی کشورمان کمک کرده اند؟ که به راحتی نمونه هایی را می توان مثال زد.
ایا این سریال تصویرگر فرهنگ خانواده ایرانی است؟ چند در صد خانواده های ایرانی این چنین اند؟ آیا این مجموعه تلویزیونی  با این بستر داستانی، گسترش جغرافیایی و تکرار در پخش، تخریب بنیان خانواده را (عمدآ یا سهوا ) نشانه نرفته است؟ آیا بی حرمتی و بی ادبی نسبت به خانواده را  آموزش نمی دهد؟ و آن را در خانواده ها نهادینه نمی کند؟
این رفتارهای نا هنجار نه تنها در خانواده که در بین همکاران نیز تکرار می شود و ارتباطات اجتماعی ایرانیان را نیز مخدوش کرده و زیر سوال می برد.
من چقدر می توانم به فرزندام توضیح دهم که این رفتار غلط است، این جملات بی حرمتی است، این عمل بی احترامی محسوب می شود، فرهنگ ما این برخورد را نمی پذیرد و.....  در این سریال انقدر رفتار های ناهنجار فرهنگی تکرار می شود که در ادامه، هم من از توضیح دادن خسته می شوم و هم اعضای خانواده ام، ما محکوم به پذیرش آن چیزی می شویم که می بینیم و می شنویم و در نتیجه همه گفتار و رفتار های غلط فرهنگی از فرط تکرار در این مجموعه، عادی و معمولی شده و ادمه پیدا می کند.
اگر چه استعداد نویسندگان و کارگردان در صحنه هایی، خنده بر لبان تماشاگر می نشاند اما این خنده لابه لای بد آموزی های فرهنگی بر چهره تماشاگر می خشکد.
شاید منتظر بودیم تا در قسمت های پایانی نویسندگان و کارگردان با ترفندهایی غلط بودن این رفتارها را یادآوری کنند اما نه تنها این اتفاق نیافتاد بلکه به نظر می رسد پایان بندی این مجموعه چنان طراحی شده که " شمعدونی " دو –  سه و.... نیز ساخته شود.
حال باید نگران سریال های شبکه های خارجی و ماهواره ای باشیم که فرهنگ ما را نشانه رفته اند یا نگران شکسته شدن پیوند خانواده و پاره شدن پرده حرمت بین اعضای خانواده در سریال های وطنی؟؟؟!!!
نکند " اسب تروی فرهنگی" را به خانه های خود راه داده ایم؟؟؟!!!

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید