تصویر برگزیده

اختصتصی آرتنا/

نقد یحیی ناصری بر پدر نعمت مرادی

آرتنا: فضای اشعار نعمت مرادی بیشترمیل به سیاهی وگاهی یاس دارد.

نوشته: یحیی ناصری/خبرگزاری آرتنا

اخیرا کتاب شعری از نعمت مرادی چاپ شده که مشتمل است بر 42قطعه شعر کوتاه و در66صفحه؛ که عنوانی ونامی برای شعرها انتخاب نکرده اند. ازآنجایی که با خواندن اشعار ایشان بنظرم آمد مجموعه شعر ایشان کارمتفاوتی است از برخی کارهای تکراری وتقلیدی که منتشر می شود؛ واین خود آقای مرادی ست که احساسش را بیان می کند نه بتقلید یا برای خوشایندبرخی  مخاطبان طرفدار مد روز بودن هنر، اشعار ایشان را با عنوان کلی پدر چند بار خواندم ومرور کردم تا بیشتر با فضای عمومی شعرش آشنا شوم.

درکلام ایشان ابداعات واستعارات زیبایی مشهود است. بنده معتقدم برای نقد شعر، ناقد می باید از زاویه ی دیگری بجز زاویه ی دید شاعر، کلام را مورد بررسی قرار دهد؛ یعنی بر دیدگاه شاعر، احساس وچیزی که بعنوان الهام از آن یاد میشود، حاکم است.

منتقد می باید با منطق وجستجوی رد احساسات شاعرانه در عینیت (یعنی خاستگاه ذهنیات شاعر) نظر خود را بیان نماید. در واقع، آنچه بر قلم وزبان شاعر یا هر هنرمند دیگری جاری میشود، از خلع وماورای طبیعت نشات نمی گیرد؛ بلکه این انعکاس تمام رویدادها واتفاقاتی است که از شرق تا غرب، از جنوب تا شمال این کره ی خاکی رخ میدهد ویا انعکاس انچه در منظر هنرمند به عنوان ناظری ریز بین قرار دارد، از کهکشان تا الکترون وتمام این ها درناخود آگاه صاحب اندیشه وهنر ذخیره می شود تا لحظه ای که امکان بروز مییابد. چه بسیار ناخود آگاه بر زبان شاعری ویا اثری از هنرمند دیگر جاری یا عیان میشود.

من در جستجویم در اشعار آقای مرادی، به دنبال رد گیری این احساس بودم. فضای اشعار بیشترمیل به سیاهی وگاهی یاس دارد. شاید این موضوع متاثر ازجویست که عینی وقبل لمس است وتخیل و صحنه پردازی های او را بدین سو کشانده است. چرا که نه. کلام ایشان گاه از خاطراتی درگذشته با رویداد هایی از حال میکس میشود و پانولی می سازد از گذشته به حال بدون هیچ فراز و فرودی. این به نوعی دیگر در تنوع وگونا گونی قطعات مشهود است. گاه بسیار رمانتیک وگاه آدم را به فضای ریالیسم دزد دوچرخه وچارلی چاپلین می برد.

سیل حوادث و رویدادها انبوه اطلاعات در دسترس شاعر را چنان دیگر آحاد روشنفکر واندیشمند بگونه ای در محاصره قرار داده که در هر قطعه ودر مجموع اثرمی خواهد تکلیفش را با همه روشن کند. به همین دلیل بهتر است که اشعار آقای مرادی تک تک و جمله به جمله مورد بررسی قرار گیرد؛ اما از آنجایی که مجالی نیست، ناگزیر سخن را به مداقه در چند قطعه کوتاه می کنم. اولین قطعه خطابش به کسی است که دوستش دارد ومیزان دوست داشتن را می سنجد بااساطیر سالیان دور قیاسی در خیلی دور وخیلی نزدیک.

قطعه ی دوم اشاره به دارکوب و ساختن لانه، به نوعی تنازع بقا را نقد می کند که نه در جنگل که در میان ما آدمها جریان دارد که از دید من قبح پروسه را به زیبایی افشا می کند. شاید شاعر یا خواننده ی دیگر این شعر از زاویه ی دیگری بدان بنگرد و کار دارکوب را در سطح جامعه توجیه کند که جای بحث دارد؛ یعنی حق می دهد به کسی تا خانه ی خویش آباد کند به بهای خانه خرابی و حتی نابودی دیگری یا دیگران. به هر حال شاعر آنچه را باید بگوید به زیبایی واختصار بیان نموده است.

شانزدهمین قطعه اشاره به گذشته و حال دارد. توصیف تراژدی است نمایش خشم از کردار خویش و اکنون تکرار تراژدی با عاملیت خودمان اما با دیدگاهی مرد سالارانه و این بینش از ابتدا تا انتهای اثر مشهود است؛ حتی زمانی که به ظاهر رگه هایی از فمنیسم در خود دارد نیز وجه مرد سالارانه غالب است این یکی از ایراداتی ست که می شود مطرح کرد.

یکی از زیباترین قطعات شعر شماره ی هیجده است که اگر نامی برای آن انتخاب میشد، بهتر بود. سوژه ی خوبی را انتخاب نموده و به خوبی هم از عهده ی ترسیم فضای مناسب وگویا برای موضوع بر آمده است. در پایان شعر، پوست انداختن جنازه و آرام شدن مردم روستا تلنگریست به اندیشیدن برای جوابی به چراهای بسیار. اگر بخواهیم وارد جزییات ونکات ریز اثر شویم ،مواردی به چشم میخورد که شاید تغییراتی در آنها به کاملتر شدن اثر کمک کند. هرچند این موارد چنان نیست که خدشه ای قابل اعتنا بر اشعار وارد کند. برای نمونه در شعر چهارم (دکور اشیا را طوری میچیند) با توجه به اینکه دکور خود معنای چیدمان را میدهد، آن را میشد به گونه ای دیگر نوشت.

در شعر بیست و یکم (چه زمانی بدرند چه زمانی دریده شوند)جای کلمه ی (که)در هردو بند خالی است در شعر بیست و دوم (سایش نباتات) را من نتوانستم درک کنم.

در انتهای همین قطعه حرف (و)در(و برای خاک.....جشن گرفتیم)با توجه به بند های بالاتر، زاید بنظر میرسد؛ اگر اشتباه در چاپ نباشد.

درمجموع اشعار آقای مرادی سرشار از نو آوری است و نگاهی فراگیر به جهان ما دارد؛ بدین معنی که نگاهش تک بعدی نیست و پدیده ها را از ابعاد مختلف تاریخی فلسفی و جامعه شناسی مورد کنکاش قرار میدهد. کتاب ایشان از کارهای خوب وقوی منتشر شده ی نسل جوان ماست. بنده به ایشان تبریک و خسته نباشید عرض می کنم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید