تصویر برگزیده

آفرین پنهانی:

باید برای خودم تسلیتی بنویسم

آرتنا: آفرین پنهانی در سوگ نسرین جافری نوشت: شاعری که فراتر از زمانه‌ی خود می‌اندیشید و گام برمی‌داشت و در این گام برداشتن‌ها چه دردها که نکشید، چه رنج‌ها که به جان نخرید با این همه شگفتی‌هایی آفرید تا شاعربودن‌اش را در حافظه‌ی تاریخ ادبیات چنان به اثبات برساند که کمتر کسی از عهده‌اش برمی‌آید.

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، آفرین پنهانی در سوگ شاعر لرستانی؛ "نسرین جافری" نوشت:

باید برای خودم تسلیتی بنویسم
و زنان شعرم را
به مرثیه بخوانم.
چه غروبی در گلویت بارانداخته شهر بی خواهرم
چه جنونی در کلماتم نشانده ای
بانوی کوچه های بنفش!
تو
ذرات اتمی گندم های زخمی
حواصیل بلوط های گیسو پریش
هر چه شعری...
حالا
بانوی مفرغ های کشف نشده در بازوان شعر
خدایان را از دوشم بردار
داربزن مرا
و کمی خودت را برایم بریز
ریز
ریز
ریزتر از باران امشب دلم
بر من ببار!
دست هایت
تا هزار سال
نه
تا بی نهایت جهان
در من
و همه ی شاعران سرزمینم
جوانه می زند...
عزیزم
نام همه ی دختران شعر
نسرین است...!

وقتی ازنسرین سخن می‌گویم، بندبند استخوانم تیر می‌کشد ودردی پنهان، کشنده ترم می‌کند. از نسرین و برای نسرین _مهربانوی زخمی سرزمینم_ سخن به میان آوردن؛ بانوی بنفش تر از کوچه‌های که پشت سرنهاد؛ ارغوانی‌تر از خیابان‌هایی که جا گذاشت و کبودتر از زخم‌هایی که در روزگار خود چشید؛ پریشان تر از امروزم می‌کند که او را از دست داده ام.

پریشان تر ازچنارهای این شهر، گیسوپریش تراز درخت‌های سربه زیر مجنون، بی‌تاب‌تر از بادهای کولی و ناآرام‌تر از خلیج‌های بی ماهی....

نسرین جافری؛ شاعری که فراتر از زمان و زمانه‌ی خود می‌اندیشید و گام برمی‌داشت و در این گام برداشتن‌ها چه دردها که نکشید، چه رنج‌ها که به جان نخرید اما با این همه شگفتی‌هایی آفرید تا شاعربودن‌اش را در حافظه‌ی تاریخ ادبیات چنان به اثبات برساند که کمتر کسی چون وی از عهده‌اش برمی‌آید....

بانوی کوچه‌های بنفش؛ با شگردهای زبانی خاص خود و ابداعات ترکیبی که موجب غنای زبان شعرش شده، دست به ترکیب سازی‌های نو و بدیع زد و خلاقانه از عهده‌ی آن ها برآمد. ترکیباتی که ملهم از تخیل قوی وی و در نوع خود شگفت انگیز و تآمل برانگیزند…

بانوی زخمی شعر لرستان؛ شاعر امروز که سهل، برای فرداهای نیامده است؛ و مرز فرابودن و ماندگاری در جهان شگفت آورش را در حافظه‌ی تاریخ ادبیات ایران به ثبت و ضبط رسانده است...

حالا من مانده‌ام و دلی که در سوگ عزیزترین دوست و خواهرِ جهان کلماتم دارد می‌سوزد. من مانده‌ام و خاطراتی که در مسیر بودن و زیستن در جهان کلمات را در عصرهای تنهایی هردومان مزه مزه می‌کردیم. من مانده‌ام و قلمی که سوگوار زخمی‌ترین و دردکشیده‌ترین بانوی سرزمینم تیر می‌کشد. من و تنهایی و تنهایی و تنهایی در انبوه پرازدحام صدا و درد و ....

نسرین شعر و شعور؛ نامت مانا و یادت جاودانه باد.

سفر بی‌بازگشت بانوی فرهیخته و شاعر واژه‌های ناب "نسرین جافری" را به همه‌ی شاعران و هنرمندان سرزمینم به ویژه فرهیختگان و اهالی قلم، ادب و اندیشه‌ی لرستان تسلیت عرض می کنم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید