ماه رمضان
تصویر برگزیده

توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران؛

«هزار شلاق» مورد نقد و بررسی قرار گرفت

آرتنا: نشست نقد و بررسی نمایش «هزار شلاق» توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و با حمایت مرکز هنرهای نمایشی برگزار شد.

zoom
«هزار شلاق» مورد نقد و بررسی قرار گرفت

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، شانزدهمین نشست از فصل نوین زنجیره نشست های «دوشنبه های نقد تئاتر» که توسط کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و با حمایت مرکز هنرهای نمایشی برگزار می شود، 22 تیر 1394 در تماشاخانه ی سنگلج برگزار شد. این نشست به نقد و بررسی نمایش «هزار شلاق» به نویسندگی «ناصر حبیبیان» و کارگردانی «احسان ملکی» اختصاص داشت.
در این نشست «دکتر رحمت امینی» و «عرفان پهلوانی» از منتقدان عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران، نمایش «هزار شلاق» را نقد و بررسی کردند. این نشست با حضور علاقه مندان به فرهنگ و هنر همراه بود و در آن چهره های نام آشنایی همچون «نصرا... قادری»، «دکتر مهدی نصیری» و گروه نمایش «هزار شلاق» نیز حضور داشتند.  
عرفان پهلوانی، مدیر نشست های دوشنبه های نقد تئاتر، در آغاز این نشست گفت: این بار سوم هست که برای برگزاری چنین نشستی از این زنجیره نشست ها به تماشاخانه ی گرامی سنگلج می آییم. امیدوارم که این نشست ها پیوسته و منظم برگزار شوند و هر بار با حضور و استقبال پرشورتر، پرشمارتر و پرانرژی تر هنر دوستان روبه رو و همراه شویم.  
دکتر رحمت امینی، از اعضای باسابقه ی کانون ملی منتقدان تئاتر ایران، در این نشست گفت: بنده این نمایش را در جشنواره ی تئاتر فجری که گذشت برای اولین بار دیدم و به واقع کیفیت کار را و زحمتی که برای نمایش کشیده شده بود را در جلساتی که طی داوری بود مطرح می کردیم و الحمدا... در همان زمان هم در بین تعداد زیادی نمایش، 32 نمایش، حائز رتبه های برتری شد.
در ادامه ی این نشست ناصر حبیبیان، نویسنده ی نمایش هزار شلاق، گفت: این نمایشنامه تقریبا چهار سال پیش نوشته شد و خب البته پس از آن بازنویسی شد. این  نمایشنامه برای پایان نامه ی کارشناسی ارشد من بود. گرایش من کارگردانی بود اما ترجیح دادم که خودم این متن را بنویسم. یک بار خودم این نمایشنامه را کارگردانی کردم که فقط برای جلسه ی دفاع پایان نامه ام ارایه شد و توسط یک تیم دیگری از بازیگران اجرا شد و فقط هم همان یک بار در انشکده اجرا شد. البته خب پس از این که آن کار اجرا شد من همچنان یک وقت هایی سعی کردم که این نمایشنامه را بازنویسی کنم. پروسه ی نوشتن این نمایشنامه این گونه بود که تقریبا هشت ماهی به طور کامل درگیر نوشتن آن بودم.
عرفان پلوانی در ادامه از ناصر حبیبیان پرسید: من شنیده-ام که شما یک بار برای اجرای این نمایش با گیر و گرفت هایی روبه رو شده اید؛ یک بار نمایشنامه را به جشنواره ی تئاتر فجر ارایه می دهید و کار رد می شود، اما بار بعد موفق به شرکت در جشنواره و دیگر اکنون اجرای عمومی آن می شوید. اگر این ماجرا درست است، خواهش می کنم بفرمایید چه کردید که توانستید مجوز اجرای این نمایش را دریافت کنید؟
ناصر حبیبیان در پاسخ گفت: این فضای ناآشنایی برای تئار ما نیست، من پس از آن که این نمایش را کار کردم به جشنواره ی تئاتر فجر هم ارایه دادم، متن در مرحله ی بازخوانی رد شد. بعد که متن رد شد من دیگر رویم نمی شد که گروه را برای سال آینده اش نگه دارم. بعد با آقای احسان ملکی صحبتی پیش آمد و این متن را ایشان خواندند. من دیگر خودم از پس کارگردانی واقعا برنمی آمدم. آقای ملکی یک انرژی بسیار خوبی داشت که توانست خوب زمان بگذارد و از نظر اقتصادی مشمول هزینه های عجیب و غریبی شد. آقای ملکی همان متنی را که در بازخوانی رد شده بود را کار کرد، این بار از جشنواره ی استانی شرکت کرد، آمد به جشنواره ی منطقه-ای و دیگر در پروسه ای بود که باید نمایش را می دیدند نه این که بازخوانی شود.  
احسان ملکی کارگردان نمایش هزار شلاق در ادامه ی این نشست گفت: موسیقی نمایش ما زنده بود که به دلایل اقتصادی و هزینه هایی که بود بازپخش (Play Back) شد.
دکتر رحمت امینی در ادامه ی این نشست گفت: در مورد نمایش هزار شلاق می توانم بگویم که یک شکل به اصطلاح ترکیبی و تلفیقی از بخش هایی از شیوه های نمایش ایرانی اعم از چه نمایش-های سنتی سیاه بازی و چه نمایش آیینی تعزیه را در خودش دارد. ضمن این که این هایی که عرض می کنم در صحنه و اسنیج شکل گرفته است. نمایشی که ما دیدیم وامدار چندین شکل و شیوه و نگاه خاص یک هنرمند تئاتر است که با اندوخته هایی که ما شاید از میرزا آقا تبریزی به بعد تا الان داشتیم به این شکل درآمده است. زبان، زبانی است که به نوعی برگرفته از سنت های نمایشی، یا بهتر بگویم سنت نگارش نمایشنامه ی ایرانی است. در این نمایش ما الزاما یک زبان تاریخی مشخص را نمی بینیم. بلکه نویسنده زبانی را برای یک سیر تاریخی نسبتا طولانی به وجود آورده یا پیشنهاد داده است که ما در آن در لحظاتی می توانیم یک نوع زبان مکتوب گونه ی نمایش را ببینیم که اشاره می کنم به آثاری که در بدو نمایشنامه نویسی ایرانی از زمان میرزاآقاتبریزی به بعد برای شیوه ی دیالوگ-نویسی پیشنهاد شد. همین طور زبانی که در جاهایی به یک نوع محاوره، یک نوع شگردهای نمایشی ای که در گاهی سیاه بازی می-بینیم، حتی گاهی نشانه هایی از شکل و شیوه ی نگارش شبیه-نامه هایمان یا نسخه های تعزیه مان در آن وجود دارد. نکته ی دیگر آن که متن در اجرا با نشانه هایی که کارگردان به ما ارایه می دهد از ایتدای شکل گیری اجرا تا به انتها، ما را در یک وضعیتی قرار می دهد که ما نمی توانیم صرفا به متن گوش بدهیم. باید حتما به نشانه ها هم توجه بکنیم تا با ترکیب یا تلفیق بیان یا دیالوگ و دیدن نشانه ها به یک شکل مفهومی کاملی از اجرای نمایش برسیم. در صحنه پردازی هم این شیوه و ویژگی که عرض می کنم دیده می شود. یعنی صحنه ی ما در بطن و شالوده ی خودش یک علامت است؛ علامتی هست که ما را به یاد علامت های عزاداری امام حسین (ع) در محرم می اندازد. در سطح اول این علامت ما اسب را می بینیم. من یک اشاره ای به توتم اسب بکنم؛ می خواهم بگویم که آقای ملکی و طراح صحنه با پژوهشگری به این شکل طراحی صحنه رسیده اند. یعنی نگاهی که نویسنده برای روایتگری از نگاه یک اسب دیده است، این را ما در طراحی صحنه هم می بینیم. توتم اسب یک توتمی است که حتی به فرهنگ پیش از اسلام ایران بازمی گردد. به سیاووش بازمی گردد. برمی گررد به همان نشانه هایی که بعدا در عَلَم می-بینیم، عَلَمی که بازیگر با خودش می آورد، سبز و سرخ است و دستی که بالای عَلَم قرار گرفته است. این نشانه هایی که حتی می توانم بگویم خیلی تماشاگر را مملو و سیراب می کند از دیدن این ها و ما ار مدام در معرض تحلیل و قضاوت در مورد نمایش قرار می دهد. نمایش هزار شلاق یک هماهنگی تامی در اجزای خودش توانسته است به وجود بیاورد. این هماهنگی از متن شروع می-شود و در طراحی صحنه و شیوه های بازیگری هم وجود دارد. ما در شیوه های بازیگری این نمایش هم یک نوع شکل های استیلیزه ی نمایش ایرانی را می بینیم.
این نشست با گفت وشنود میان منتقدان، کارگردان و نویسنده ی نمایش «هزار شلاق» و شماری از حاضران در نشست ادامه یافت.
نصرا... قادری از اعضای پیشکسوت کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و از حاضران در این نشست، در دقیقه های پایانی این نشست نکته هایی را یادآور شدند. ایشان در بخش هایی از سخنان خود گفتند: به عنوان یک معلم پیر می گویم و امیدوارم به جماعتی برنخورد. این نمایش را می تواند مادر من ببیند، آقای دکتر طباطبایی ببیند، آقای دکتر سروش ببیند، یک منتقد هم ببیند، سلیقه شان را به شما ارایه دهند. هیچ کدام این ها نقد نمی توانند بکنند. نقد چیست؟ من می گویم از نمایش شما خوشم آمد! چرا؟ اولین چیزی که یک منتقد در نظر می گیرد این است که باید در مورد ماهیت یک نمایش و شکلش حرف بزند. گاهی شخصی را دعوت می کنید، او می آید کار شما را می بیند و حرفی را می زند که شما خوشتان بیاید. آن شخص شما را جوانمرگ می کند. دروغ می گوید. شما از منی که از کارتان خوشم آمده است، تئاتری هم هستم، بپرسید که چرا از کار شما خوشم آمده است. باید بتوانم دلایلم را بگویم.
پایان بخش و حسن ختام این نشست ادامه ی سخنان استاد نصرا... قادری بود. 

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید