تصویر برگزیده

اختصاصی آرتنا/

نقدی برکتاب ماهی گیر و بهار

آرتنا: مرتضی حاتمی گفت: وقتی کتاب "ماهی گیر و دریا" را خواندم لذتی که بعد از خوانش هر اثر ادبی در انسان به وجود می آید را حس نکردم.

نوشته: مرتضی حاتمی، کارشناس ادبی اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان ایلام/ خبرگزاری هنر «آرتنا»

•    نوشته:مژگان کلهر
•    تصویرگر:نازنین عباسی
•    عکاس:محمدمهدی زابلی
•    ویراستار:شراره وظیفه شناس
•    ناظر هنری:کوروش پارسا نژاد
•    چاپ اول:1392
•    گروه سنی:ج
•    بها:4 هزارتومان
•    تعداد صفحات:40 صفحه مصور
•    ناشر:کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان
انتخاب درون مایه و سوژه برای آفرینش آثار ادبی در هر دو ادبیات کودک ونوجوان وبزرگ سال اهمیت ویژه ای دارد.پیدا کردن سوژه که علاوه بر داشتن تازه گی و نوآوری  وطراوت محتوایی از خلاقیت هم برخوردار باشد.فرقی نمی کند مخاطب کودک باشد یا نوجوان و یا بزرگ سال.مهم این است که  نویسنده وآفرینش گر به دنیا واطرافش نگاهی از سر دقت و تیزبینی و تفاوت نگری بیندازد تا با انتخاب موضوعی تازه وخلاق لایه ای از پیچیده گی ذهنی انسان را بازکند و از سویی بر کتاب ادبیات هم صفحه ای ماندنی افزوده باشد.
کتاب ((ماهی گیر ودریا )) را که خواندم راستش لذتی که بعد از خوانش هر اثر ادبی در انسان به وجود می آید را حس نکردم.با شناختی که از نویسنده و سایر آثار و تلاش وهمت شان در تولید آثار برای مخاطبان کودک ونوجوان داشته و ناشری معتبر چون کانون که هماره آثار فاخر و ((درشت اندیشه)) با بهترین کیفیت های فنی ممکن تولید ومنتشر نموده، انتظار مطلوب تر وتازه تری را در من به وجود آورد.
درون مایه ی کتاب نیامدن فصل بهار و راه افتادن ماهی گیر به همراه ماهی سرخی برای پیدا کردن وآوردن فصل بهار...
شبیه این موضوع را را زنده یاد سیاوش کسرایی شاعر فقید معاصر(۵ اسفند ۱۳۰۵ هشت‌بهشت اصفهان - ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) در داستانی مناسب گروه ((ب)) و ((ج))با عنوان (بعد از زمستان در آبادی ما)در سازمان انتشارات کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان در دی ماه سال 1346 (دو سال بعد از تاسیس کانون) و چاپ دوم آن هم در اردی بهشت ماه سال 1362در تیراژ 20000نسخه منتشر نمود.کتاب بعد از زمستان در آبادی ما داستان حکایت پیرمردی به نام عمونوروز است که برای بچه های ده، داستان رفتن زمستان از یک روستا ونیامدن فصل بهار وانتظار کشیدن مردم آبادی، گل ها،چشمه ها،کوه ها،گاوها وگوسفندها ، بزها وحیوانات و...تا این که چوپانی به نام (امیدعلی) گلابدانش را برمی دارد تا به پشت کوه ((آنجا که لانه ی بادهاست))تا توسط بادها چلچله ی پیک بهار را پیدا کنند ودر نهایت با حادثه ی زخمی شدن چلچله با تیرکمان پسر بچه ای شیطان روبرو می شود در با پیدا کردن چلچله و پانسمان کردن زخم بالش وخوب شدنش وبعد آمدن فصل بهار تعریف می کند ودر نهایت وبه پایان رسیدن قصه ی عمو نوروز...
صرف نظر از زبان نوشتاری زیبا و ایده پردازی واستفاده از تکنیک قصه گویی و به کارگیری زبانی جذاب واصطلاحات قوی وقدرت مند شاعرانه در کتاب بعد از زمستان در آبادی ما و تصویرگری بسیار دلبرانه و رشک برانگیز و جذاب و پر انرژی کتاب، در کتاب ماهی گیر وبهار اشتراک های فراوانی با کتاب بعد از زمستان در آبادی ما دیده می شود.
در کتاب ماهی گیر وبهار تمرکز بر نیامدن فصل بهار و انتظار کشیدن است راه افتادن مرد ماهیگیر برای پیدا کردن بهار وآوردن او «ماهی گیر گفت:به گمانم انتظار کشیدن دیگر فایده ای ندارد.باید خودم بروم و بهار را به این جا بیاورم...»ص18
در ادامه ماهی گیر به همراه ماهی سرخش به دنبال بهار راه می افتد.ماهی سرخ به او می گوید: ((هر چه دوست داری بردار و سوار قایقت شو و دنبال من ودوستانم بیا.ما راه را نشانت می دهیم....))ص22
این که ماهی گیر به کمک ماهی سرخ و دوستانش به دنبال بهار می روند ودر ادامه ی راه خوابش می گیرد  و تلاش ماهی ها و درخت برای بیدار کردنش بی فایده می شود ((...ماهی ها فریاد زدند: نخواب ماهی گیر!نخواب این حیله ی سرماست.اگر بخوابی به جایی نمی رسی.))ص27
ماهی گیر می خوابد و در نهایت پرنده، با خواندن بلندترین آواز زندگی اش ماهی گیر را از خواب بیدار می کند. ماهی سرخ که در این سفر راهنمای مرد ماهیگیر بوده، می گوید:
((...چیزی به پایان راه نمانده؛اگر بتوانی از دریای یخ زده و دروازه ی یخی اش بگذری،می توانی راه را برای بهار بازکنی.))ص30
عاقبت ماهی گیر با تاباندن نوری اندک از خورشید به کمک آینه، دروازه ی یخی را کم کم آب می کند و خورشید از پشت ابرها بیرون می آید.در نهایت در بند پایانی کتاب:
((ماهی گیر خوش حال وخندان ،زیر نور گرم خورشید به ساحل برگشت .نزدیک کلبه پرنده ها دور چاه آب می چرخیدند و آواز می خواندن.پشت کلبه ،درخت ها جوانه هایشان را به یک دیگر نشان می دادند.بهار آمده بود.))ص34
اشتراک های بسیاری که در این دو کتاب وجوددارد، اندکی از لذت جویی ادبی را از خواننده ی حرفه ای و منتقدان می گیرد. ممکن است مخاطب و دانش آموز ابتدایی از خواندن کتاب لذت ببرد و بتواند خود را در فضایی که نویسنده ترسیم وطراحی کرده همراه سازد و با شخصیت ها و دنیای داستان همراه شود اما آیا این تمام مساله است؟
در این جا قصد ندارم با مقایسه ی این دو اثر بر اثرگذاری احتمالی اثر پذیری اشاره و تاکید کنم.اما بایست اعتراف نمود که اثر «بعد از زمستان در آبادی ما» که حدود نیم قرن پیش توسط شاعری که تخصص و قدرت ادبی اش شعر بزرگ سال است و هنوز شعر ارج مند ((آرش کمانگیر))ش که خوش بختانه در سازمان انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه ی پنجاه (اگر اشتباه نکنم.) منتشرشد و هنوز که هنوز است در ذهن واندیشه ی مخاطبان نسل ها ماندگار شده را در کنار سایر آثارش بگذاریم، قدرت مندی قلم و پردازش زبانی و آن در پنجاه سال پیش که ادبیات کودک و نوجوان هنور درسنین میان سالی اش بود را بررسی کنیم، در خواهیم یافت که بعد از زمستان در آبادی ما سیاوش کسرایی هم چون آرش کمان گیرش جاودانه است.
هر چند از شاعری بزرگ وتوان مند هم چون زنده یاد: «سیاوش کسرایی» برای نوشتن داستان ها ی کودکان ونوجوان انتظاری نمی رفته وتنها بر اساس سیاستی که در ابتدای تاسیس کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان زیر نظر بنیاد[...] اداره و مدیریت می شد و نویسندگان وشاعران بزرگ سالی همچون: مهرداد بهار، محمود مشرف آزاد تهرانی (م.آزاد)سیاوش کسرایی، غلامحسین ساعدی، بهرام بیضایی، جواد مجابی و...سایر افرادی چون «نیما یوشیج» در نظر داشت تا با دادن سفارش هایی در راستای تولید آثار برای کودکان ونوجوانان ، همت گمارند که البته آثار تولید شده در جای خود جای نقد و بررسی دارند. اما بعد از ده ها سال از عمر ادبیات کودک ونوجوان و وقوع حوادث بی شماری در این عرصه از نویسنده ی امروزی وپی کاری هم چون خانم کلهر انتظار بیشتری می رود.
نویسنده ی محترم ماهی گیر وبهار هم تلاش وهمت خود را در پردازش اثری داستانی به کار بسته تا با بهره گیری از دانش وتوان وتجربه ی گرامی نویسنده گی اش اثری شایسته بیافریند.اما واقعاً نمی توان از اشتراک هایی هم چون طبیعت و حیوانات و باد ونسیم ودرخت  و انسان وخورشید و زمستان وبرف،خیال انگیزی وصنعت تشخیص و...که در هر دو وجود دارد چشم برداشت.این اثر با اشتراکاتی که با کتاب بعد از زمستان در آبادی ما دارد،
نکته ی دیگری که در کتاب ماهی گیر و بهار وجود دارد تصویرگری زیبای کتاب است که خانم عباسی انجام داده و آقای زابلی عکاسی نموده است.تصویرگر از سیم، مفتول، پوست میوه ی نارگیل؛تکه های یونولیت به جای برف،سنجاق قفلی دکمه های پرسی، واشرهای فلزی، پیچ و.. در آفرینش تصاویری زیبا وهم سو با محتوا ومتن کتاب به خوبی استفاده کرده است.
به کارگیری سیم ومفتول فلزات در تصویرگری را در چند عنوان دیگر از کتاب های کانون دیده ام.اما ظرافت ودقت وتلاشی که تصویرگر از خود نشان داده جای تقدیر را دارد. تصاویر که از فلزات و مفتول های بی شمار درست شده اند، حس سردبودن فضای اثر و سرما را به خوبی در مخاطب منتقل می کنند. انتخاب این نوع تکنیک برای کتاب ماهی گیر و بهار مناسب و اثرگذار است وضمن ایجاد جذابیت های بصری  به کار گیری دوریختنی های پیرامون را برای تصویرگری دبر ذهن نوجوی مخاطب منتقل می کند.
قطعی که ناشر برای مخاطبان کتاب در نظر گرفته هم مناسب است و امکان جولان دهی ذهنی ونگاه مخاطب را موجب شده ضمن این که با توجه به برخی از ظرافت های تصویرگری کتاب انتخاب همین قطع ضروری به نظر می رسد، تا مخاطب با جزییات بیشتری تصویر را با متن مورد نظر منطبق نماید.
تصاویر صفحات 18 و19 و28 و29 32 و33 از جذابیت خاصی برخوردارند.
استفاده از هنر نورپردازی در عکاسی تصویرها هم بر انتقال مفهوم به مخاطب به خوبی کمک کرده است.تصاویر صفحه های: 14 و15حس باریدن آرام آرام برف وتاریکی وسرما را به خوبی به مخاطب منتقل می کند.تصاویر صفحات:20 و 21 هم کلبه ی تاریک ماهی گیر و وجود زمستانی سرد و برفی به خوبی در نورپردازی نشان داده است.
بهر حال کتاب ماهی گیر وبهار ضمن داشتن برخی ویژگی های خوب در تصویرگری ،درون مایه ای تکراری دارد وحتا با توجه به ساده گی و در دسترس بودن چنین موضوعات ودرون مایه هایی برای نوشتن آثار دیگری هم نوشته ومنتشر شده باشد،اما انتظار وتوقعی که از نویسنده ی باتجربه و پرکتابی چون خانم کلهر می رود بسیار زیاداست.
کهنه وفسانه شد حدیث اسکندر       سخن نو آر که نو را حکایتی ست دگر

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید