ماه رمضان
تصویر برگزیده

"لیلی انور" در جلسه گفت و گو با او در کتابفروشی آینده:

سیمرغ حس مادرانه دارد و مونث است

آرتنا: لیلی انور گفت: در فرانسه همیشه کلمات یا نر هستند و یا ماده، اما در فارسی این مسئله وجود ندارد. برای پادشاه، یار، دوست، سیمرغ وغیره شما به جنسیت فکر نمی کنید. کسی راجع به زن یا مرد بودن سیمرغ در فارسی فکر نکرده است. سیمرغ تخم می گذارد و بچۀ زال را با جوجه هایش بزرگ می کند. موضوع زن یا مردی نیست بلکه یک حس مادرانه در سیمرغ است.

zoom
سیمرغ حس مادرانه دارد و مونث است

به گزارش ابوالفضل نجاری خبرنگار خبرگزاری هنر «آرتنا»، صبح پنج شنبه ، یکم مرداد ماهِ نود و چهار، کتابفروشی آینده میزبان یکی دیگر از نشست های دیدار و گفت و گو با نویسندگان بود. در این نشست، لیلی انور فرزند منوچهر انور، حاضران را در جریان افکار، فعالیت ها و تجربه هایش در زمینۀ ترجمه آثار ادبی زبان فارسی قرار داد. وی آثاری از مولوی، حافظ ، خیام ، عطار نیشابوری و نظامی را به فرانسوی ترجمه کرده است.

هر متن ادبی را که می خواهید ترجمه کنید اول به موسیقی اش گوش کنید
انور درباره روش کارش در ترجمه که آن را با ترجمه شعر آغاز کرده است، گفت: برای ترجمه شعر ، متن اصلی را باید خیلی خواند، تا موسیقی شعر در شما جاری شود. شعر اگر جنبه موسیقایی نداشته باشد شعر نیست. به نظر من، نثرهایی که جنبه موسیقایی دارند شعرند. وی در موردِ مولانا و ترجمۀ اشعارش افزود: مولانا در اثر گوش کردن به موسیقی چیزی درونش می جوشید که آن را به زبان فارسی ترجمه می کرد. در اصل او هم یک مترجم بوده است. اما مترجمِ امروز، نه آن الهامات را دارد و نه آن ذوق شاعرانه را. هر متن ادبی را که می خواهید ترجمه کنید اول باید به موسیقی اش گوش کنید. وی سپس به ترجمه هایی از اشعار کلاسیک فارسی به زبان های دیگر اشاره کرد و گفت : در ترجمه هایی از شعر کلاسیک فارسی، بیشتر نظر به معنا بوده است تا به موسیقی کلام . اگر مولوی می خواست که فقط معنا را بنویسد رساله می نوشت نه شعر . من این را از پدرم آموختم که اگر می خواهی شعر ترجمه کنی اول باید به موسیقی اش گوش کنی.

ترجمه های بد از ادبیات کلاسیک ما هم برای غربی ها لذت بخش و جذاب است
رئیس بخش زبان و ادبیات فارسی در مؤسسۀ ملی زبان ها و تمدن های شرقی پاریس، در پاسخ به این سؤال که : شما چقدر موفق شدید که مولانا را به فرانسه منتقل کنید، گفت: مترجم بزرگی می گفت شما اگر سی درصد از شعری را بتوانید ترجمه کنید باید کلاهتان را بالا بندازید. ترجمه طوری است که اگر مترجم احساس رضایت صددرصد از ترجمه بکند کارش تمام است. البته ترجمه های بد از ادبیات کلاسیک ما هم برای غربی ها لذت بخش و جذاب است . حتی آنهایی که هیچ موسیقی و عطری از شعر فارسی ندارند. وی با فروتنی، تأثیر ترجمه هایش بر مخاطب غربی را به خاطر قدرت مولوی و عطار دانست و سپس با مروری بر ترجمه های انگلیسی و فرانسه از شعر مولانا و خیام، اضافه کرد: مردم آمریکا ترجمه های کولمن بارکس از مولانا را دوست دارند ولی به نظر من آنها ترجمه نیست بلکه آدابتیشن است و الهام شخصی مترجم از شعر مولانا. مانند ترجمه فیتز جرالد از رباعیات خیام، که کار او هم ترجمه نبوده بلکه برداشت از شعر خیام است. جرالد قالبهای شعر فارسی و قالب رباعی را در شعر خیام حفظ نکرده و شعر را در یک قالب غربی ریخته است. وی افزود: البته جرالد و بارکس هر دو شاعر بودند و شاعران اجازه دارند این کار را بکنند اما من نمی توانم.

ابتدا باید به ساختار زبانی شعر تسلط داشته باشی تا به عمق معنی اش راه پیدا کنی
مترجم کتاب «ملک جان نعمتی» از فرانسه به فارسی، درباره «شارل هانری دوفوشه کور» گفت: من چیزهای زیادی از فوشه کور آموختم. ترجمه های فوشه کور یک ترجمه علمی و دانشگاهی است. معنی را به تمام و کمال انتقال می دهد اما موسیقی را نه. او بهترین شرح و تفسیر را برای دیوان حافظ نوشته است. من هر وقت حافظ را به فارسی می خوانم، بلافاصله باید ترجمه فوشه کور را هم بخوانم چون او تمام معنی و تفسیر را به بهترین شکل ممکن حتی بهتر از تمام منابع فارسی به من ارائه می کند. از آقای فوشه کور دقت را یاد گرفتم و اینکه آدم باید تا انتهای معنی برود. از او آموختم ابتدا باید به ساختار زبانی شعر تسلط داشته باشی تا به عمق معنی اش راه پیدا کنی.

موسیقی شعرِ عطار، موسیقی تجربه درونی خودش بوده است
لیلی انور دربارۀ ترجمه «منطق الطیر» به فرانسه هم گفت : مشکلِ ترجمۀ آثار عطار، مشکلِ زبان نیست چون زبانش خیلی ساده است اما ترجمه اش مشکل است. هر چه بیشتر وارد آثارش میشوی کمتر متوجه میشوی. عطار عارف به تمام معنی کلمه بوده است و موسیقی شعرش، موسیقی تجربه درونی خودش بوده است. من که آن تجربه را نداشتم چطور بفهمم که او چه می گوید. آیا آدم میتواند چیزی که تجربه نکرده ترجمه کند؟ مترجم این کار را می کند اما به رمز عطار هرگز پی نمی برد. سپس وی به ماجرای تصمیمش برای ترجمه «منطق الطیر» پرداخت و افزود: این کتاب به توصیۀ مایکل بری ترجمه شد. یک نسخه منحصر به فرد از «منطق الطیر» در موزه مترو پولیتن نیویورک داشتند که مینیاتورهای استاد بهزاد بر این نسخه ارزشش را چندین برابر کرده است. این مینیاتورها تفسیر و توضیح شعر هم هست. البته برای کسی که شعر را می فهمد و می داند که مینیاتور چه مفهومی دارد. در ترجمه من از «منطق الطیر» ما مینیاتورها را هم تفسیر کرده ایم. وی به ترجمه های دیگر «منطق الطیر» به فرانسوی پرداخت و گفت: من فکر نمی کردم ترجمه این کار بیش از یک سال طول بکشد اما چهار سال طول کشید. من در ترجمه عطار با آقای کدکنی از طریق نوشته هایش خیلی صحبت کردم. تحقیقی که آقای کدکنی کرده ، برای صد سال آینده ما را بی نیاز کرده است. تعلیقاتی که ایشان بر «منطق الطیر» نوشته است دوبرابر متن کتاب است.

من بعید می دانم حتی فارسی زبان ها به معنای سیمرغ پی برده باشند
این پژوهشگر ادبیات عرفانی و زنان، در پاسخ به سؤالی در مورد چگونگی انتقال سفر درونی عطار و معنی سیمرغ به زبان فرانسوی گفت: من بعید می دانم حتی فارسی زبان ها به معنای سیمرغ پی برده باشند. ما هم کامل آن را نفهمیدیم و به همین دلیل کتاب «منطق الطیر» نوشته شده است. وی سپس بخشی از داستان را از زبان عطار برای حضار خواند و افزود: اصلا موضوع کتاب این است که سیمرغ کی و چی است؟ . او از استقبال فرانسویان از این ترجمه گفت که: 4500نسخه از این کتاب چاپ شده است و با اینکه گران و نفیس است در عرض چهار ماه تمام شد. تجدید چاپ گران تر از چاپ می شود و اگر کمتر از چهارهزار نسخه چاپ کنید به صرفه نیست. ناشر گفت که این تصویرها و تفسیرهایش آنقدر جذابیت دارد که شاید به متن توجه لازم نشود و بیاییم فقط ترجمه متن را در چاپ دوم ارائه کنیم. من هم دیدم در حالیکه این کتاب متنی برای سیر و سلوک است در عین حال با 290 یورو برای خریدن آن تناقض دارد و در نتیجه من با این نظر موافقت کردم و چاپ دوم با ویرایش و تفسیر بیشتر متن به بازار آمد که گاهی پاورقی از متن بیشتر می شود.

خواندن شعر کلاسیک آنقدر وقت می خواهد که شاید تا آخر عمر وقتم را بگیرد
مقاله نویس مجله «دنیای ادیان»، که دوماهنامه روزنامه لوموند است، دربارۀ مقالاتش در این مجله گفت: هفت سال پیش با مجله ای به نام دنیای ادیان آشنا شدم و با آنها یک سفر به ایران داشتم. در آن سفر که من چند کنفرانس دربارۀ ادبیات فارسی و ادیان داشتم با سردبیر مجله بیشتر آشنا شدم و از من خواست که در این مجله مقاله بنویسم. الان شش سال است که هر دوماه یکبار مقاله ای از من در این مجله چاپ می شود.
فارغ التحصیل رشته ادبیات فارسی از اکول نرمال سوپریور، در مورد کارهای در دست ترجمه اش گفت: الان ترجمه لیلی و مجنون را در دست دارم و در حال تحقیقم. هر چند ده صفحه از آن را ترجمه کرده ام اما هنوز زبانش را پیدا نکرده ام. من در مورد لیلی و مجنون چندین مقاله دانشگاهی هم نوشته ام . وی دربارۀ آثار ادبی معاصر در زبان فارسی اضافه کرد: من به هیچوجه وقت نمی کنم ادبیات معاصر را بخوانم چرا که خواندن شعر کلاسیک آنقدر وقت می خواهد که شاید تا آخر عمر وقتم را بگیرد. البته با دانشجویان زبان فارسی متن هایی از زویا پیرزاد، گلی ترقی و صادق هدایت را کار می کنیم.

من تصمیم گرفتم برعکس تمام مترجمان دیگر، سیمرغ را مؤنث ترجمه کنم
بانوی مترجم آثار کلاسیک زبان فارسی به زبان فرانسه، در مورد مشکلات ترجمه زبان فارسی به فرانسه گفت: همه کلمات در فرانسه یا نر هستند یا ماده . اما در زبان فارسی این مسئله وجود ندارد ،برای پادشاه، یار، دوست ، سیمرغ و غیره، نر یا ماده ، یک کلمه استفاده می شود. کسی راجع به زن یا مرد بودن سیمرغ در فارسی فکر نکرده است اما یک چیز مادرانه مثل تخم گذاشتن و بچۀ زال را با جوجه هایش بزرگ کردن دارد. اما موضوع زن یا مردی مطرح نیست بیشتر حس مادرانه در سیمرغ است. ریشۀ سیمرغ از اوستا است و در اوستا سیمرغ مؤنث به کار رفته است. چرا که در زبان اوستایی ما کلمات نر و ماده داریم و زبان فارسی به این شکل خنثی نبوده است. سیمرغ در اوستا یک موجود آفتابی و در ارتباط با خورشید است. جنبۀ مونث سیمرغ قوی تر از جنبه مذکر آن است اما معنای سیمرغ فراتر از جنسیت است. من تصمیم گرفتم برعکس تمام مترجمان دیگر، سیمرغ را مؤنث ترجمه کنم. یک پادشاه در منطق الطیر است که بازهم من برخلاف دیگران ملکه ترجمه کرده ام چرا که پادشاهی ست که مردم بعد از دیدنش می میرند.
در پایان نیز لیلی انور که همچون پدرش از صدای پرطنین و با صلابتی برخوردار است برای حاضران بخش پایانی از منطق الطیر را خواند.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید