ماه رمضان
تصویر برگزیده

دیروز؛

«تهمینه در راه» و «سایه عقاب روی پیاده‌رو» نقد شدند

آرتنا: دو کتاب «تهمینه در راه» نوشته ناهید کهنه چیان و «سایه عقاب روی پیاده‌رو» نوشته فاطمه قدرتی نقد شدند.

zoom
«تهمینه در راه» و «سایه عقاب روی پیاده‌رو» نقد شدند

به گزارش خبرگزاری هنر «آرتنا»، سی‌و‌یکمین نشست از سری جلسات نقد چهارشنبه، 15 مردادماه در کتاب‌سرای "چیستا" واقع در کرج برگزار شد.
«هادی نودهی» - مجری این جلسه - توضیحاتی درباره کتاب‌ها و نویسندگان‌شان ارائه و اظهار کرد: رمان حاضر، رمانی است نسبتا پر حجم که به عقیده من در ژانر بخصوصی هم نمی‌گنجد. کتاب درباره‌ی دختری است از خانواده‌ای مذهبی، که پدرش بازپرس ویژه قتل است و می‌خواهد روی پای خودش بایستد و نشان دهد می‌تواند در حرفه‌ی وکالت حرفی برای گفتن دارد. دختر وارد پرونده‌ی قتلی می‌شود، قتلی که مظنون اصلی‌اش دوست دوران کودکی و خانوادگی‌شان است.
سپس «ابراهیم مهدی زاده» به بیان نظراتش پرداخت و گفت: در این رمان، نویسنده به شیوه‌ای واقع گرا، با راوی فربه و موثق خود ما را به هزارتوی پارک‌ها، زندان‌ها، خانه‌های دانشجویی، محیط کاری وکلا و در یک کلمه، فضای معاصر می‌برد. رمان در جای جای خود از مسایل روز فرار نکرده و ما شاهد جسارت راوی دختر در مقابل پدرش که قاضی است، هستیم. در پایان اشاره کنم یکی از حٌسن‌های رمان آن است که به‌گونه‌ای نوشته شده که از خواندنش لذت خواهیم برد.
در ادامه «قباد آذر آیین» گفت: من در نقدم در مورد این کار از تیتر «کمی دور از خانه» استفاده کرده‌ام. کتاب در ژانری کار شده که اصولا خانم‌ها وارد آن نمی‌شوند. کار در لحظاتی بسیار بدیع و قوی است. هرچند کمی طولانی است و می‌شد حجمش کمتر باشد. مثلا نامزد راوی به نام «حمید» که به نظرم در طول کار منفعل است، می‌توانست در داستان نباشد. در کل به‌نظرم کتابی قابل تامل و خواندنی است.
در ادامه این نشست ادبی، «حسن اصغری» بیان کرد: رمان، رمانی آپارتمانی نیست. رمانی است بسیار قوی، که من را با خودش کشید. به نظر من، حمید در داستان نقش دارد و باید باشد. از طرف دیگر رمان پدرسالارانه هم نیست و این راوی است که در پایان پیروز است، چون در نهایت پرونده با کوشش او حل می‌شود. اما به‌نظر من هم رمان می‌توانست حجم کمتری داشته باشد. نکته دیگر این‌که در مورد تکه‌تکه شدن جسد، واقع‌نمایی نشده، چرا که قاتلی که جسد را تکه‌تکه می‌کند در اصل یک معترض اجتماعی است، اما تصویر کم‌رنگی از او در رمان آمده است.
در ادامه جلسه «سیروس نفیسی» نیز اظهار کرد: رمان، بسیار خوب نوشته شده و شرایط اجتماعی را خوب نشان می‌دهد. ما در این کتاب با داستانی روبه‌رو هستیم با طرح و پلات ماجرایی - دادگاهی، که برعکس رونقی که در کشورهایی مانند آمریکا دارند، با نویسندگان مشهوری مانند جان گریشام، در ایران هنوز کم‌سابقه‌ است. راوی‌ رمان، دختری است که می‌خواهد با ورود به عرصه‌های به ظاهر مردانه، خودش را ثابت کند، هم به پدرش هم نامزدش حمید و هم به خودش، که این قضیه شاید یکی از مسائل عمده زنان معاصر جامعه ما هم باشد.
وی در ادامه افزود: راوی تا مرز عبور از خط قرمزها و حتی برچسب خوردن از این و آن پیش می‌رود. در مورد نحوه روایت، با آن‌که راوی به شکل عینی ماجراها را بیان می‌کند، به موازاتش با محاکمات ذهنی خودش هم روبه‌روییم، چیزی که شاید برای خواننده مشکل ایجاد کند. به‌نظرم پایان‌بندی داستان نشان می‌دهد که با وجود شکست راوی، او هنوز از پا ننشسته است. اما در مورد ویراستاری اثر، در مواردی آدم شک می‌کند که این کار ویراستار داشته است یا خیر؟ که از ناشری چنان با سابقه، همچین کاری بعید است.
«پریا نفیسی» نیز در ادامه گفت: این کار را برتر از کارهای قبلی نویسنده دیده‌ام. کشش و تعلیقی که در کار است، خواننده را با خودش همراه می کند. در این داستان شخصیت اصلی می‌خواهد با این اندیشه ی همگانی یا اندیشه پدر که «زنان به واسطه طبع لطیف و احساسات‌شان نمی‌توانند در کار قضا وارد شوند» مقابله کند. اما می‌بینیم که در پایان رمان ، نظر پدر درست از آب درمی‌آید. از طرف دیگر در این رمان ما از یک طرف شاهد داستان بیرونی هستیم و از طرف دیگر واگویه‌ها و جنبه درونی، که این دو جنبه خوب کنار هم نشسته‌اند.
«رضا فکری» هم توضیح داد: ما در این اثر با یک رمانی واقعی و تمام و کمال روبه‌رو هستیم. با توجه به خرده روایت‌ها و قصه‌ی اصلی، من حجم داستان را معقول می‌دانم. به‌نظرم نمی‌توان از این کار فصلی را حذف کرد، از تکنیک روایت و نگارش هم نمی‌توانم ایرادی بگیرم. به لحاظ مضمون، من مردهای داستان را خیلی مثبت و منطقی دیدم، حتی پدر راوی، که ظاهرا در مقابل دخترش قرار دارد، خیلی کم در برابر او مقاومت می‌کند. برای همین چندان وضعیت پدر سالاری را در این رمان نمی‌بینم. در ضمن طغیانی را هم از قهرمان داستان به چشم نمی‌خورد. اما پایان‌بندی داستان به‌نظرم اصلا خوب نیست.
سپس «پوریا فلاح» گفت: نویسنده در این کار پیشرفت زیادی، چه از نظر نثر، چه تصویرسازی نسبت به اثر قبلی‌اش داشته است. در ضمن من دنبال آن هستم که ببینم چه اتفاقی دارد در نویسندگانی مانند ایدا مرادی آهنی، نویسنده این اثر یا حتی آثار اخیر حسین سناپور می‌افتد که تا به این حد شاهد تأثیرگیری از سینما هستیم؟ در پایان باید بگویم ویراستاری و طرح روی جلد کار خوب نبود.
«قباد آذر آیین» درباره مجموعه داستان «ناهید کهنه‌چیان» نیز گفت: در داستان‌های این کتاب، خواننده با ایده‌های متنوعی روبه‌رو می‌شود. نکته بارز این است که در داستان‌ها ایجاز مخل نداریم و با توجه به ظرفیتی که در کارهای‌شان می‌بینم، امیدوارم هم چنان به کارشان ادامه دهند.
«طلا نژادحسن» هم درباره همین کتاب بیان کرد: اکثر داستان‌های ایشان زن‌محورند. مسایل زیستی زنان از جمله ناسپاسی، خیانت، مشکلات جسمی و ... بسیار خوب در این داستان‌ها طرح شده‌اند. البته مضامین گاهی بکر و گاهی تکراری‌اند، سنکته بعدی پی‌رنگ است، در بعضی از داستان‌ها ما قصه را داریم مانند داستان «قیچی صنعتی» که هم قصه، هم پی‌رنگ ، هم وحدت زمانی دارد، اما حیف که کوتاهی داستان و جمله پایانی آن، ایجاد ابهام می‌کند. اما مثلا در داستان اختر، که موضوع جالبی هم دارد، ما غافلگیر می‌شویم. داستان کوتاه است، اما کوتاهی با موضوع داستان هماهنگ است. در داستان «من وخاله شیرین» هم که داستانی قوی و موجز است، رابطه علت و معلولی را به خوبی شاهد هستیم. اما در داستان « تهمینه در راه» اسطوره وارد داستان شده است، که من علت و توجیهی برای حضور این اسطوره در داستان نمی‌بینم.
در ادامه نشست، «مجتبی گلستانی» از منتقدان حاضر در جلسه گفت: بعضی‌ها معتقدند «50 سالگی» سن پختگی است. نمونه آن «امبرتو اکو» که در 50 سالگی داستان «راز گل سرخ» را نوشته و به نظرم سن نمی‌تواند و نباید سدی برای نویسنده به حساب آید. نکته بعدی که با آن موافقم این‌که باید اطلاعات بیشتری در داستان به خواننده داده شود، اما من خودم «ابهام» و مشخص نبودن معنی را دوست دارم.
«پریا نفیسی» هم در ادامه گفت: در داستان‌های ایشان بیشتر به مسائل زنان و دغدغه‌های زنانه پرداخت شده است. هرچند گاهی این دغدغه‌ها از نوع مسایل سنتی‌تر بوده که با مسایل روز و مدرن جوان‌ترها تفاوت دارد. بعضی از داستان‌ها مانند «سفره یک نفره» ایده‌ی خوبی دارند، اما کاش عمق بیشتری هم می‌یافتند. در تعدادی از داستان‌ها هم به‌نظر می‌رسد داستان زودتر از خط پایانی ماجرا، در نوشتار تمام می‌شود، و به نوعی ادامه به خواننده واگذار می‌گردد که نکته قوت این‌گونه داستان‌هاست. نکته دیگر این‌که نام تعدادی از زنان داستان‌ها «مریم» است و کتاب هم به مادر نویسنده به نام مریم تقدیم شده است. به‌نظرم شاید نویسنده خواسته با این کار به وجوه مشترک بین زنان اشاره کند.
«رضا فکری» هم در این جلسه بیان کرد: داستان‌های این مجموعه را می‌توان به چند وجه تقسیم‌بندی کرد. نخست داستان‌هایی که وجه فمینسیتی با قرائت برابری‌جویی دارند و وجه دیگر داستان‌ها، غافلگیرکنندگی آن‌ها است. اما در داستان‌هایی مانند «تهمینه در راه» من دنبال خوانش جدیدی بودم، که آن را نیافتم. به نظرم این داستان مدرن نیست. کدام زن است که بخواهد یک شب مردش باشد و دیگر پیدایش نشود و خودش را خوشبخت حس کند.
«پوریا فلاح» نیز اظهار کرد: در این داستان‌ها، ما بیشتر شاهد داستان‌های تجربی هستیم. بعضی از آن‌ها پخته‌تر بودند و بعضی هنوز جای کار دارند. نویسنده باید در کارهای بعدی به راوی، نثر و زبان توجه بیشتری داشته باشد تا به ادبیات متن نزدیک‌تر شود.
«عباس باباعلی» هم گفت: داستان‌ها دو نقطه قوت دارند؛ یکی مضمون اجتماعی و پرداختن به زندگی و دغدغه‌های اقشار محروم جامعه و دیگری نقطه قوت صمیمیت در روایت است. اما این دو عامل کافی نیستند و به عنصر تخیل و داستان‌پردازی در روایت داستانی باید بیشتر توجه می‌شد تا شاهد شکوه داستان‌ها می‌بودیم.
«مسعود پهلوان‌بخش» به‌عنوان آخرین منتقد گفت: ایده‌های بکر و قابل تاملی در تعدادی از داستان‌ها دیده می‌شود، مثلا در داستان «طلا ریزه» وقتی به انتهای داستان می‌رسیم، این پرسش طرح می‌شود که چرا زن داستان از وارد شدن به خانه‌اش هراس دارد؟ و چرا تصور می‌کند که حتما خیانتی در شرف وقوع است؟ بنابراین برای درک بهتر به ابتدای داستان بر می‌گردیم. در این داستان ما شاهد کار خوب نویسنده هستیم.

دیدگاه خود را درباره این خبر بنویسید