تصویر برگزیده

نظر مردم در باره این تئاتر چیست؟

مردم و «عاشقانه‌های ناآرام» شان

آرتنا: مردم به عنوان اصلی‌ترین معیار شناخت خوب یا بد بودن یک جریان هستند، حالا هم مردم انتقاداتی را چه مثبت و چه منفی به جریانی که طی دو سال اخیر به راه افتاده دارند، جریانی که گویا مخالفان آن بیشتر از موافقانش هست.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، در پی اجرای نمایشی خاص در یکی از بهترین‌ سالن‌های شهر با قیمت بلیطی بالاتر از حد اثر، هنرمندان و مردم انتقاداتی را نسبت به این این برنامه که برخی از آن به عنوان یک جُنگ یاد می‌کنند اعلام کردند.

برخی از تماشای نمایش ابراز رضایت کرده‌اند و برخی دیگر با بخشی مخالف و با بخشی موافق هستند، اما آنچه که وجود دارد درصد بالای مخالفان است، مخالفانی که به دنبال کیفیت هستند، شاید با نگاهی به اعتراض‌های مختلف به اجرای برخی آثار در یابیم که اصل اعتراض نسبت به مسائل کیفی به ویژه نمایش‌نامه و کارگردانی اثر هست و در اولویت بعدی بازی بازیگران و دیگر انتفاقات، اما دو سالی هست که مسائل جدی‌تر شده‌اند. دورانی که در بسیاری از موارد با ورود خود علی جنتی، وزیر ارشاد به ماجرا همراه بوده است.

اما آنچه در ادامه می‌اید نظرات مختلفی است که مردم نسبت به جُنگ «عاشقانه‌های ناآرام» داشته‌اند، در این بین برخی موافق و بخی مخالف هستند، که از میان سیل نظرات، 10 عنوان را انتخاب کردیم که در ادامه می‌خوانید:

1. خب ، که چی؟!

«خب ، که چی؟!

سوالی بود که از اواسط کار وارد ذهن من شد و درگیرم کرد!

سه اپیزود اول که تا حدودی داستانی رو هم انتقال میداد میتونست خوب قلمداد بشه و بیننده رو با خودش همراه کنه ولی از اونجا به بعد فقط شاهد دیالوگ گوئی هائی آشفته و براستی ناآرام بودیم و به شخصه برای من جز کلافگی و کسالت چیزی در پی نداشت

براستی تو گلچین کردن لحظات ناب عاشقانه که قراره نوستالژیک دان تماشاگر رو تحریک کنه هیچ هدف و ذوقی نباید وجود داشته باشه و تنها قطار کردن چند اپیزود کنار هم و گفتن این زن سهم منه ، عشق منه توسط آقای فروتن حجت رو بر دوستان تمام میکنه ؟! حداقل اگه هیچ برنامه و ذوقی برای جذاب کردن کار نداشتید اپیزودهای آخر رو سلاخی نمیکردید تا مثل دو سه قسمت اول ابتدا و انتها داشته باشه و بیننده تکلیفش با خودش معلوم شه !

در کل من فقط از بازی آقای عرب نیا لذت بردم و اون دوستمون که ترومپت میزد ، و از دید من کار مثل نمایشنامه خوانی بی سر و تهی بود که فقط دوستان تو زحمت افتاده بودند و متن رو حفظ کرده بودند و روخوانی نمیکردن !

برای کارگردان محترم آرزوی خلاقیت و برای بازیگران محترم هم آرزوی کمی تفکر قبل از قبول کردن بازی تو هر تئاتر و فیلم رو دارم .. !»

***

2. متاسفانه این نمایش سر بعضی ها رو کلاه گذاشت

«قبلا با استدلالات فراوان دوستان پیش بینی کرده بودن که کار، خوب نخواهد بود. دلایلی مثل مشخص نبودن بازیگران تا روزهای آخر ( که بعضی میگفتن شگرد تبلیغاتیه!) و تمرین بسیار کم و تازه کار بودن کارگردان و انگیزه های مالی به جای انگیزه های هنری و .... که در صفحه این نمایش اسنادش موجود هست! ببخشید من حس میکنم تو این وضع جامعه آدم باید مراقب باشه سرش کلاه نره. متاسفانه این نمایش سر بعضی ها رو کلاه گذاشت اگرچه دلسوزان هشدار بسیار داده بودند.»

***

3. هرچند ممکنه n ملیون به جیب زده باشند ولی در عوض یه همچین اثر هچل هفت و بنجلی بهمراه پوزخند کلی بیننده جزو رزومه کاریشون شده .. !

دوست گرامی خودم هم از قبل میدونستم که قطعا با شاهکار روبرو نخواهم بود ولی کنجکاو بودم که کار رو ببینم مخصوصا بخاطر حضور خانم بهرام

در کل هم نه از پیشداوری خوشم میاد ، نه از تحریم و اینگونه بحث ها ، مثلا قبل از کنسرت تئاتر در روزهای آخر اسفند هم اینگونه صحبت ها بود ولی برای من و اغلب دوستان درنهایت کاری بسار دوست داشتنی و دیدنی رقم خورد

الان هم حداقل از لحاظ هنری سر عوامل و بازیگران این کار کلاه رفته ! چون هرچند ممکنه n ملیون به جیب زده باشند ولی در عوض یه همچین اثر هچل هفت و بنجلی بهمراه پوزخند کلی بیننده جزو رزومه کاریشون شده .. !

در ضمن جناب نصیری به نظرم گروه بازیگری اگه دو ماه هم تمرین کرده بودند باز هم چندان تفاوتی بوجود نمیومد چون متن فاقد هرگونه جذابیت و هدف خاص بود ، مثلا بازی خانم بهرام هم نقصی نداشت ولی انقدر تکه تکه و بی سر و ته بود که اصلا احساسی رو به تماشاگر منتقل نمیکرد.

***

4. نمایشی که به دنبال تقلید از آثار بسیار تحسین بر انگیز محمد رحمانیان بود

نمایشی خسته کننده، پر از تقلید و بدون هیچ بهره ای برای مخاطب.
این نمایش که قرار بود سکانس های برتر مهم عاشقانه های سینمای ایران و جهان باشد، من رو به هیچ فیلم عاشقانه نوستالژیکی که مهم باشد، نبرد.
نمایشی پر از دیالوگ ها و کشمکش‌های خسته کننده و نه عاشقانه.
نمایشی که به دنبال تقلید از آثار بسیار تحسین بر انگیز محمد رحمانیان بود.
نمایشی که مثلاً می خواست ما رو به فیلم های عاشقانه نوستالژیک ببره که اصلاً نتونست اینکارو انجام بده.
نمایشی که با تلفیق تئاتر و موسیقی (دقیقاً مثل آثار محمد رحمانیان) می خواست با ما خاطر بازی کند که در اینکار به هیچ وجه موفق نبود. نمایشی که نتوست و نمی تواند مثل ترانه های قدیمی و در روزهای آخر اسفند محمد رحمانیان تلفیق نمایش و موسیقی رو دربیاورد. در آثار محمد رحمانیان تلفیق نمایش و موسیقی با چنان تبحری ارائه شده که شما از دیدن آن حس نوستالژیک و خاطره بازی رو با تمام وجود درک می کنید.
و اما حیف که کار گروه موسیقی یعنی امیر میلاد نیک زاد و یاشار خسروی که هر دو در کار خود تبحر لازم را دارند و مخصوصاً یاشار خسروی که این روزها با نوای ساکسیفونش هوش از سر بسیاری برده است، با این نمایش سنخیتی نداشت و ارزش کاری این دو را پایین آورد.

***

5. تا حالا نشده بود تائتری برم و وسطاش بخوام سالن رو ترک کنم

من عاشق تئاترم و تا حالا نشده بود تاتئری برم و وسطاش بخوام سالن رو ترک کنم، ولی برای اولین بار این حس بهم دست داد. نمایش از هم گسیخته ای بود بدون دنبال کردن خط و مشی مشخص ، با بازی بد از هنرمندان خوب ، پر از تپوق و اشتباه در دیالوگها، قیمت بسیار نا متعارف و گرون بلیط، نمایشنامه نا مشخص و خلاصه هر چی بد بگم کم گفتم !!
هیچ حس خوبی از دیدن نمایش نداشتم و تمام عوامل و دست اندر کاران رو به اندازه پول بلیط و وقتی که گذشتم مدیون خودم میدونم.

***

6. چالش وقتی ایجاد میشه که تئاتر تجاری، تجاوز کنه به حریم تئاتر هنری و بخواد جای تئاتر هنری رو تنگ کنه

من هیچ مخالفتی با تئاتر تجاری ندارم، خود من هم شاید برای رفع خستگی تنم به تماشای یک تئاتر تجاری برم ولی چالش وقتی ایجاد میشه که تئاتر تجاری، تجاوز کنه به حریم تئاتر هنری و بخواد جای تئاتر هنری رو تنگ کنه؛ خب طبیعیه اینجا من جلوی تجاوز جبهه بگیرم و منع کنم از تماشای این نمایش نه به این خاطر که تجاریه، که به این خاطر که تجاوزکار هست و بر عکس جناب شکیبا من خوشحال میشم ازینکه صندلی های این نمایش خالی بمونند.

آیا هنر ما این ظرفیت رو نداره که در طول سال 10 تا تئاتر با بلیط 1000000 تومان تو تالار وحدت اجرا شه؟ این واقعا دردناکه.

***

7. متاسفم که برای این نمایش پول پرداخت کردم و برای دیدنش وقت گذاشتم

من دیروز این نمایش رو دیدم و مخاطب حرفه ای تئاتر نیستم ولی با این وجود به نظرم فقط توهینی بود به شعور مخاطب، غم انگیز بود که این همه هنرپیشه نام آشنا حاضر شدند در چنین نمایشی که حد اقل ها رو هم رعایت نکرده شرکت کنند، به هر حال این دوستان نسبت به علاقه ای که مخاطب بهشون داره و با دیدن اسمشون در لیست بازیگران یک تئاتر به دیدن اون ترغیب می شه، مستول هستند.

اپیزودهای اول تئاتر که بر اساس طرحی از خانم مریم جلالیان نوشته شده بودند و در واقع تنها بخشی بودند که زاییده ذهن ایشون بود، بسیار بد بودند ، در حد سریال های درجه چند تلویزیونی، هیچ عمقی نداشتند و قرار هم نبود انگار به هیچ عمقی برسن!

هیچ خلاقیت یا ایده ناب یا حتی قلم خوبی درشون دیده نمی شد. دیالوگ ها فاجعه بودند، دیالوگ های اپیزود نیکی کریمی و محمدرضا فروتن کمی بهتر بودند.
نمی شد فهمید چرا همه شخصیت خانم ها نویسنده بودند و انقدر پوچ! انگار اگه پیشه شخصیت ها نویسندگی باشه همین برای روشنفکرانه به نظر اومدن نمایش کافیه!

کلا دیدگاه نویسنده به شخصیت های زن نمایش عجیب و سطحی به نظر می رسید، به خصوص اپیزود های یکتا ناصر و فریبرز عرب نیا، که بدترین اپیزودهای نمایش بودند.

بازی ها بد یا معمولی بودند به نظرم به غیر از خانم پانته آ بهرام که بهتر از بقیه بودند ولی کلا می شد فهمید که اشکال اصلی بازی گردانیست.

موسیقی زنده (ساکسیفون) تنها نکته مثبت نمایش بود.

انتظارم این بود که کارگردان با گرته برداری از صحنه های فیلم های عاشقانه نوستالژیک ایرانی داستان خودش رو روایت کنه، نه اینکه فقط اونهارو تکرار کنه، ولی انگار کارگردان هیچ حرفی برای گفتن نداشت.

خیلی دلم می خواست در پایان نمایش از ایشون بپرسم برای چی این نمایش رو ساختین؟

در جواب دوستی که خواسته بود با نگاه منصفانه تر به این نمایش نگاه کنیم باید بگم اگر در تالار وحدت با این قیمت بلیط گزاف اجرا نمی شد و این همه هنرپیشه نام آشنا و سلبریتی درش حضور نداشتند و اندکی اصالت در متن نمایش دیده می شد ، نقد ها هم ملایم تر بودند. در زمانی که کارگردان های جوان خوش فکر و خلاق با جیب خالی تنها به دنبال یک سالن تئاتر کوچک برای بیان خودشون هستند، کسانی که آفرینش دلیل ناگزیرشون هست، نه معروفیت، این ها منصفانه ترین نقدهایی هستند که می شه روی کار این خانم جوان نوشت. بسیار متاسفم که برای این نمایش پول پرداخت کردم و برای دیدنش وقت گذاشتم.
فکر می کنم با به روی صحنه رفتن این نمایش پرونده کاری خانم مریم جلالیان بازنشده بسته شد!

***

8. برای هنرمند شدن به اندیشیدن نیاز است نه رانت

کاش کارورزان کار آزموده ی این کار زمانی اندک را برای خواندن و پاسخ گویی به دوستانی که در این دیوار نوشته ها به بیان دیدگاه می پردازند داشتند؛ که اگر داشتند پیش از اجرای کار به این می اندیشیدند که تماشاگران تاتر در این کهن بوم و بر(!) آنچنان که به خاطر مبارکشان راه یافته در خواب به سر نمی برند و بر هر سیلی نقدی آغوش نمی گشایند... شاید می اندیشیدند که رانت شاید در هر مکان پاسخگو باشد اما برای هنرمند شدن به اندیشیدن نیاز است نه رانت. شاید می اندیشیدند که تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف/ مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی. شاید می اندیشدند؛
که اگر می اندیشیدند...

تنها خنده ایی تلخ ارمغان من بدین دوستان تا از من بپذیرند برای این کار که خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است/ کارم از گریه گذشته است بدان می خندم...

***

9. موسیقى زنده و صداى ساکسیفون محشر بود و مو رو به تن آدم سیخ مى کرد

من این نمایش رو دیشب دیدم و به معنای واقعی فوق العاده بود
دیالوگ هایی که استفاده شد بی نهایت دلنشین، بعضى ذهن آدم رو به فکر وا مى داشت بعضى آدم رو میخکوب مى کرد و بعضى مى خندوند.
به بهترین شیوه ممکن چند نوع زوج متفاوت نشون داده شد. و توى ٣ زوج اول نقطه ى مشترکشون "تغییر" بود. این که هیچکدوم تغییر نکرده بودند اما از اوضاع خسته شده بودند و دیگه نمى خواستند اوضاع ادامه پیدا کنه
موسیقى زنده و صداى ساکسیفون محشر بود و مو رو به تن آدم سیخ مى کرد
صحنه ى خانوم کریمی و آقاى فروتن از همه بیشتر منو تحت تأثیر قرار داد
ولى همه ى بازى ها محشر بود
البته من خودم فقط دو صحنه از فیلم هاى شب هاى روشن و شهر زیبا رو تونستم تشخیص بدم، اما در صورت ندونستن هم مى شد داستانو فهمید
به طور کلى اگه فرصت و شرایطشو داشتم هر ٤ روز دیگه هم این نمایشو مى دیدم!! و البته دیالوگ هارو یادداشت مى کردم
لطفن افرادى هم که اینجا هستید خیلى بسته فکر نکنید، من خودم مخالف قیمتش بودم اما به اون اجرا به نظرم مى ارزید و البته سالنش هم از تمام سالن هاى دیگه ى ایران بهتره.

***

10. تعجب بیشتر من برای این تئاتر بازی کردن این بازیگرا در این اجراست

سلام به همه دوستان، من هم دیشب این تئاتر رو دیدم
برای من شخصا تجربه شد هیچ وقت به هیچ عنوان هیچ تئاتری رو بر حسب بازیگراش انتخاب نکنم

اول چندتا نقد بگم:

1 -دیالوگ های پراکنده ،کسل کننده و تکراری (مردم میان تئاتر که یه کار متفاوت ببینن)
2-حرکت های خشک و با اکت کم (وسطای اجرا یه بخش از بیننده ها سرگرم گوشی بودن یسری دیگم با هم حرف میزدن)
3-اجرای موسیقی متفاوت و تا حدی قابل قبول (برای بنده شنیدن موسیقی جالب تر از تئاتر بود)
4-نمایشنامه نا مفهوم و گنگ (به صورت ضعیفی هدف خودشو بیان کرد)
5-طراحی لباس ( من بیشتر فکر می کردم با همون لباس که از بیرون اومدن رفتن رو سن )
6-یه مشکل اساسی این تئاتر آقای مهرداد صدیقیان به هیچ عنوان در این اجرا نگنجید انگار انشا می خوند یکم حس تو اجرا بد نیست)

در کل دیدگاه من به عنوان یک بیننده به این تئاتر تاسف برای هنر این کشوره که تئاتری که از بازیگرای با تجربه ای مثل آقای فروتن ، استاد عرب نیا و ... بهره برده ،چرا به این شیوه و با این نمایش نامه کسل کننده و تکراری روی صحنه رفته و تعجب بیشتر من برای این تئاتر بازی کردن این بازیگرا در این اجراست که واقعا چی تو این نمایشنامه دیدن که حاضر شدن کارنامه حرفه ای خودشونو زیر سوال ببرن.

بنده هم دیدن این تئاترو به هیچ کس پیشنهاد نمی کنم ...

ببخشید اگه کمی تند نقد کردم ولی نظرم بود ...

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید